|

ابتکار عمل دولت و دستگاه دیپلماسی در معادله پیچیده کنونی چیست؟

در روزهای گذشته، جنگ و درگیری نظامی میان آمریکا و ایران تشدید شده و به‌ویژه در خط ساحلی جنوب ایران بر میزان جنگ‌ها و درگیری‌ها به شکل محسوسی افزوده شده است.

در روزهای گذشته، جنگ و درگیری نظامی میان آمریکا و ایران تشدید شده و به‌ویژه در خط ساحلی جنوب ایران بر میزان جنگ‌ها و درگیری‌ها به شکل محسوسی افزوده شده است. اگرچه گزارش‌های رسمی و دقیقی از میزان و ابعاد تلفات و خسارات واردشده به کشور بر اثر حملات آمریکا اعلام نشده، اما اعلام رسانه‌های رسمی مبنی بر تخریب پل‌های مواصلاتی به‌ویژه در غرب استان هرمزگان و برخی مراکز اقتصادی و نظامی که تلفات انسانی نامشخصی نیز بر جای گذارده است، نشانه‌های روشنی از تشدید جنگ و درگیری‌های نظامی محسوب می‌شود. ایران نیز به حملات موشکی و پهپادی خود ادامه داده و مراکزی را در کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس و اردن و شمال عراق هدف قرار داده است. هم‌زمان با تشدید تنش و درگیری‌های نظامی، متأسفانه علائم و نشانه‌های امیدوارکننده‌ای از تشدید فعالیت‌های دیپلماتیک برای توقف جنگ و بازگشت طرفین به میز دیپلماسی و مذاکره به چشم نمی‌خورد.

1- در تاریخ معاصر، تمام جنگ‌ها معمولا به دو شکل خاتمه یافته‌اند؛ یعنی جنگ‌ها یا با مذاکره و دیپلماسی به آتش‌بس و صلح منجر شده‌اند یا همچنان جنگ استمرار داشته و به تخریب وسیع منابع اقتصادی و صنعتی و زیرساخت‌ها منجر شده و در نهایت با تلفات قابل توجه انسانی، یکی از طرفین جنگ به پیروزی دست یافته است. جنگ عراق علیه ایران از‌جمله جنگ‌هایی است که پس از هشت سال جنگ و تلفات انسانی بسیار زیاد، دو طرف در نهایت با تصویب قطع‌نامه 598 شورای امنیت و پذیرش این قطع‌نامه به آتش‌بس میان دو کشور رضایت دادند. جنگ روسیه و ژاپن در 1904-1905 که با میانجیگری آمریکا خاتمه یافت، جنگ اعراب و اسرائیل که با پیمان صلح کمپ‌دیوید در سال 1978 وارد روند تازه‌ای از فعالیت‌های دیپلماتیک شد و جنگ بوسنی که پس از نسل‌کشی‌های گسترده و غیرانسانی نهایتا در سال 1995 به توافق دیتون یا چارچوب عمومی صلح منجر شد، از‌جمله جنگ‌هایی هستند که در نهایت با دیپلماسی و مذاکرات دو طرف یا میانجیگری طرف‌های ثالث به آتش‌بس یا صلح منجر شدند. جنگ آرژانتین و برزیل در قرن نوزدهم، جنگ مرزی اریتره و اتیوپی در سال 2000 و جنگ روسیه و سوئد در قرن نوزدهم نیز با میانجیگری و فعالیت‌های دیپلماتیک به اتمام رسید. البته همه جنگ‌ها به‌ واسطه دیپلماسی و مذاکرات سیاسی و میانجیگری واسطه‌ها به آتش‌بس و صلح منجر نشد و گاه جنگ با ویرانی و خشونت و تلفات وسیع تا شکست کامل یکی از طرفین منازعه‌ استمرار داشته است. نمونه شناخته‌شده این دست از جنگ‌ها، سرنوشت دولت هیتلر در آلمان نازی در دوره جنگ جهانی دوم است که با میلیون‌ها نفر کشته و زخمی و ویرانی‌های بسیار در نهایت با تسلیم بی‌قید‌و‌شرط آلمان به اتمام رسید. اعلام رسمی شکست ژاپن پس از بمباران اتمی این کشور توسط آمریکا در 1945، جنگ پروس و فرانسه در اواخر قرن نوزدهم و جنگ عراق و کویت که در سال 1991 پس از حمله آمریکا و هم‌پیمانان به شکست فاحش ارتش عراق منجر شد نیز از‌جمله جنگ‌هایی هستند که با شکست یکی از طرفین به اتمام رسیدند. جنگ‌های دوگانه ایران و روس در دوره فتحعلی‌شاه قاجار نیز نه با میانجیگری طرف‌های ثالث و روندهای دیپلماتیک، بلکه با شکست کامل نظامی ایران به یکی از تحقیرآمیزترین معاهدات تاریخ ایران و ازدست‌رفتن بخش‌های وسیعی از ایران منجر شد. در این روزها که جنگ روسیه با اوکراین ادامه دارد، چه راه‌حلی برای این جنگ خانمان‌سوز و ویرانگر وجود دارد؟

