|

«شرق» از گمانه‌زنی‌های دیپلماتیک برای آتش‌بس و پیش‌بینی زمان پایان جنگ گزارش می‌دهد

خیلی دور؛ خیلی نزدیک

در روزهای اخیر، رسانه‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای گزارش‌های مختلفی درباره تلاش برای پایان‌دادن به جنگ و فعال‌شدن کانال‌های دیپلماتیک منتشر کرده‌اند. در این خصوص «هاآرتص» مدعی شد که ترکیه، عمان و مصر ابتکار عمل برای آغاز یک روند دیپلماتیک به‌منظور توقف جنگ با ایران را در دست گرفته‌اند.

خیلی دور؛ خیلی نزدیک

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

مهدی بازرگان: در روزهای اخیر، رسانه‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای گزارش‌های مختلفی درباره تلاش برای پایان‌دادن به جنگ و فعال‌شدن کانال‌های دیپلماتیک منتشر کرده‌اند. در این خصوص «هاآرتص» مدعی شد که ترکیه، عمان و مصر ابتکار عمل برای آغاز یک روند دیپلماتیک به‌منظور توقف جنگ با ایران را در دست گرفته‌اند. براساس این گزارش، میانجیگری‌ها با عباس عراقچی، وزیر امور خارجه و تا حدی با علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، در جریان است. همچنین هاآرتص اعلام کرد که نمایندگان این کشورها با طرف آمریکایی در تماس هستند، اما جزئیاتی درباره برقراری ارتباط میان میانجی‌ها و اسرائیل ارائه نشده و مشخص نیست که آیا چنین ارتباطی برقرار شده است یا خیر. این در حالی است که علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی، روز دوشنبه ۱۱ اسفند در پستی در شبکه ایکس، به زبان عربی نوشت که «ایران با ایالات متحده مذاکره نخواهد کرد».

البته علی هاشم، خبرنگار شبکه الجزیره، در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «یک منبع موثق در تهران به من اطلاع داده است که گزارش‌ها درباره ارسال پیام از طریق عمان، فرانسه یا هر واسطه دیگر صحت ندارد و هیچ نوع دیپلماسی در هیچ سطحی در جریان نیست». اگر این خبر مورد تأیید باشد، به‌وضوح پاسخ پرسش محوری افکار عمومی درباره زمان خاتمه جنگ روشن می‌شود؛ پرسشی که طی روزهای اخیر ذهن شهروندان را به خود مشغول کرده است. به عبارت دیگر، فقدان هرگونه تعامل دیپلماتیک نشان می‌دهد که پایان درگیری‌ها هنوز به هیچ فرایند رسمی یا مذاکره‌ای گره نخورده و شرایط فعلی جنگ، همچنان در محور میدان و تصمیمات راهبردی طرف‌های درگیر تعیین می‌شود و تا به اکنون تکاپوهای پشت پرده وزن قابل توجهی در پایان جنگ جاری ندارد. با ورود دومین جنگ تحمیلی اسرائیل و آمریکا علیه ایران به شانزدهمین روز، شاید مهم‌ترین پرسش‌ افکار عمومی این باشد که چه زمانی این درگیری‌ها پایان خواهد یافت؟ این پرسش در شرایطی مطرح می‌شود که فضای منطقه‌ای و بین‌المللی به شدت تحت تأثیر این جنگ قرار گرفته و بسیاری از بازیگران سیاسی و اقتصادی جهان تحولات آن را با دقت دنبال می‌کنند. با این حال، پاسخ به این پرسش چندان ساده نیست. چون «جنگ» برخلاف بسیاری از پدیده‌های سیاسی، دیپلماتیک و اقتصادی، روندی خطی و قابل پیش‌بینی ندارد و در بسیاری از موارد تحت تأثیر مجموعه‌ای از متغیرهای پیچیده و بعضا غیرقابل پیش‌بینی قرار می‌گیرد. همین ویژگی سبب می‌شود که تحلیلگران در ارزیابی زمان پایان آن با احتیاط سخن بگویند و از ارائه پیش‌بینی‌های قطعی خودداری کنند. در این بین پیچیده‌گویی و تناقض‌گویی دونالد ترامپ هم بر شدت ابهام درخصوص زمان پایان جنگ افزوده است؛ در این رابطه ترامپ، روز یکشنبه ۱۰ اسفند از اقامتگاه خود در فلوریدا در گفت‌وگوی تلفنی با روزنامه بریتانیایی «دیلی‌میل» اظهار کرد که روند عملیات نظامی پیش‌بینی‌شده معمولا چهار هفته طول می‌کشد. او با اشاره به وسعت سرزمینی ایران افزود که «ایران کشوری پهناور است، اما ما برآورد کرده‌ایم که این حملات نظامی در حدود چهار هفته به پایان برسد، یا حتی ممکن است کوتاه‌تر باشد». اما رئیس‌جمهوری آمریکا، ۲۰ اسفند گفت که «ایالات متحده ضربات شدیدی به ایران وارد کرده و نبرد آن هنوز پایان نیافته است». ترامپ، پیش‌تر اعلام کرده بود که «جنگ با ایران به‌زودی به پایان خواهد رسید، زیرا عملا اهداف اصلی برای حمله دیگر باقی نمانده‌اند». او در گفت‌وگوی کوتاه پنج دقیقه‌ای با وب‌سایت «آکسیوس» افزود که «موارد جزئی باقی مانده است؛ هر زمان که بخواهم، آنها را خاتمه می‌دهم». این وب‌سایت گزارش داد که ترامپ به‌طور علنی تأکید کرده عملیات نظامی او تا حد زیادی به اهداف تعیین‌شده دست یافته است، با این حال مقامات آمریکایی و اسرائیلی تصریح کرده‌اند که تاکنون هیچ دستور داخلی برای اعلام آتش‌بس صادر نشده است. ترامپ در ادامه تناقض‌گویی‌هایش‌ عنوان کرد که «جنگ بسیار خوب پیش رفته و ما جلوتر از برنامه اولیه حرکت کرده‌ایم. حتی در بازه شش روزه اولیه، خسارات واردشده به ایران بیش از آن چیزی بوده که پیش‌بینی کرده بودیم». کارولین لیویت، سخنگوی کاخ سفید، روز جمعه ششم مارس (۱۵ اسفند) در گفت‌وگو با خبرنگاران در واشنگتن اظهار کرد که جنگ با ایران بین چهار تا شش هفته به طول خواهد انجامید و ما در مسیر پیش‌بینی‌شده برای دستیابی به اهداف تعیین‌شده در این جنگ حرکت می‌کنیم». در همین حال، جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهوری آمریکا و پیت هگست، وزیر دفاع این کشور، تأکید کردند که این جنگ «نامحدود» نخواهد بود.

