مروری بر یک پژوهش ضروری در محیط کار
واژه شرف، پتانسیلی استثنائی برای بازسازی اعتماد دارد
گاهی احساس میکنیم بعضی کلمهها و مفاهیم در جامعه و برخوردهای ما گم شدهاند. با خودمان فکر میکنیم شاید وجودشان میتوانست خیلی از مسائل را حل کند.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
گاهی احساس میکنیم بعضی کلمهها و مفاهیم در جامعه و برخوردهای ما گم شدهاند. با خودمان فکر میکنیم شاید وجودشان میتوانست خیلی از مسائل را حل کند. بهتازگی پژوهشی منتشر شده است با عنوان «درآمدی بر شرفشناسی؛ راهکارهای عملی نهادینهسازی شرافت در سازمانها و جوامع». گویا محققان این پژوهش، سیدسهیل فاضلی و الیاس مبرهن نیز همین کمبود را حس کردهاند و به سراغ پژوهشی رفتهاند تا ببینند آیا راهی برای بهترشدن شرایط هست. با سهیل فاضلی صحبت کردهایم تا هم دلیل انتخاب کلمه «شرف» را از او بپرسیم و هم بیشتر درباره اندازهگیری این مفهوم بدانیم.
این پژوهشگر درباره انتخاب کلمه «شرف» و شاخصههای آن میگوید: «مشاهده رنجها، خسارتهای جبرانناپذیر، هزینه و اتلاف انرژی و زمانی که افراد در زیست اجتماعی تجربه میکردند و در نتیجه از دست رفتن اعتماد به گروهها، انجمنها، اصناف و سازمانها به دلیل دروغ، خیانت، کلاهبرداری، تجاوز، اختلاس، سهلانگاری، خودخواهی و سوءاستفاده برخی افراد از یک موقعیت اجتماعی، پرسشها و دغدغههای جدیای را به وجود میآورد؛ اینکه این مشکلات چرا به وجود میآید؟ بیاخلاقی و هرجومرج رفتاری چه بر سر مردم و مراجعان و اعضای این گروهها، انجمنها و سازمانها میآورد؟ بنابراین با رویکرد کاربردی و ارائه راهحل، سالها پژوهش و مطالعه درباره واژههای شرف، کرامت نفس، عزت نفس، وجدان، آبرو و اتیکز، روانشناسی و جامعهشناسی شرف و اخلاق، علم اخلاق را در کتاب درآمدی بر شرفشناسی جمعآوری کردم. زمانی که در زبان انگلیسی با واژههای honor و ethics و در زبان فارسی و عربی با واژه شرف مواجهه جدیتری داشتم، متوجه شدم شکاف بزرگی در برداشت از آنچه اخلاق اجتماعی و حرفهای ترجمه میشود و فرهنگ و سازوکار آن وجود دارد. واژه شرف در جامعه ما دارای پتانسیلی استثنائی برای تحول فرهنگی، ساختاری نهادی و بازسازی اعتماد در جامعه است. از یک طرف، شرف واژهای تداعیکننده حساسیت، خطوط قرمز، حیثیت و ناموس است و میتواند حس مسئولیت، تعهد و وجدان اخلاقی را زنده کند و از طرف دیگر، ماهیت اجتماعی آن میتواند اراده یک جمع را برای ارائه راهکارها متمرکز کند. در نهایت کلمه «شرف» انتخاب شد؛ چون یکی از بنیادیترین واژهها برای پیوند فضیلت و اعتبار فردی با تعهد اخلاقی-سازمانی و اعتماد و بهوجودآمدن همکاریهای بزرگ بود».
این پژوهشگر به نمونههای جهانی این پژوهش اشاره میکند و ادامه میدهد: «پژوهشهای دانشمندانی مانند فرانک استوارت هندرسون و کوامی آنتونی آپیا، نشان از نیاز ژرف بشر به ایجاد نظامهای هنجاری برای ایجاد همکاری جمعی و انسجام جامعه در همه دورهها دارد». او درباره «شرف» و تأثیر تغییر معانی این مفهوم بر پژوهش میگوید: «این پژوهش دعوت به بازاندیشی درباره مفهوم شرف، تفاوت آن با سایر واژها، شناخت ریشههای آن یعنی فضیلتها و پیشنهاد راهکاری برای نهادینهسازی آن از طریق ساختار کمیته شرف است. بنابراین این کار مستلزم بازنگری به مفهوم شرف از تعاریف دوران سنتی مانند آبرو یا وجدان اخلاقی فرد به مفهومی پویا، مدرن و محصول توافق جمعی است.
