خشونت تقلیدی
در روابط بینالملل و دیپلماسی و در مواجهه کشورها با یکدیگر، چیزی به نام وضعیت «برد-برد» امکان ندارد. در هر مذاکرهای یک طرف بیش از دیگری منتفع میشود؛ این انتفاع به هر میزان که باشد توازن فیمابین و عدالت را مخدوش میکند. در واقع در دیپلماسی چیزی به نام عدالت وجود ندارد. عدالت یعنی به هر شیوهای دیگری را مجاب کنید حق یا ناحق شما را بپذیرد و به رسمیت بشناسد. قدرت جایی تمام میشود که قدرت دیگری آغاز شود. پس در روابط بین کشورها معیار زور و قدرت بیش از هر چیز تعیینکننده است.
در روابط بینالملل و دیپلماسی و در مواجهه کشورها با یکدیگر، چیزی به نام وضعیت «برد-برد» امکان ندارد. در هر مذاکرهای یک طرف بیش از دیگری منتفع میشود؛ این انتفاع به هر میزان که باشد توازن فیمابین و عدالت را مخدوش میکند. در واقع در دیپلماسی چیزی به نام عدالت وجود ندارد. عدالت یعنی به هر شیوهای دیگری را مجاب کنید حق یا ناحق شما را بپذیرد و به رسمیت بشناسد. قدرت جایی تمام میشود که قدرت دیگری آغاز شود. پس در روابط بین کشورها معیار زور و قدرت بیش از هر چیز تعیینکننده است.
کلاوزویتس تعبیر مهمی دارد که باید درباره آن تأمل کرد؛ او باور دارد جنگ ادامه سیاست با ابزار دیگر است. اما رنه ژیرار در کتاب «Battling to the End» عقیده دارد خشونت وقتی راه افتاد، سیاست دیگر بر آن سوار نیست و این خشونت است که سیاستمداران را به دنبال میکشد. این همان وضعیتی است که جهان امروز در آستانه جنگهای نوین شاهد آن است: تخریب زیستجهان. رنه ژیرار با خوانش تازهای از کتاب کلاوزویتس به نام «درباره جنگ» به نکات درخشانی دست مییابد؛ او از مفهوم «صعود به امر مطلق» برای تئوریزهکردن نظریه خودش «خشونت تقلیدی» (Mimetic Violence) استفاده میکند. ژیرار باور دارد انسانها موجوداتی مقلدند و براساس «میل تقلیدی» (Mimetic Desire) عمل میکنند. ما چیزی را میخواهیم چون دیگری آن را میخواهد. این تقلید، به رقابت و حسادت و بحران خشونت فراگیر در جامعه جهانی میانجامد.
از این منظر است که اسرائیل، ایرانِ بزرگ را برنمیتابد؛ ایرانی با شهرها و روستاهای بهغایت رشکبرانگیز با ثروتهای زمینی، نفت، گاز و معادن. آمریکای قدرتمند و ثروتمند هم برنمیتابد که دستش از این خزانه غنی کوتاه باشد. رنه ژیرار معتقد است جوامع باستانی برای جلوگیری از نابودی خود راهکاری همچون «مکانیسم قربانی» (Scapegoat Mechanism) را پیدا کردند. جامعهای که گرفتار حسادت و رقابتِ منتهی به خشونت است، تمامی این خشم را بر سر انسان ضعیف و بیگناهی آوار میکند تا با مرگ یا طرد او آرامش را به جامعه بازگرداند. اینک که جامعه جهانی در میل تقلیدی و در خشم و حسادت و رقابت فرورفته است، بیتردید باید سرزمینی و مردمی قربانی آرامش جهانی شوند. مردم لبنان و غزه را به یاد آورید. چه کشوری آنان را به قتلگاه کشاند و با چه انگیزهای؟ چه دامها و تلههایی بر سر راه آنان نهادند تا کشتارشان را توجیه کنند؟ اما جامعه جهانی نهتنها به آرامش نرسید بلکه در خشم و خشونت بیشتری فرورفت. مصرف و رقابت، همان واژهای مقدس نئولیبرالیسم هستند که برای ارضای آنان باید قربانیهای بزرگتری برگزید. این است که دامها و تلههای فراوانی بر سر راه ایران میگذارند تا آن را وارد جنگی توجیهپذیر سازند و انتقام نداشتههای خود را بگیرند. در این شرایط دشوار است که کشور ما نباید پا در تله بگذارد. دیپلماسی در جهان امروز بدون قدرت معنا ندارد و مهمترین قدرت ایران مردمش هستند. حیرتانگیز است در پروسه این رقابتهای جهانی، دیگر کشورها به قدرت مردم ایران پی بردهاند و برایش دامها و تلههای بسیاری طراحی کردهاند. اما مردم ما در کشور خودشان بیقدر و بیمنزلتاند و این بزرگترین خطر برای جامعه ایران است که قدردان داشتههای خودش نیست. کلاوزویتس باور دارد جنگ دوئلی در مقیاس بزرگ است. در این دوئل کسی بهتنهایی حد خشونت را تعیین نمیکند. خشونت طرف مقابل است که تعیین میکند من چقدر باید خشن باشم. در اینجا دیگر سیاست قادر نخواهد بود جنگ را کنترل کند و ابزار خشونت تبدیل به هدف طرفین میشود. این یکی از مهمترین تلههای دشمن است. باید قدرتمند بود اما به دام خشونت نیفتاد. رنه ژیرار میگوید «شکست پروس از ناپلئون در سال ۱۸۶۰ خشم آلمانها را برانگیخت. آلمانها ارتش مدرن ساختند و ناپلئون را شکست دادند. فرانسه در۱۸۷۰ تحقیر شد و کینه به دل گرفت. در جنگ جهانی اول، آلمان تحقیر شد و از دل آن هیتلر بیرون آمد و فرانسه در ۱۹۴۰ سقوط کرد. این چرخه، نماد عریان یک رقابت تقلیدی فاجعهبار است که یک قاره را در آن سالیان نابود کرد». کشوری قدرتمند است که مردمش هراس بر دل بیگانگان بیندازد، وگرنه در دوئل دو قدرت، در نهایت یکی بازنده است.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.