وزیر دفاع پیش‌تر اعلام کرده بود که «این یک جنگ بی‌پایان نیست و ممکن است چهار هفته، دو هفته یا حتی شش هفته طول بکشد». او همچنین افزود که رئیس‌جمهور اختیار کامل برای تصمیم‌گیری در این زمینه را دارد. با این حال، ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا، دیدگاهی با خوش‌بینی کمتر ارائه داد و چند روز پیش تصریح کرد که «درگیری هنوز فاصله زیادی تا پایان دارد». این اظهارات نشان می‌دهد که میان مقام‌های ارشد آمریکا درباره مدت‌زمان و پایان جنگ، تفاوت دیدگاه و برآورد وجود دارد و پیش‌بینی دقیق زمان خاتمه درگیری همچنان نامشخص است. در مقابل، سپاه پاسداران اعلام کرد که برای ادامه جنگ آماده است و گفت توانایی و آمادگی کامل برای ادامه درگیری تا شش ماه را دارد. سرلشکر یحیی رحیم‌صفوی، مشاور و دستیار نظامی رهبری ایران اخیرا عنوان کرد: «تصورم این است که جنگ قبل از عید نوروز به پایان خواهد رسید؛ تصور و تحلیل من این است که آمریکا و اسرائیل تحمل جنگ طولانی‌مدت را ندارند و دوام نخواهند آورد به شرط آنکه ما تداوم عملیات داشته باشیم».

پدیده غیرقابل محاسبه

همان‌طور‌که گفته شد یکی از مهم‌ترین نکاتی که کارشناسان نظامی و سیاسی بر آن تأکید می‌کنند، ماهیت خاص جنگ به عنوان پدیده‌ای پیچیده و چندبعدی است. جنگ در بسیاری از موارد براساس محاسبات دقیق آغاز یا اداره نمی‌شود و حتی در مواردی از دل سوءمحاسبه‌ها شکل می‌گیرد. در واقع بسیاری از جنگ‌های مهم تاریخ زمانی آغاز شده‌اند که یکی از طرف‌ها یا حتی هر دو طرف درگیر، برآورد دقیقی از توانایی‌ها، ظرفیت‌ها و واکنش‌های طرف مقابل و نیز تبعات منطقه‌ای و جهانی آغاز تنش نداشته‌اند. همین مسئله موجب می‌شود که روند جنگ نیز به شکلی غیرقابل پیش‌بینی پیش برود و گاه برخلاف انتظار اولیه بازیگران آن ادامه پیدا کند. به همین دلیل است که در تحلیل جنگ‌ها معمولا از ارائه زمان‌بندی مشخص برای پایان درگیری‌ها پرهیز می‌شود. در بسیاری از موارد جنگ‌ها با هدفی محدود و در بازه زمانی کوتاه آغاز می‌شوند، اما در عمل به درگیری‌هایی طولانی‌مدت تبدیل می‌شوند. نمونه‌های متعددی از این وضعیت در تاریخ معاصر وجود دارد که نشان می‌دهد حتی قدرت‌های بزرگ نیز قادر نبوده‌اند مسیر جنگی را که آغاز کرده‌اند به‌طور دقیق کنترل کنند. درباره جنگ کنونی نیز همین منطق برقرار است. اگرچه برخی ناظران معتقدند این درگیری ممکن است در بازه‌ای کوتاه به پایان برسد، اما در مقابل گروهی دیگر از تحلیلگران احتمال طولانی‌ترشدن آن را تا چندین هفته و حتی چند ماه مطرح می‌کنند. دلیل این اختلاف نظر آن است که عوامل مؤثر بر روند جنگ بسیار متعدد هستند و هر‌یک از آنها می‌تواند مسیر درگیری را تغییر دهد. در چنین شرایطی پیش‌بینی زمان پایان جنگ بدون در نظر گرفتن مجموعه‌ای از متغیرهای سیاسی، نظامی و اقتصادی عملا امکان‌پذیر نیست.