در تعیین معیارهای و شاخصهای «شرف»، کریستوفر مارلو میگوید: سرچشمه شرف، فضیلت است و از آنجا که شرف اعتباری است که یک جمع یا گروه شرف به یک عضو برای کوشش، الزام یا التزام به فضیلتهای مدنظر خود قائل میشود، هر گروه شرفی میتواند استانداردهای اجرائی لازم را بر اساس فضیلتهای مورد نیاز خود بررسی کند. شاید مفهوم خرد عملی ارسطو یا «فرونسیس» و پرسشهایی از خیر مشترک، انجام اعمال درست به شکل درست و در زمان درست بتواند هر جمعی را برای تعیین معیارها و شاخصهای مبرم و مورد نیاز در این زمینه راهنمایی کند».
اگر کلمه شرف یادآور موی سیبیل یا خوردن نان و نمک کسی و احساس دِین به او باشد، این وضعیت در محیط کار کاملا متفاوت است و معیارهایی جهانی برای ارزیابی آن وجود دارد که این دو پژوهشگر به سراغ آن رفتهاند. سهیل فاضلی دراینباره اول تأکید میکند: «ویژگیهای جامعه امروز نشان میدهد آنها بهتنهایی کافی نبوده و نمیتوان رعایت ارزشها و اخلاق را تنها به افراد واگذار کرد و منتظر تشخیص و وجدان اخلاقی فردی آنها بود. با پیچیدهترشدن روابط و تعاملها، محیطهای کاری امروز مملو از موقعیتها، دوراهیها و پرسشهای اخلاقی است. بنابراین علاوه بر تعیین اصول، ارزشها و استانداردهای رفتاری با سازوکار دموکراتیک، برای چنین موقعیتهایی با استدلال و پرسش از تأثیر بر جامعه و افراد درگیر در موقعیتهای مبرم اخلاقی الزاما باید توافق جمعی از درست و نادرستها صورت گرفته و همه جمع با طی این فرایند تصمیمگیری، ملزم به رعایت آنها شود. روح حاکم بر گروگذاشتن تار سیبیل و نان و نمک باید در پیچیدگیهای اجتماعی حال حاضر حفظ شود و ضمانت اجرائی داشته باشد». او سپس اشاره میکند: «زمانی که یک مفهوم با مرزبندی دقیق تعریف و ابعاد آن مشخص شود، احتمالا میتوان برای هر بُعد، سنجهها و پرسشهایی کمّی مطرح کرد. در رابطه با مفهوم شرف، بیل بولدینگ، دانشمند حوزه مدیریت و سازمان، به معرفی DQ یا هوش شرافت پرداخت. او شرافت در محیط کار را با تعاملهای محترمانه، رفتار با روش خوب، توسعه کارکنان، اعتماد دوطرفه، بازخورد شرافتمندانه، تبدیل چشماندازها به تصویر بزرگتر و گوشدادن فعالانه مورد سنجش قرار داد که در کنار IQ و EQ و سایر مهارتهای اجتماعی ضروری به نظر میرسد. بهطور کلی، در سازمانی با وجود کمیته شرف و دستور شرف، در نتیجه سازوکار آموزشی، مشاورهای و بازدارندگی شامل هشدارها، مجازاتها و سلب صلاحیتها، به صورت سیستماتیک ظرفیتهای ارتقای استانداردهای رفتاری فعال میشود و حل تعارضهای اخلاقی و در نتیجه اخلاقیتر زیستن بهتر لمس میشود. این موارد در نرخ تکرار تعهدات و انجام وعدهها و قولها، شفافیت به جای کتمان خطا و فرافکنی، اعلام داوطلبانه، پذیرش مسئولانه و جبران خسارت خود را نشان داده و برآوردهنشدن انتظارات، ناامیدی، خشم و ریزش در همکاریها را کاهش میدهد».
در این کتاب، راهکارهایی عملی برای گسترش شرافت در محیط کار ارائه داده شده است. سهیل فاضلی میگوید: «گسترش شرف و حرفهایگرایی، به معنای واقعی کلمه ضروری است و تقاضای آن در جامعه بسیار وجود دارد. یکی از شروط موفقیت خواستن، اراده جمعی برای فراتررفتن از صوریسازی و منشورهای صوری و رویه کمیتههای انضباطی و ایجاد گامهای کاربردی است». او درباره اجرائیشدن این ویژگیها در محیط کار و بهبود شرایط و حال همکاران و افزایش بازدهی تأکید میکند: «یکی از پایههای مهم همکاریهای پایدار و بلندمدت، اعتماد و احساس امنیت و احترام ناشی از نهادینهشدن فضیلتها و شرافت در سازمانهاست. سازمانهای انتفاعی و برندها، با نهادینهسازی شرافت، نهتنها سبب ارتقای برند نزد مشتریان و برند کارفرمایی نزد کارکنان و کارجویان ارتباط میشوند، بلکه میتوانند هر دو هدف بهبود وضعیت مالی و بهترشدن حال افراد را محقق کنند. برای تأیید این موارد، بیشمار پژوهش علمی و میدانی و تجربههای عملی وجود دارد».
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.