|

محمودرضا بهمن‌پور؛ چریک فرهنگی!

دولت‌ها با نگاه ایدئولوژیک خود، خواسته و ناخواسته به گسست‌های تاریخی در فرهنگ و تمدن دست می‌یازند و این تنها چریک‌های فرهنگی هستند که به دور از هیاهو و بسیار آرام، برای تغییر نگرش دولت‌ها و منعطف‌کردن‌شان، پای به میدان می‌گذارند.

 محمودرضا بهمن‌پور؛ چریک فرهنگی!

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

علیه فراموشی

دولت‌ها با نگاه ایدئولوژیک خود، خواسته و ناخواسته به گسست‌های تاریخی در فرهنگ و تمدن دست می‌یازند و این تنها چریک‌های فرهنگی هستند که به دور از هیاهو و بسیار آرام، برای تغییر نگرش دولت‌ها و منعطف‌کردن‌شان، پای به میدان می‌گذارند. آنها با اینکه می‌دانند تنها هستند، تلاش خود را برای بازمعماری فرهنگی و ایجاد هسته‌های مقاومت به کار می‌گیرند و مشی دموکرات در پیش گرفته تا تمام رانده‌شدگان را حول تداوم سنت هنری گرد آورند. خواسته آنان کاملا مشهود است؛ خروج دولت‌ها از اعمال سلیقه و واگذاری هنر به اهلش، به مردم.

گفتمان «نظر»، نمونه‌ای درخشان از این رویکرد است. پرسه‌ای هدفمند در هنر و خلق دوباره آن با هر اثر، با هر فرد، با هر اندیشه. در سال‌های بعد از انقلاب، بهمن‌پور یکی از معدود افرادی است که به این روش مشروعیت بخشید و صدایی شد برای شنیدن از طریق دیدن. یک سنت بصری که روز به روز فربه‌تر می‌شد و اینک الگویی شده است ممتاز و قابل تکثیر؛ پلی بین نسلی، احیای مجدد طردشدگان و نادیده‌گرفته‌شدگان، زدودن زنگار فراموشی از پیکره و هویت فرهنگی و ارائه مجدد آن به نسلی تشنه و درمانده؛ موضوعی که سیاست‌گذاران فرهنگی کنونی از درک آن عاجزند. بهمن‌پور با همین درک بود که فضا و سیستم دولتی را شناخت و از آن گریخت تا شالوده‌ای نو را برپا کند؛ شالوده‌ای که محور اصلی‌اش استقلال بود و ذکاوتش می‌توانست تضمین‌کننده آن باشد. چه‌بسا که بسیاری از راه‌ها را پیمود و برای به ثمر رسیدن هر راه، مکملی بر راه قبلی رفته‌شده می‌افزود. چرخه هنری را می‌چرخاند تا هم مؤلفش، هم مولدش و هم مخاطبش در تعاملی فرهنگی و اقتصادی، راه اعتلا بپیمایند. او حال خوب فرهنگ را مولود شکل‌گیری و گسترش فضاهای بیشتر کاری می‌دانست؛ فضاهایی که تکثیر آن به کاهش نقش مخرب دولت در این حوزه می‌انجامید. این یک نهضت فکری بود؛ نهضتی که با انواع ابداع‌ها و خلاقیت‌ها به پیش می‌رفت و هیچ عامل انسانی نمی‌توانست جلودار آن باشد، الا سرطان...

آری، عاقبت هر چریک، مرگی ناباورانه است و وظیفه هر چریک، مرگ‌اندیشی و مقاومت. و کیست که نداند در تمام این سال‌ها او مقاومت کرد و خم به ابرو نیاورد. با این ‌همه، آتشی که او در دل دوستداران هنر برافروخت، همچنان پس از مرگش شعله‌ور خواهد بود و روشنی‌بخش مردمان این دیار. الگویی سرشار از تعامل با هنرمندان، کیفیت ماندگار و حفظ محتواهای فرهنگی که جز از یک انسان عاشق صادر نمی‌شود. کمال‌گرایی او در تک‌تک فعالیت‌ها و آثارش قابل استناد و مشاهده است. شورآفرین بود و هر مخاطبی را به وجد می‌آورد. حافظه فرهنگی ایران هیچ‌وقت او را به فراموشی نخواهد سپرد. انتخاب‌های دقیق او ذائقه بسیاری از هم‌نسلانش را شکل داد و نگاهی تازه برای فهمی هنری را به جامعه دردمند امروز تزریق کرد. او مجهز به ابزارهای هویتی بود که مانند سلاح یک مبارز، نباید از دست بیفتند؛ ابزارهایی ابتدایی که اشتیاق را افزون می‌کنند و نظم را گسترش می‌دهند و صداقت را می‌پراکنند. بی‌اغراق، او یک سرفصل جدید در چند دهه گذشته هنر ایران بود. بهمن‌پور علیه فراموشی بود. میراث ماندگارش نیز نمی‌گذارد که خود او فراموش شود. پاره‌پاره وجودش یادآور زیست فرهنگی مردمان این دیار بود. او یک ایرانی آرام در میان تحولات سریع سیاسی، اجتماعی و اقتصادی بود. کسی که هیچ‌گاه جوزده نشد و در میانه تمام این بحران‌ها به دنبال زبان مشترکی می‌گشت که دیده شد و اینک روایتگر آنیم. ایده‌پردازی که هر ظرفی برای او کوچک بود و از هر ظرف کوچک، به آسانی صرف‌نظر نمی‌کرد. هر گامی را مهم می‌دانست و همگامی را اصل. وامدار اوییم. بی‌شک او ذائقه مرا نیز عوض کرد. پشتیبان و دستگیرم بود. استاد و راهنما و مشاورم بود و بر خود واجب می‌دانم که نام و راه او را زنده نگه دارم و همواره قدردانش باشم.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.