|

درباره تغییر نام خزر به کاسپین

به‌تازگی صداوسیما و رسانه‌های همسو، کارزار گسترده‌ای را با هدف تغییر نام دریای خزر به دریای کاسپین آغاز کرده‌اند‌ و علاوه بر تریبون‌دادن به کارشناسانی که چنین نظری دارند، در برنامه‌های مختلف مانند هواشناسی، اخبار و... عملا استفاده از نام جدید را شروع کرده‌‌اند.

کوروش احمدی دیپلمات پیشین

به‌تازگی صداوسیما و رسانه‌های همسو، کارزار گسترده‌ای را با هدف تغییر نام دریای خزر به دریای کاسپین آغاز کرده‌اند‌ و علاوه بر تریبون‌دادن به کارشناسانی که چنین نظری دارند، در برنامه‌های مختلف مانند هواشناسی، اخبار و... عملا استفاده از نام جدید را شروع کرده‌‌اند. در مورد اینکه چگونه چنین تصمیمی در صداوسیما گرفته شده و اینکه آیا این تصمیم حاصل هماهنگی با دوایر رسمی ذی‌‌ربط است یا خیر، اطلاعی ندارم؛ اما تردیدی نیست که نام‌گذاری مکان‌ها و پدیده‌های جغرافیایی، به‌ویژه پدیده‌های جغرافیایی بین‌المللی، امری جدی و خطیر و تابع قواعد و ضوابطی مشخص است. هدف این مقاله تأیید یا رد این یا آن نام نیست؛ بلکه توجه‌دادن به اصول و ضوابط مربوطه، تأکید بر اهمیت کسب مجوز از دوایر رسمی و نشان‌دادن عوارض سوء اقدامات  خودسرانه است.

اصول و قواعد نام‌گذاری

اهمیت نام‌گذاری پدیده‌های جغرافیایی موجب شده است‌ تقریبا در همه کشورها نهادی دولتی برای نظارت بر استانداردسازی اسامی جغرافیایی ملی و بین‌المللی  ایجاد شود:

1. در ایران «کمیته تخصصی نام‌نگاری و یکسان‌سازی نام‌های جغرافیایی ایران» در سال 1379 بر مبنای مصوبه هیئت دولت و با هدف «سامان‌دادن به نام‌های جغرافیایی کشور و استانداردسازی آنها برای ارتباطات داخلی و جهانی» تشکیل شد. این کمیته تحت مسئولیت سازمان نقشه‌برداری کشور قرار دارد و متشکل از نمایندگان 9 وزارتخانه به شمول وزارت خارجه و وزارت دفاع به اضافه نمایندگان صداوسیما و فرهنگستان زبان و ادب فارسی است. کمیته مذکور با ایجاد هفت کارگروه‌ تخصصی، در جهت سازماندهی، هدایت و تجمیع کلیه فعالیت‌ها در زمینه نام‌های جغرافیایی و ثبت صحیح و مستند نام‌های جغرافیایی سرزمینی در نقشه‌ها، اسناد و مدارک تاریخی و جغرافیایی فعالیت دارد. حفظ هویت ملی و تاریخی نام‌های جغرافیایی یکی دیگر از اهداف شش‌گانه این کمیته است.

