از پایان تحریم تا احیای کریدور انرژی شرق مدیترانه؛ تلاشهای کشوری جنگزده برای خروج از بنبست و ویرانی
ترمیم سوریه
سوریه پس از 13 سال جنگ داخلی و نیمقرن حاکمیت حزب بعث و البته سالهای طولانی تحریم، حالا تلاش میکند خود را به اقتصاد جهان گره بزند. کشور ویرانه جنگ و تحریم، این بار مسیری دیگر در پیش گرفته است تا از خاکستر آشوب برخیزد و به ساحل آرامش برسد. اقتصاد سوریه گرچه هماکنون جز تلی از ویرانه صنعت نفت و گاز خود ندارد و به سختی نیازهای بازار داخلی خود را تأمین میکند، اما برگ برنده موقعیت جغرافیایی، امیدها را برای احیای این کشور زنده کرده است.
مژده عزیزخانی: سوریه پس از 13 سال جنگ داخلی و نیمقرن حاکمیت حزب بعث و البته سالهای طولانی تحریم، حالا تلاش میکند خود را به اقتصاد جهان گره بزند. کشور ویرانه جنگ و تحریم، این بار مسیری دیگر در پیش گرفته است تا از خاکستر آشوب برخیزد و به ساحل آرامش برسد. اقتصاد سوریه گرچه هماکنون جز تلی از ویرانه صنعت نفت و گاز خود ندارد و به سختی نیازهای بازار داخلی خود را تأمین میکند، اما برگ برنده موقعیت جغرافیایی، امیدها را برای احیای این کشور زنده کرده است. پس از جنگ در خلیج فارس و انسداد تنگه هرمز، طرحی با عنوان چهار دریا با محوریت سوریه مطرح شد که این پروژه قرار است با احیای جایگاه سنتی سوریه در ترانزیت کالا و انرژی، چهار دریای خزر، مدیترانه، سیاه و خلیج فارس را به یکدیگر متصل کند و با مرکزیت ترکیه و سوریه تنگه هرمز را دور بزند.
بازگشت سوریه به اقتصاد جهانی
دسامبر ۲۰۲۴ نقطهعطفی در تاریخ معاصر سوریه رقم خورد. پس از ۱۳ سال جنگ داخلی و بیش از نیمقرن حاکمیت حزب بعث، بشار اسد به روسیه گریخت و مخالفان مسلح کنترل دمشق را به دست گرفتند. آنچه در پی این تحول رخ داد، نهفقط تغییر در ساختار قدرت، بلکه بازتعریف کامل جایگاه سوریه در منطقه بود. در فاصله یک سال، گرههای تحریم یکییکی گشوده شد، سرمایهگذاران غربی به دمشق بازگشتند و طرحهای بلندپروازانهای برای تبدیل سوریه به کریدور انرژی شرق مدیترانه روی میز قرار گرفت. مهمترین تحول در مسیر احیای جایگاه انرژی سوریه، لغو تدریجی تحریمهای بینالمللی بود؛ روندی که با سقوط اسد آغاز شد و تا پایان سال ۲۰۲۵ به سرانجام رسید.
