برشت در ایران
علی شروقی
بیشتر آنچه از برتولت برشت به فارسی ترجمه شده است برمیگردد به فاصله بین سالهای آغازین دهه چهل و سالهای پایانی دهه پنجاه؛ دورهای که فکر انقلابی و سیاسی بر هنر و ادبیات غالب بود و این فارغ از برخی اختلافهای عقیدتی میان جریانهای روشنفکری مخالف حکومت پهلوی، تقریبا در میان تمامی آنها رویکردی مشترک بود. از همین روست که در فهرست مترجمان آثار برشت در آن دوره از مارکسیستهای ارتدوکس که قاعدتا نباید با سبک برشت و نظریههای تئاتری او چندان موافق میبودند تا چپهایی با رویکردهای منعطفتر و بهروزتر و حتی روشنفکران متمایل به تعهد سارتری و اگزیستانسیالیستی به چشم میخورد و همچنین مترجمانی که نه فقط به پیام سیاسی برشت که به وجه هنری کار او که از قضا بینش سیاسیاش به طرزی ریشهایتر در آن نهفته بود نظر داشتند و از همین رو ابداعات فرمال او را که در تأکید او بر تغییر بنیادین شیوه تولید تئاتر و متن تئاتری ریشه داشت نادیده نمیگرفتند و در ترجمه آثار او سخت مراقب بودند که ظرافتهای هنری آثار او تا جای ممکن از دست نرود و به خواننده فارسیزبان منتقل شود. البته هیچ جای تعجب نیست که در این انبوه ترجمه از برشت همه ترجمهها
به یک میزان دقیق و درست نبوده باشند و بینشان ترجمههای نادرست و غیردقیق نیز یافت شود. در جستجوی ترجمههای فارسی برشت در آن فاصله زمانی که گفته شد به نام مترجمان و ناشران بسیاری برمیخوریم. از ناشران معروف تا ناشرانی که امروزه نام و نشانی از آنها نیست، از مترجمان نامآشنا تا مترجمانی کمتر مشهور و احیانا با اسمهای مستعار. در این بین اما نشر خوارزمی تا حدودی مستثنا بود چراکه ترجمه آثار برشت را بهطور منظم و سیستماتیک و به عنوان یک پروژه جدی کلید زد و ویراستاری و سرپرستی این کار را به فرامرز بهزاد سپرد. بهزاد که خود از مترجمان صاحبنام زبان آلمانی و مولف فرهنگ آلمانی - فارسی بود علاوه بر چند کتاب برشت که خودش برای نشر خوارزمی ترجمه کرد، ترجمه بعضی از این کتابها را هم به مترجمان دیگری که از آلمانی ترجمه میکردند سپرد و خودش ویراستاری این ترجمهها را به عهده گرفت. «درباره تئاتر»، «تفنگهای خانم کارار و رویاهای سیمون ماشار» و «شویک در جنگ جهانی دوم» به ترجمه فرامرز بهزاد، «نمایشنامههای آموزشی» به ترجمه فرامرز بهزاد، بهرام حبیبی و اردشیر فریدمجتهدی، سه نمایشنامه «بعل»، «در جنگل شهر» و «صدای طبل در شب» (هر سه
در یک کتاب) به ترجمه محمود حسینیزاد و «تکپردهایها» به ترجمه محمود حسینیزاد و اردشیر فریدمجتهدی از جمله آثار برشت بودند که در قالب پروژه مذکور در نشر خوارزمی به چاپ رسیدند.