2. در سطح بین‌المللی نیز دو نهاد در چارچوب سازمان ملل شکل گرفته‌اند: کنفرانس ملل متحد برای استانداردسازی اسامی جغرافیایی (UNCSGN) و گروه کارشناسی ملل متحد در مورد اسامی جغرافیایی (UNGEGN). کنفرانس فعالیت خود را از 1967 شروع کرده و ایران نیز از ابتدا در آن فعال بوده است. این نهاد تاکنون حدود 120 قطع‌نامه اجماعی درباره اسامی جغرافیایی تصویب کرده که در آنها اصول، قواعد و رویه‌های عام برای استانداردسازی اسامی جغرافیایی به تصویب همه کشورها رسیده‌ است. اصول و قواعدی که رعایت آنها بدون تردید به سود ما‌ست؛ چرا‌که اولا این اصول و قواعد حاصل خردورزی و تجربه زیسته بشر در طول دهه‌‌ها و سده‌ها‌ست و استانداردسازی نام‌ها در سطوح ملی و بین‌المللی را با هدف جلوگیری از تشتت، آشفتگی و بلاتکلیفی در مسئله مهم نام‌گذاری اسامی جغرافیایی دنبال می‌کند و ثانیا به دلیل چالش‌های موجود در برابر ایران، رعایت آنها بدون تردید به سود ماست. UNGEGN بر استانداردسازی، هماهنگی میان زبان‌ها، مستندسازی و استفاده مستمر از نام‌های جغرافیایی تأکید می‌کند. این چارچوب به تفاوت میان نام‌های محلی و رسمی و نام‌هایی که در زبان‌های دیگر به کار می‌روند نیز توجه دارد.1 یکی از مهم‌ترین اصول و قواعد در نام‌گذاری پدیده‌های جغرافیایی که نهادهای ملی و بین‌المللی بر آن تأکید می‌کنند، این است که اسامی جغرافیایی را نمی‌توان و نباید به صورت دلبخواهی و خودسرانه عوض کرد و آنها را تابع مصلحت‌اندیشی‌های سیاست روز قرار داد. اصل و قاعده دیگر در این رابطه، اصل «استانداردسازی اسامی جغرافیایی بر مبنای استفاده محلی (local use)» است؛ به این معنا که «نام‌های مورد استفاده در زمان حاضر در هر محل» باید مبنای کار باشند. برخی قواعد دیگر عبارت‌اند از: قاعده قدمت نام‌ها به معنای تکیه بر قدمت نام‌های جغرافیایی به‌عنوان یکی از مهم‌ترین معیارها‌ در نام‌گذاری‌ها، قاعده «اجتناب از انتخاب بیش از یک نام برای هر عارضه جغرافیایی»، قاعده احتراز از یک نام برای دو عارضه (homonyms) یا دو نام برای یک عارضه، قاعده حفظ و تداوم نام‌ها و‌... .2

بر مبنای این اصول عام و جهانی، معمولا توصیه این است رهبران سیاسی و دولت‌ها از اراده‌گرایی در نام‌گذاری و اقدام از بالا برای تغییر نام‌های تثبیت‌شده، جا‌افتاده و مورد استفاده عموم خودداری کنند. بر مبنای این اصول و قواعد، نام‌ها حاصل یک انتخاب طبیعی هستند: به وجود می‌آیند، پا می‌گیرند و گاه خود‌به‌خود و بدون اینکه الزاما بدانیم چرا و چگونه، ممکن است متروک شوند. این قواعد و اصول تأکید دارند قدرت‌های سیاسی و اراده‌ها نباید در این روند مداخله کنند. یکی دیگر از دلایل ضرورت ثبات نام‌ها، اهمیت آنها در بحث میراث فرهنگی ملت‌ها و گروه‌های جمعیتی است. نام‌های جغرافیایی در فولکلور، ادبیات، سنت‌ها و آداب و رسوم مناطق جایگاه مهمی پیدا می‌کنند و تغییر آنها از بالا می‌تواند موجب انواع گسست‌ها نیز بشود. در این مورد، پیوستگی نام‌شناختی نیز حائز اهمیت است. باید دید ‌آیا تغییر نام پیشنهادی باعث گسست غیرضروری در سوابق فرهنگی، ادبی، اسناد و داده‌های جغرافیایی می‌شود؟

نام خزر و دلیل پیشنهاد تغییر آن

بر مبنای مطالعات و بررسی‌هایی که توسط «کمیته تخصصی نام‌نگاری و یکسان‌سازی نام‌های جغرافیایی ایران» انجام شد، سازمان نقشه‌برداری کشور در جلسه مورخ 18/9/1381 تصویب کرد: «جهت جلوگیری از هرگونه سوء‌تفاهم احتمالی و جلوگیری از تشتت آرا در زمینه نام پهنه آبی شمال کشور، از نام «خزر» در داخل کشور و Caspian در متون خارجی، قراردادها و معاهدات بین‌المللی استفاده گردد». در بخشی از توضیحات این کمیته گفته شده است: «در منابع تاریخی بیش از ۳۵ نام مختلف برای خزر به کار برده شده است، اما در ۲۵۰ سال اخیر همواره از نام خزر استفاده شده است». در این توضیحات ازجمله به معاهدات ایران و شوروی سابق و قرارداد‌های بین‌المللی بین دو کشور استناد شده که در متن فارسی آنها از نام خزر استفاده شده است.3‌ مصوبه مذکور طی بخش‌نامه‌ای با امضای معاون اول وقت رئیس‌جمهور به همه دوایر حکومتی ابلاغ شد. دلیل این اقدام، آن بود که استفاده از نام‌های متعدد برای دریای شمال ایران با مصوبات داخلی و بین‌المللی مغایرت داشت.