با سقوط نظام اسد در دسامبر ۲۰۲۴، گرههای تحریم یکییکی گشوده شد. آمریکا در ۱۳ می ۲۰۲۵ بهطور رسمی اعلام کرد تحریمهای سوریه لغو میشوند و در ژوئن همان سال، فرمان اجرائی پایان تحریمها را امضا کرد. مهمترین گام اما در دسامبر ۲۰۲۵ برداشته شد؛ وقتی کنگره آمریکا قانون سزار که از سال ۲۰۱۹ اجازه تحریم هرگونه همکاری با سوریه را میداد، بهطور دائمی لغو کرد. احمد الشرع، رئیسجمهور سوریه، ۱۹ دسامبر ۲۰۲۵ را «نخستین روز سوریه بدون تحریم» اعلام کرد. اتحادیه اروپا نیز همزمان با آمریکا، در ماه می ۲۰۲۵ تمام تحریمهای اقتصادی سوریه را برداشت. بریتانیا در آوریل ۲۰۲۵ محدودیتهای بخشهای مالی و انرژی را لغو کرد و سازمان ملل در نوامبر ۲۰۲۵ تحریمهای علیه رئیسجمهور سوریه را برطرف کرد. تا پایان سال ۲۰۲۵، مهمترین موانع حقوقی و اقتصادی پیشروی سرمایهگذاری در سوریه برداشته شد؛ هرچند تحریمهای هدفمند علیه چهرههای رژیم اسد و محدودیتهای امنیتی کماکان پابرجاست. نزدیک به یک سال پس از سقوط نظام اسد، شاید هیچ تحولی به اندازه تغییر مسیر سیاست خارجی سوریه به سمت بلوک غرب، نشاندهنده عمق دگرگونیهای این کشور نباشد. این تغییر، یک انتخاب تاکتیکی صرف نیست؛ پاسخی حیاتی به نیاز مبرم اقتصادی برای بازسازی کشوری است که زیرساختهایش در 13 سال جنگ، خاکستر شده است. شاید مهمترین نماد این تحول، سفر تاریخی احمد الشرع، رئیسجمهور سوریه، به واشینگتن در نوامبر ۲۰۲۵ باشد. سفری که در آن، او بهعنوان اولین رهبر سوریه پس از استقلال این کشور در سال ۱۹۴۶ پا به کاخ سفید گذاشت. این دیدار با دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، اوج یک تحول بود؛ زیرا کمتر از یک سال پیش، الشرع که رهبری مخالفان مسلح را بر عهده داشت، هدف جایزه ۱۰ میلیون دلاری آمریکا بود و نامش در فهرست تروریستهای بینالمللی قرار داشت. حالا او بهعنوان رئیسجمهور یک کشور در حال گذار، میهمان کاخ سفید بود و در مصاحبهای با فاکسنیوز، از آن بهعنوان نقطه آغازی برای روابط راهبردی با آمریکا یاد کرد. تمایل به غرب، تنها به آمریکا محدود نماند؛ سوریه با سرعت هرچه تمامتر، درهای خود را به روی اروپا نیز گشود. در سپتامبر ۲۰۲۵، الشرع در مجمع عمومی سازمان ملل سخنرانی کرد؛ اولین حضور یک رئیسجمهور سوریه در این نهاد بینالملل پس از 1967. او در این نشست، سقوط نظام اسد را «آغاز فاز تاریخی جدیدی» خواند و بر اشتراک منافع با غرب تأکید کرد. اروپا نیز به سرعت به این تغییرات پاسخ داد. اتحادیه اروپا در می ۲۰۲۵، تمام تحریمهای اقتصادی خود علیه سوریه را لغو کرد تا از گذار سیاسی، بهبود اقتصادی و بازسازی این کشور حمایت کند. این نزدیکی به غرب در تضاد کامل با فاصلهگذاری تدریجی سوریه از متحدان سنتی خود، مانند روسیه بود. دمشق در اوایل سال ۲۰۲۵، قرارداد مدیریت بندر طرطوس را که در سال ۲۰۱۹ با مسکو امضا شده بود، لغو کرد.
یکهتازی ترکیه در سوریه
در میان همه بازیگران بینالمللی، ترکیه بیش از هر کشور دیگری از پنجره فرصت ایجادشده در سوریه بهرهبرداری کرده است. آنکارا که در جریان جنگ داخلی از گروههای مخالف اسد حمایت میکرد و میزبان میلیونها پناهجوی سوری بود، پس از سقوط نظام اسد، به تأثیرگذارترین بازیگر خارجی در سوریه تبدیل شد. ترکیه نهتنها از لحاظ سیاسی با دولت جدید سوریه همسو شده، بلکه از نظر اقتصادی نیز سرمایهگذاریهای گستردهای را در این کشور آغاز کرده است. مهمترین پروژه انرژی میان دو کشور، خط لوله گاز کیلیس-حلب است. این خط لوله که در جریان جنگ سوریه به شدت آسیب دیده بود، در دوم آگوست ۲۰۲۵ با حضور وزیران انرژی ترکیه، سوریه، جمهوری آذربایجان