|

مدیریت بحران 6 ‌ماه قبل از کودتای 28 مرداد

مهدی زارع*

در روز 23 بهمن سال 1331 ساعت 11:45 (قبل از ظهر) مطابق با روز 12 فوریه سال 1953 زمین‌لرزه ویرانگری با بزرگای 6.8 روستای ترود در استان سمنان را ویران کرد. زلزله ترود در زمان نخست‌وزیری دولت زنده‌یاد دکتر محمد مصدق و حدود شش ماه قبل از کودتای ننگین 28 مرداد 32 رخ داد. این زلزله در حاشیه کویر و بر اثر جنبایی گسل ترود که دقیقا از روستای ترود آن روز عبور می‌کند، رخ مي‌دهد. بر پایه شواهد گردآوری‌شده از سوی زنده‌یاد دکتر ستراگ آبدالیان استاد زمین‌شناسی دانشگاه تهران در دهه 30 گسل مسبب این زمین‌لرزه، گسل ترود بود که درست از کنار روستای ترود می‌گذرد. اولین کسی که خبر زلزله را به مأموران دولتی اطلاع داد، مدیر دبستان ترود، آقای یغمایی، بود و اولین اطلاع، از طرف رئیس ایستگاه راه‌آهن امروان به مرکز اطلاع داده‌ شد که بلافاصله به شیر و خورشید سرخ اطلاع داده شد و این اولین گزارش رسمی بود که در‌این‌باره به تهران رسید. پس از وقوع زمین‌لرزه در جراید و روزنامه‎ها، آمار متفاوتی مربوط به تعداد تلفات و مجروحان ارائه می‌شد. در روز نخست در 23 بهمن‌، در تلگرافی که خبر وقوع زلزله را به تهران اطلاع می‌داد، این‌طور بیان‌ شده ‌بود که بر اثر حدوث این زلزله از هزارو 500 نفر جمعیت روستای ترود، فقط 50 نفر سالم هستند. نهایتا در اسناد و گزارش‌های بررسی‌شده که برگرفته از اطلاعات منتشر‌شده از سوی جمعیت شیر و خورشید سرخ ایران و اداره عمران و اصلاحات است، این‌طور اعلام شد که از دو‌هزارو 628 نفر جمعیت منطقه، 551 نفر کشته‌ شده‌اند که 21 درصد از جمعیت منطقه را شامل می‌شود. در‌این‌میان 529 نفر از کشته‌شدگان از روستای هزارو 357 نفری ترود بوده‌اند که 39 درصد از جمعیت ترود را در بر می‌گیرد و 44 خانوار به‌کلی در این روستا از بین رفتند. در ساعات اولیه تنها نیرویی که امکان دسترسی به کانون زلزله را داشت، روستاییانی بودند که برای کشاورزی در زمین‌های کشاورزی و از خانه‌های خود بیرون بودند؛ بنابراین درصد بالایی از تلفات این زلزله به زن و بچه‌ها (اهالی ساکن در منازل در ساعات میانی روز) و افراد سالمند مربوط بود. چهار روز پس از وقوع سانحه، با تشکیل کمیسیون امدادی با نخست‌وزیر دکتر مصدق، وزیر کشور دکتر غلامحسین صدیقی و سرتیپ میرجهانگیری نماینده ارگان‌های امدادی و مشخص‌شدن وظیفه هر ارگان و اعزام هیئت امدادی به ترود، عملیات امداد و ساماندهی اصولی اجرا شد. پس‌ از آن، کمیسیون امدادی با تعیین اولویت نیازهای افراد بازمانده، شروع به اقدامات لازم كرد. این اولویت به ترتیب، به‌ این صورت بود: آب و غذا، امنیت، بهداشت و ساختمان. پس از تشکیل اردوگاه ترود که در فاصله 500‌متری از روستای ویران‌شده قرار داشت، بازماندگان برای اسکان، به سه گروه تقسیم شدند:

- گروهی که به چادر قوای نظامی رفته‌ بودند و تعداد آنها 140 نفر بود.
- گروه‎های معدودی که بر فراز خانه‌های خراب‌شده یا روی پشت‌بام‌های ویرانه مسکن گزیده ‌بودند و حاضر نبودند پایین بروند.
- گروهی نیز در مزارع خود اقامت کرده ‌بودند.
یکپارچه‌نبودن افراد، روند امدادرسانی به بازماندگان را دشوار و کمی دچار مشکل كرد. برای حل این اختلال در امدادرسانی و تقسیم خواربار به‌ طور منظم بین بازماندگان و ایجاد عدالت، افراد را بر‌اساس طوایف‌شان گروه‌بندی كردند و از هر طایفه یک نفر به‌عنوان سرپرست معین شد. مطابق با آمار گرفته‌شده، خواربار به آنها تحویل داده ‌می‌شد و آن فرد، مسئول تحویل آذوقه به طایفه خود بود. پس از گذشت 10 روز از وقوع سانحه، برنامه جدیدی از طرف کمیسیون امدادی به ریاست هیئت اعزامی ارائه شد. در این مرحله که وارد فاز بازتوانی جامعه شده ‌بود، هدف، کشف استعداد و پتانسیل افراد بازمانده بود. در ابتدا، افراد غیرمحلی در ترود‌ مشخص و از روستا خارج شدند؛ سپس علاوه بر تعیین دقیق دارایی مردم، توانمندی آنها بررسی شد تا در اولین زمانی که افراد توانایی رفع نیاز و معاش خود را داشتند، کمک‌های شیر و خورشید سرخ قطع شود؛ بنابراین سه هفته پس از وقوع زلزله، گروه اعزامی شیر و خورشید به تهران بازگشت و افراد توانمند با دستمزد کار در زمین‌های زراعی و ‌ مشارکت در امر ساختمان، معاش خود را سپری كردند.

چند روز پس از گذشت عملیات امداد و نجات، در حین دوران ساماندهی مسئله تجدید ساختمان‌های جدید روستای ترود مطرح و مطالعات اولیه انجام شد. یک ماه پس از رخداد زمین‌لرزه، پس از سپری‌شدن دوره اضطرار و ساماندهی، کمیسیون امدادی به کار خود پایان داد و کمیسیون ساختمان به ‌صورت جدی به برنامه‌ریزی برای بازسازی منطقه زلزله‌زده و اجرای آن پرداخت. در ابتدا قرار شد سه ارگان وزارت کشور، شیر و خورشید سرخ و سازمان برنامه، هر‌کدام جداگانه مطالعات را انجام دهند و بر‌اساس نیاز جامعه، الگوی ساختمانی را ارائه دهند. در متن مذاکرات مجلس و شورای ملی در اولین جلسه بعد از رخداد زمین‌لرزه ترود که در تاریخ 30/11/1331 برگزار شد، آمده است: «نایب‌رئیس (مهندس احمد رضوی)- قبل از اینکه به نطق‌های قبل از دستور پرداخته شود، تذکرا به عرض نمایندگان محترم می‌رسانم که تعطیل جلسه قبل به احترام ارواح شهدای زلزله طرود
بوده ‌است (صحیح است) و همان‌طور که با شرکت در مجالس سوگواری و همچنین با تعطیل جلسه علنی مجلس شورای ملی تأثر و شرکت کامل خود را در این واقعه تأسف‌انگیز ظاهر کرده‌اند، بدیهی است در تأمین وسایل آسایش بازماندگان و همچنین ترمیم و تعمیر مجدد قصبه طرود که باید از نو ساخته و برای آیندگان باقی گذاشته شود (صحیح است) مجلس شورای ملی کمال علاقه‌مندی را دارد و در این قسمت اقدام فوری و مؤثر دولت را خواهان است. حالا نطق‌های قبل از دستور شروع می‌شود... قنات‌آبادی (مخالف دولت): بنابراین از دولت می‌خواهند که مسکن‌هایی که برای آنها قرار است بنا بشود، در همان محل بنا شود؛ چون آنها به آنجا علاقه دارند، آنجا را وطن خودشان می‌دانند. آنجا زراعت دارند، قنات دارند و به وسیله بنده خواسته‌اند که راجع به این مطلب یعنی کوچ‌دادن اینها از آن منطقه به منطقه دیگر اساسا دولت و مؤسسات خیره ذهن خودشان را مشغول نکنند؛ بنابراین اول کاری که باید دولت و سایر مؤسسات خیریه از محل این اعاناتی که داده می‌شود، بکنند، این است که از برای اینها تهیه مسکن بکنند (فرزانه: اینها را تمرکز بدهند) (نبوی: مردم متمرکزند) (فرزانه: عرض کردم این اعانات را تمرکز بدهند) حق با جناب‌عالی است. حق این ‌است كه در شیر و خورشید سرخ متمرکز شود و اینها با سابقه‌ای که دارند، عمل بکنند و اصلا این‌طور که یک دسته‌ای یک جا و یک دسته‌ای یک جا باشد، صحیح نیست».