2- در شرایط پیچیده و حساس کنونی، رسانه‌های رسمی مانند صدا‌و‌سیما با میدان‌داری گروهی از نیروهای سیاسی شناخته‌شده در ایران، سخنگویی گروهی را بر عهده گرفته‌اند که خواهان ادامه و تشدید جنگ و درگیری‌ها با آمریکا هستند. از نظر سخنگویان این جریان، هر نوع سخن‌گفتن از آتش‌بس و اتمام جنگ، خط قرمز محسوب شده و بر ادامه جنگ تأکید دارند. البته این جریان در‌باره پیامدهای این وضعیت بر زیرساخت‌های کشور، صنعت و گردشگری و کار و اشتغال میلیون‌ها ایرانی و در نتیجه معیشت ایرانیان و تاب‌آوری شهروندان و دیگر هزینه‌های انسانی، سیاسی، امنیتی و فرهنگی جنگ کمتر سخن گفته و اینکه نقشه راه آنان برای استمرار این وضعیت چیست‌ و کشور با کدام ابزارها قرار است از پس این خواسته برآید و اساسا و با فرض توان برابر نظامی طرفین جنگ و موزانه قوا، قرار است در نهایت چه عاید کشور شود، توضیحات قانع‌کننده‌ای ارائه نکرده‌اند. همچنین این گروه توضیح نداده‌اند اگر روش و رویکرد آنان نتواند به اهداف اعلامی‌شان دست یازد، چه هزینه‌هایی متوجه منافع ملی می‌شود و چه کسانی قرار است مسئولیت این وضعیت را بر عهده بگیرند؟‌‌ 

این گروه همچنین کمتر توضیح داده‌اند که با استمرار این وضعیت اگر طرف‌های ثالثی نیز به دلایل مختلف از‌جمله به بهانه آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز وارد جنگ شوند، چه پیامدهایی برای منافع ملی ایرانیان در بر خواهد داشت. تجربه جنگ‌های مدرن در تاریخ دو، سه سده اخیر پیش‌روی ایرانیان است. در جنگ با روسیه تزاری، ایران در حالی‌ شکست تحقیرکننده‌ای را تجربه کرد که گروهی بدون توجه به منطق جنگ، تنها با احساسات و هیجانات، کشور را وارد جنگ با بزرگ‌ترین قدرت منطقه و جهان کردند و در نهایت شکست ایران موجب ازدست‌رفتن بخش وسیعی از کشور در قفقاز شد. امروز خوشبختانه توان نظامی کشور ارتقا یافته و ایران توانسته در برابر حملات آمریکا ایستادگی کند و در این شرایط که آمریکا نتوانسته ناتو را در جنگ با خود همراه کند، اتخاذ تصمیم شجاعانه و عقلایی منطبق بر منطق حکمرانی و سیاست ملی‌اندیشانه و منطق جنگ می‌تواند فرصت تازه‌ای به کشور برای گذر از این شرایط بدهد. همچنان می‌توان امیدوار بود که بر اساس تفاهم‌نامه ماه گذشته، زمینه برگشت به دیپلماسی ‌فراهم شود. استمرار جنگ موجب فرسایش سرمایه‌های مادی و غیرمادی کشور می‌شود و می‌تواند هزینه‌های سنگینی به منافع ملی تحمیل کند.

3- جنگ و صلح یکی از اساسی‌ترین مفاهیم مرتبط با حاکمیت ملی است و شاید یکی از حساس‌ترین تصمیمات هر نظام سیاسی، اتخاذ موضع در برابر جنگ و صلح باشد؛ چون سرنوشت‌سازترین لحظات تاریخی یک ملت و کشور تحت تأثیر اتخاذ تصمیم درباره جنگ یا صلح رقم می‌خورد. اهمیت چنین تصمیم‌های سرنوشت‌سازی در آینده یک ملت نیازمند توجه به ملزومات و مقدمات و مباحث بااهمیتی است که متأسفانه در برنامه‌های پخش‌شده در صدا‌و‌سیما کمتر به آنها توجه شده است. دستگاه دیپلماسی و قوه مجریه نیز به شکلی غیرمتعارف تاکنون مطابق وظایف ذاتی قوه مجریه در این‌باره به روشنگری و اعلام موضع نپرداخته است. استمرار این وضعیت در چارچوب منافع ملی نیست. قوه مجریه نباید در برابر سرنوشت‌سازترین مباحث مرتبط با حاکمیت ملی از زیر بار مسئولیت‌های اساسی خود شانه خالی کند. این استدلال که آمریکا جنگ‌طلب است و مقاصد بدی علیه ایران دارد، تنها ملزومات تعیین سیاست‌های کشور در برابر جنگ یا صلح نیست، بلکه مباحث با‌اهمیت‌تری نیز هست که باید مورد توجه قرار بگیرد تا منافع ملت در تصمیم‌گیری بسیار حساس و سرنوشت‌ساز تحت تأثیر تصمیمات غیرکارشناسی و مخاطره‌آمیز قرار نگیرد. برای پیشبرد منافع کشور، دستگاه دیپلماسی وظیفه سنگینی بر دوش دارد و امید است که متولیان دستگاه دیپلماسی متوجه وظایف سترگ خویش باشند و اجاره ندهند تنها گروهی تندرو، سیاست خارجی کشور را تحت تأثیر رویکرد خود قرار دهند. قوه مجریه و دستگاه دیپلماسی باید موضع خود را در قبال پیشبرد منافع کشور از طریق دیپلماسی‌ روشن کنند و در این‌باره ابتکار عمل را در دست بگیرند.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.