و رئیس صندوق توسعه قطر افتتاح شد. ظرفیت انتقال این خط لوله روزانه شش میلیون مترمکعب گاز طبیعی است و گاز جمهوری آذربایجان را از طریق خاک ترکیه به نیروگاههای حلب و حمص میرساند. فراتر از همکاریهای اقتصادی، ترکیه به دنبال تثبیت جایگاه خود بهعنوان تأثیرگذارترین بازیگر خارجی در سوریه است. دولت جدید سوریه نیز دانشجویان نظامی و نیروهای ارتش خود را برای آموزش به ترکیه فرستاده و هماهنگیهای امنیتی نزدیکی را با آنکارا آغاز کرده است. مشارکت هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه، در نشستهای مقامات سوریه و آمریکایی، نشاندهنده عمق نفوذ ترکیه در میان سیاستمداران جدید سوریه است. در این میان، ترکیه در سوریه به دنبال تثبیت جایگاه خود بهعنوان دروازه اصلی ورود انرژی به اروپا از طریق سوریه است و با سرمایهگذاریهای کلان خود در بخشهای نفت، گاز، برق و زیرساختهای انرژی، عملا نقشی محوری در آینده انرژی این کشور ایفا میکند. از آن سو اهمیت سوریه برای بلوک غرب فراتر از منابع داخلی آن است. موقعیت جغرافیایی ممتاز این کشور در کرانه مدیترانه، آن را به یک کریدور طبیعی برای انتقال نفت و گاز از خلیج فارس به اروپا تبدیل کرده است؛ مسیری که میتواند تنگه هرمز و وابستگی به روسیه را دور بزند. با اختلالات اخیر در تنگه هرمز، اهمیت این مسیرهای جایگزین بیش از پیش آشکار شده است.
سوریه و چهار دریا
طرح «چهار دریا» یک شبکه یکپارچه از کریدورهای انرژی، حملونقل و ارتباطات است که هدف آن اتصال چهار پهنه آبی کلیدی یعنی خلیج فارس، دریای مدیترانه، دریای خزر و دریای سیاه از طریق خاک سوریه و ترکیه است. این طرح که با نام «ابتکار کریدور ۹» نیز شناخته میشود، به دنبال تبدیل سوریه و ترکیه به یک هاب (مرکز) بزرگ برای انتقال و توزیع انرژی در قرن بیستویکم است. نقطهعطف اصلی در مارس ۲۰۲۶ رقم خورد؛ زمانی که «تام باراک»، فرستاده ویژه آمریکا در امور سوریه، این مفهوم را در شورای آتلانتیک بهطور رسمی احیا کرد. این طرح شامل احیای شبکه عظیمی از خطوط لوله موجود و پیشنهادی است:
خط لوله کرکوک-بانیاس: این خط لوله تاریخی که از دهه ۱۹۵۰ وجود داشته و از سال ۲۰۰۳ تعطیل شده، در دستور کار احیا قرار دارد. هزینه بازسازی آن حدود ۴.۵ میلیارد دلار برآورد شده است و ظرفیت انتقال آن تا ۳۰۰ هزار بشکه در روز خواهد بود. عراق و سوریه در حال هماهنگی برای بازسازی این خط لوله هستند و انتظار میرود تا پایان سال ۲۰۲۶ ثبات بیشتری در تولید نفت سوریه حاصل شود.
خط لوله گاز قطر-ترکیه: این پروژه که در سال ۲۰۰۹ با وتوی اسد متوقف شد، اکنون با حمایت آمریکا، ترکیه و قطر دوباره روی میز قرار گرفته است. هدف آن انتقال گاز از میدان شمالی قطر از طریق عربستان، اردن و سوریه به ترکیه و سپس اروپاست.
کریدورهای ترانزیتی که پیشتر بررسی شد، سوریه را به عنوان یک مسیر عبوری برای نفت و گاز کشورهای همسایه به اروپا معرفی کردند اما ماجرای انرژی در سوریه به ترانزیت ختم نمیشود. این کشور خود نیز صاحب منابع نفت و گاز است؛ همان منابعی که در سالهای پیش از جنگ، سوریه را به یک صادرکننده مطمئن تبدیل کرده بود، اما در جریان ۱۴ سال بحران، زیر آوار جنگ و تحریم مدفون شد و تولید آن از ۳۸۵ هزار بشکه در روز به یکچهارم کاهش یافت. اکنون با گشایشهای سیاسی و اقتصادی، از جمله لغو تحریمها و تمایل دولت جدید به جذب سرمایهگذاری خارجی، این منابع بار دیگر در کانون توجه شرکتهای بینالمللی قرار گرفتهاند. تازهترین دادهها نشان میدهد که ذخایر اثباتشده نفت سوریه ۲.۵ میلیارد بشکه است. نفت هست، اما زیر آوار جنگ و تحریم مدفون مانده است.
