کشاورزان بازنده زایندهرود
روز از غروب گذشته است. در شرق اصفهان، جایی میان ۲۵ درصد زمینهایی که زیر کشت رفته، حاجرحیم رحمانی، ۶۲ساله کنار لب کانالی نشسته و با دست به مزرعه اشاره میکند: «پارسال همین موقع گندم داشتیم.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
عاطفه علیان: روز از غروب گذشته است. در شرق اصفهان، جایی میان ۲۵ درصد زمینهایی که زیر کشت رفته، حاجرحیم رحمانی، ۶۲ساله کنار لب کانالی نشسته و با دست به مزرعه اشاره میکند: «پارسال همین موقع گندم داشتیم. وقتی گندم رفت توی مرحله دانهبستن، آب را بستند... همهچیز از بین رفت. امسال هم همین ترس با ماست، فقط نام محصول به ذرت تغییر کرده است».
گندمهایی که به نان نرسیدند
کشاورزان شرق اصفهان، خاطره تلخ سال گذشته را فراموش نکردهاند. حاجرحیم میگوید: «همه چیز طبق برنامه پیش رفت؛ زمین آماده شد، بذر و کود تهیه کردیم و وام گرفتیم اما در حساسترین مرحله رشد، آب نرسید. گندم هفت تا هشت نوبت آب میخواهد، اما چهار نوبت بیشتر ندادند». این تنها نابودی محصول نیست؛ «اعتماد» است که در خشکی زمین، دفن میشود.
قمار ذرت و ارزن
امسال ۲۵ درصد کشت در اراضی شرق به ذرت علوفهای و ارزن اختصاص یافته است. ذرت، برخلاف ظاهر سادهاش، نیازمند آب پیوسته و قابل برنامهریزی است. کشاورزان میگویند مشکل اصلی، کمآبی مطلق نیست؛ بلکه «بیبرنامگی» است. یکی از کشاورزان جوان میگوید: «ما با کمآبی کنار میآییم، اما با قطع و وصل شدن غیرمنطقی جریان آب نه. ذرت با این نوسان زنده نمیماند؛ هزینه تولید سرسامآور است و این یعنی یک قمار تمامعیار با سرمایه زندگی».
الگوی فرساینده؛ بازگشاییهایی که آب را میبلعد
از خردادماه تاکنون، سه نوبت رهاسازی آب انجام شده؛ یک الگوی ثابت: دو هفته آب، یک هفته قطع، دوباره دو هفته آب. در نگاه کشاورزان، این الگو نه مدیریت آب، بلکه چرخهای فرساینده است که بیش از آنکه آب به مزرعه برساند، در رفتوآمدِ پیدرپی تلف میکند. در جلسه ۲۶ خردادماه در «وجاره»، حسین وحیدا، رئیس اتاق اصناف کشاورزی اصفهان، بر مطالبه قاطع کشاورزان تأکید کرد: «جریان آب بههیچوجه نباید قطع شود؛ رودخانه باید با دبی کم اما دائمی زنده بماند». آنها معتقدند مسئله، «جریان پایدار» است، نه حجمِ زیاد ناپایدار. در سوی دیگر، متولیان توزیع آب معتقدند شبکه سنتی برای دبیهای پایین طراحی نشده و توزیع یکنواخت جریان کم ممکن نیست. اما کارشناسان مستقل آب معتقدند این «بهانهای فنی» برای سرپوش گذاشتن بر نقص مدیریت است. پیشنهاد راهبردی متخصصان، جایگزینی مدل کنونی با «لولهگذاریهای مقطعی» یا «ایجاد حوضچههای تعادلی» در مسیرهای پرتلفات است؛ راهکاری که هزینهاش بسیار کمتر از خسارت اقتصادی نابودی کشاورزی در شرق اصفهان است.
*حقیقت تلخ: عدالت در پایداری، نه در حجم
اینکه چرا دبی آب به مدل «نوسانی» رسیده، سؤالی است که در پس تمامِ صورتجلسات رسمی پنهان مانده است. عدالت در توزیع، نه در حجم آب، که در«پایداری جریان» برای تمام ذینفعان تعریف میشود. ۶۸ تیم نظارتی که استانداری برای کنترل برداشتها مستقر کرده، تا زمانی که مدیریت کلان منابع در بالادست اصلاح نشود، تنها مُسکنی موقت بر پیکره زخمی زایندهرود است.
**تقابل با طبیعت را متوقف کنید
زایندهرود امروز نه یک رودخانه، که آینهای از یک تعارض حلنشده است؛ میان کشاورزی و محیط زیست، میان مدیریت و تجربه، میان برنامه و واقعیت.
حاجرحیم به کانال آب خیره شده است. مطالبه او و هزاران کشاورز دیگر، شفاف است: الزام مسئولان به جایگزینی مدل کنونی با «برنامه جریان پایدار حداقل». زایندهرود نه یک دکمه خاموش-روشن، که یک شریان حیاتی است. پیش از آنکه آخرین قطره اعتماد مردم نیز در تابستان داغ پیشرو خشک شود، باید این «شکنجه طبیعت» را متوقف کرد.
هیچ زمینی با تردید محصول نمیدهد و هیچ دولتی با بیاعتمادی مردم، به توسعه نمیرسد.