|

بحران انرژی یا بحران هویت؟

چرا مدیریت مصرف در ایران بدون بازآفرینی «برند حکمرانی انرژی» شکست می‌خورد؟

هر سال با آغاز تابستان یا زمستان، داستان تکراری کمبود برق، گاز و آب آغاز می‌شود. سیاست‌های تشویقی و تنبیهی، تعرفه‌های پلکانی، کمپین‌های رسانه‌ای، هشدارها و حتی درخواست از مردم برای صرفه‌جویی نیز تکرار می‌شوند؛ اما الگوی مصرف تغییر محسوسی پیدا نمی‌کند.

محمدرضا رستمی -  مشاور عالی برند و راهبری سازمان

 

هر سال با آغاز تابستان یا زمستان، داستان تکراری کمبود برق، گاز و آب آغاز می‌شود. سیاست‌های تشویقی و تنبیهی، تعرفه‌های پلکانی، کمپین‌های رسانه‌ای، هشدارها و حتی درخواست از مردم برای صرفه‌جویی نیز تکرار می‌شوند؛ اما الگوی مصرف تغییر محسوسی پیدا نمی‌کند. سؤال اصلی این است که آیا مسئله ایران صرفا کمبود انرژی است؟

به نظر می‌رسد پاسخ منفی باشد. ایران بیش از آنکه با «بحران انرژی» روبه‌رو باشد، با «بحران حکمرانی مصرف انرژی» مواجه است؛ بحرانی که ریشه آن نه‌فقط در فناوری، قیمت‌گذاری یا زیرساخت، بلکه در رابطه میان مردم، صنعت و نظام حکمرانی است. سال‌هاست مدیریت مصرف در ایران عمدتا از دریچه اقتصاد یا مهندسی دیده شده است؛ در حالی که تجربه کشورهای موفق نشان می‌دهد رفتار مصرفی، پیش از آنکه یک رفتار اقتصادی باشد، یک رفتار فرهنگی و هویتی است. انسان‌ها فقط براساس قیمت تصمیم نمی‌گیرند؛ براساس معنا، هویت، اعتماد و احساس تعلق نیز تصمیم می‌گیرند. در بسیاری از کشورها، صرفه‌جویی به بخشی از هویت شهروندی تبدیل شده است؛ مردم احساس می‌کنند که با کاهش مصرف، از آینده کشور، محیط زیست و نسل‌های بعدی حفاظت می‌کنند. اما در ایران، مصرف انرژی هنوز به یک «ارزش اجتماعی» تبدیل نشده است. علت چیست؟ زیرا میان مردم و نظام حکمرانی انرژی، یک شکاف ادراکی شکل گرفته است. بخش درخور توجهی از جامعه احساس نمی‌کند که صرفه‌جویی او تأثیر ملموسی بر آینده کشور دارد یا منافع آن به شکلی عادلانه میان همه توزیع می‌شود. در چنین شرایطی، کمپین‌های تبلیغاتی و توصیه‌های اخلاقی، اثرگذاری محدودی خواهند داشت. از منظر مدیریت برند، هر نظام حکمرانی نیز مانند هر سازمان یا شرکت، دارای برند است. برند حکمرانی انرژی یعنی مجموعه برداشت‌ها، احساسات و میزان اعتماد مردم نسبت به عدالت، شفافیت، کارآمدی و آینده‌نگری سیاست‌های انرژی. اگر این برند ضعیف باشد، بهترین سیاست‌های فنی نیز با مقاومت اجتماعی مواجه خواهند شد. از این منظر، مدیریت مصرف انرژی باید از یک پروژه فنی به یک پروژه ملی بازآفرینی اعتماد تبدیل شود. این تحول نیازمند یک راهبرد ملی جدید است؛ راهبردی که می‌توان آن را «برند ملی مدیریت مصرف انرژی» نامید. این راهبرد بر پنج محور استوار است.

نخست، بازتعریف هویت مصرف‌کننده. مردم نباید صرفا «مصرف‌کننده انرژی» تلقی شوند، بلکه باید خود را «شریک امنیت انرژی کشور» بدانند.

دوم، شفافیت کامل. شهروند باید بداند هر کیلووات ساعت صرفه‌جویی یا هر مترمکعب گاز کمتر، چه اثری بر اقتصاد، محیط زیست، کاهش خاموشی‌ها و سرمایه‌گذاری‌های آینده دارد.

سوم، عدالت ادراک‌شده. مردم زمانی همکاری می‌کنند که اطمینان داشته باشند همه بازیگران، از دستگاه‌های دولتی تا صنایع بزرگ، به یک اندازه در مدیریت مصرف مسئولیت می‌پذیرند.

چهارم، تبدیل صرفه‌جویی به پرستیژ اجتماعی. همان‌گونه که امروز مسئولیت‌پذیری محیط‌زیستی در بسیاری از کشورها به یک سرمایه اجتماعی تبدیل شده است، در ایران نیز باید مصرف بهینه به نماد مسئولیت ملی و افتخار شهروندی تبدیل شود.

پنجم، حکمرانی داده‌محور. هوش مصنوعی، کنتورهای هوشمند، تحلیل داده و پلتفرم‌های تعاملی می‌توانند به هر خانواده، هر صنعت و هر سازمان تصویری روشن از الگوی مصرف، رتبه بهره‌وری و فرصت‌های بهبود ارائه دهند. به باور نگارنده، ایران بیش از آنکه به کمپین‌های مقطعی صرفه‌جویی نیاز داشته باشد، به یک «جنبش ملی مدیریت مصرف» نیاز دارد؛ جنبشی که در آن دولت، صنایع، رسانه‌ها، مدارس، دانشگاه‌ها، شهرداری‌ها، سازمان‌های مردم‌نهاد و خانواده‌ها همگی ذیل یک هویت مشترک عمل کنند. پیشنهاد مشخص آن است که «برند ملی مدیریت مصرف انرژی ایران» با مشارکت همه ذی‌نفعان طراحی شود؛ برندی که فقط یک شعار تبلیغاتی نباشد، بلکه به یک نظام حکمرانی تبدیل شود.

این نظام می‌تواند شامل شاخص ملی فرهنگ مصرف، رتبه‌بندی مصرف مسئولانه شهرها، صنایع و دستگاه‌های اجرایی، داشبورد عمومی شفافیت انرژی، نشان افتخار مصرف مسئولانه برای سازمان‌ها و خانواده‌ها و همچنین یک پلتفرم هوشمند مشارکت مردمی باشد. در چنین مدلی، مدیریت مصرف دیگر یک تکلیف اداری یا یک اجبار اقتصادی نیست؛ بلکه به بخشی از هویت ملی، سرمایه اجتماعی و سرمایه برند ایران تبدیل می‌شود. شاید زمان آن رسیده باشد که بپذیریم مسئله اصلی، کمبود انرژی نیست؛ کمبود اعتماد، هویت مشترک و مشارکت اجتماعی در حکمرانی انرژی است. و این همان نقطه‌ای است که آینده امنیت انرژی ایران را رقم خواهد زد.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.