|

پوست چه کسی در این بازی کنده می‎‌شود؟*‌ استاد یا دانشجوی دکترا

وزیر محترم علوم دو مسئله استراتژیک درباره دانشجویان دکترا مطرح کرده است؛ یکی تسهیل مقررات آموزشی، از‌جمله اجازه دفاع از پایان‌نامه و رساله‌های تحصیلات تکمیلی بدون الزام به ارائه مقاله برای کاهش فشار بر دانشجویان‌ و دیگری، کوتاه‌کردن دوره‎‌های آموزشی که هر دو از مسائل استراتژیک هستند و اعضای هیئت‌علمی به‌جد باید به آن توجه کنند. موضوع این جستار، پیشنهاد اولی است.

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

کامران شریفی‌-دانشیار دانشکده دامپزشکی دانشگاه فردوسی مشهد:  وزیر محترم علوم دو مسئله استراتژیک درباره دانشجویان دکترا مطرح کرده است؛ یکی تسهیل مقررات آموزشی، از‌جمله اجازه دفاع از پایان‌نامه و رساله‌های تحصیلات تکمیلی بدون الزام به ارائه مقاله برای کاهش فشار بر دانشجویان‌ و دیگری، کوتاه‌کردن دوره‎‌های آموزشی که هر دو از مسائل استراتژیک هستند و اعضای هیئت‌علمی به‌جد باید به آن توجه کنند. موضوع این جستار، پیشنهاد اولی است.

از سال 1379 دانشجوی دوره دکترا ملزم شد که برای نیل به دانش‌آموختگی، بسته به رشته و محل تحصیل، یک یا چند مقاله منتشر کند. به دنبال آن، یکی از معیارهای تخصیص اعتبار و بودجه پژوهشی دانشگاه‌‎ها و نیز استادان، تعداد مقالاتی قرار گرفت که بر‌اساس معیارهای مجله‎‌سنجی منتشر می‎‌کنند. وقتی‌ مقاله نظری یا مقاله مبتنی بر کار تجربی، میدانی یا آزمایشگاهی تهیه می‌‎شود، اگر قرار است‌ یک کار پژوهشی باکیفیت، منطبق بر معیارهای علمی، مطابق با مأموریت و چشم‌انداز دانشکده و دانشگاه، نیاز جامعه و در راستای افزایش تولید ناخالص داخلی کشور انجام و به صورت یک مقاله در مجلات معتبر ثبت شود، بدون تردید پوست دانشجو باید کنده شود. حال پس از انجام کار و تدوین مقاله، باید آن را به یک مجله معتبر فرستاد که مقالات را برای داوری به هم‌قطاران و هم‌ردگان در همان رشته می‎‌سپارد. بسته به رشته و مجله و بر‌اساس تجربیات نگارنده، دست‌کم شش ماه داوری طول می‎‌کشد و اگر مقاله مردود شود، دوباره باید وارد چرخه ارسال به مجله دیگر و داوری شود. در مواردی دو سال طول می‎‌کشد که اولین مقاله یا مقالات حاصل از یک کار پژوهشی به مرحله انتشار برسد. استاد برای تسهیل ترفیع و ارتقا و برای برآوردن انتظارات دانشگاه، مجلات با رتبه بالا را انتخاب می‎‌کند. اما گذر زمان به ضرر چه کسی است؟ پوست چه کسی باز در این بازی کنده می‌‎شود؟ یادآوری این نکته لازم است که در سال 1379، دانشجویان دوره دکترا عمدتا بورس بودند و حقوق دریافت می‎‌کردند؛ مزیتی که امروزه از بین رفته است.

از طرف دیگر، استاد سرپرستی چند دانشجوی دیگر را بر عهده دارد و حقوق ماهانه‎‌اش را دریافت می‎‌کند، اما دانشجوی دکترا باید روزانه چشم به سایت مجله داشته باشد تا کی مقاله از مرحله داوری به مرحله تصمیم‌گیری می‌‎رسد. آیا وزارت، حقوقی برای دانشجوی دوره کارشناسی ارشد و دکترا پیش‌بینی کرده است که او را وادار به رسوب در این مرحله می‎‌کند؟ میزان رسوب دانشجویان دوره دکترا در خوابگاه‎‌ها اگر وارسی شود، یک سند برای این اشکال بزرگ است و برخی از دانشگاه‌ها در این مورد دچار مشکل‌اند. در ادامه اگر چاپ مقاله در چند بار رفت و آمد بین مجلات طول بکشد، دانشجو دچار معضل سنوات شده و باز جریمه می‎‌شود و پوستی دیگر از دانشجو‌ و قریب به یقین از پدر و مادر دانشجو کنده می‎‌شود.

