|

کولاژی ناپخته از چند موقعیت آیتمی

«خانم والده» درست از لحظه‌ای که مقدمه‌چینی‌اش تمام شده و می‌خواهد وارد داستان شود، عیارش عیان می‌شود؛ از اینجاست که آرام‌آرام مخاطب می‌فهمد که «خانم والده» چند آیتم کمدی است که به هم چسبانده شده‌اند. هر آیتم یک ایده اولیه دارد، اما هیچ‌کدام فرصت رشد پیدا نمی‌کنند. موقعیت شکل می‌گیرد، شوخی نصفه‌و‌نیمه‌ای خلق می‌شود و فیلم بلافاصله سراغ آیتم بعدی می‌رود. اینجا خبری از تصاعد کمدی نیست.

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

وحید سعیدی: «خانم والده» درست از لحظه‌ای که مقدمه‌چینی‌اش تمام شده و می‌خواهد وارد داستان شود، عیارش عیان می‌شود؛ از اینجاست که آرام‌آرام مخاطب می‌فهمد که «خانم والده» چند آیتم کمدی است که به هم چسبانده شده‌اند. هر آیتم یک ایده اولیه دارد، اما هیچ‌کدام فرصت رشد پیدا نمی‌کنند. موقعیت شکل می‌گیرد، شوخی نصفه‌و‌نیمه‌ای خلق می‌شود و فیلم بلافاصله سراغ آیتم بعدی می‌رود. اینجا خبری از تصاعد کمدی نیست. واکنش، پیامد و زنجیره موقعیت‌ها حذف شده‌اند. در نتیجه هر قطعه باید به‌تنهایی مخاطب را بخنداند؛ درحالی‌که خودش هم به اندازه کافی پرداخت نشده است. این همان‌جایی است که فیلم از سینما فاصله می‌گیرد و به منطق برنامه‌های آیتمی نزدیک می‌شود. حتی تدوین هم نمی‌تواند این گسست را پنهان کند. «خانم والده» مدام شروع می‌شود، اما کمتر چیزی را به پایان می‌رساند. این فیلم یک فیلم ماکروفری است؛ لحظات کمدی‌اش زود داغ می‌شود و خیلی هم زود از دهان می‌افتد. مشکل فیلم فقط چند حفره فیلم‌نامه‌ای نیست؛ خود منطق روایت از ‌جایی به بعد فرو می‌ریزد. الگوی آشنای فیلم‌نامه‌های حمزه صالحی دوباره دیده می‌شود: یک ایده مرکزی شکل می‌گیرد، شخصیت‌ها وارد بازی می‌شوند، اما وقتی باید از دل کنش آنها موقعیت تازه‌ای ساخته شود، روایت راهش را گم می‌کند. بعد، اتفاق‌ها نه از دل اتفاق قبلی، بلکه برای رسیدن به شوخی بعدی رخ می‌دهند. این تفاوت کوچکی نیست. کمدی موقعیت بر منطق بنا می‌شود؛ هرچه موقعیت غیرمنطقی‌تر به نظر برسد، باید علت منطقی‌تری پشت آن باشد. «خانم والده» این قاعده را برعکس می‌کند. غیرمنطقی می‌شود تا خنده بگیرد؛ و چون منطق ندارد، خنده در نطفه خفه می‌شود و نویسنده خلأ آن را با شوخی‌های کلامی و جنسی پر می‌کند. ایراد عمیق‌تر، به نگاه فیلم برمی‌گردد. «خانم والده» نمی‌داند دقیقا قرار است چه چیزی را دست بیندازد. اگر «مادر» علی حاتمی متن مرجع است، باید رابطه روشنی با جهان آن فیلم بسازد. باید نشانه‌ها، مناسبات و لحن «مادر» را بشناسد و بعد آنها را وارونه کند. اما فیلم بیشتر به چند نشانه آشنا تکیه می‌کند؛ نشانه‌هایی که صرفا خاطره «مادر» را فعال می‌کنند. اینجا ارجاع جای تحلیل را گرفته است. «خانم والده» فیلم مادر را دستمایه پارودی نمی‌کند، فقط از حافظه مخاطب از فیلم زنده‌یاد حاتمی خرج می‌کند. به همین دلیل شوخی‌ها عمق نمی‌گیرند. «مادر» در اینجا سوژه هجو نیست؛ بیشتر یک میان‌بر نوستالژیک است برای رساندن مخاطب به یک شوخی آماده. پارودی یعنی شناختن یک متن و سپس بازی‌کردن با قواعد آن. صرفا لباس، لحن یا چند نشانه آشنا، پارودی نمی‌سازد. 

«خانم والده» دقیقا همین‌جا زمین می‌خورد. اگر هدفش ولو در چند سکانس، «مادر» حاتمی است، باید بتواند مشخص کند چه قراردادهایی را می‌خواهد بازسازی و سپس تخریب کند. اما فیلم نه تقلید دقیقی ارائه می‌دهد، نه وارونگی مشخصی. مخاطب فقط باید اصل را به یاد بیاورد و از دیدن نسخه دستکاری‌شده بخندد. این دیگر پارودی نیست؛ تداعی است. حتی نمی‌توان گفت فیلم یک پارودی ضعیف ساخته است. مسئله بنیادی‌تر است: قواعد پارودی دراماتیزه نشده‌اند. فیلم متن مرجع را به ماده کمدی تبدیل نمی‌کند؛ فقط از اعتبار و آشنایی آن قرض می‌گیرد.

