سیاستهای انرژی در کشورهای اروپایی و افزایش هزینههای زندگی اعتراضات عمومی را به دنبال داشت
اروپا در بزنگاه
بهتازگی وزیر انرژی عربستان گفته است شکاف میان قیمت نفت خام و سوخت در مواردی به 60 درصد میرسد و ریشه آن کمبود ظرفیت پالایش است. این گزاره در نگاه نخست به یک منازعه قیمتی در بازار انرژی شباهت دارد؛ اما اگر کمی دقیقتر بنگریم، به هشداری ساختاری میرسیم.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
محمد عدمی
بهتازگی وزیر انرژی عربستان گفته است شکاف میان قیمت نفت خام و سوخت در مواردی به 60 درصد میرسد و ریشه آن کمبود ظرفیت پالایش است. این گزاره در نگاه نخست به یک منازعه قیمتی در بازار انرژی شباهت دارد؛ اما اگر کمی دقیقتر بنگریم، به هشداری ساختاری میرسیم. دادههای صنعتی نشان میدهد اروپا از سال ۲۰۰۹ تا پایان ۲۰۲۵ حدود یکپنجم ظرفیت پالایش خود را از دست داده و همزمان وابستگیاش به واردات برخی فراوردههای نفتی، بهویژه گازوئیل و سوخت جت، اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
زنگ خطر تعطیلی پالایشگاههای اروپا
عبدالعزیز بنسلمان در نشست هوانوردی ریاض نکتهای را مطرح کرد که به نظر میرسد کمتر از خود قیمت نفت جدی گرفته شده است. او گفت شکاف میان قیمت نفت خام و فراوردههایی مانند سوخت جت، گازوئیل و بنزین در برخی موارد حدود 60 درصد است و علت اصلی آن نه کمبود نفت خام، بلکه کمبود سرمایهگذاری در ظرفیت پالایش است. این رقم را باید در چارچوب زمانی و مبنای قیمتگذاری خود دید. فاصله قیمت نفت خام و فراوردهها بسته به نوع فراورده، منطقه، هزینه حملونقل و شرایط بازار تغییر میکند و بهتنهایی شاخص کاملی از کمبود ظرفیت پالایش نیست. با این حال، جمله او به شکافی ساختاری در زنجیره تأمین انرژی جهان اشاره دارد. پالایش، حلقه میانی در زنجیره تولید نفت است؛ حلقهای که نفت خام را به سوختی تبدیل میکند که حملونقل، کشاورزی و صنعت به آن وابستهاند. از اینرو، وقتی این حلقه کوچک شود، هر اختلال نسبتا کوچک در عرضه یا حملونقل میتواند با سرعت شدیدی به جهش قیمت فراوردهها تبدیل شود. به عبارت دیگر، بازار دیگر ظرفیت مازادی برای جذب شوکها ندارد.
کوچکشدن پیوسته یک ظرفیت حیاتی
دادههای صنعتی این خوانش را دستکم در ظاهر تأیید میکنند. بر اساس دادههای بازوی پژوهشی صنعت پالایش اروپا، در پایان سال ۲۰۲۵ فقط ۷۲ پالایشگاه اصلی در اتحادیه اروپا، بریتانیا، نروژ و سوئیس فعال بودهاند که ظرفیت مجموع آنها ۶۲۵.۴ میلیون تن در سال برآورد میشود. این رقم نسبت به سال ۲۰۰۹ حدود ۱۶۷.۶ میلیون تن در سال کاهش یافته است؛ یعنی حدود ۲۱ درصد ظرفیت پالایش این مجموعه. این آمار مربوط به پالایشگاههای اصلی با ظرفیت بیش از ۳۰ هزار بشکه در روز است و نباید آن را با شمار همه واحدهای تخصصی پالایش یکسان گرفت. از سوی دیگر، کاهش ظرفیت در سال ۲۰۲۵ نیز ادامه یافت. در بریتانیا، پالایشگاه گرنجماوث در اسکاتلند در بهار ۲۰۲۵ فعالیت پالایشی خود را متوقف کرد و به پایانه واردات فراوردههای نفتی تبدیل شد. با این حال، نسبتدادن تمام کاهش ظرفیت آن سال به تعطیلی دو پالایشگاه، بدون تفکیک ظرفیت اسمی و عملیاتی، دقیق نیست. به این ترتیب، دادههای سالانه ظرفیت باید مبنای اصلی مقایسه قرار گیرند. این کوچکشدن به نظر میرسد محصول یک تصمیم واحد نبوده است و حاصل همگرایی سه نیرو بوده که هر یک بهتنهایی منطقی به نظر میرسیدند اما در کنار هم ظرفیتی را فرسودند که جبران آن آسان نیست. نیروی نخست، رقابت اقتصادی بود. پالایشگاههای جدیدتر و بزرگتر در خاورمیانه، هند و چین با هزینه عملیاتی پایینتر وارد بازار شدند و پالایشگاههای قدیمیتر اروپایی را در حاشیه سود تحت فشار گذاشتند. نیروی دوم، هزینه کربن بود. نظام تجارت انتشار اتحادیه اروپا برای پالایشگاهها هزینهای ایجاد کرد که رقبای خارج از این نظام لزوما با هزینهای مشابه روبهرو نبودند. نتیجه، به تعبیر برخی تحلیلهای صنعتی، انتقال بخشی از تولید به مناطقی با مقررات زیستمحیطی متفاوت بوده است، بدون آنکه بتوان از این تفاوت بهتنهایی نتیجه گرفت انتشار جهانی کاهش نیافته است. از سوی دیگر، نیروی سوم انتظارات تقاضا بود. این پیشفرض که تقاضای سوخت فسیلی در بلندمدت کاهش مییابد، میتواند انگیزه سرمایهگذاری در نوسازی پالایشگاههای موجود را تضعیف کند.
