|

میراث بین‌النهرین

منطقه بین‌النهرین یا میان‌دورود نام منطقه‌ای جغرافیایی است که میان دو رود دجله و فرات واقع شده است. امروزه بیشتر سطح این منطقه در کشور عراق است. بین‌النهرین را به خاطر تمدن‌های کهن و باستانی‌ آن می‌شناسند و نامش همواره به نام و آثار این تمدن‌ها گره خورده است. تمدن‌های سومر، اکد، بابل، آشور، کلدانی و تمدن‌های ایرانی مانند کاسی و ایلام و ماد، هر یک در گوشه‌ای از این سرزمین رونق و تأثیر داشته‌اند و از این منطقه نیز تأثیر پذیرفته‌اند. هر یک از این تمدن‌ها گوشه‌ای از تاریخ باستان را به خود اختصاص داده‌اند. همچنین ادیان و فرهنگ‌های بسیاری هم از کشورهای مختلف متأثر از بین‌النهرین بوده‌اند. از این‌رو، کتاب‌های بسیاری درباره تاریخ این منطقه و تمدن‌های حاضر در آن نوشته شده است و مورخان بسیاری به تحقیق درباره آن پرداخته‌اند. به‌تازگی نشر ققنوس کتابی منتشر کرده است که میراث بین‌النهرین را بررسی می‌کند، به عبارت دقیق‌تر، به بررسی سه مورد از نوآوری‌های مهمی می‌پردازد که در هزاره چهارم قبل از میلاد از رویارویی سومری‌ها و اکدی‌ها در عراق امروزی پدید آمد: یعنی نوشتار، عقلانیت و دین.
این کتاب شامل سه مقاله بلند به‌ترتیب با عناوین «دین و عقلانیت در بین‌‌النهرین»، «نوشتار میان جهان‌های ‌مرئی و نامرئی» و «نوشتار و دین مدنی در یونان» است. نویسندگان این سه مقاله هر یک با زمینه قراردادن یک یا چندین فرهنگ باستانی کوشیده‌‌اند ایده کلی کتاب را که یافتن ریشه‌‌های تمدن امروزی ماست، بررسی کنند. ژان بوترو، مورخ، متفکر و باستان‌شناس شناخته‌شده در فصل اول، بین‌‌النهرین باستان را زمینه یافتن ردپای نیاکان تمدن امروزی ما قرار داده است. کلاریست هرنشمیت، ایران‌شناس نامدار، با تمرکز بر تمدن ایلامی در جنوب ایران و پرداختن به الفباهای صامت‌نگار، الفبای یونانی، خط میخی فارسی باستان و با تفسیرها و تأملاتی شگفت درباره این خطوط و نیز مفاهیم مندرج در ادیان و فرهنگ‌های باستانی، کار بوترو در مقاله اول را دنبال می‌کند. ژان پی‌‌یر ورنان در مقاله پایانی یکسره به تمدنی می‌پردازد که غربیان امروزی بیش از هر تمدن باستانی دیگری مدعی مالکیت آنند و خود را میراث‌داران حقیقی آن می‌پندارند.
