|

اشباع اجتماعی اعتراضات و نظریه تغییر

اعتراضات سیاسی-اقتصادی اگر به مسیر «اشباع اجتماعی» هدایت شوند، نه‌تنها برای کشور خطرناک نیستند، بلکه مفیدند و به اصلاح امور کمک می‌کنند. «اشباع اجتماعی» یعنی با مدیریت صبورانه تلاش کنید‌ به تدریج انرژی خشونت تخلیه شود.

اعتراضات سیاسی-اقتصادی اگر به مسیر «اشباع اجتماعی» هدایت شوند، نه‌تنها برای کشور خطرناک نیستند، بلکه مفیدند و به اصلاح امور کمک می‌کنند. «اشباع اجتماعی» یعنی با مدیریت صبورانه تلاش کنید‌ به تدریج انرژی خشونت تخلیه شود. مدیریت صبورانه، هم «خشونت سازمان‌یافته» را کور می‌کند و هم ظرفیت «خشونت عمومی» را می‌کاهد تا به مطالبه مدنی-سیاسی تبدیل شود.

اغتشاشات در همه جای دنیا‌ ظرفیت استهلاک مدنی بالایی دارند و به‌زودی به اشباع اجتماعی می‌رسند. البته اینکه ترامپ گفت‌ «کمک در راه است»، نه اسم رمز کودتا بلکه اعلام رسمی کودتا با نیروی خارجی بود. تصور آنان (و نه مردم معترض) این بود که کشور در یک شورش دامنه‌دار و جنگ داخلی بلند‌مدت وارد شود و سپس این عبارت برای توجیه حمله خارجی فراگیر شود که «پرزیدنت ترامپ، لیدر آف دِ ورلد، پلیز هِلپ آس» (پیام ویدئویی یکی از سلبریتی‌های خارج‌نشین). مداخله آمریکا و اسرائیل مسیر اشباع اجتماعی اعتراضات را دشوار و راه کشته‌گیری را هموار کرد. اما نمی‌توان انکار کرد که فهم عمومی و حاکمیتی از مقوله «اشباع اجتماعی» می‌توانست ظرفیت تاریخی تعامل اجتماعی و هم‌گرایی ملی را بالا ببرد. «خودآگاهی»، کلید موفقیت و نقطه عزیمت سیاست‌گذاری عمومی است؛ یعنی همگی به این درک عمومی برسیم که اعتراض برای کل جامعه مفید است.

در آرامش اجتماعی و آزادی‌های سیاسی امکان تأثیرگذاری آموزه‌های سیاسی و افزایش سواد سیاسی بیشتر است. پیش از بحران‌ می‌بایست‌ سواد سیاسی فرمانروایان و فرمانبران در این خصوص تقویت می‌شد که اگر اعتراض و اغتشاش به مسیر «اشباع اجتماعی» هدایت شود برای سرجمع منافع ملی مفید است. سیاست آزادی و دستگاه تحلیلی-رسانه‌ای آزاد است که از عهده چنین مهمی بر می‌آید. در چنین صورتی دامنه فجایع دی‌ماه کاسته می‌شد و کودتای آمریکایی-اسرائیلی شاید بدون خونریزی «جمع می‌شد». اگر این مفهوم در میان جوانان توسعه می‌یافت که اجابت فراخوان دول متخاصم چه مخاطرات بزرگی در پی دارد، شاهد چند هزار کشته نبودیم. از سوی دیگر، اگر «فقه سیاسی محاربه و بغی» را در بستری از تحلیل سیاسی-اجتماعی فهم می‌کردیم، اشباع اجتماعی و تخلیه خشونت از اعتراض را در دستور کار انتظامی قرار می‌دادیم.

دیدگاه قضائی-امنیتی مبتنی بر«فقه سیاسی محاربه و بغی» برای برخورد با چنین پدیده‌هایی فرصت اشباع اجتماعی اعتراضات را می‌گیرد و به جای آن فرصتی تاریخی برای ایدئولوژی‌های زرد رسانه‌ای در گسترش نفرت و واگرایی ملی فراهم می‌کند. به همین سان، باید به عامل دیگری نیز توجه کرد: تحلیل‌های «آپوکالیپتی» شماری ایدئولوگ خود‌خوانده که بلای جان نظام تصمیم‌گیری شده است، تنها گسترش دامنه کشتار را توجیه می‌کند؛ زینهار از این ناکجا‌آباد... . اعتراضات جلیقه‌زردها را در فرانسه ببینید که چندین ماه در کف خیابان عرض اندام می‌کردند. آیا آن اعتراضات به یک جنبش برانداز تبدیل شد؟ یا اینکه در چند ماه به اشباع اجتماعی رسید؟ از اعتراض به قیمت سوخت به مطالبات ضدسرمایه‌داری (یعنی براندازی) و برگزاری همه‌پرسی رسید و سپس در پایان در نتیجه اتخاذ «سیاست انتظامی اشباع اجتماعی»، مطالبات به سطح اعتراض به واکسن فروکاسته شد. «جنبش میان‌طبقاتی» جلیقه‌زردها به‌سرعت به «صدای اعتراض بخشی از جامعه» تبدیل شد که خود را از نخبگان سیاسی و اقتصادی طردشده می‌دید.

