معمای نیمکت تیم ملی پیش از جام ملتهای ۲۰۲۷ با حضور استراماچونی، مجیدی یا نکونام
عبور از قلعه
شکست در جلب رضایت افکار عمومی، افزایش انتقادها از عملکرد کادر فنی و اختلافنظرهایی که در هفتههای اخیر در جلسات مدیریتی فدراسیون فوتبال شکل گرفته، باعث شده است بحث آینده نیمکت تیم ملی دوباره به یکی از مهمترین سوژههای فوتبال ایران تبدیل شود.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
شکست در جلب رضایت افکار عمومی، افزایش انتقادها از عملکرد کادر فنی و اختلافنظرهایی که در هفتههای اخیر در جلسات مدیریتی فدراسیون فوتبال شکل گرفته، باعث شده است بحث آینده نیمکت تیم ملی دوباره به یکی از مهمترین سوژههای فوتبال ایران تبدیل شود. اگرچه مدیران فدراسیون همچنان به صورت رسمی از ادامه همکاری با امیر قلعهنویی حمایت میکنند، اما در پشت پرده برخی اعضای هیئترئیسه معتقدند تغییر سرمربی پیش از جام ملتهای ۲۰۲۷ عربستان میتواند فرصت تازهای برای بازسازی تیم ملی باشد. مصاحبههای اخیر اعضای کادر فنی، بهویژه صحبتهای هومن افاضلی درباره موکولشدن تغییر نسل به بعد از جام ملتها، این نگرانی را تشدید کرده که تیم ملی با همان ساختار و همان بازیکنان پا به مهمترین تورنمنت قاره بگذارد. به همین دلیل، نام چند مربی ایرانی و خارجی از همین حالا در محافل رسانهای و مدیریتی به عنوان گزینههای احتمالی جانشینی قلعهنویی مطرح شده است.
استراماچونی؛ گزینهای با تجربه بینالمللی و اعتقاد به جوانگرایی
در میان نامهای مطرحشده، آندرهآ استراماچونی شاید جذابترین گزینه خارجی باشد. رسانه ایتالیایی توتواسپورت در گزارشی مدعی شد این سرمربی ایتالیایی یکی از گزینههای مورد توجه برای هدایت تیم ملی ایران در صورت ایجاد تغییر روی نیمکت است؛ خبری که هرچند از سوی فدراسیون تأیید نشد، اما دوباره نام سرمربی سابق استقلال را بر سر زبانها انداخت. استراماچونی در دوران حضورش در استقلال نشان داد علاقه زیادی به فوتبال تهاجمی، مالکانه و استفاده از بازیکنان جوان دارد. او برخلاف بسیاری از مربیان نتیجهگرا، همواره به بازیکنان کمسنوسال فرصت میدهد و اعتقاد دارد آینده هر تیمی از دل جوانگرایی ساخته میشود. همین ویژگی باعث شده بخشی از کارشناسان معتقد باشند او میتواند پروژه تغییر نسل تیم ملی را سریعتر و با جسارت بیشتری اجرا کند. از سوی دیگر، آشنایی استراماچونی با فضای فوتبال ایران، شناخت او از برخی ملیپوشان و محبوبیتی که هنوز میان بخشی از هواداران استقلال دارد، میتواند فرایند حضورش در تیم ملی را سادهتر کند. البته مانع اصلی، مسائل مالی و همچنین تجربه نهچندان خوشایند پایان همکاری او با استقلال است؛ موضوعی که بدون تضمینهای مالی، احتمال بازگشتش را دشوار خواهد کرد.