کتاب حاضر پیشرفت نوشتار را در بستر نسبتش با اندیشه و تعصب دینی بررسی می‌کند؛ یعنی دو مقوله‌ای که به محض پدیدآمدن نوشتار از دل آن زاده شدند و همچنین به چگونگی پذیرش آن از سوی اقوام دیگر می‌پردازد. به این صورت که سامی‌های سوریه خط را اصلاح و یونانی‌ها آن را کامل کردند. کتاب نشان می‌دهد در نقطه اوج تکاملی طولانی مشخص می‌شود عقلانیت - یا «عقلانیت‌ها» به قول ژان پی‌یر ورنان - و ادیان جهانی دو محصول فرعی خط و نوشتارند؛ دو محصولی که قادرند هنجارهایی کلی و مستقل از شرایط خلق کنند. در این کتاب نویسندگان می‌کوشند به بررسی اشکال تاریخی این سه پدیده در میان اقوامی بپردازند که اقدام به اخذ و اقتباس این پدیده‌ها کرده یا آنها را دگرگون کردند. هر یک از این تمدن‌ها به سبک و سیاق خاص خود و بسته به شرایط مادی، اجتماعی و فرهنگی‌شان از میراثی مشترک بهره‌مند شدند. در این کتاب مراحل مختلف تحولی تصویر نمی‌شود که نهایتا در عقلانیت یونانی و یکتاپرستی عبرانی به کمال خود رسید. در این کتاب نشان داده می‌شود اگرچه به طور قطع ثابت شده بین‌النهرین دست‌کم در بخش‌های غربی دنیای قدیم سرچشمه تمدن بوده است، شاخه‌های متعدد و پایدار این سرچشمه همگی به جریانی واحد تبدیل نشدند. بلکه برعکس، این شاخه‌های متعدد هرگز از دگرگونی و رشد و آمیزش بازنایستادند. این‌گونه بود که ایده‌های بین‌النهرینی مثل کالاهای مادی و فناوری‌اش، به شرق یعنی به سرزمین‌های ایرانی و به غرب یعنی سوریه و دورتر از آن به یونان سرازیر شدند. این ایده‌ها که تمدن‌های هخامنشی، آرامی، عبرانی و یونانی آنها را اخذ و اصلاح می‌کردند، گاه دچار تغییرات کمابیش بنیادی می‌شدند و گاهی نیز بدون تغییر و در شکل جریان‌های فکری، مجموعه اساطیر و عقاید از اینجا و آنجا سر بر می‌آوردند. در این کتاب تأکید می‌شود از این واقعیت که دو موجودیت به نام‌های تصنعی شرق و غرب ایده‌های فوق را به ارث بردند به هیچ وجه نمی‌توان نتیجه گرفت که بر درخت شش هزارساله تمدن بین‌النهرین فقط همین دو شاخه بزرگ روییده است. از این‌رو، نویسندگان این مقالات خوانندگان را دعوت می‌کنند دیدگاه‌های ایدئولوژیک خود را درباره مسئله سرآغازها کنار بگذارند و داستان تمدن را از نو و از سر انصاف بخوانند. این‌طور است که می‌توان در پس مفهوم «غرب» تأثیرات اسلامی بسیاری یافت.

منطقه بین‌النهرین یا میان‌دورود نام منطقه‌ای جغرافیایی است که میان دو رود دجله و فرات واقع شده است. امروزه بیشتر سطح این منطقه در کشور عراق است. بین‌النهرین را به خاطر تمدن‌های کهن و باستانی‌ آن می‌شناسند و نامش همواره به نام و آثار این تمدن‌ها گره خورده است. تمدن‌های سومر، اکد، بابل، آشور، کلدانی و تمدن‌های ایرانی مانند کاسی و ایلام و ماد، هر یک در گوشه‌ای از این سرزمین رونق و تأثیر داشته‌اند و از این منطقه نیز تأثیر پذیرفته‌اند. هر یک از این تمدن‌ها گوشه‌ای از تاریخ باستان را به خود اختصاص داده‌اند. همچنین ادیان و فرهنگ‌های بسیاری هم از کشورهای مختلف متأثر از بین‌النهرین بوده‌اند. از این‌رو، کتاب‌های بسیاری درباره تاریخ این منطقه و تمدن‌های حاضر در آن نوشته شده است و مورخان بسیاری به تحقیق درباره آن پرداخته‌اند. به‌تازگی نشر ققنوس کتابی منتشر کرده است که میراث بین‌النهرین را بررسی می‌کند، به عبارت دقیق‌تر، به بررسی سه مورد از نوآوری‌های مهمی می‌پردازد که در هزاره چهارم قبل از میلاد از رویارویی سومری‌ها و اکدی‌ها در عراق امروزی پدید آمد: یعنی نوشتار، عقلانیت و دین.
