گزارش «شرق» از یک سال پس از جنگ ۱۲ روزه در تهران
تهران؛ شهری که دیگر عادی نیست
داشتیم زندگی عادیمان را میکردیم؛ هرچند سخت. اما از بامداد ۲۳ خرداد، زندگی دیگر عادی نبود. نمیدانم این وضعیت قرار است تا چه زمانی ادامه پیدا کند، اما از جنگ ۱۲روزه تا جنگ ۴۰روزه، تهران یکی از مقاصد اصلی حملههای هوایی بوده است. صدای انفجارها، آسمانی که گاهی قرمز میشد و گاهی سیاه. حالا در فهرست بلند مخاطرات تهران، جنگ هم اضافه شده است.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
داشتیم زندگی عادیمان را میکردیم؛ هرچند سخت. اما از بامداد ۲۳ خرداد، زندگی دیگر عادی نبود. نمیدانم این وضعیت قرار است تا چه زمانی ادامه پیدا کند، اما از جنگ ۱۲روزه تا جنگ ۴۰روزه، تهران یکی از مقاصد اصلی حملههای هوایی بوده است. صدای انفجارها، آسمانی که گاهی قرمز میشد و گاهی سیاه. حالا در فهرست بلند مخاطرات تهران، جنگ هم اضافه شده است.
شهرداری که در آغاز تکلیفی در این زمینه نداشت، اما در ادامه مسئولیت جبران خسارتهای جنگ را در تهران پذیرفت. در شهری که در آن قدم بزنی، چهره تهران شبیه شهرهای جنگزده نیست، اما رد جنگ ۱۲روزه و ۴۰روزه هنوز در برخی نقاط شهر قابل مشاهده است. بیشتر خانههای تخریبشده در حال ساخت هستند، اما خانههایی هم هستند که هنوز ساخته نشدهاند.
مطهر محمدخانی، سخنگوی شهردار تهران، در گفتوگو با «شرق» در تشریح عملکرد مدیریت شهری پس از جنگ ۱۲روزه تأکید میکند شهرداری تهران تمام مسئولیتهایی را که در آن مقطع بهصورت داوطلبانه پذیرفته بود، به سرانجام رسانده است. او میگوید: در جنگ ۱۲روزه، شهرداری تمام تعهدات و تکالیفی را که داوطلبانه پذیرفته بود، بیکموکاست انجام داده است. بهطور مشخص فقط بازسازی یک ساختمان به سرانجام نرسیده که در این مورد نیز مالکان با پیمانکاران به توافق نرسیدند. اگرچه در برخی پروندهها میان مالکان و پیمانکاران اختلافنظرهایی وجود داشت، اما شهرداری نقش میانجی را ایفا و تلاش کرده است روند بازسازی متوقف نشود. محمدخانی توضیح میدهد: شهرداری میان مالکان و سازندگان تفاهم ایجاد کرد، صدور پروانه و تأیید نقشهها را انجام داد و مسیر بازسازی را تسهیل کرد. ساختمانهای باقیمانده از جنگ ۱۲روزه عمدتا اداری و متعلق به مراکز نظامی یا دستگاههای دولتی هستند و ارتباطی با شهرداری ندارند.
درسهایی که تهران گرفت
تهران در جنگ ۱۲روزه درسهای زیادی گرفت. ساکنان شهر متوجه میشدند برای پناه و حفظ جان، در نبود هشدار و پناهگاه، ناچار به ترک شهر هستند. همزمان این تجربه نشان میداد برخی نقاط تهران در صورت وقوع جنگ، آسیبپذیرتر از سایر بخشها هستند؛ بهویژه همسایگان پادگانها و مراکز نظامی که احساس امنیت کمتری داشتند. فهرست اماکن پرخطر نیز صرفا یک فهرست روی کاغذ نبود. تجربه انبار نفت شهران نشان میداد هشدارهای سالهای گذشته درباره جابهجایی انبارهای سوخت بیدلیل نبوده است و اگر اقدامات ایمنسازی انجام نمیشد، ابعاد یک فاجعه احتمالی میتوانست بسیار سنگینتر باشد.