فرهاد مجیدی؛ زنوزی میتواند معادلات را تغییر دهد
نام فرهاد مجیدی نیز بار دیگر در میان گزینههای احتمالی تیم ملی شنیده میشود. مجیدی که طی سالهای اخیر تجربه موفق قهرمانی بدون شکست با استقلال را در کارنامه خود ثبت کرده و سپس راهی فوتبال امارات شد، حالا همزمان یکی از گزینههای هدایت تراکتور نیز محسوب میشود. نکته مهم اما نقش محمدرضا زنوزی است. مالک باشگاه تراکتور در ماههای اخیر ارتباط بسیار نزدیکی با مدیران فدراسیون فوتبال پیدا کرده و در بسیاری از تصمیمات کلان فوتبال ایران به عنوان یکی از افراد اثرگذار شناخته میشود. همین رابطه مناسب باعث شده برخی معتقد باشند اگر فدراسیون به جمعبندی برای تغییر سرمربی برسد، زنوزی میتواند نقش مهمی در ترغیب مجیدی برای قبول هدایت تیم ملی ایفا کند؛ حتی اگر همزمان پروژه حضور او در تراکتور نیز روی میز باشد. مجیدی از نظر شخصیتی، انگیزه بالایی برای حضور در تیم ملی دارد و سبک فوتبال او مبتنی بر سرعت، پرس و انتقالهای سریع است. او همچنین در استقلال نشان داد از اعتماد به بازیکنان جوان ابایی ندارد و میتواند نسلی تازه را وارد فوتبال ملی کند. با این حال، منتقدان او معتقدند تجربه بینالمللی مجیدی هنوز محدود است و هدایت تیم ملی در جام ملتها با مربیگری در سطح باشگاهی تفاوتهای زیادی دارد. البته حضور مجیدی در تیم ملی منتقدین خودش را هم دارد، چراکه فرهاد مجیدی در آخرین تجربه مربیگریاش در لیگ امارات نتوانست تیمش را در لیگ برتر نگه دارد و به دسته پایینتر سقوط کرد و این موضوع نمیتواند برای مربیای که قصد حضور روی نیمکت تیم ملی کشورش را دارد، کارنامه قابل قبولی محسوب شود.
نکونام؛ محبوب برخی ملیپوشان، اما با تردیدهای مدیریتی
جواد نکونام نیز همچنان یکی از نامهای جدی در فهرست گزینههای داخلی محسوب میشود. کاپیتان سابق تیم ملی میان بسیاری از بازیکنان نسلهای مختلف فوتبال ایران محبوبیت دارد و تعدادی از ملیپوشان قدیمی نیز اعتقاد دارند او از نظر فنی توانایی هدایت تیم ملی را دارد. با این حال، اتفاقاتی که در دوران حضور نکونام روی نیمکت استقلال رخ داد، باعث شده مدیران فدراسیون نسبت به انتخاب او با احتیاط بیشتری برخورد کنند. حاشیههای متعدد، اختلاف با مدیران باشگاه، تنشهای رسانهای و برخی چالشهای رفتاری، این نگرانی را به وجود آورده که چنین فضایی در تیم ملی نیز تکرار شود. از نگاه برخی از اعضای هیئترئیسه، تیم ملی بیش از هر چیز به آرامش نیاز دارد و انتخاب سرمربیای که احتمال ایجاد تنشهای مدیریتی در مورد او مطرح باشد، ریسک بزرگی خواهد بود. به همین دلیل، اگرچه نکونام از نظر فنی شانس قابل توجهی دارد، اما در بخش مدیریتی و شخصیتی هنوز تردیدهایی درباره او وجود دارد. جواد نکونام اخلاق مشابهی با امیر قلعهنویی دارد و آن این است که شکست را بههیچعنوان نمیپذیرد و زمین و زمان را به هم میدوزد تا در نهایت قبول نکند تیمش به دلیل مشکلات فنی شکست خورده است. شاید باورکردنی نباشد اما بعد از گذشت سه سال هنوز نکونام میگوید تیمش به دلیل اشتباه داوری در دیدار پرسپولیس و مس رفسنجان قهرمانی را از دست داد اما این مسئله را به زبان نمیآورد که چرا استقلال مقابل نساجی به پیروزی نرسید تا سرنوشت قهرمانی در اختیار استقلال باشد.