این کتاب شامل سه مقاله بلند به‌ترتیب با عناوین «دین و عقلانیت در بین‌‌النهرین»، «نوشتار میان جهان‌های ‌مرئی و نامرئی» و «نوشتار و دین مدنی در یونان» است. نویسندگان این سه مقاله هر یک با زمینه قراردادن یک یا چندین فرهنگ باستانی کوشیده‌‌اند ایده کلی کتاب را که یافتن ریشه‌‌های تمدن امروزی ماست، بررسی کنند. ژان بوترو، مورخ، متفکر و باستان‌شناس شناخته‌شده در فصل اول، بین‌‌النهرین باستان را زمینه یافتن ردپای نیاکان تمدن امروزی ما قرار داده است. کلاریست هرنشمیت، ایران‌شناس نامدار، با تمرکز بر تمدن ایلامی در جنوب ایران و پرداختن به الفباهای صامت‌نگار، الفبای یونانی، خط میخی فارسی باستان و با تفسیرها و تأملاتی شگفت درباره این خطوط و نیز مفاهیم مندرج در ادیان و فرهنگ‌های باستانی، کار بوترو در مقاله اول را دنبال می‌کند. ژان پی‌‌یر ورنان در مقاله پایانی یکسره به تمدنی می‌پردازد که غربیان امروزی بیش از هر تمدن باستانی دیگری مدعی مالکیت آنند و خود را میراث‌داران حقیقی آن می‌پندارند.
کتاب حاضر پیشرفت نوشتار را در بستر نسبتش با اندیشه و تعصب دینی بررسی می‌کند؛ یعنی دو مقوله‌ای که به محض پدیدآمدن نوشتار از دل آن زاده شدند و همچنین به چگونگی پذیرش آن از سوی اقوام دیگر می‌پردازد. به این صورت که سامی‌های سوریه خط را اصلاح و یونانی‌ها آن را کامل کردند. کتاب نشان می‌دهد در نقطه اوج تکاملی طولانی مشخص می‌شود عقلانیت - یا «عقلانیت‌ها» به قول ژان پی‌یر ورنان - و ادیان جهانی دو محصول فرعی خط و نوشتارند؛ دو محصولی که قادرند هنجارهایی کلی و مستقل از شرایط خلق کنند. در این کتاب نویسندگان می‌کوشند به بررسی اشکال تاریخی این سه پدیده در میان اقوامی بپردازند که اقدام به اخذ و اقتباس این پدیده‌ها کرده یا آنها را دگرگون کردند. هر یک از این تمدن‌ها به سبک و سیاق خاص خود و بسته به شرایط مادی، اجتماعی و فرهنگی‌شان از میراثی مشترک بهره‌مند شدند. در این کتاب مراحل مختلف تحولی تصویر نمی‌شود که نهایتا در عقلانیت یونانی و یکتاپرستی عبرانی به کمال خود رسید. در این کتاب نشان داده می‌شود اگرچه به طور قطع ثابت شده بین‌النهرین دست‌کم در بخش‌های غربی دنیای قدیم سرچشمه تمدن بوده است، شاخه‌های متعدد و پایدار این سرچشمه همگی به جریانی واحد تبدیل نشدند. بلکه برعکس، این شاخه‌های متعدد هرگز از دگرگونی و رشد و آمیزش بازنایستادند. این‌گونه بود که ایده‌های بین‌النهرینی مثل کالاهای مادی و فناوری‌اش، به شرق یعنی به سرزمین‌های ایرانی و به غرب یعنی سوریه و دورتر از آن به یونان سرازیر شدند. این ایده‌ها که تمدن‌های هخامنشی، آرامی، عبرانی و یونانی آنها را اخذ و اصلاح می‌کردند، گاه دچار تغییرات کمابیش بنیادی می‌شدند و گاهی نیز بدون تغییر و در شکل جریان‌های فکری، مجموعه اساطیر و عقاید از اینجا و آنجا سر بر می‌آوردند. در این کتاب تأکید می‌شود از این واقعیت که دو موجودیت به نام‌های تصنعی شرق و غرب ایده‌های فوق را به ارث بردند به هیچ وجه نمی‌توان نتیجه گرفت که بر درخت شش هزارساله تمدن بین‌النهرین فقط همین دو شاخه بزرگ روییده است. از این‌رو، نویسندگان این مقالات خوانندگان را دعوت می‌کنند دیدگاه‌های ایدئولوژیک خود را درباره مسئله سرآغازها کنار بگذارند و داستان تمدن را از نو و از سر انصاف بخوانند. این‌طور است که می‌توان در پس مفهوم «غرب» تأثیرات اسلامی بسیاری یافت.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.