جابهجایی وابستگی، نه حذف آن
پیامد این سهگانه، یک جابهجایی تدریجی اما معنادار در جغرافیای وابستگی اروپا بوده است. اروپا پیشتر بخشی از گازوئیل مورد نیاز خود را از روسیه تأمین میکرد. پس از محدودشدن واردات فراوردههای روسی از سال ۲۰۲۳، تأمینکنندگان دیگری، ازجمله کشورهای خاورمیانه و ایالات متحده، اهمیت بیشتری پیدا کردند. با این حال، میزان این جابهجایی در همه فراوردهها یکسان نیست و باید برای گازوئیل، سوخت جت و نفت خام جداگانه محاسبه شود. از طرفی، تنگه هرمز در این میان اهمیت ویژهای دارد. بر اساس گزارشهای بازار انرژی، در سال ۲۰۲۵ بخش مهمی از عرضه بینالمللی سوخت جت از خاورمیانه تأمین میشد و اروپا به این جریان وابستگی قابل توجهی داشت.
در همین زمینه العربیه گزارش داده است افزایش قیمت سوخت و هزینههای زندگی در اروپا به اعتراضات گسترده در چند کشور منجر شده و زمینه را برای افزایش محبوبیت احزاب راست افراطی فراهم کرده است. این تحولات در حالی رخ میدهد که دولتهای اروپایی با پیامدهای اقتصادی جنگ آمریکا و ایران، تورم و کاهش قدرت خرید شهروندان دستوپنجه نرم میکنند. همچنین رویترز گزارش داده که کمیسیون اروپا برآورد کرده است جنگ ایران از ماه فوریه تاکنون حدود صد میلیارد یورو، معادل 112 میلیارد دلار، به اقتصاد اروپا خسارت زده است. قیمت گاز حدود 140 درصد افزایش یافته و بهای گازوئیل دو برابر شده است. در فرانسه اعتراضاتی که ابتدا در واکنش به کمبود امکانات آموزشی آغاز شد، به ناآرامیهای گسترده علیه گرانی و کاهش کیفیت خدمات عمومی بدل شده است.
همزمان مارین لوپن، رهبر راست افراطی فرانسه، کاهش مالیات بر ارزش افزوده سوخت را به یکی از محورهای اصلی کارزار انتخاباتی خود تبدیل کرده است. نظرسنجیها نشان میدهد محبوبیت او از آغاز جنگ ایران افزایش یافته، در حالی که حمایت از مکرون کاهش یافته است. در ایتالیا کشاورزان و رانندگان کامیون با مسدودکردن جادهها به افزایش هزینه سوخت اعتراض کردهاند. در میلان تظاهرات به درگیری با پلیس و غارت فروشگاهها انجامیده است. اعتراضات مشابهی در پرتغال، اسپانیا، بلژیک و آلبانی شکل گرفته است. حزب راست افراطی «آلترناتیو برای آلمان» در نظرسنجیهای سراسری پیشتاز و خواستار احیای روابط انرژی با روسیه است. این حزب حمایت از اوکراین را عاملی برای تشدید مشکلات اقتصادی آلمان معرفی میکند. در ایتالیا نیز حزب تازهتأسیس «آینده ملی» به رهبری روبرتو واناچی خواستار ازسرگیری واردات گاز روسیه شده است. در لهستان، گرژگوش براون، رهبر حزب راست افراطی «کنفدراسیون تاج لهستان»، موضع مشابهی اتخاذ کرده است. بنا بر این گزارش، تحلیلگران معتقدند افزایش هزینه انرژی به یکی از مهمترین عوامل رشد جریانهای پوپولیستی در اروپا تبدیل شده است و میتواند اجماع سیاسی این قاره درباره حمایت از اوکراین و محدودسازی روابط اقتصادی با روسیه را تضعیف کند.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.