سخنگوی شهردار تهران، با اشاره به اقدامات مدیریت شهری در حوزه آمادگی برای شرایط بحرانی و جنگی، میگوید: شهردار تهران شخصا ایده طراحی، ارائه و تصویب «طرح تفصیلی زیرزمینی شهر تهران» را مطرح کرده است؛ طرحی که به گفته او یکی از نقاط مغفول در دهههای اخیر مدیریت شهری بوده است.
او ادامه میدهد: تهران با وسعت ۷۳۰ کیلومتر مربع، در طرح جامع و طرح تفصیلی فعلی فقط برای سطح زمین برنامهریزی شده و برای زیرزمین شهر، تاکنون برنامهریزی جامع و منسجمی وجود نداشته است؛ موضوعی که با توجه به شرایط و تهدیدهای موجود، نیازمند تدوین و پیگیری جدی است.
محمدخانی ادامه میدهد: در لایه دوم، بازتعریف وظایف شهری مطرح است؛ اقدامی که در بسیاری از سازمانهای تخصصی آغاز شده است. همچنین تلاش شده نگاه قرارگاهی در این حوزه نیز حاکم شود و قرارگاههای مختلف متناسب با شرایط تهدیدمحور موجود در حال فعالیت هستند.
احتمال زیرزمینیشدن برخی پادگانها
محمدخانی در پاسخ به پرسشی درباره بازنگری طرح تفصیلی شهر تهران برای جانمایی مراکز نظامی و امنیتی میگوید: شهردار تهران مأموریتی به معاونت شهرسازی داده تا بخشی از طرح تفصیلی و همچنین طرح تفصیلی زیرزمینی شهر تهران مورد بازنگری قرار گیرد. بخشی از این بازنگری مربوط به جانمایی و لکهگذاری فضاهایی است که بتوانند برای برخی فعالیتها و نیازهای نظامی مورد استفاده قرار گیرند. او ادامه میدهد: این موضوع با تعامل مجموعههای نظامی و با توجه به شرایط خاص کشور و استمرار تهدیدهای دشمن در حال پیگیری است. البته نباید اینگونه برداشت شود که قرار است در کوتاهمدت جابهجایی گستردهای در مراکز و پادگانهای نظامی انجام شود.
سخنگوی شهردار تهران ادامه میدهد: بحث اصلی، جبران یک عقبماندگی دو تا سهدههای در طرح جامع و طرح تفصیلی شهر تهران است. در این اسناد، نگاه به زیست شهری در شرایط تهدید به شکل جدی دیده نشده و اکنون لازم است این موضوع بازنگری شود تا با همکاری مجموعههای نظامی و با رعایت اصول پدافند غیرعامل، چارچوب مناسبی برای استقرار این مراکز تعریف شود. او در پاسخ به پرسشی درباره تجربه تغییر کاربری برخی اراضی نظامی نیز میگوید: برخلاف برخی برداشتها، تجربه تعامل شهرداری با مجموعههای نظامی تجربه ناموفقی نبوده است. برخی از پروندهها مربوط به دو یا سه دهه قبل بودهاند که در همین دوره مدیریت شهری به نتیجه رسیدهاند.
محمدخانی اضافه میکند: در این موارد نیز همه اراضی به کاربری مسکونی تبدیل نشدهاند. براساس توافقات انجامشده و مجوزهای پیشبینیشده در طرح جامع، بخشی از اراضی به فضاهای عمومی اختصاص یافته و بخشی نیز برای تأمین مسکن کارکنان همان مجموعهها در نظر گرفته شده است. او ادامه میدهد: در بسیاری از این پروژهها حداقل ۳۰ درصد فضا به کاربری عمومی اختصاص پیدا کرده است. حتی در مواردی که ساختمانهای خدماتی شهرداری در این محدودهها مستقر شدهاند، سهم این فضاها نسبت به کل اراضی محدود بوده و در راستای ارائه خدمات عمومی به شهروندان تعریف شده است.