چرا مخالفان قلعهنویی خواهان تغییر قبل از جام ملتها هستند؟
مهمترین استدلال مخالفان ادامه همکاری با امیر قلعهنویی، صرفا نتایج فنی نیست. آنها معتقدند فرصت تغییر نسل در حال از دست رفتن است و تیم ملی نباید با ترکیبی پا به جام ملتها بگذارد که بخش زیادی از آن را بازیکنان بالای ۳۰ سال تشکیل میدهند. این نگرانی پس از مصاحبه اخیر هومن افاضلی، دستیار امیر قلعهنویی، بیش از گذشته پررنگ شد. افاضلی در گفتوگویی تلویزیونی تأکید کرد برنامه اصلی کادر فنی برای تغییر نسل و جوانگرایی بعد از جام ملتهای ۲۰۲۷ اجرا خواهد شد. همین جمله واکنشهای فراوانی در میان کارشناسان و حتی برخی مدیران فوتبال ایجاد کرد. منتقدان میگویند اگر قرار است تغییر نسل پس از جام ملتها انجام شود، عملا یک تورنمنت مهم دیگر نیز با همان ساختار فعلی از دست خواهد رفت. آنها اعتقاد دارند سرمربی جدید باید از همین امروز فرصت داشته باشد تا بازیکنان جوان را وارد چرخه تیم ملی کند، اردوها را بر اساس نیازهای آینده طراحی و با تیمی جوانتر راهی عربستان شود.
محبوبیت پایین؛ عامل مهم فشار بر فدراسیون
یکی دیگر از عواملی که احتمال تغییر روی نیمکت تیم ملی را افزایش داده، استقبال نهچندان مناسب افکار عمومی از ادامه حضور این کادر فنی است. در ماههای اخیر، فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی نشان داده بخش قابل توجهی از هواداران فوتبال از عملکرد تیم ملی و سبک بازی آن رضایت ندارند. همین موضوع باعث شده برخی اعضای هیئترئیسه فدراسیون فوتبال نیز نسبت به آینده همکاری با قلعهنویی دچار تردید شوند. آنها معتقدند تیم ملی علاوه بر کسب نتیجه، نیازمند بازگرداندن امید و اعتماد به هواداران است و اگر این شکاف میان تیم ملی و افکار عمومی عمیقتر شود، حتی موفقیتهای احتمالی نیز نمیتواند فشارها را کاهش دهد. مصاحبههای امیر قلعهنویی علیه منتقدین، صحبت عجیب و زشت هومن افاضلی که به صورت علنی گفته بود همه مردم حق ندارند به صورت فنی در مورد نتایج تیم ملی نظر دهند و البته اظهارنظرهای مثلا دانشگاهی سعید الهویی، همگی باعث شده اقبال عمومی تیم ملی فوتبال ایران نزد مردم به پایینترین حد خود طی چند دهه اخیر رسیده باشد. البته در مقابل، گروه دیگری از مدیران فدراسیون همچنان از ادامه همکاری با قلعهنویی حمایت میکنند و اعتقاد دارند تغییر سرمربی در فاصله نسبتا کوتاه تا جام ملتها میتواند ریسک بزرگی باشد. آنها بر این باورند که هر مربی جدید برای پیادهسازی تفکراتش به زمان نیاز دارد و تغییرات ناگهانی ممکن است به ضرر تیم ملی تمام شود.
تصمیمی که آینده فوتبال ایران را مشخص میکند
در نهایت، نیمکت تیم ملی به یکی از مهمترین پروندههای مدیریتی فوتبال ایران تبدیل شده است. اگر مخالفان ادامه همکاری با قلعهنویی بتوانند نظر اکثریت مدیران فدراسیون را جلب کنند، گزینههایی مانند استراماچونی، فرهاد مجیدی و جواد نکونام بیش از دیگران شانس حضور روی نیمکت تیم ملی را خواهند داشت؛ هرکدام با نقاط قوت و ضعف خاص خود. اما اگر فدراسیون تصمیم بگیرد مسیر فعلی را ادامه دهد، امیر قلعهنویی با همان کادر فنی مأمور آمادهسازی تیم برای جام ملتهای ۲۰۲۷ خواهد بود؛ تصمیمی که بدون تردید یکی از سرنوشتسازترین انتخابهای فوتبال ایران در سالهای اخیر به شمار میرود و میتواند مسیر آینده تیم ملی را برای سالها تحت تأثیر قرار دهد.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.