معادلات پیچیده منطقه‌ای و نقش بازیگران خارجی

در کنار ماهیت غیرقابل پیش‌بینی جنگ، یکی دیگر از عوامل مهم در تعیین روند آن مجموعه معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی است که پیرامون این درگیری شکل گرفته است. جنگ کنونی فقط یک تقابل دوجانبه میان ایران و اسرائیل یا آمریکا نیست، بلکه در بستر یک محیط ژئوپلیتیک پیچیده مانند خاورمیانه در حال وقوع است که بازیگران متعددی در آن نقش دارند. از یک سو، تصمیمات سیاسی و نظامی واشنگتن و تل‌آویو می‌تواند بر شدت و دامنه درگیری تأثیر بگذارد. هرگونه تغییر در راهبرد این دو بازیگر می‌تواند روند جنگ را به شکل قابل توجهی تغییر دهد. از سوی دیگر، تهران نیز بر اساس محاسبات راهبردی خود تصمیم‌گیری می‌کند و نحوه واکنش ایران به تحولات میدان نبرد یکی از عوامل تعیین‌کننده در آینده جنگ محسوب می‌شود. علاوه بر این سه بازیگر اصلی، نقش قدرت‌های دیگر نیز در این معادله قابل توجه است. کشورهایی مانند روسیه و چین به عنوان بازیگران مهم در نظام بین‌الملل، تحولات این جنگ را با دقت دنبال می‌کنند و مواضع و اقدامات آنها می‌تواند بر فضای دیپلماتیک و سیاسی پیرامون این بحران تأثیر بگذارد. در کنار این قدرت‌ها، برخی کشورهای منطقه خلیج فارس نیز به دلیل نزدیکی جغرافیایی و پیوندهای اقتصادی و امنیتی با طرف‌های درگیر، در تحولات جنگ نقش مستقیم دارند. از سوی دیگر، متغیرهای اقتصادی و انرژی نیز در این جنگ اهمیت قابل توجهی دارند. منطقه خلیج فارس یکی از مهم‌ترین مراکز تولید و انتقال انرژی در جهان است و هرگونه تنش نظامی در این منطقه می‌تواند پیامدهایی گسترده برای بازارهای جهانی داشته باشد. افزایش تنش‌ها در چنین منطقه حساسی ممکن است بازارهای انرژی را دچار نوسان کند و همین مسئله می‌تواند بر تصمیمات سیاسی بازیگران مختلف تأثیر بگذارد. وضعیت کنونی جنگ میان ایران و آمریکا-اسرائیل، عرصه‌ای پیچیده از تضاد منافع منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای ایجاد کرده است.

برخی بازیگران مانند چین و کشورهای عربی، با توجه به اهمیت ثبات اقتصادی و بازار انرژی، تمایل دارند این درگیری هرچه سریع‌تر به پایان برسد تا از افزایش قیمت نفت و فشار بر اقتصاد خود جلوگیری کنند. این کشورها خواهان توقف جنگ و بازگشت جریان صادرات انرژی به روال طبیعی هستند و راهکارهای دیپلماتیک را پیگیری می‌کنند. در سوی دیگر، اسرائیل به عنوان اصلی‌ترین بازیگر معارض ایران، به دنبال ادامه جنگ است تا فشار سیاسی و امنیتی بر تهران را افزایش دهد. در همین باره و به گزارش روزنامه «یدیعوت آحرونوت» منابع آگاه اسرائیلی فاش کردند که برآوردهای ارتش نشان می‌دهد جنگ با ایران ممکن است حداقل یک ماه ادامه داشته باشد. در این میان روسیه نیز منافع خاص خود را در ادامه درگیری می‌بیند؛ نوسانات بازار انرژی فرصت لغو موقت تحریم‌ها و افزایش فروش نفت را فراهم‌ و هم‌زمان تمرکز جهانی را از بحران اوکراین منحرف می‌‌کند. این تقابل منافع نشان می‌دهد پایان جنگ نیازمند مدیریت ظریف و مذاکرات چندجانبه است.