سخنگوی شهردار تهران تأکید میکند: در تعامل با مجموعههای نظامی مشکل خاصی وجود ندارد و همکاری مناسبی میان طرفین برقرار است. در شرایط فعلی نیز وظیفه همه دستگاهها کمک به یکدیگر است.
او یادآور میشود: این تصور که شهرداری به دنبال خارجکردن همه مراکز نظامی از شهر است، درست نیست. ممکن است برخی از این مراکز به فضاهای زیرزمینی منتقل شوند، برخی دیگر در نقاط مشخصی از شهر جانمایی شوند و همه این موارد در قالب بازنگری طرح تفصیلی و بر اساس مطالعات کارشناسی بررسی خواهد شد. در این روند هیچ اقدام شتابزدهای وجود ندارد و همه تصمیمات با همراهی و مشارکت مجموعههای نظامی اتخاذ میشود.
خریدهای جنگی تهران
تهرانیها در دو جنگ تحمیلی، بیشترین صدای انفجار را شنیدند. شمار تخریبها بالا بود، اما در فاصلهای کوتاه پس از هر انفجار، در کنار نیروهای امدادی، نیروهای خدمات شهری نیز وارد عمل میشدند تا نشانههای تخریب را از شهر پاک کنند. در تخریبهای محدود، دیگر رد مشخصی از جنگ باقی نمیماند، اما در ویرانیهای گسترده، آواربرداری و نظافت خیابانها با سرعت انجام میشد. سخنگوی شهردار تهران در گفتوگو با «شرق» میگوید در فاصله میان دو جنگ، تجهیزات گستردهای برای مدیریت بحران توسط مدیریت شهری خریداری شده است. او توضیح میدهد: یکی از این موارد که پیشتر نیز اعلام شده بود، خرید تجهیزات امدادی و خدمات شهری است. برای جلوگیری از ایجاد اضطراب در میان شهروندان، این موضوع بیشتر در قالب تجهیزات خدمات شهری مطرح شد. در شهریورماه سال گذشته بیش از چهار هزار میلیارد تومان تجهیزات امدادی، آواربرداری و تجهیزات متناسب با شرایط جنگی و براساس تجربه جنگ ۱۲روزه خریداری شد. او اضافه میکند: در حوزه تجهیزات نیز اقدامات لازم انجام شده است، اما بخشی از موضوع به تغییر نگاه در سطح کلان کشور بازمیگردد. اکنون که همدلی مناسبی میان دولت و مدیریت شهری شکل گرفته، لازم است برخی اختیارات و وظایف از سوی دولت و مجموعه حاکمیتی به مدیریت شهری واگذار شود. در اسناد رسمی، نامی از جنگ در فهرست مسئولیتهای شهرداریها دیده نمیشود، اما در عمل در تهران پس از جنگ، بار اصلی مدیریت بر دوش شهرداری قرار گرفت. محمدخانی دراینباره میگوید: در اسناد مرتبط با شرایط جنگی، سهم مشخص و گستردهای برای شهرداریها در نظر گرفته نشده است، اما شهرداری تهران در تجربه دو جنگ اخیر نشان داد ایده مدیریت واحد شهری و تجمیع اختیارات و مسئولیتها در مدیریت شهری میتواند راهگشا و کمککننده باشد.