زندهیاد شریف لنکرانی هم از دیگر مترجمان مطرح زبان آلمانی بود که آثاری از برشت را برای نشر خوارزمی ترجمه کرد که از آن جمله است «آدم آدم است»، «بچهفیل» و «استنطاق لوکولوس» (هرسه در یک کتاب) و «اپرای سه پولی» و «صعود و سقوط شهر ماهاگونی» (هر دو در یک کتاب). «ترس و نکبت رایش سوم» از دیگر آثار برشت است که توسط شریف لنکرانی ترجمه شده است که این ترجمه را البته نه نشر خوارزمی بلکه نشر مروارید منتشر کرده است. «ترس و نکبت رایش سوم» را، که درواقع مجموعهای از نمایشنامههای تکپردهای است، بیژن مفید در کارگاه نمایش کارگردانی کرد که این خود نشان میدهد برشت سیاسی حتی به کارگاه نمایش هم، که معروف بود به محافظهکاری و بیاعتنایی به سیاست، نفوذ کرده بود. از دیگر هنرمندان تئاتر که در آن سالها به برشت گوشهچشمی داشتند و آثاری از او را ترجمه و اجرا کردند باید از زندهیاد رضا کرمرضایی نام برد. «توراندخت یا کنگره پاکشوران (گناهشوران)» از جمله ترجمههای کرمرضایی از آثار برشت است. این نمایشنامه امسال نیز با ترجمه محمود حسینیزاد و همکاری نصرتالله رستگار با عنوان «توراندخت یا کنگرهی توجیهگرها» منتشر شده است. «دانسن» و
«قیمت آهن چنده؟» (هر دو در یک کتاب) و «هوارتیها و کوراتیها» از دیگر نمایشنامههایی است که از برشت با ترجمه کرمرضایی منتشر شده است. کرمرضایی در سال 1355 تلهتئاترهای «دانسن» و «قیمت آهن چنده؟» را کارگردانی کرد.
حمید سمندریان نیز از دیگر کارگردانان صاحبنام تئاتر بود که ترجمه و اجرای اثری از برشت را در کارنامه کاری خود ثبت کرد؛ سمندریان در سال 1341 ترجمه خود از «دایره گچی قفقازی» برشت را منتشر کرد و در سال 1377 همین نمایشنامه را روی صحنه برد.
چنانکه گفته شد مارکسیستهای ارتدوکس که در ادبیات سلیقهای کلاسیک داشتند و خود اگر دست به قلم میبردند بیشتر طبق الگوهای رئالیسم سوسیالیستی مینوشتند نیز از برشت غافل نماندند و بهترین گواه این مدعا بودن نام م.ا. بهآذین در فهرست مترجمان آثار برشت است. بهآذین که جامعه ادبی خواندن برخی از بزرگترین آثار کلاسیک ادبیات جهان را به زبان فارسی مدیون اوست یک نمایشنامه هم از برشت با عنوان «استثناء و قاعده» به فارسی ترجمه کرده است.
بین چهرههای نامآشنای ترجمه ادبی که ترجمه برشت را هم در کارنامه کاری خود دارند باید از عبدالرحیم احمدی هم نام برد که «زندگی گالیله» را از برشت به فارسی ترجمه کرده است. همچنین از زندهیاد مصطفی رحیمی که نمایشنامههای «ننه دلاور و فرزندان او» و «آنکه گفت آری و آنکه گفت نه» برشت را ترجمه کرد.
عبدالله کوثری نیز در دهه 50 نمایشنامهای از برشت ترجمه کرده است؛ نمایشنامه «محاکمه ژاندارک در رُوان» که چندیپیش هم تجدید چاپ شد. از برخی آثار برشت نیز بیش از یک ترجمه وجود دارد. یک نمونهاش «توراندخت» است که پیش از این به هر دو ترجمه آن اشاره شد. به جز این اما میتوان به «در جنگل شهر» هم به عنوان نمونهای دیگر اشاره کرد. از این اثر برشت هم علاوه بر ترجمه حسینیزاد ترجمهای دیگر وجود دارد با عنوان «در انبوه شهرها» که مترجم آن عبدالرحمن صدریه است.
برتولت برشت اما به جز نمایشنامه آثار دیگری هم داشت. قطعات داستانی با عنوان «حکایتهای آقای کوینر» از جمله آثار غیرنمایشی اوست. این قطعات داستانی را علی عبداللهی به فارسی ترجمه کرده که در مجموعهای با عنوان «فیل» به چاپ رسیده است. در سال 1350 هم کتابی با عنوان «برتولت برشت» منتشر شد که مجموعهای بود شامل یک مصاحبه، یک نمایشنامه و چند شعر و داستان از برشت با ترجمه رسول نفیسی.
