زیستبوم دیجیتال و انسان نو؛ بازآفرینی اخلاق
در عصر حاضر، انسان دیگر فقط ساکن جغرافیای فیزیکی نیست، بلکه در دل زیستبومی رسانهای، پیچیده و در حال تکوین زندگی میکند؛ زیستبومی که نهتنها کنشها و واکنشهای او را دگرگون ساخته، بلکه بنیانهای ادراکی، ارزشی و هویتیاش را نیز به چالش کشیده است.


به گزارش گروه رسانهای شرق،
در عصر حاضر، انسان دیگر فقط ساکن جغرافیای فیزیکی نیست، بلکه در دل زیستبومی رسانهای، پیچیده و در حال تکوین زندگی میکند؛ زیستبومی که نهتنها کنشها و واکنشهای او را دگرگون ساخته، بلکه بنیانهای ادراکی، ارزشی و هویتیاش را نیز به چالش کشیده است. ظهور رسانههای دیجیتال، انسان را به موجودی شبکهای بدل کرده است؛ موجودی که همزمان در چند جهان زندگی میکند و در معرض سیلی از پیامها، بازنماییها و تجربهها قرار دارد. این دگرگونی، فقط تغییر ابزارهای ارتباطی نیست، بلکه نشانه دگرگونی در شیوه زیستن و فهمیدن است.
در این سپهر نوین که با شتاب و بیمرزی گسترش مییابد، پرسشی بنیادین مطرح است: آیا فرهنگ زیستی انسان متناسب با این تحولات بازسازی شده است؟ و اگر نه، چه الزامات فرهنگی و اخلاقی برای زیستی سالم و معنادار در این فضا ضروری است؟
زیستن در فضای دیجیتال دیگر امری اختیاری نیست. درهمتنیدگی حیات واقعی و مجازی، وضعیتی تازه پدید آورده که میتوان از آن با عنوان همزیستی گسترده انسان با رسانه یاد کرد. این همزیستی، ما را به بازنگری در بنیانهای فرهنگی زیست انسانی فرامیخواند؛ فرهنگی که نهتنها ناظر بر رفتار فردی و اجتماعی در فضای دیجیتال است، بلکه تعامل با دادهها، بازنمایی خویشتن، مرزهای حریم خصوصی و عمومی، و مسئولیتهای اخلاقی را نیز در بر میگیرد.
فرهنگ زیستی در این زیستبوم، نیازمند مؤلفههایی است که در تمدن پیشادیجیتال کمتر مطرح بود؛ از جمله سواد رسانهای انتقادی، توانایی تفکیک واقعیت از بازنمایی، حفظ کرامت انسانی در معرض افکار عمومی جهانی و درک الگوریتمهایی که ادراک ما از جهان را شکل میدهند.
در چنین شرایطی، اخلاق نیز نمیتواند صرفا بر آموزههای سنتی متکی بماند. اخلاق دیجیتال، بهعنوان شاخهای نوپدید، ما را به بازاندیشی مفاهیمی چون مسئولیت، حقیقت، حریم خصوصی و صداقت ارتباطی فرامیخواند. چراکه زیست رسانهای، آکنده از موقعیتهایی مبهم و چالشبرانگیز است که در آن مرز میان درست و نادرست، آشکار و پنهان، خیر و شر، پیوسته در حال تغییر است. در کنار این تحولات، پدیدههای فرهنگی نوظهوری همچون فرهنگ لایک، اقتصاد توجه، نمایشمحوری، سلفبرندسازی و فراموشی دیجیتال سر برآوردهاند. این پدیدهها نهفقط رفتارها، بلکه معنا، هویت و حتی تجربه زیسته فرد را تحت تأثیر قرار دادهاند. انسان در برابر سیلابی از دادهها ایستاده، اما گاه از معنا تهی است. در این میان، هویتهای چندپاره، روایتهای مصنوعی و اخلاق مصرفمحور، خویشتن تاریخی و فرهنگی انسان را به حاشیه راندهاند. از این رو، زیستن در زیستبوم دیجیتال نیازمند خودآگاهی فرهنگی و تعهدی اخلاقی است. ما باید سواد رسانهای را نه صرفا مهارتی فنی، بلکه بخشی از شخصیت فرهنگی و مدنی خود بدانیم؛ سوادی آمیخته با تحلیل انتقادی، مسئولیتپذیری اجتماعی و حساسیت اخلاقی.
نهادهای آموزشی، رسانهای و فرهنگی در این میان نقش کلیدی دارند. مواجهه با رسانههای دیجیتال دیگر فقط چالشی فناورانه نیست، بلکه مسئلهای فرهنگی و تمدنی است که بنیانهای تربیت، هویت و اندیشه را به چالش میکشد. دانشگاهها، پژوهشکدهها و اندیشکدهها، باید با نگاهی آیندهپژوهانه به مسئله زیست دیجیتال بنگرند. در غیاب نظریهپردازی فرهنگی و اخلاقی، فناوری بهتنهایی قادر به هدایت بشر نخواهد بود.
در پایان میتوان گفت انسان امروز نیازمند بازتعریف انسانبودن در تعامل با فناوری است. بازآفرینی اخلاق، بازاندیشی فرهنگی و پرورش تفکر انتقادی، سه محور اصلی در این مسیر هستند. زیستبوم دیجیتال، اگرچه مجازی است، اما آثار و پیامدهای آن واقعیتر و ماندگارتر از بسیاری از کنشهای فیزیکی بشر است.
آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.