نقش مردم در مدیریت بحران
سخنگوی شهردار تهران درباره نقش شبکههای محلی در زمان جنگ نیز توضیح میدهد: بسیاری از اقدامات مورد نیاز در شرایط جنگی توسط شهرداریها و با تکیه بر ظرفیتهای مردمی قابل انجام است. تقریبا بهجز یکی، دو مورد، هیچ خدمتی در دوره جنگ ارائه نشد که بدون مشارکت مردم، گروههای جهادی، بسیجی، گروههای محلی و سایر ظرفیتهای مردمی انجام شده باشد. او ادامه میدهد: تمام اقدامات ما، از اسکان و بازسازی تا برنامههای فرهنگی و آموزشی، با کمک مردم انجام شده است. اکنون نیز در قالب کمپین «با هم میسازیم» تلاش میشود ظرفیتهای محلی و مردمی احیا و تقویت شود.
جنگ فرسایشی و هزاران مأموریت همزمان
کارشناسان ایمنی معتقدند تهران در فاصله میان دو جنگ، فقط فرصت بازسازی ساختمانها را پیدا نکرد؛ فرصت بازنگری در شیوه مدیریت بحران را هم به دست آورد. اگر تجربه جنگ نخست وجود نداشت، مدیریت شرایط اضطراری در جنگ دوم با دشواریهای بسیار بیشتری مواجه میشد. فاصله زمانی میان دو جنگ، فرصتی بود برای مرور خطاها، تحلیل عملیاتهای انجامشده و اصلاح فرایندهایی که در میدان آزموده شده بودند. همین بازنگریها باعث شد نیروهای امدادی در جنگ دوم با آمادگی، هماهنگی و کارآمدی بیشتری وارد عمل شوند.
جنگ نخست ۱۲ روز طول کشید، اما جنگ دوم نزدیک به ۴۰ روز ادامه داشت. بااینحال، افزایش مدتزمان درگیری تنها تفاوت دو جنگ نبود؛ حجم مأموریتها نیز به شکل چشمگیری افزایش پیدا کرد. در جنگ اول، ۱۴۲ حادثه مرتبط با جنگ به سازمان آتشنشانی گزارش شد، اما در جنگ دوم شمار عملیاتها در برخی مقاطع به حدود ۴۰۰ مورد رسید؛ رقمی که از گستردگی و پیچیدگی بیشتر شرایط حکایت داشت. در حوزه امداد و نجات نیز تفاوت عملکردها چشمگیر بود. در جنگ دوم، ۴۲۷ نفر از زیر آوار ساختمانهای تخریبشده یا نیمهتخریبشده به صورت زنده نجات پیدا کردند؛ آماری که در جنگ نخست حدود ۲۰۰ نفر بود. مقایسه این اعداد نشان میدهد توان عملیاتی، سرعت واکنش و سطح هماهنگی نیروهای امدادی در فاصله میان دو جنگ به شکل محسوسی افزایش یافته بود. جنگ دوم اگرچه طولانیتر و فرسایشیتر بود، اما مدیریت بحران تلاش میکرد با تکیه بر ظرفیتهای موجود شهر، پاسخگوی حجم گسترده مأموریتها باشد. برخلاف جنگ نخست، این بار از نیروهای شهرستانی یا نیروهای بازنشسته استفاده نشد و مدیریت عملیات بر حفظ انسجام نیروهای موجود، استفاده بهینه از منابع انسانی و جلوگیری از اختلال در ساختار فرماندهی و امدادرسانی متمرکز بود.
محمدخانی نیز با اشاره به تقویت توان عملیاتی آتشنشانی تهران، به «شرق» میگوید: در این فاصله اقدامات متعددی انجام شده است. براساس گزارشی که از مسئولان آتشنشانی دریافت کردهام، بخشی از تجهیزات ویژه شرایط جنگی نیز تأمین شده است. او اضافه میکند: در جنگ نخست از کمک سایر شهرها استفاده کردیم، اما در جنگ ۴۰روزه نیازی به دریافت کمک نداشتیم. به گفته محمدخانی، بخشی از آمادگی ایجادشده نتیجه سرمایهگذاری در حوزه تجهیزات بوده است. او توضیح میدهد: در فاصله میان جنگ ۱۲روزه و جنگ ۴۰روزه، از مجموع تجهیزاتی که برای شرایط جنگی خریداری شد، حدود یکونیم همت به تجهیزات آتشنشانی اختصاص یافت؛ تجهیزاتی که شامل خودروها، ماشینآلات و امکانات تخصصی جدید بود و توان عملیاتی نیروهای آتشنشانی را برای مواجهه با شرایط بحرانی افزایش داد.