درباره برشت و نظریههای تئاتری او نیز کتابهایی به فارسی ترجمه شده است که هم شامل یادداشتها و مقالاتی به قلم خود برشت است و هم شامل آنچه دیگران در معرفی او نوشتهاند. «درباره تئاتر» به ترجمه فرامرز بهزاد که پیش از این به آن اشاره شد از دسته اول است و مقالات و یادداشتهای خود برشت را در برمیگیرد. همچنین است کتابی با عنوان «زندگی تئاتری من» به ترجمه فریدون ناظری. «از برشت میگویم» نوشته روت برلاو و ترجمه مهشید میرمعزی و «برتولت برشت در قاب عکسها و لابهلای کلمات» نوشته ورنر هشت و با پیشگفتار ماکس فریش و ترجمه زندهیاد جاهد جهانشاهی از آثاری است که درباره برشت به فارسی ترجمه شده است. چند سال پیش نیز کتاب «فهم برشت» که شامل مجموعهای از مقالات والتر بنیامین درباره برشت بود توسط گروهی از مترجمان به فارسی ترجمه و منتشر شد. «ارباب پونتیلا و نوکرش ماتی» ترجمه فریده لاشایی، «کلهگردها و کلهتیزها» و «من برتولت برشت» ترجمه بهروز مشیری، «گفتگوی فراریان» ترجمه خشایار قائممقامی، «روزهای کمون» ترجمه ف.ک.کاووسی، «صعود مقاومتپذیر آرتور و اویی» ترجمه افریدون، «آقای نخستوزیر» ترجمه و بازسرایی شاهکار بینشپژوه، «زن
خوب ایالت سچوان» ترجمه مهدی زمانیان، «قطعه آموزش» ترجمه مینو ملکخوانی، «اپرای سه پولی» ترجمه علیاکبر خداپرست و «مادر» ترجمه بهرام حبیبی از دیگر آثاری است که از برشت به فارسی ترجمه شده.
بیشتر آنچه از برتولت برشت به فارسی ترجمه شده است برمیگردد به فاصله بین سالهای آغازین دهه چهل و سالهای پایانی دهه پنجاه؛ دورهای که فکر انقلابی و سیاسی بر هنر و ادبیات غالب بود و این فارغ از برخی اختلافهای عقیدتی میان جریانهای روشنفکری مخالف حکومت پهلوی، تقریبا در میان تمامی آنها رویکردی مشترک بود. از همین روست که در فهرست مترجمان آثار برشت در آن دوره از مارکسیستهای ارتدوکس که قاعدتا نباید با سبک برشت و نظریههای تئاتری او چندان موافق میبودند تا چپهایی با رویکردهای منعطفتر و بهروزتر و حتی روشنفکران متمایل به تعهد سارتری و اگزیستانسیالیستی به چشم میخورد و همچنین مترجمانی که نه فقط به پیام سیاسی برشت که به وجه هنری کار او که از قضا بینش سیاسیاش به طرزی ریشهایتر در آن نهفته بود نظر داشتند و از همین رو ابداعات فرمال او را که در تأکید او بر تغییر بنیادین شیوه تولید تئاتر و متن تئاتری ریشه داشت نادیده نمیگرفتند و در ترجمه آثار او سخت مراقب بودند که ظرافتهای هنری آثار او تا جای ممکن از دست نرود و به خواننده فارسیزبان منتقل شود. البته هیچ جای تعجب نیست که در این انبوه ترجمه از برشت همه ترجمهها
