روزنه اقتصاد
در روزهای اخیر گروهی که به سهمخواهی معروف و گاه معترف هستند، هجمههایی را به دولت آغاز کردهاند مبنی بر اینکه به دلیل نبود جدیت دولت و سیاستهای ضعیف آن، تورمهای جدید در جامعه ایجاد شده که باعث نارضایتی مردم شده است.
در روزهای اخیر گروهی که به سهمخواهی معروف و گاه معترف هستند، هجمههایی را به دولت آغاز کردهاند مبنی بر اینکه به دلیل نبود جدیت دولت و سیاستهای ضعیف آن، تورمهای جدید در جامعه ایجاد شده که باعث نارضایتی مردم شده است. از سویی همین گروه به انتصاباتی که از سوی وزیر امور اقتصادی و دارایی انجام شده و افرادی از جنس آنان برگزیده نشدهاند، بهشدت معترض هستند. اینکه سخنان و رفتارشان تا چه اندازه درست است و در پس آن چه مقدار حقیقتجویی وجود دارد، در این مجال قابل سنجش و پایش نیست اما بهوضوح میتوان بیتوجهی به وضع و شرایط کشور را -اگر با حسن نیت نگاه کنیم- در آن مشاهده کرد. ظاهرا به این افراد صفت تندرو اطلاق میشود، آنجا که حتی نابودشدن 50 درصد جمعیت را در راستای اهدافشان امری مستحسن میشمارند و قبل از حمله آمریکا و اسرائیل طالب پیشدستی در حمله به آمریکا بودند و اینک با توهمهای همیشگی به سوی گسترش ایده ایرانهراسی عملا گام برداشتهاند. در این حال گویا انتظار دارند همراه جنگ و درگیریها و کشتهشدنها، آرامش و فراوانی و ارزانی و رفاه برای مردم فراهم آید.
این مختصر را نه بهعنوان دفاع از دولت که به خاطر نگاه منصفانه به عملکردهایی که اعضای دولت -با همه نقدهایی که به ایشان نوشته شده- و در شرایطی که حضور در محل کار به هر حال با مخاطرات تروریستی روبهرو است، به نگارش میآید.
موضوع اقتصاد ایران و مشکل آن امری نیست که تنها حاصل جنگ و درگیری باشد، هرچند واضح است که مانند همه جوامع تأثیرات جنگ در آن کم نیست و شاید شرایط امروز ایران در مقایسه با دیگر کشورهای درگیر جنگ و تحریم و محاصره بهمراتب نرمتر و آرامتر باشد و آنگاه که باید به آن توجه میشد، جرئت رودررویی با آن وجود نداشت.
در مقام مثال و مقایسه باید گفت اقتصاد ایران مانند کیسهای با محتوای طلاست که در زیر آن سوراخی تعبیه شده و سکهها از آن بیرون میریزد یا شبیه انبانی از گندم است که به قول مولانا موش در آن رخنه کرده و گندمها را ضایع میکند.
فقط چند نمونه از این سوراخ و این موش در انبان را بهسادگی میتوان به قلم آورد. در این اقتصاد نهچندان زاینده، اسراف در مصرف، ضایعات کشاورزی، خروج ارز و سرمایه کشور به دلیل سیاستهای بانک مرکزی درباره تزریق ارز و طلا به بازار، ورود غیرقانونی هر نوع کالا از طریق قاچاقچیان به نام کولهبری و تهلنجی و بازارچهها و مناطق آزاد مرزی (بهویژه مرزهای خشکی) و صدور بدون اجازه و قاچاق گندم و گوسفند و بنزین و دارو سوراخهای کوچکی نیستند و در کنار آن ارز گرانبهای کشور گاه بهصورت رسمی صرف واردات کالاهایی میشود که از مصرف عمومی به دور است.
