|

هستی‌شناسی ایران

«سرزمین قابل فروکاسته‌ شدن به مکانِ تنها نیست، حاوی زمان است: کشورهایی با زمان دَهگانی یا صدگانی هستند. ایران اما تمدنی هزارگانی است». مقصود فراستخواه، جامعه‌شناس، از نوعی پدیدارشناسی در ایران سخن می‌گوید که تفسیری عمیق از کائنات داشته و در دل تاریکی، به صبح امید و روشنی باور داشت.

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

«سرزمین قابل فروکاسته‌ شدن به مکانِ تنها نیست، حاوی زمان است: کشورهایی با زمان دَهگانی یا صدگانی هستند. ایران اما تمدنی هزارگانی است». مقصود فراستخواه، جامعه‌شناس، از نوعی پدیدارشناسی در ایران سخن می‌گوید که تفسیری عمیق از کائنات داشته و در دل تاریکی، به صبح امید و روشنی باور داشت. به گزارش «ایبنا» این جامعه‌شناس در یادداشتی از چهار سطح زمانِ ایرانی چنین نوشت: «کوتاه‌ترین سطح زمان ایران، زمان رخدادی است. تحولات خوب و بد بسیار و از‌جمله تهاجمات در این سطح از زمانِ ایران روی می‌داد. گاه بسیار وحشیانه و مهیب بودند. اما ایران همچنان ادامه داشت، چرا؟ چون هستی ایران در سطح دیگر زمان خویش جاری بود؛ دومین لایه زمان این فلات، که زمان ادواری بود و پویا بود؛ دوره به دوره در تحول بود. مشروطه نبود و ایران بود. سلطنت پایان یافت و ایران همچنان ادامه داشت. سومین سطح زمان ایران، زمان دورانی است. ایران در دوران پیش از اسلام، ایران بود، بعد از اسلام نیز همچنان اصرار داشت ایران بماند. ایران با انواع ملت‌ها و فرهنگ‌ها در دادوستد بود  و همواره ایران بود.

ایران از دوران قدیم به دوران جدید منتقل شد، باز ایران بود. چهارمین سطح زمان ایرانی زمان وجودی بود. در این لایه زیرین هستیِ فلات بود که داستان ایران و اسطوره‌ها و استعاره‌ها و ساختارهای عمیق دوام داشت و تخیل ایران و فکر ایرانی باقی بود. نوعی پدیدارشناسی در ایران که تفسیری عمیق از کائنات داشت، در دل تاریکی، صبح امید و روشنی را باور داشت. از باغ و راغ داد و دهش؛ و از بهار، رویش دوباره الهام می‌گرفت. شرارت اهریمنی در عالم می‌دید ولی ایمانش را به حکمت نور و به بنیاد نیکی از دست نمی‌داد. شاعرانگی داشت و صبوری و سازگاری خلاقی داشت اما سخت و استوار بود و این‌چنین ایران بماند، سرای کهن شد و گواهی داد».

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.