کمیته مذکور در دو تاریخ دیگر نیز بر نظر خود تأکید کرد؛ نامه‌ای از این کمیته به اداره کل حقوقی وزارت خارجه مورخ 30/6/1392 به شماره 13914 در دست است که در پاسخ به «درخواست شفاهی نماینده محترم آن وزارتخانه مبنی بر بررسی مجدد نام خزر» نوشته و در آن خاطر‌نشان شده است: «موضوع مجددا در کمیته مورد بحث قرار گرفت و اعضای کمیته بر تصمیم قبلی خود صحه گذاشتند». یک صورت‌جلسه کمیته مذکور مورخ 20/5/1400 نیز حکایت از آن دارد که متعاقب درخواست رئیس دانشگاه مازندران، موضوع مجددا با شرکت نام‌برده‌ بررسی شد. در این جلسه، نام‌برده «با تأکید بر ایرانی‌بودن قوم کاسپی و در مقابل غیر‌ایرانی‌بودن قوم خزر و مزاحمت‌های بسیاری که آنها برای ایرانیان فراهم می‌کرده‌اند»، خواستار تغییر نام خزر به کاسپی بوده‌ که مورد موافقت قرار نگرفته است.

قطعا کاسپی به‌ عنوان ‌یک قوم ایرانی باستانی، نامی معتبر است و در منابع ایران باستان و یونان به آن پرداخته شده است‌4، اما معتبر‌بودن یک نام نمی‌تواند دلیل معتبری برای جایگزینی آن با نام دیگری باشد. نام کاسپین در اکثر زبان‌های خارجی برای دریای شمال ایران کاربرد دارد و دو کشور ساحلی یعنی روسیه و قزاقستان نیز از نام کاسپین استفاده می‌کنند، اما دلیلی که برای حذف نام خزر ارائه شده، با اصول و موازین حوزه نام‌گذاری مطابقت ندارد. اجتناب از دخالت‌دادن علایق ملی، قومی و مذهبی در نام‌گذاری‌های جغرافیایی، یکی از مهم‌ترین اصولی است که همواره مورد تأکید استانداردسازی اسامی جغرافیایی  (Toponymy) به‌ عنوان یک فعالیت علمی بین‌رشته‌ای و کاربردی قرار داشته است. دخالت‌دادن این معیارها موجب بی‌ثباتی نام‌های جغرافیایی و وابسته‌شدن آنها به تمایلات تحول‌یابنده جوامع و تغییر مکرر آنها بر‌مبنای ترجیحات و سیاست‌های روز می‌شود و می‌تواند موجب اختلاف و تنش بین گروه‌های سیاسی و جمعیتی نیز ‌شود.

در راستای ارائه دلیل برای تغییر نام خزر به کاسپین، احمد کاظمی، کارشناس مسائل سیاسی، در برنامه «قرارگاه جنگ» شبکه افق‌ در اواخر مرداد گفت: «پشت نام‌گذاری خزر یک توطئه صهیونی قرار دارد». او از قول آرتور کستلر مطرح کرد: «نیای یهودیان اشکنازی که بنیان‌گذار اسرائیل بودند، همین یهودیان خزر هستند‌... و برخی کشورها به‌ویژه جمهوری آذربایجان، این موضوع را جا می‌اندازند و جهانیان، ایرانی‌ها را بابت استفاده از نام خزر مسخره می‌کنند»‌5. 