از سوی دیگر از زمان دولت احمدینژاد مدیریت نهادهای دولتی بهشدت تضعیف شده، با این استدلال که کار دست مردم باید باشد و اینها چهکاره هستند؟
از جمله خطاهایی که صورت گرفت و بهانه آن چابکسازی بود، ادغام وزارت بازرگانی و صنایع و معادن در یکدیگر بود. بهاینترتیب با تضعیف یا تحلیل یا انحلال سازمانهای وابسته به وزارت بازرگانی که نقش بیبدیلی در جنگ تحمیلی هشتساله داشتند، وظایف آن در حقیقت معلق ماند و سایهای از نهاد مدیریت بازرگانی دولتی بیش باقی نماند.
در حقیقت در طول دو یا سه دهه اخیر اقتصاد ایران نه اینکه لیبرالیستی باشد، بلکه شکلی رهاشده و هرجومرجگونه به خود گرفته و این در حالی است که در سیاست خارجی همواره – و البته بحق- سیاست مقابله با امپریالیسم و صهیونیسم و حمایت از نهادهای مقاومتی منطقه را پیشه کرده بودهایم.
آن شکل اقتصاد با این روش سیاست خارجی نهتنها هماهنگ نیست، بلکه بهشدت در تضاد است. تداوم سیاست فعلی خارجی نیاز به پشتوانه قوی داخلی و ساماندهی اقتصاد در کشور دارد، زیرا گمان قوی میرود که رویارویی ظالمانه با ما هرچه بیشتر در آینده ادامه داشته باشد، مگر آنکه از آرمانهای بحق و استقلال و روی پا ایستادن خود بگذریم. دشمنان ایران کینهورزانه عمل میکنند، اسرائیل ما را عمالقه میخواند و تصریح به کشتن همه ایرانیان میکند و آمریکا هم بهدنبال بیان قدیمی واین برگر، وزیر دفاع اسبق آمریکا که ریشهکن کردن ایران را بیان کرد، به دنبال محو تمدن ایران و نابودی ملت و به عصر حجر بردن ایران است.
اینها تنها یک اشتباه لفظی یا تهدید توخالی نیست، بلکه پشتوانه آن عِدّه و عُدّهای است که فراهم کردهاند و اسرائیل خود را با انواع سلاح تهاجمی در اطراف ایران به زمین نشانده است. حتی اگر مذاکرات نیمبند امروز با پادرمیانی پاکستان به ثمر بنشیند و مثلا آمریکا صلحنامه امضا کند (که با بازیهای دیپلماسی آنها بعید است) اسرائیل و به تبع آن برخی همسایگان وابسته به اسرائیل خواهند گفت ما که امضا نکردهایم و مستقل هستیم و به دنبال اجرای سیاستهای توسعهطلبانه و محو یا تسلیم ایرانیان هستند. در اینجا باید گفت مگر ما با آمریکا و سایر قدرتها موافقتنامه برجام را امضا نکردیم و آمریکا آن را منتفی دانست و به بهانههای واهی به حمله نظامی روی آورد. پس هر موافقتنامهای، مجددا احتمال انتفاء از سوی دشمنان را دارد. در این راستا ما نبردی طولانی و فرسایشی در همه جبههها خواهیم داشت و هرچند باورمان نمیشد که آمریکا و اسرائیل به ما حمله کنند و گاه پشتوانه خود را برخی کشورهای سیاستپیشه یا خائن تاریخی میپنداشتیم اما دیدیم که این امر به تحقق پیوست و حسب آنچه دیده میشود، ادامه خواهد یافت. در این رهگذر سهمخواهی و تضعیف داخلی آیا نهایتی جز نابودی خود سهمخواهان و فرصتطلبان نخواهد داشت؟ مگر آنکه از پیش اماننامه داشته باشند. آیا برای ملت ایران جز مبارزه با مدعیان متوهم داخلی که آب به آسیاب دشمن میریزند، اصلاح امور اقتصادی و اجتماعی، وحدت و همبستگی و پشتوانه دلیرمردان مسلح بهویژه هوافضای سپاه و صرفهجویی و بستن سوراخها و نابودی موشها راهی وجود دارد؟