به یک میزان دقیق و درست نبوده باشند و بینشان ترجمههای نادرست و غیردقیق نیز یافت شود. در جستجوی ترجمههای فارسی برشت در آن فاصله زمانی که گفته شد به نام مترجمان و ناشران بسیاری برمیخوریم. از ناشران معروف تا ناشرانی که امروزه نام و نشانی از آنها نیست، از مترجمان نامآشنا تا مترجمانی کمتر مشهور و احیانا با اسمهای مستعار. در این بین اما نشر خوارزمی تا حدودی مستثنا بود چراکه ترجمه آثار برشت را بهطور منظم و سیستماتیک و به عنوان یک پروژه جدی کلید زد و ویراستاری و سرپرستی این کار را به فرامرز بهزاد سپرد. بهزاد که خود از مترجمان صاحبنام زبان آلمانی و مولف فرهنگ آلمانی - فارسی بود علاوه بر چند کتاب برشت که خودش برای نشر خوارزمی ترجمه کرد، ترجمه بعضی از این کتابها را هم به مترجمان دیگری که از آلمانی ترجمه میکردند سپرد و خودش ویراستاری این ترجمهها را به عهده گرفت. «درباره تئاتر»، «تفنگهای خانم کارار و رویاهای سیمون ماشار» و «شویک در جنگ جهانی دوم» به ترجمه فرامرز بهزاد، «نمایشنامههای آموزشی» به ترجمه فرامرز بهزاد، بهرام حبیبی و اردشیر فریدمجتهدی، سه نمایشنامه «بعل»، «در جنگل شهر» و «صدای طبل در شب» (هر سه
در یک کتاب) به ترجمه محمود حسینیزاد و «تکپردهایها» به ترجمه محمود حسینیزاد و اردشیر فریدمجتهدی از جمله آثار برشت بودند که در قالب پروژه مذکور در نشر خوارزمی به چاپ رسیدند.
زندهیاد شریف لنکرانی هم از دیگر مترجمان مطرح زبان آلمانی بود که آثاری از برشت را برای نشر خوارزمی ترجمه کرد که از آن جمله است «آدم آدم است»، «بچهفیل» و «استنطاق لوکولوس» (هرسه در یک کتاب) و «اپرای سه پولی» و «صعود و سقوط شهر ماهاگونی» (هر دو در یک کتاب). «ترس و نکبت رایش سوم» از دیگر آثار برشت است که توسط شریف لنکرانی ترجمه شده است که این ترجمه را البته نه نشر خوارزمی بلکه نشر مروارید منتشر کرده است. «ترس و نکبت رایش سوم» را، که درواقع مجموعهای از نمایشنامههای تکپردهای است، بیژن مفید در کارگاه نمایش کارگردانی کرد که این خود نشان میدهد برشت سیاسی حتی به کارگاه نمایش هم، که معروف بود به محافظهکاری و بیاعتنایی به سیاست، نفوذ کرده بود. از دیگر هنرمندان تئاتر که در آن سالها به برشت گوشهچشمی داشتند و آثاری از او را ترجمه و اجرا کردند باید از زندهیاد رضا کرمرضایی نام برد. «توراندخت یا کنگره پاکشوران (گناهشوران)» از جمله ترجمههای کرمرضایی از آثار برشت است. این نمایشنامه امسال نیز با ترجمه محمود حسینیزاد و همکاری نصرتالله رستگار با عنوان «توراندخت یا کنگرهی توجیهگرها» منتشر شده است. «دانسن» و
«قیمت آهن چنده؟» (هر دو در یک کتاب) و «هوارتیها و کوراتیها» از دیگر نمایشنامههایی است که از برشت با ترجمه کرمرضایی منتشر شده است. کرمرضایی در سال 1355 تلهتئاترهای «دانسن» و «قیمت آهن چنده؟» را کارگردانی کرد.
حمید سمندریان نیز از دیگر کارگردانان صاحبنام تئاتر بود که ترجمه و اجرای اثری از برشت را در کارنامه کاری خود ثبت کرد؛ سمندریان در سال 1341 ترجمه خود از «دایره گچی قفقازی» برشت را منتشر کرد و در سال 1377 همین نمایشنامه را روی صحنه برد.