روشن است صهیونیسم یک پدیده مدرن است و ‌ قومی که در قرون وسطی می‌زیسته، نمی‌تواند ربطی به آن داشته باشد. اگر‌چه شواهد تاریخی تأیید می‌کند قوم خزر در بسیاری موارد مزاحمت‌هایی برای ایرانیان داشته و اغلب با دشمنان ایران همراه بوده‌، سؤال این است که آیا می‌توان عدم مطلوبیت یک قوم تاریخی را مبنایی برای نام‌گذاری یک پدیده جغرافیایی قرار داد؟ 

 

این استدلال نه‌تنها پایه و اساسی در نام‌گذاری پدیده‌های جغرافیایی ندارد، بلکه به‌عکس، همواره نهادهای ملی و بین‌المللی بر اجتناب از آن و پایبندی به نام‌های سنتی و قدیمی تثبیت‌شده تأکید کرده‌اند. اگر ما معیار مطلوبیت یا عدم‌ مطلوبیت اقوام و ملت‌ها برای امر نام‌گذاری را مبنا قرار دهیم، در موضوع نام تاریخی خلیج فارس برای خود مشکل آفریده‌ایم. ما بیش از دیگران از تضعیف اصل پایبندی به نام‌های سنتی و قدیمی لطمه خواهیم خورد.

اجماع جهانی درباره اهمیت پایبندی به نام‌های سنتی و قدیمی تا حدی است که هیچ‌گاه ناپدید‌شدن علل پیشین و از میان رفتن منطق اولیه برای نام‌گذاری‌ها، موجب تغییر نام‌ها نشده است. دریای آدریاتیک نام خود را از شهر آدریا که در گذشته مهم‌ترین شهر تجاری در شمال ایتالیا بود، گرفته است. یا مالاکا نیز در قرن‌های 15 و 16 میلادی مهم‌ترین شهر در تنگه‌ای بود که اکنون همین نام را بر خود دارد. اگر‌چه این دو شهر از بین رفته‌اند یا کوچک و بی‌اهمیت شده‌اند، اما اماکن جغرافیایی مربوطه همچنان نام‌های سنتی خود را حفظ کرده‌اند. ما نیز همیشه بحق این استدلال عرب‌ها را که به دلیل تغییر شرایط، به‌کارگیری نام دیگری برای خلیج فارس قابل توجیه است، رد کرده‌ایم. زنده‌یاد پیروز مجتهدزاده در این مورد گفته است: «تمایل داریم نام دریای خزر را کاسپین بگذاریم و این دقیقا به همان میزان اشتباه است که بر خلیج‌ فارس نام دیگری بگذاریم».6

آرش نصیری طی مقاله‌ای در وب‌سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی، با مرور دلایل طرفداران تغییر نام خزر، استدلال کرده‌ است که تبار قومی، پیشینه نظامی یا پیوند خزرها با یهودیت، کنار‌گذاشتن این نام را توجیه نمی‌کند. نصیری استدلال کرده است‌ استفاده از یک نام جغرافیایی به معنای تأیید رفتار یا باورهای قومی نیست که نام از آن گرفته شده است. به نوشته او، خزر به بخشی جاافتاده از زبان فارسی تبدیل شده و کاربرد آن فراتر از پیوندش با قومی در قرون وسطی است. او نوشته کاسپین از نظر تاریخی نامی معتبر است، اما قرار‌دادن «کاسپین ایرانی» در برابر «خزر بیگانه»، تاریخی پیچیده را به یک مرزبندی سیاسی تقلیل می‌دهد.7

دلیل دیگر برای تغییر خزر به کاسپین توسط مهدی هدایتی‌شهیدانی در مصاحبه‌ای با صداوسیما ارائه شده است. او با اشاره به مصوبه 1381 مبنی بر تعیین نام خزر در فارسی و کاسپین در زبان‌های خارجی گفته است: «این دو دستگی در نام‌گذاری موجب آشفتگی است و مطالبه افکار عمومی تنظیم آن است». قواعد بین‌المللی استانداردسازی به‌خودی‌خود حکم نمی‌کنند که همه زبان‌ها باید نام یکسانی برای یک عارضه جغرافیایی داشته باشند. وجود دو نام برای یک پدیده جغرافیایی، یکی در زبان محلی (endonym) و دیگر در زبان‌های خارجی (exonym)، امری رایج و پذیرفته‌شده‌ است. برای مثال، دریاچه بین فرانسه و سوئیس در زبان فرانسه Lac Léman است و زبان انگلیسی Geneva Lake . قاهره و caire یا Cairo یا یونان، هلنیا و گریس دو نمونه دیگر است. خزر نیز در برخی کشورهای منطقه کاربرد دارد و کاسپین در زبان‌های خارجی. کاسپین نام انگلیسی-فرانسوی است و پسوند ian یا ein در انگلیسی و فرانسه مؤید این امر است.