کمک نرسید
جنگ برای بسیاری از تهرانیها با پایان آژیرها و خاموششدن آتشها تمام نشد؛ برخی از خانوادههایی که خانههایشان در جنگ نخست ویران شده بود، هنوز هم نتوانستهاند زندگی پیشین خود را از نو بسازند. بسیاری از آنها هنوز موفق نشدهاند جای وسایل ازدسترفته، لوازم خانه و داراییهایی را که در چند دقیقه زیر آوار ماند، پر کنند. گلایه مشترک بسیاری از خسارتدیدگان نیز این است که تاکنون خسارتی دریافت نکردهاند و تنها حمایت مستقیمی که به دستشان رسیده، همان کارتهای هدیهای بوده که شهرداری تهران در اختیارشان قرار داده است.
عبدالمطهر محمدخانی، سخنگوی شهردار تهران، در توضیح سازوکار جبران خسارتها میگوید: طبق مصوبه دولت، تکلیف تأمین خسارتها کاملا مشخص شده است. سه دسته خسارت شامل منزل مسکونی، اثاثیه و خودرو تعریف شده و ارزیابی هر سه بخش بر عهده شهرداری تهران قرار گرفته است. او توضیح میدهد: شهرداری وظیفه داشته ارزیابیها را از طریق کارشناسان انجام دهد و به همین منظور سامانه 1888 برای ثبت درخواستها و بررسی خسارتها پیشبینی شده است. بااینحال، محمدخانی تأکید میکند تأمین منابع مالی این خسارتها در حوزه مسئولیت شهرداری قرار ندارد. به گفته او، جبران خسارت اثاثیه و خودرو بر عهده دولت است و شهرداری صرفا مسئول ارزیابی و ثبت خسارتها بوده است. او میگوید: طبق اعلام سخنگوی دولت، روند پرداخت خسارت خودروها سرعت گرفته است، اما بخش درخور توجهی از گلایههایی که امروز از سوی شهروندان مطرح میشود، اساسا ارتباطی با شهرداری ندارد و به مرحله تأمین و پرداخت منابع مالی بازمیگردد.
حمایتهای مالی؛ کمک برای عبور از روزهای نخست، نه جبران خسارت
محمدخانی در ادامه به حمایتهای مالی شهرداری از آسیبدیدگان جنگ اشاره میکند و میگوید: با همکاری شورای شهر، برای جنگ ۱۲روزه تا سقف ۳۰۰ میلیون تومان و برای جنگ رمضان تا سقف ۴۰۰ میلیون تومان کارت هدیه در نظر گرفته شد. او تأکید میکند: این کارتها به معنای جبران خسارت نبودهاند. برخی رسانهها و حتی برخی شهروندان تصور میکردند قرار است با این مبالغ خسارتهای واردشده جبران شود، درحالیکه فلسفه پرداخت این کارتها چیز دیگری بوده است.
به گفته سخنگوی شهردار تهران، این مبالغ صرفا با هدف حمایت فوری از خانوادههای آسیبدیده و کمک به تأمین نیازهای اولیه در روزهای پس از جنگ پرداخت شدهاند؛ روزهایی که بسیاری از خانوادهها نهفقط خانه، بلکه بخش مهمی از وسایل و داراییهای روزمره خود را از دست داده بودند.