* استاد پژوهشگاه بين‌المللي زلزله‌شناسي و مهندسي زلزله

در روز 23 بهمن سال 1331 ساعت 11:45 (قبل از ظهر) مطابق با روز 12 فوریه سال 1953 زمین‌لرزه ویرانگری با بزرگای 6.8 روستای ترود در استان سمنان را ویران کرد. زلزله ترود در زمان نخست‌وزیری دولت زنده‌یاد دکتر محمد مصدق و حدود شش ماه قبل از کودتای ننگین 28 مرداد 32 رخ داد. این زلزله در حاشیه کویر و بر اثر جنبایی گسل ترود که دقیقا از روستای ترود آن روز عبور می‌کند، رخ مي‌دهد. بر پایه شواهد گردآوری‌شده از سوی زنده‌یاد دکتر ستراگ آبدالیان استاد زمین‌شناسی دانشگاه تهران در دهه 30 گسل مسبب این زمین‌لرزه، گسل ترود بود که درست از کنار روستای ترود می‌گذرد. اولین کسی که خبر زلزله را به مأموران دولتی اطلاع داد، مدیر دبستان ترود، آقای یغمایی، بود و اولین اطلاع، از طرف رئیس ایستگاه راه‌آهن امروان به مرکز اطلاع داده‌ شد که بلافاصله به شیر و خورشید سرخ اطلاع داده شد و این اولین گزارش رسمی بود که در‌این‌باره به تهران رسید. پس از وقوع زمین‌لرزه در جراید و روزنامه‎ها، آمار متفاوتی مربوط به تعداد تلفات و مجروحان ارائه می‌شد. در روز نخست در 23 بهمن‌، در تلگرافی که خبر وقوع زلزله را به تهران اطلاع می‌داد، این‌طور بیان‌ شده ‌بود که بر اثر حدوث این زلزله از هزارو 500 نفر جمعیت روستای ترود، فقط 50 نفر سالم هستند. نهایتا در اسناد و گزارش‌های بررسی‌شده که برگرفته از اطلاعات منتشر‌شده از سوی جمعیت شیر و خورشید سرخ ایران و اداره عمران و اصلاحات است، این‌طور اعلام شد که از دو‌هزارو 628 نفر جمعیت منطقه، 551 نفر کشته‌ شده‌اند که 21 درصد از جمعیت منطقه را شامل می‌شود. در‌این‌میان 529 نفر از کشته‌شدگان از روستای هزارو 357 نفری ترود بوده‌اند که 39 درصد از جمعیت ترود را در بر می‌گیرد و 44 خانوار به‌کلی در این روستا از بین رفتند. در ساعات اولیه تنها نیرویی که امکان دسترسی به کانون زلزله را داشت، روستاییانی بودند که برای کشاورزی در زمین‌های کشاورزی و از خانه‌های خود بیرون بودند؛ بنابراین درصد بالایی از تلفات این زلزله به زن و بچه‌ها (اهالی ساکن در منازل در ساعات میانی روز) و افراد سالمند مربوط بود. چهار روز پس از وقوع سانحه، با تشکیل کمیسیون امدادی با نخست‌وزیر دکتر مصدق، وزیر کشور دکتر غلامحسین صدیقی و سرتیپ میرجهانگیری نماینده ارگان‌های امدادی و مشخص‌شدن وظیفه هر ارگان و اعزام هیئت امدادی به ترود، عملیات امداد و ساماندهی اصولی اجرا شد. پس‌ از آن، کمیسیون امدادی با تعیین اولویت نیازهای افراد بازمانده، شروع به اقدامات لازم كرد. این اولویت به ترتیب، به‌ این صورت بود: آب و غذا، امنیت، بهداشت و ساختمان. پس از تشکیل اردوگاه ترود که در فاصله 500‌متری از روستای ویران‌شده قرار داشت، بازماندگان برای اسکان، به سه گروه تقسیم شدند:

- گروهی که به چادر قوای نظامی رفته‌ بودند و تعداد آنها 140 نفر بود.
- گروه‎های معدودی که بر فراز خانه‌های خراب‌شده یا روی پشت‌بام‌های ویرانه مسکن گزیده ‌بودند و حاضر نبودند پایین بروند.
- گروهی نیز در مزارع خود اقامت کرده ‌بودند.
یکپارچه‌نبودن افراد، روند امدادرسانی به بازماندگان را دشوار و کمی دچار مشکل كرد. برای حل این اختلال در امدادرسانی و تقسیم خواربار به‌ طور منظم بین بازماندگان و ایجاد عدالت، افراد را بر‌اساس طوایف‌شان گروه‌بندی كردند و از هر طایفه یک نفر به‌عنوان سرپرست معین شد. مطابق با آمار گرفته‌شده، خواربار به آنها تحویل داده ‌می‌شد و آن فرد، مسئول تحویل آذوقه به طایفه خود بود. پس از گذشت 10 روز از وقوع سانحه، برنامه جدیدی از طرف کمیسیون امدادی به ریاست هیئت اعزامی ارائه شد. در این مرحله که وارد فاز بازتوانی جامعه شده ‌بود، هدف، کشف استعداد و پتانسیل افراد بازمانده بود. در ابتدا، افراد غیرمحلی در ترود‌ مشخص و از روستا خارج شدند؛ سپس علاوه بر تعیین دقیق دارایی مردم، توانمندی آنها بررسی شد تا در اولین زمانی که افراد توانایی رفع نیاز و معاش خود را داشتند، کمک‌های شیر و خورشید سرخ قطع شود؛ بنابراین سه هفته پس از وقوع زلزله، گروه اعزامی شیر و خورشید به تهران بازگشت و افراد توانمند با دستمزد کار در زمین‌های زراعی و ‌ مشارکت در امر ساختمان، معاش خود را سپری كردند.

چند روز پس از گذشت عملیات امداد و نجات، در حین دوران ساماندهی مسئله تجدید ساختمان‌های جدید روستای ترود مطرح و مطالعات اولیه انجام شد. یک ماه پس از رخداد زمین‌لرزه، پس از سپری‌شدن دوره اضطرار و ساماندهی، کمیسیون امدادی به کار خود پایان داد و کمیسیون ساختمان به ‌صورت جدی به برنامه‌ریزی برای بازسازی منطقه زلزله‌زده و اجرای آن پرداخت. در ابتدا قرار شد سه ارگان وزارت کشور، شیر و خورشید سرخ و سازمان برنامه، هر‌کدام جداگانه مطالعات را انجام دهند و بر‌اساس نیاز جامعه، الگوی ساختمانی را ارائه دهند. در متن مذاکرات مجلس و شورای ملی در اولین جلسه بعد از رخداد زمین‌لرزه ترود که در تاریخ 30/11/1331 برگزار شد، آمده است: «نایب‌رئیس (مهندس احمد رضوی)- قبل از اینکه به نطق‌های قبل از دستور پرداخته شود، تذکرا به عرض نمایندگان محترم می‌رسانم که تعطیل جلسه قبل به احترام ارواح شهدای زلزله طرود
بوده ‌است (صحیح است) و همان‌طور که با شرکت در مجالس سوگواری و همچنین با تعطیل جلسه علنی مجلس شورای ملی تأثر و شرکت کامل خود را در این واقعه تأسف‌انگیز ظاهر کرده‌اند، بدیهی است در تأمین وسایل آسایش بازماندگان و همچنین ترمیم و تعمیر مجدد قصبه طرود که باید از نو ساخته و برای آیندگان باقی گذاشته شود (صحیح است) مجلس شورای ملی کمال علاقه‌مندی را دارد و در این قسمت اقدام فوری و مؤثر دولت را خواهان است. حالا نطق‌های قبل از دستور شروع می‌شود... قنات‌آبادی (مخالف دولت): بنابراین از دولت می‌خواهند که مسکن‌هایی که برای آنها قرار است بنا بشود، در همان محل بنا شود؛ چون آنها به آنجا علاقه دارند، آنجا را وطن خودشان می‌دانند. آنجا زراعت دارند، قنات دارند و به وسیله بنده خواسته‌اند که راجع به این مطلب یعنی کوچ‌دادن اینها از آن منطقه به منطقه دیگر اساسا دولت و مؤسسات خیره ذهن خودشان را مشغول نکنند؛ بنابراین اول کاری که باید دولت و سایر مؤسسات خیریه از محل این اعاناتی که داده می‌شود، بکنند، این است که از برای اینها تهیه مسکن بکنند (فرزانه: اینها را تمرکز بدهند) (نبوی: مردم متمرکزند) (فرزانه: عرض کردم این اعانات را تمرکز بدهند) حق با جناب‌عالی است. حق این ‌است كه در شیر و خورشید سرخ متمرکز شود و اینها با سابقه‌ای که دارند، عمل بکنند و اصلا این‌طور که یک دسته‌ای یک جا و یک دسته‌ای یک جا باشد، صحیح نیست».

* استاد پژوهشگاه بين‌المللي زلزله‌شناسي و مهندسي زلزله

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.