احزاب و سندیکاها نقشی در شکل‌گیری و سازماندهی تظاهرات نداشتند. حمایت از جلیقه‌زردها در میان افکار عمومی فرانسه بسیار بالا بود، اما خودآگاهی اجتماعی و تربیت سیاسی که در سایه آزادی‌های سیاسی، ژورنالیسم پایدار فرانسوی و کنشگری تاریخ‌مند احزاب سیاسی پدید آمده بود، جنبش را به کارگاه اشباع اجتماعی اعتراضات برد و به یک آموزشگاه سیاسی تاریخی تبدیل شد؛ نه به یک آینه عبرت خون‌رنگ، تلخ و کینه‌توزانه سیاسی‌،‌ نه به کشته‌سازی و کشته‌گیری‌ و نه به زخم تاریخی عمیق بر روح و روان فرانسویان.

جنبش جلیقه‌زردها ماه‌ها ادامه یافت، هزاران بازداشت و صدها مجروح و چندین کشته داشت، با خشونت پلیسی جدی مواجه شد‌ و هزینه اقتصادی و سیاسی درخور توجهی برای دولت مکرون ایجاد کرد. اما این جنبش «به اشباع رسید»؛ یعنی بخشی از مطالباتش در قالب اصلاحات مالیاتی و سیاستی جذب شد، بخشی فرسوده شد و بخشی نیز به جریان‌های راست و چپ منتقل شد.

«اشباع اجتماعی»، یک کارگاه بزرگ مدنی برای آموزش سیاسی است که در آن جوانان به تدریج تفاوت «اعتراض» و «انقلاب» را با «اجابت فراخوان دول متخاصم» در‌می‌یابند. برخوردهای حقوقی و به‌ویژه اجرای «فقه سیاسی محاربه یا بغی» ظرفیت اشباعِ اجتماعیِ اعتراضات را به مسلخ ایدئولوژی‌های زرد رسانه‌ای می‌برد. ابتنای «سیاست قضائی» و تحلیل امنیتی بر مفهوم «محاربه و بغی» فرصت اشباع اجتماعی اعتراضات را از نظام سیاسی می‌گیرد، جامعه را بر توسن کوری از ناامنی و شورش می‌نشاند و ظرفیت مصادره «انرژی نفی» را برای براندازی افزایش می‌دهد. خطای راهبردی در بی‌توجهی به اشباع سبب می‌شود که مداخله نظامی فاشیسم آمریکایی-اسرائیلی در افکار عمومی توجیه شود.

علی‌رغم تفاوت‌های ساختاری ایران و فرانسه و بی‌توجهی خسارت‌باری که به «اشباع اجتماعی» اعتراضات شد، به نظر می‌آید که سیستم سیاسی هنوز می‌تواند با ابتنای بر بدنه حامیان و بلوغ جامعه مدنی در ایران، یک «نظریه تغییر» داشته باشد که دامنه‌ای از حقوق اساسی، اصلاحات نهادی و استراتژی نیروی انسانی ملی را در بر می‌گیرد. در این «نظریه تغییر»:

1. در سیاست نظامی، قدرت موشکی جایی برای گفت‌وگو و کوتاه‌آمدن ندارد.

2. در سیاست خارجی، نظریه تغییر وزن کمتری دارد. آنچه‌ دراین‌باره باید بر میز مذاکره گذاشته شود برای درون و بیرون نظام سیاسی قابل توجیه است.

3. در سیاست داخلی، از امنیتی‌سازی نسل جوان بپرهیزد و شائبه هرگونه تبعیض سیاسی-فرهنگی را از خود دور کند. تکثر واقعی جامعه را انکار نکند‌. چندصدایی را در بالا به‌صورت واقعی و نه تصنعی نشان دهد.

4. در سیاست قضائی با ابتنای تحلیل‌های امنیتی بر فقه سیاسی، رسیدگی‌ها را به ورطه «محاربه و بغی» نبرد.

5. با عذرخواهی صادقانه از مردمان، فشار انباشته روانی آنان را التیام بخشد، هزینه بازگشت اجتماعی را برای معترضان کاهش دهد و هزینه سیاسی بازگشت خود را افزایش دهد.

6. به خود و به جامعه این خودآگاهی سیاسی را بدهد که با خونسردی می‌توان دوره‌های اعتراضات را به‌عنوان یک کارگاه آموزش سیاسی ملی سپری کرد. بدین‌سان، جامعه با آرامش بیشتری اعتراض می‌کند، حکومت با صبر بیشتری آن را تحمل می‌کند، خون کمتری ریخته می‌شود و در نهایت مرز «اشباع اجتماعی» با فرسایش، سرکوب نرم یا عادی‌سازی بحران مشخص می‌شود.

7. اشباع، در قالب حل مسئله راهبردی تعریف شود.

8. همه اینها گفته شد، اما یک نکته اساسی است: کسانی که پدید‌آورنده یک مشکل هستند، نمی‌توانند عامل حل آن مشکل باشند؛ در نتیجه باید تجدید‌نظر در استراتژی نیروی انسانی ملی-مدیریتی (از‌جمله رسانه ملی و آموزش و پرورش رسمی) در رأس همه اصلاحات قرار گیرد.

 

 

آخرین مقالات منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.