با وجود همه اقداماتی که در یک سال گذشته انجام شده، هنوز پرسشهای مهمی بیپاسخ مانده است؛ پرسشهایی که شاید برای شهروندان از بازسازی ساختمانها هم مهمتر باشند. منابع تأمین هزینههای بازسازی و جبران خسارتها همچنان بهطور شفاف اعلام نشده و برخی خبرها درباره تأمین این منابع از محل فروش تراکم، نگرانیهایی را ایجاد کرده است؛ نگرانیهایی که برای بخشی از کارشناسان شهری، دستکم از تخریبهای برجامانده از جنگ کمتر نیست.
کروکی پناهگاهها مخفیانه ماند
بااینحال، مهمترین ابهام برای بسیاری از تهرانیها همچنان همان پرسش روزهای نخست جنگ است: اگر دوباره حملهای رخ دهد، باید به کجا پناه برد؟
در دو جنگ اخیر، شهروندان بارها با صدای انفجار از خواب پریدند، اما همچنان فهرست مشخصی از پناهگاههای عمومی منتشر نشد. پایههای چندمنظورهای که شهرداری در برخی میادین شهر برای پخش اذان و اعلام هشدارهای اضطراری پیشبینی کرده بود نیز در جنگ دوم نقشی در اطلاعرسانی ایفا نکردند و فعال نشدند. نتیجه آن بود که بسیاری از شهروندان در لحظات بحرانی، نه از محل پناهگاهها اطلاع داشتند و نه میدانستند نزدیکترین نقطه امن به محل زندگیشان کجاست.
عبدالمطهر محمدخانی، سخنگوی شهردار تهران، در پاسخ به این انتقادها میگوید: مهمترین تغییر رویکرد مدیریت شهری در این حوزه، آغاز ساخت فضاهای ایمن چندمنظوره است. ما در یک سال اخیر هیچگاه ادعا نکردیم که پارکینگ-پناهگاههای متعددی ساختهایم، اما مسیر ساخت این فضاها آغاز شده و نخستین پارکینگ-پناهگاه شهر در منطقه ۱۰ در هفتههای آینده افتتاح خواهد شد. او همچنین از برنامه استانداردسازی برخی فضاهای موجود برای استفاده در شرایط بحرانی خبر میدهد و میگوید بخشی از زیرساختهای شهری در حال آمادهسازی است تا در شرایط اضطراری بتوان از آنها بهعنوان فضاهای ایمن استفاده کرد.
محمدخانی تأکید میکند برای نخستین بار طرح تفصیلی زیرزمینی تهران با نگاه پدافند غیرعامل مورد بررسی قرار گرفته است. به گفته او، در این طرح فضاهای امدادی، درمانی، بیمارستانی و ایمنی زیرزمینی پیشبینی شدهاند تا در صورت بروز شرایط بحرانی، شهر بتواند خدمات حیاتی خود را حفظ کند.
بااینحال، فاصله میان برنامهریزی و واقعیت زندگی روزمره شهروندان هنوز پابرجاست. تهران امروز بیش از گذشته درباره تابآوری، پدافند غیرعامل و دفاع شهری سخن میگوید، اما بسیاری از ساکنانش هنوز پاسخ روشنی برای یک پرسش ساده ندارند؛ اگر دوباره صدای آژیر و انفجار در شهر بپیچد، امنترین نقطه برای پناه گرفتن کجاست؟
محمدخانی تأکید میکند: موضوع دفاع شهری نیازمند تبیین دقیق برای مردم و رسانههاست و لازم است کارشناسان درباره الگوهای مناسب حفاظت از شهروندان در شرایط جنگی گفتوگوهای بیشتری داشته باشند. رد انفجارها از بسیاری از خیابانهای تهران پاک شده، اما تجربه جنگ هنوز از حافظه شهر نرفته است؛ شهری که حالا بیش از هر زمان دیگری میداند تابآوری فقط بازسازی ساختمانها نیست، بلکه آمادگی برای روزی است که شاید دوباره آسمانش قرمز شود.