|

از بام می‌خواند و از در می‌راند

مدیران و کارشناسان سازمان‌های دولتی سمن‌ها و خیریه‌ها را سرزنش می‌کنند که چرا خدمات شما به افراد جنبه تسکینی دارد و باید از رویکرد اهدای سبد کالا و بسته‌های غذایی به سمت توانمندسازی تغییر جهت بدهید.

حمزه نوذری جامعه‌شناس و استاد دانشگاه

مدیران و کارشناسان سازمان‌های دولتی سمن‌ها و خیریه‌ها را سرزنش می‌کنند که چرا خدمات شما به افراد جنبه تسکینی دارد و باید از رویکرد اهدای سبد کالا و بسته‌های غذایی به سمت توانمندسازی تغییر جهت بدهید. طرح‌هایی را که مبتنی بر توانمندسازی است، گسترش دهید. یعنی راهبرد و خدمات این سازمان‌ها باید به‌گونه‌ای باشد که جزئی از فرایند توسعه اجتماعی و اقتصادی باشند. سال‌هاست که کارشناسان و مدیران دولتی در سخنرانی‌هایشان سعی دارند سازمان‌های مردم‌نهاد را از تمرکز بر نیازهای بیولوژیکی بازدارند و به اصطلاح آسیب‌شناسی کنند. دائما این سازمان‌ها را راهنمایی و ارشاد می‌کنند که ابعاد روانی و اجتماعی انسان‌ها را فراموش نکنید و با دادن سبد کالا، تن‌پروری نکنید. اما گویی همه مصداق این ضرب‌المثل باشد که از بام می‌خواند و از در می‌راند؛ یعنی فعل و زبانش متفاوت است. دولت که عمل سازمان‌های غیر‌دولتی را که مبتنی بر تأمین کالا برای افراد است، سرزنش می‌کند اما خودش همان کار را انجام می‌دهد. شاید بزرگ‌ترین کار دولت دادن کالابرگ و تهیه بسته‌های کالایی برای افراد جامعه باشد. دولتی که حمایت‌گرایی این سازمان‌ها را نقد می‌کرد که نباید افراد جامعه را به فرهنگ سبد کالایی عادت داد، در شرایط فعلی مهم‌ترین راهبرد خود را حمایت غذایی معرفی می‌کند. کارشناسانی که خدمات خیریه‌ها و سمن‌ها برای دادن اقلام غذایی را سخت مورد نکوهش قرار می‌دهند که چنین کاری حس توانمندی، عزت نفس و آزادی‌خواهی را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد، خود دست‌اندرکار آن شده‌اند.

کارشناسان غیردولتی هم که خدمات این سازمان‌ها را نشان‌دهنده غفلت از ابعاد روانی-اجتماعی و پیامدش را بازتولید وابستگی تلقی می‌کردند، در مقابل رویکرد فعلی دولت سکوت کرده‌اند. 

مسئله این نیست که کالابرگ داده شود یا داده نشود؛‌ مسئله این است که دولت از مسائل اساسی غافل می‌شود. آیا نباید هشدار داد که نادیده‌گرفتن مسائل اساسی توسط دولت، می‌تواند به نهادینه‌شدن فقر منجر شود؟

نباید تمرکز اصلی دولت را که اعلام می‌کند تلاش ما برای بقای افراد است، نقد کرد؟ اقدامات دولت واکنشی است به سیاست‌های نادرست خود. با کالابرگ افراد زنده می‌مانند اما زندگی نمی‌کنند.

تهیه بسته‌های معیشتی و ارزاقی و تأمین موقت نیازها چاره کار نیست؛ باید چاره‌اندیشی اساسی کرد. رویکرد فعلی دولت باعث می‌شود که از مأموریت‌های ساختاری خود مانند آموزش باکیفیت و برابر، فراهم‌کردن شرایط اشتغال شایسته و ارتقای سلامت روانی-اجتماعی فاصله بگیرد. در این وضعیت، بخش عمده منابع و انرژی سازمان‌های دولتی به سمت مدیریت پیامدهای روزمره فقر (نظیر توزیع بسته‌های غذایی) هدایت می‌شود. پیامد تداوم این الگو آن است که دولت خواسته یا ناخواسته، به‌ جای فراهم‌کردن بستری برای توسعه، ثبات اقتصادی و کنترل تورم، در حالتی از مدیریت دفع‌الوقتی فقر متوقف می‌شود؛ امری که با کاهش پویایی اجتماعی، می‌تواند زمینه‌ساز استمرار و بازتولید وابستگی در میان اقشار مختلف باشد.

در شرایط بحران‌های اقتصاد کلان، توان و تمرکز دولت به سمت راحت‌ترین راهبرد هدایت شده است؛ یعنی تأمین برخی کالاها برای افراد جامعه. محدودشدن دولت و همچنین نهادهای مدنی به ارائه خدمات تسکینی، می‌تواند پتانسیل و ظرفیت ایجاد تغییرات ساختاری را خنثی کند و مفاهیمی مانند توسعه و توسعه اجتماعی در جامعه مفاهیمی لوکس تلقی شوند. دولت‌ها از بام نغمه شیرین توسعه و پیشرفت می‌‌خوانند، اما در عمل چنین مفاهیمی را از در می‌رانند.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.