با وجود سقوط تولید، سوریه از نظر ذخایر اثباتشده نفت و گاز همچنان در زمره کشورهای دارای منابع قابل توجه خاورمیانه طبقهبندی میشود و اگر تولید بتواند به سطح پیش از جنگ بازگردد، این ذخیره میتواند برای بیش از پنج دهه نیاز داخلی و صادرات را تأمین کند.در بخش گاز طبیعی نیز آمارها امیدوارکننده است. دولت سوریه در نوامبر ۲۰۲۵ گزارشی رسمی منتشر کرد که بر اساس آن، ذخایر اثباتشده گاز این کشور حدود ۸.۵ تریلیون فوت مکعب (معادل نزدیک ۲۴۰ میلیارد متر مکعب) اعلام شده است.
حالا اقتصاد سوریه در ماههای اخیر خبر امیدوارکنندهای را ثبت کرده است. در فوریه ۲۰۲۶، یک تفاهمنامه مهم میان شرکت نفت سوریه با غول نفتی آمریکایی «شورون» و شرکت قطری «یو.سی.سی هولدینگ» به امضا رسید. بر اساس گزارش رسانههای بینالمللی، این توافق زمینهساز اکتشاف نفت و گاز در آبهای فراساحلی سوریه است و نخستین حضور رسمی یک شرکت بزرگ آمریکایی در بخش انرژی این کشور پس از یک دهه محسوب میشود.
پس از پایان مرحله حاد جنگ داخلی و استقرار دولت انتقالی در دمشق، سوریه اکنون در مسیر دشوار بازسازی قرار گرفته است. گزارش سازمان ملل هشدار میدهد که با نرخ رشد کنونی، بازگشت اقتصاد این کشور به سطح پیش از جنگ به چندین دهه زمان نیاز دارد اما صنعت نفت و گاز میتواند این مسیر را کوتاه کند.
مرتضی بهروزیفرد، کارشناس انرژی در گفتوگو با «شرق» معتقد است که گرچه سوریه هرگز توان رقابت با تولیدکنندگان بزرگ نفت و گاز را نخواهد داشت اما در حوزه ترانزیت، اوضاع کاملا متفاوت است.
او با یادآوری سابقه صادرات نفت عراق از طریق سوریه در دهه 60 شمسی میگوید که پس از شروع جنگ ایران و عراق، حافظ اسد در ظاهر با حمایت از ایران آن مسیر را بست و اجازه نداد صادرات دیگر اتفاق بیفتد.
این کارشناس انرژی با اشاره به تحولات جدید منطقه، نقش سوریه را برای کشورهایی مانند کویت و عراق که راهی برای دورزدن تنگه هرمز ندارند ضروری دانست.
به گفته بهروزیفرد، عربستان از طریق دریای سرخ، عمان هم از طریق سواحل دریای عمان و امارات از طریق خط لوله مخصوص خود، صادرات را انجام میدهند. اما عراق عملا در بنبست قرار دارد و بهترین مسیر برای این کشور، خط لولهای است که از سوریه عبور کرده و از سوریه از طریق دریای مدیترانه صادرات داشته باشد.
از این طریق سوریه میتواند به یک بازیگر قابل توجه در ترانزیت نفت و گاز منطقه به بازار جهانی، به ویژه اروپا، تبدیل شود.
بهروزیفرد در پاسخ به پرسشی درباره مشکلات پیشروی این مسیر، بیان کرد که سوریه کشوری با سابقه دولت مقتدر است و برخلاف افغانستان که دههها ازهمگسیخته بوده، ساختارهای حکومتی در سوریه همچنان قابل احیا هستند.
او با اشاره به حمایت کشورهای غربی و عربی از دولت جدید سوریه، ابراز اطمینان کرد که این کشور میتواند بر مشکلات داخلی خود غلبه کرده و به یک مسیر ترانزیت تبدیل شود.