رضا عطاران اینجا بیش از آنکه شخصیت بازی کند، تیپ بازی می‌کند. و فیلم هم هیچ تلاشی برای کنترل این ‌تیپ ندارد. مشکل عطاران نیست؛ اتفاقا مشکل این است که فیلم‌نامه بیش از حد به عطاران متکی است. بسیاری از واکنش‌ها، مکث‌ها و بازی‌های بدنی او از قبل قابل پیش‌بینی‌اند؛ حتی وقتی ‌به شمایل مادرش درمی‌آید. در کمدی، تیپ زمانی جواب می‌دهد که موقعیتی تازه آن را به نتیجه‌ای تازه برساند. اینجا اما موقعیت‌ها آن‌قدر کم‌رمق‌اند که عطاران باید به‌تنهایی بار صحنه را بکشد. در نتیجه بازیگر کم‌کم جای شخصیت را می‌گیرد. فیلم به‌جای اینکه برای عطاران موقعیت بنویسد، از «خود عطاران» به‌عنوان موقعیت استفاده می‌کند. این تفاوت، مرز کمدی طراحی‌شده و کمدی متکی به شهرت است.

عباس جمشیدی‌فر هم قربانی همین فیلم‌نامه است. ظرفیت کمیک دارد، انرژی دارد، اما شخصیت و موقعیتی ندارد که این انرژی را به تصاعد برساند. در بسیاری از صحنه‌ها بازیگر تلاش می‌کند خلأ موقعیت را با اغراق پر کند؛ مثل زن‌پوشی غیرمنطقی‌اش. اما اغراق، جای طراحی را نمی‌گیرد. وقتی شخصیت کنش مشخصی ندارد، بازیگر ناچار می‌شود صرفا شدت اجرا را بالا ببرد. نتیجه هم به‌جای خنده، شلوغی است. «خانم والده» حتی از ظرفیت تضاد میان عطاران و جمشیدی‌فر هم استفاده نمی‌کند. دو بازیگر کمدی کنار هم قرار گرفته‌اند، اما فیلم‌نامه از تضادشان موتور موقعیت نمی‌سازد. انگار فیلم بازیگر را دارد، اما بلد نیست با بازیگر چه کار کند.

زن‌پوشی، رقص و شوخی‌های جنسی در فیلم بیشتر شبیه دکمه‌های اضطراری‌اند. هرجا موقعیت جواب نمی‌دهد، یکی از آنها فعال می‌شود. زن‌پوشی قرار نیست به‌خودی‌خود خنده‌دار باشد؛ باید شخصیت را در موقعیتی متناقض قرار دهد و از پیامد آن موقعیت کمدی بسازد. رقص هم باید حاصل تصاعد باشد، نه یک آیتم ناگهانی برای بالا‌بردن انرژی صحنه. فیلم اما به خود نشانه‌ها اعتماد کرده است. انگار لباس زنانه، رقص یا شوخی جنسی به‌تنهایی حامل خنده‌اند. این نگاه، کمدی را تنبل می‌کند. مخاطب دیگر شاهد شکل‌گیری شوخی نیست؛ فقط با مجموعه‌ای از محرک‌های آشنا بمباران می‌شود. «خانم والده» به‌جای ساختن خنده، مرتب دنبال میان‌بر خنده می‌گردد.

اگر «خانم والده» را کنار «کفایت مذاکرات» بگذاریم، عقب‌گرد سهیل موفق محسوس است. «کفایت مذاکرات» هم فیلم کم‌نقصی نبود، اما دست‌کم موقعیت مرکزی داشت و تلاش می‌کرد همان موقعیت را در طول روایت گسترش دهد. «خانم والده» خیلی زود این انسجام را از دست می‌دهد و به آیتم‌سازی پناه می‌برد. در کارنامه تولیدات عامریان هم این فیلم در مقایسه با «انفرادی» و «تگزاس ۳» کم‌توان‌تر به نظر می‌رسد؛ نه به این معنا که آن آثار بی‌نقص‌اند، بلکه چون «خانم والده» حتی در استاندارد کمدی عامه‌پسند هم از حداقل‌های طراحی موقعیت عقب می‌ماند. فیلمی که قرار بوده صرفا سرگرم کند، حتی در ساختن سرگرمی هم کم می‌آورد. مشکل «خانم والده» کمبود شوخی نیست؛ ناتوانی در تبدیل شوخی به فیلم است.

ابراهیم عامریان سردمدار رکورد شکنی در گیشه است. او در این سال‌ها همیشه رکورد‌های خودش را جابه‌جا کرده و حالا آمده تا یکی از مهم‌ترین رکوردهای خودش یعنی عنوان پرفروش‌ترین فیلم تاریخ سینمای ایران با «خانم والده» جا‌به‌جا کند و اگر امکانش باشد حتی عنوان پرمخاطب‌ترین فیلم بعد از انقلاب هم از «فسیل» بگیرد. حیف است که این رکوردها با فیلمی مثل «خانم والده» شکسته شود. فیلمی که فقط ویترین جذابی دارد. در واقع غذای خوش‌بسته‌بندی‌شده‌ای است که نه‌تنها طعم ندارد، بلکه بدمزه هم هست.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.