معلمهای بدون کلاس و شرایط سخت آموزش
هفته معلم آغاز شده؛ هفتهای که قرار است برای سپاس از زحمات معلمان باشد. امسال به خاطر شرایط جنگ در ایران، آموزش غیرحضوری شده است؛ یعنی دانشآموزان معلمان خود را از پشت صفحه مانیتور میبینند. در دوران کرونا این شیوه آموزش را تجربه کردهایم و با معایب و مزایای آن آشنا هستیم.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
هفته معلم آغاز شده؛ هفتهای که قرار است برای سپاس از زحمات معلمان باشد. امسال به خاطر شرایط جنگ در ایران، آموزش غیرحضوری شده است؛ یعنی دانشآموزان معلمان خود را از پشت صفحه مانیتور میبینند. در دوران کرونا این شیوه آموزش را تجربه کردهایم و با معایب و مزایای آن آشنا هستیم. در مقاله پیشرو که بهتازگی در وبسایت سازمان (سایتی جهانی برای سازمانهای مدنی) منتشر شده است به ابعاد خاصی از آموزش و تأثیر مدرسه و شاگرد و معلم بر یکدیگر پرداخته است. مقالهای که یک باور رایج (معلم عامل مؤثر یادگیری است) را زیر سؤال میبرد.
این مقاله براساس گزارشی درباره تحقیقات چند سال گذشته و طرحهایی که برای بهبود آموزش در آمریکا انجام شده، نوشته شده است. در سال ۲۰۰۹، دولت آمریکا یک طرح آموزشی را آغاز کرد. به معلمان مؤثر پاداشهای کلانی (30 هزار دلار) پرداخت شد تا به مدرسهای با عملکرد پایین و بهشدت فقیر منتقل شوند. این امر منعکسکننده شیوه آموزش بود: استفاده از نمرات آزمون برای شناسایی بهترین (و همچنین بدترین) معلمان.
سال ۲۰۱۳ این طرح بررسی شد. به نظر میرسید این طرح، یعنی طرح «ابتکار انتقال استعداد» مؤثر بوده است: نمرات آزمون در بین دانشآموزانی که توسط مربیان انتقالی آموزش دیده بودند، سه تا پنج درصد افزایش یافت. این نمونهای از مزایای ملموس داشتن یک معلم عالی بود. اما گروهی از محققان اخیرا مقالهای را منتشر کردهاند که این پژوهش را مجددا بررسی کرده و یک نتیجه جالب ارائه دادهاند. اگر «معلمان انتقالی» به اندازه مدرسه قبلی خود مؤثر بودند، نمرات آزمون حتی بیشتر هم افزایش مییافت. در حقیقت آنان در مدارس جدیدشان، از معلمان «عالی» به معلمانی «نسبتا خوب» تبدیل شده بودند. این نشاندهنده یک واقعیت عمیق در مورد عملکرد معلمان است: نمره و عملکرد دانشآموز فقط به مهارتهای ذاتی یک فرد وابسته نیست، به محیط مدرسه هم مربوط میشود. متیو کرافت، استاد دانشگاه براون و نویسنده همکار مقاله جدید میگوید: «اثربخشی معلم پویاست.
تدریس یک ورزش گروهی است».
این تحقیق از جهت دیگری نیز اهمیت دارد. این تحقیق گامی کوچک در درک چگونگی تقویت حرفه معلمی و آموزش است. در مطالعه اصلی، محققان ۱۰ منطقه بزرگ را در نظر گرفتهاند. برخی از مدارس با عملکرد پایین در هر منطقه این امکان را داشتند که معلمان بسیار مؤثر را با پاداشهای کلان استخدام کنند. این تحقیق بر نمرات «ارزش افزوده» تکیه داشت که تخمینهای آماری از میزان سهم یک معلم در افزایش نمرات آزمون در سطح کلاس درس هستند. این معیارها هنگام استفاده برای ارزیابی معلمان بسیار بحثبرانگیز بودند. معلمانی واجد شرایط دریافت پاداش انتقال بودند که در یکپنجم بالای نمرات ارزش افزوده در مقطع و گروه خود قرار داشتند. در نهایت، 80 معلم برتر پاداش را دریافت کردند و مدرسه خود را تغییر دادند. با این حال، در مشاغل جدید خود عملکرد این معلمان از صدک 85 در سطح منطقه به صدک 66 کاهش یافت. حالا این پرسش مطرح شد که دلیل این اتفاق
چه بود؟
رفتارهای معلمان به طرز چشمگیری تغییر کرده بود. آنها گزارش داده بودند انگیزه دانشآموزان کمتر و مشکلات رفتاری آنها بیشتر است. بسیاری از دانشآموزان کلاسهایشان از خانوادههای کمدرآمد بودند و نمرات آزمونهای ورودی آنها پایینتر بود. معیار ارزش افزوده، تفاوتها در جمعیت دانشآموزان را در نظر میگیرد، بنابراین کاهش عملکرد معلمان انتقالی اجتنابناپذیر نبود. معلمان انتقالیافته حتی نسبت به چالشهای مدرسه نیز کمتجربهتر بودند. برخی از چالشها از خود مدارس ناشی میشد. معلمان گزارش میدادند در مقایسه با مدرسه قبلی خود، منابع محدود و استقلال کمتری در کلاسهای درس خود داشتند. تحقیقات دیگر هم نشان داده است معلمان وقتی مدرسهای را که دوست دارند پیدا میکنند، وقتی با همسالان مؤثرتر کار میکنند و وقتی مدرسهشان برای یادگیری و همکاری مساعد است، عملکرد بهتری دارند. معلمان همچنین وقتی در یک پایه یا یک گروه تدریس میکنند، تمایل دارند عملکرد بهتری داشته باشند.
مجموع این تحقیقات این تصور رایج را که معلم مهمترین عامل «درون مدرسهای مؤثر بر یادگیری» است، تغییر میدهد. در حقیقت معلم به علاوه زمینههای مختلف است که بر دانشآموز تأثیر میگذارد.
در واقع معلمان فقط ابزار نیستند. نمیتوان آنها را بهسادگی به مدارس یا کلاسهای درس یا مقاطع مختلف منتقل کرد و از آنها انتظار عملکرد خوب داشت. معلمان در مدارسی که «رهبری قوی»، «همکاری خوب با معلمان» و «حمایت برای مدیریت چالشهای رفتاری دانشآموزان» دارند، عملکرد بهتری دارند. در واقع «آموزش» فقط به عهده معلم نیست و به شرایط دیگری نیز وابسته است.
در شرایط ویژه کشورمان، فقط معلم مانده و یک صفحه نمایشگر و شاگردانی که به خاطر سرعت اینترنت حتی چهرههایشان را شاید نبیند پس شاید انتظار زیادی باشد که همه چیز برعهده معلم باشد. هرچند خانوادهها هم این روزها با صبری که گاهی طاقتفرسا میشود، برای بهبود شرایط در کنار فرزندان میکوشند.