دموکراسی مطلق است
«طبقه سوم» یعنی مردم؛ مردمی از جنس و جنمهای متفاوت که تمایزشان با طبقه اول و دوم در قدرت این دو گروه و جایگاهی که گرفتهاند آشکار میشود. ویژگی مهم طبقه سوم این است که ایدئولوژیک نیست و بیش از هر چیز توصیف مرتبهای است که جمعیتی از کسبه، کشاورزان، کارگران، کارمندان و روشنفکران در آن قرار دارند.
«طبقه سوم» یعنی مردم؛ مردمی از جنس و جنمهای متفاوت که تمایزشان با طبقه اول و دوم در قدرت این دو گروه و جایگاهی که گرفتهاند آشکار میشود. ویژگی مهم طبقه سوم این است که ایدئولوژیک نیست و بیش از هر چیز توصیف مرتبهای است که جمعیتی از کسبه، کشاورزان، کارگران، کارمندان و روشنفکران در آن قرار دارند. طبقه سوم بیش از عناوین دیگری همچون فقرا، تهیدستان و مستضعفان، قابلیت دربرگیری تودهها و توان تغییر وضعیت موجود را دارد؛ چراکه درد مشترک آنان بازیابی کرامت انسانی و حقوق ازدسترفته مادیشان است.
تعبیر «طبقه سوم» را اولین بار در آستانه انقلاب فرانسه در سال ۱۷۸۹، امانوئل ژوزف سیهیس به کار برد. اگرچه سیهیس با جزوه «طبقه سوم» به شهرت رسید، آنچه او را ماندگار کرد دفاعش از مردمی بود که همواره تحت سلطه دو طبقه دیگر «کلیسا» و «اشراف» بودند. بیشترین حملات سیهیس به اشرافی است که برای جامعه مفید نیستند و دست بر قضا از بیشترین امتیازات برخوردارند. انتقادات تندوتیز این نماینده طبقه سوم که به طرز حیرتانگیزی از دوره ترور (وحشت) جان سالم به در برد، یکی از دلایل شعلهورشدن آتش انقلاب فرانسه بود. سیهیس ازجمله نخستین کسانی است که در جزوه «طبقه سوم» به مفهوم «قدرت مؤسس» اشاره میکند: «قانون اساسی، در هر یک از اجزایش، نه آفریده قدرت تأسیسشده، بلکه منبعث از قدرت مؤسس است». سیهیس جزء نخستین نظریهپردازانی است که میان «قدرت مؤسس» و «قدرت تأسیسشده» تمیز میگذارند و به تعبیری دور باطل بنیادستیزی و محافظهکاری را از میان برمیدارند. سییس ملت را همان قدرت مؤسس میداند که در یک وضع طبیعی همیشگی قرار دارد. به نظر او، تکیهگاه قدرت و قانون، ملت یا اراده ملت است که خود بیرون و بالاتر از هرگونه حکومت و قانون قرار دارد.۱ در اینجا بیش از هر چیز تأکید بر این عبارت است که تکیهگاه قدرت و قانون، ملت یا اراده ملت است و آنان بالاتر از هر دولت و قانونی قرار دارند. سییس باور دارد اطاعت از مردم همان اطاعت از قانون است.
قانون، برساخته مردم و نمایندگان مردم است و هیچ طبقهای خارج از طبقه سوم نمیتواند برای جامعهای که اکثریت آن را تشکیل میدهد، نمایندگانی برای حفظ منافع خود به آنان تحمیل کند. با وجود این، سییس ازجمله کسانی است که برای سازماندهی و نظم اجتماعی قائل به اعمال محدودیتهایی در قدرت مؤسس است. رویکردی که میان او و کسانی همچون کارل اشمیت که قدرت مؤسس را همان حکومت تلقی میکنند، و در مقابل کسانی همچون آنتونیو نگری که قدرت مؤسس را نابترین شکل قدرت مردمی میدانند، فاصله میاندازد. نگری معتقد است: «قدرت مؤسس پیش از آنکه یک مفهوم باشد، یک واقعیت درونی و در جریان است؛ یک پراکسیس. ویژگیهای تعیینکننده آن عبارتاند از خودقانونگذار بودن، نامحدودبودن در زمان و مکان و بیان قدرت خالص، در مقابل قدرت نهادینهشده. این ویژگیها سبب میشود که قدرت مؤسس حقیقت دموکراسی باشد، بدین معنا که دموکراسی بهعنوان یک شکل از حکومت مطلق درک میشود. مانند قدرت مؤسس، دموکراسی نمیتواند از بیرون ساخته شود، بلکه خودبنیاد است، زمانمندی آن نمیتواند محدود و مقید شود و خود را بهطور خودجوش از رهگذر توان، در عوض قدرت، بیان میکند. بنابراین دموکراسی مطلق است... دموکراسی بیان ناب، نامحدود و درونی قدرت مؤسس است. این صورتی از حکومت مطلق است که هرگز به حکومت تمامیتخواه تبدیل نمیشود».۲ تأکید بر دموکراسی در این برهه از تاریخ ایران بسیار حیاتی است. در جامعه دموکراتیک است که مردم تحت هر عنوانی به رسمیت شناخته میشوند و معنا مییابند. هرگونه برخورد سادهانگارانه با وقایع پیشرو تبعاتی جبرانناپذیر خواهد داشت. طبقه سوم یعنی طبقه مردم از جنس و جنمهای متفاوت که در یک چیز مشترک هستند؛ آنان در طول تاریخ نادیده انگاشته شدهاند و برای رسیدن به خواستههایشان تاوان بسیاری دادهاند. حتی نباید فراموش کرد همین جایی که اینک قرار داریم بهراحتی به دست نیامده است. بنابراین آنچه در هر شرایطی حیاتی است، دموکراسی و جامعهای دموکرات است که همواره از ما دریغ داشتهاند.
---
1. «طبقه سوم چیست؟» ابه (امانوئل ژوزف) سییِز، ترجمه صالح نجفی، انتشارات گام نو
2. «قدرت مؤسس» لوچیا روبینلی، ترجمه علیرضا میردیده، انتشارات شیرازه
آخرین مقالات منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.