چنانکه گفته شد مارکسیستهای ارتدوکس که در ادبیات سلیقهای کلاسیک داشتند و خود اگر دست به قلم میبردند بیشتر طبق الگوهای رئالیسم سوسیالیستی مینوشتند نیز از برشت غافل نماندند و بهترین گواه این مدعا بودن نام م.ا. بهآذین در فهرست مترجمان آثار برشت است. بهآذین که جامعه ادبی خواندن برخی از بزرگترین آثار کلاسیک ادبیات جهان را به زبان فارسی مدیون اوست یک نمایشنامه هم از برشت با عنوان «استثناء و قاعده» به فارسی ترجمه کرده است.
بین چهرههای نامآشنای ترجمه ادبی که ترجمه برشت را هم در کارنامه کاری خود دارند باید از عبدالرحیم احمدی هم نام برد که «زندگی گالیله» را از برشت به فارسی ترجمه کرده است. همچنین از زندهیاد مصطفی رحیمی که نمایشنامههای «ننه دلاور و فرزندان او» و «آنکه گفت آری و آنکه گفت نه» برشت را ترجمه کرد.
عبدالله کوثری نیز در دهه 50 نمایشنامهای از برشت ترجمه کرده است؛ نمایشنامه «محاکمه ژاندارک در رُوان» که چندیپیش هم تجدید چاپ شد. از برخی آثار برشت نیز بیش از یک ترجمه وجود دارد. یک نمونهاش «توراندخت» است که پیش از این به هر دو ترجمه آن اشاره شد. به جز این اما میتوان به «در جنگل شهر» هم به عنوان نمونهای دیگر اشاره کرد. از این اثر برشت هم علاوه بر ترجمه حسینیزاد ترجمهای دیگر وجود دارد با عنوان «در انبوه شهرها» که مترجم آن عبدالرحمن صدریه است.
برتولت برشت اما به جز نمایشنامه آثار دیگری هم داشت. قطعات داستانی با عنوان «حکایتهای آقای کوینر» از جمله آثار غیرنمایشی اوست. این قطعات داستانی را علی عبداللهی به فارسی ترجمه کرده که در مجموعهای با عنوان «فیل» به چاپ رسیده است. در سال 1350 هم کتابی با عنوان «برتولت برشت» منتشر شد که مجموعهای بود شامل یک مصاحبه، یک نمایشنامه و چند شعر و داستان از برشت با ترجمه رسول نفیسی.
درباره برشت و نظریههای تئاتری او نیز کتابهایی به فارسی ترجمه شده است که هم شامل یادداشتها و مقالاتی به قلم خود برشت است و هم شامل آنچه دیگران در معرفی او نوشتهاند. «درباره تئاتر» به ترجمه فرامرز بهزاد که پیش از این به آن اشاره شد از دسته اول است و مقالات و یادداشتهای خود برشت را در برمیگیرد. همچنین است کتابی با عنوان «زندگی تئاتری من» به ترجمه فریدون ناظری. «از برشت میگویم» نوشته روت برلاو و ترجمه مهشید میرمعزی و «برتولت برشت در قاب عکسها و لابهلای کلمات» نوشته ورنر هشت و با پیشگفتار ماکس فریش و ترجمه زندهیاد جاهد جهانشاهی از آثاری است که درباره برشت به فارسی ترجمه شده است. چند سال پیش نیز کتاب «فهم برشت» که شامل مجموعهای از مقالات والتر بنیامین درباره برشت بود توسط گروهی از مترجمان به فارسی ترجمه و منتشر شد. «ارباب پونتیلا و نوکرش ماتی» ترجمه فریده لاشایی، «کلهگردها و کلهتیزها» و «من برتولت برشت» ترجمه بهروز مشیری، «گفتگوی فراریان» ترجمه خشایار قائممقامی، «روزهای کمون» ترجمه ف.ک.کاووسی، «صعود مقاومتپذیر آرتور و اویی» ترجمه افریدون، «آقای نخستوزیر» ترجمه و بازسرایی شاهکار بینشپژوه، «زن
خوب ایالت سچوان» ترجمه مهدی زمانیان، «قطعه آموزش» ترجمه مینو ملکخوانی، «اپرای سه پولی» ترجمه علیاکبر خداپرست و «مادر» ترجمه بهرام حبیبی از دیگر آثاری است که از برشت به فارسی ترجمه شده.