چه پوستی از استاد درگیر ‌این بازی‌ است؟ یکی واحدهای موظف و دیگری آورده پژوهشی است، بنابراین‌ منطق کار حکم می‌‎کند که تعداد دانشجویان کارشناسی ارشد و دکترا بالا برود تا آورده‌‎های پژوهشی افزایش یابد و باز به علت کثرت دانشجویان که در بعضی رشته‌‎ها اعجاب‌برانگیز است، بار اصلی انتشار مقاله به گردن دانشجو می‎‌افتد؛ چون پوستش در این بازی گیر است، گذر زمان، برخلاف استاد، به ضررش است. تالی فاسد آن بروز اجتناب‌ناپذیر تقلب علمی است که دو قله آن یکی در 2009 از سوی مجله نیچر و دیگری در 2016 (با اعلام ابطال 58 مقاله از ایران) آشکار شد و البته همچنان با قدرت ادامه دارد. یکی از شگردها در آن زمان، ارسال مقالات به مجلات و معرفی داوران معتبر با جعل پست الکترونیکی آنان بود که به نام داور معتبر، خود به داوری مقاله خود مشغول شوند. ناشران متوجه این تقلب شدند و مقالات را باطل کردند. این شگرد همچنان ادامه دارد.

در صحبت وزیر محترم علوم حکمت بزرگی نهفته است، اما حکمت باید پشتوانه قانونی قوی به صورت تشخیص دوغ از دوشاب داشته باشد. اولا، پوست استاد بیشتر از دانشجو گیر باشد؛ زیرا مسئولیت اصلی با وی است. دوم، کیفیت باید مقدم بر کمیت باشد و تمامی مقالاتی که  به صورت فله‎‌ای منتشر می‌‎شوند، باید بازبینی شوند‌ و استادانی که در مقابل تقلب سهل‌انگاری کرده‌‎اند، بازخواست شوند‌ و اگر خود مرتکب تقلب شده باشند، هیچ مماشاتی صورت نگیرد.

یک راه چاره، تسهیل کار دانشجویان است؛ به این شکل که رساله دکترا توسط کمیته ارزیابی دانشگاه، مرکب از افراد متعهد به علم و استخوان‌دار، ارزیابی شود و اگر تشخیص دادند که نتایج «در حد انتشار علمی» (Publishable quality) است، مجوز دانش‌‎آموختگی صادر شود. به این ترتیب، پوست استاد در انتشار واقعی مقاله بعد از فراغت از تحصیل دانشجو گیر می‌‎افتد و تا زمانی که مقاله را منتشر نکرده، نباید مجاز باشد دانشجوی دیگری بگیرد. این مدل در دانشگاه‌‎های اسکاندیناوی، آلمان و بسیاری از دانشگاه‌‎های بریتانیا دیده می‎‌شود. اگر دانشجو خواست که وارد بازار کار در جامعه یا سربازی (در مورد آقایان) شود، دیگر مانعی ندارد، اما اگر خواست ‌به‌عنوان عضو هیئت‌علمی یا پژوهشگر استخدام شود، یک شرط آن‌ داشتن دست پری از مقاله یا مقالات منتشره باکیفیت عمدتا از رساله دکترای خود باشد؛ نه اینکه مقالات فله‎‌ای که معلوم نیست چگونه تهیه شده‌‎اند ارائه کند. به این ترتیب، مشکل بزرگی از وزارت علوم و دانشگاه‎‌ها حل می‎‌شود.

در کتاب «خوشه‎‌های خشم» جان اشتاین بک، کشیش به مخاطبش می‌‎گوید: «من استعداد راهنمایی‌کردن مردم را دارم، اما به کجا راهنمایی‌شان کنم‌ نمی‌‎دانم». در غیاب یک تئوری توسعه علمی، کلام کشیش در موارد درخور توجهی در دانشگاه‎‌ها مصداق دارد.

* با الهام از کتاب «پوست در بازی» به قلم نیکلاس نسیم‌طالب

 

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.