ابهام در مسیر پایان جنگ

در کنار آنچه گفته شد، گزارش‌های تازه خبری نشان می‌دهد‌ در داخل کاخ سفید کشمکشی پیچیده میان مشاوران و مقام‌های مختلف درباره جنگ با ایران جریان دارد و بر اظهارات متغیر دونالد ترامپ تأثیر گذاشته است. برخی مشاوران اقتصادی و سیاسی به رئیس‌جمهور آمریکا هشدار داده‌اند افزایش قیمت بنزین و شوک نفتی می‌تواند حمایت داخلی از جنگ را کاهش دهد و خواستار تعریف محدودی از «پیروزی» و اعلام پایان عملیات شده‌اند. در مقابل، چهره‌های تندرو از جمله سناتورهای جمهوری‌خواه و مفسران رسانه‌ای فشار می‌آورند تا اقدامات نظامی علیه ایران ادامه یابد تا مانع تهدید منافع آمریکا شوند. منابع آگاه می‌گویند ترامپ در روزهای اخیر از اهداف اولیه گسترده فاصله گرفته و جنگ را عملیاتی محدود می‌داند که بخش عمده اهداف آن تحقق یافته است. این کشمکش میان دیدگاه‌های محتاطانه و تندروها، نشان‌دهنده اختلاف در تعیین زمان و نحوه اعلام پیروزی و پایان عملیات است و پیچیدگی تصمیم‌گیری در بزرگ‌ترین عملیات نظامی آمریکا پس از جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ را برجسته می‌کند. پیرو این دودستگی در کاخ سفید اکنون خود ترامپ هم شاید زمان دقیقی برای پایان جنگ متصور نیست. با در نظر گرفتن تمامی این عوامل، می‌توان گفت مسیر پایان جنگ همچنان با ابهام قابل توجهی همراه است. برخی تحلیلگران معتقدند اگر شرایط سیاسی یا نظامی به‌گونه‌ای تغییر کند که طرف‌های درگیر به این نتیجه برسند ادامه جنگ هزینه‌های بیشتری نسبت به دستاوردهای آن دارد، ممکن است زمینه برای کاهش تنش و پایان درگیری فراهم شود. در چنین حالتی احتمال دارد تلاش‌های دیپلماتیک برای برقراری نوعی آتش‌بس یا توافق موقت افزایش پیدا کند. با این حال، سناریوی دیگری نیز مطرح است که بر اساس آن جنگ ممکن است برای مدت طولانی‌تری ادامه یابد. در صورتی که طرف‌های درگیر همچنان بر اهداف راهبردی خود تأکید‌ و تصور کنند که می‌توانند از طریق ادامه عملیات نظامی به نتایج مطلوب‌تری دست یابند، احتمال طولانی‌ترشدن جنگ افزایش پیدا می‌کند. در چنین شرایطی ممکن است درگیری‌ها از مرحله فعلی عبور کرده و وارد فازهای جدیدی شود. در این میان، موضع تهران نیز یکی از عوامل مهم در تعیین مسیر آینده جنگ محسوب می‌شود.

نشانه‌ها حاکی از آن است که در مقطع کنونی تمایل چندانی برای فعال‌سازی کانال‌های دیپلماتیک به منظور پایان سریع درگیری‌ها وجود ندارد. این مسئله می‌تواند نشان‌دهنده آن باشد که تصمیم‌گیران در تهران ترجیح می‌دهند تحولات میدان نبرد را به عنوان عامل تعیین‌کننده در روند جنگ در نظر بگیرند. آنچه در حال حاضر می‌توان با اطمینان گفت این است که جنگ کنونی وارد مرحله‌ای پیچیده و چندلایه شده است؛ مرحله‌ای که در آن عوامل نظامی، سیاسی، اقتصادی و ژئوپلیتیک به طور هم‌زمان بر روند تحولات تأثیر می‌گذارند. در چنین شرایطی ارائه پیش‌بینی دقیق درباره زمان پایان جنگ دشوار است و آینده این درگیری تا حد زیادی به نحوه تعامل و تصمیم‌گیری بازیگران اصلی در روزها و هفته‌های پیش‌رو بستگی دارد. حال باید دید که روز موعود پایان جنگ چه زمانی فرا خواهد رسید.

 

آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.