از طرفی، مطالبی که درباره سابقه تاریخی نام «کاسپین» مطرح می‌شود، حتما همه درست است؛ اما اولا سوابقی نیز از زمان بنی‌امیه در مورد «خزر» وجود دارد، از‌جمله به‌کاربردن «بحر خزر» به این دلیل که این دریا راه منتهی به قوم خزر بوده است؛ همان‌طور که یونانیان در حدود 500 سال قبل از میلاد، خلیج فارس را چون راه رسیدن به قوم فارس بود، خلیج فارس نامیدند. مسئله این است که اگر ما اراده کنیم که نامی را که در حال حاضر رایج است، کنار بگذاریم و نام دیگری برگزینیم و رواج دهیم، مغایر با اصول و قواعد مورد اجماع در عرف نام‌گذاری است و فرق نمی‌کند که نام جدید در گذشته‌های دور سابقه داشته یا نداشته است.

سؤال دیگر در این رابطه، آن است که چرا سری را که درد نمی‌کند، باید دستمال بست؟ ما یک مسئله نام‌گذاری مهم داریم (خلیج فارس) که برایمان بسیار مشکل درست کرده است. اگر یک مسئله دیگر در این حوزه هم به دست خود ایجاد کنیم، لایه دیگری بر لایه‌های دشمنی در منطقه افزوده‌ایم؛ خاصه آنکه گویا آذری‌های ما نیز ملاحظاتی در این مورد دارند. به‌علاوه، ممکن است عرب‌ها از این کار برای‌ دمیدن بر تغییر نام خلیج فارس سوءاستفاده کنند. در نهایت‌ اینکه ‌تغییر نام خزر بحث مهمی است و نیاز به تبادل نظر بیشتر درباره آن هست. تغییر نام به لحاظ کاربردی می‌تواند موجب تشتت و آشفتگی در داخل و در بین مردم خودمان شود. اصرار بر حذف این نام و استفاده از نامی جدید در فارسی، می‌تواند منشأ مشکلاتی جدی و جدید در این حوزه نیز بشود. به لحاظ دیپلماتیک هم می‌دانیم که کشورهای ترک‌زبان و عرب‌زبان در زبان‌های محلی خزر به کار می‌برند.

در نهایت‌ راه‌حل می‌تواند این باشد: کسانی که معتقد به متروک‌کردن خزر هستند، به جای اینکه رأسا اقدام کنند، پیشنهاد خود را همراه با یک گزارش توجیهی به «کمیته تخصصی نام‌نگاری و یکسان‌سازی نام‌های جغرافیایی ایران» ارائه دهند و خواستار لغو تصمیم قبلی شوند. تنها در این صورت است که ممکن است از تشتت، ناهماهنگی و عوارض سوء دیگر در داخل و خارج اجتناب شود.

پی‌نوشت‌ها:

1- Geographical names; Why do They Matter, https://www.un.org/de/desa/geographical-names-why-do-they-matter#1

2- UNGEGN, Manuals for the National Standardization of Geographical Names, UN, 2006

file:///C:/Users/user/Downloads/ST_ESA_STAT_SER.M_88-EN%20(1).pdf

3- https://iranboom.ir/didehban/maaz/973-darya-mazandaran-ya-khazar.html?utm_source=chatgpt.com

4- https://www.iranicaonline.org/articles/caspians-gk/?utm_source=chatgpt.com

5- https://farsnews.ir/Ofogh_tv/1786543092161293895/%D9%86%D9%82%D8%B4%D9%87-%D8%B5%D9%87%DB%8C%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1-%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B3%D9%BE%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D8%B2%D8%B1

6- https://www.eghtesadnews.com/fa/tiny/news-167016

7- آرش نصیری، دریای خزر و منطق صیانت از نام‌های جغرافیایی؛ خزر یا کاسپین؛‌ مسئله این است‌؟! 24 مرداد 1405

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.