بلندمرتبهسازی؛ سراب توسعه در گیلان
زمانی که معاون شهرسازی وزارت راه و شهرسازی و استاندار گیلان هفته گذشته، خبر تصویب «طرح پهنههای مجاز بلندمرتبهسازی» تا 20 طبقه برای شهرهای رشت و انزلی را اعلام کردند، ساکنین و کارشناسان مقیم این شهرها نهتنها خوشحال نشدند، بلکه نقدشان به مسئولین استان همهجانبه و گاه بسیار تند بود.
زمانی که معاون شهرسازی وزارت راه و شهرسازی و استاندار گیلان هفته گذشته، خبر تصویب «طرح پهنههای مجاز بلندمرتبهسازی» تا 20 طبقه برای شهرهای رشت و انزلی را اعلام کردند، ساکنین و کارشناسان مقیم این شهرها نهتنها خوشحال نشدند، بلکه نقدشان به مسئولین استان همهجانبه و گاه بسیار تند بود.
بیشترشان در صدها پست مشابه خطاب به مسئولین نوشته بودند: «مسیر توسعه رشت و انزلی از راه انبوهسازی و برجسازی نیست. کنار هیچ برجی زمین کشاورزی سالم نمیماند. این برجها فقط برای مهاجرین پولدار خواهند بود. اول فکری به حال بوی گند رودخانههای شهر بکنید و فاضلاب به دریا نریزید، بعد برج بسازید.
مسکن مهر رشت فقط شش طبقه بود! 20 طبقه چرا؟ بوی گند فساد... ازش میآید. شما با کدام زیرساخت شهری میخواهید جواب اینها را بدهید؟ برج طاووس آتش گرفت چه کار کردید؟ رشت مرطوب و گرم است. با برج خفه میشود... . زمستان پارسال نیز نظرسنجیهای محدود محلی یادآور همین مشکلات بودند: مشکلات ترافیک و حملونقل عمومی و آلودگی هوا، زباله و صنعت و آلودگیهای آب و زمین ناشی از آن، کمبود تأسیسات و خدمات معمول در شهر، عدم رسیدگی به محدوده شهرهای قدیم و... . حال، حدود ۸۵ هکتار برج در بندرانزلی و حدود ۲۶۰ هکتار برای شهر رشت، حتی اگر این سطوح کمتر از سه یا یک درصد مساحت این شهرها باشند، همانطور که استاندار محترم اعلام کردهاند، واقعهای مهم و حیاتی برای سرنوشت این شهرهاست. تشکلات محیطزیستی گیلان اعلام کردهاند میخواهند علیه مصوبه به دیوان عدالت اداری شکایت کنند. منطق متخصصین شهری ناظر در دنیای مجازی نیز دستکمی ندارد؛ ضروریات توسعه شهری را در رفع کمبودهای زیرساختی به علاوه لزوم پیروی از سیاستهای بازآفرینی شهری، یعنی مرمت و احیای بافتهای موجود مرکزی شهری و کنترل مهاجرتهای شتابان به سوی استانهای شمالی میبینند. ایشان نیز به این تصمیمگیریهای شتابزده و مطرحنشدن طرحها قبل از تصویب و نشنیدن نقدها، معترضاند. میگویند ساخت برج، اصولا گرانتر است و در گیلان به خاطر مشکلات خاک و سطح بالای آبهای زیرزمینی، باید با فنون بسیار پیشرفته و گران انجام شود و این کارها فقط برای مهاجران است. البته معاون وزیر و استانداران و مسئولین ردهبالای حکومتی نیز دغدغههای خودشان را دارند. هجوم مردم استانهای خشک کشور و تهرانیها به گیلان باعث نگرانیشان شده و نهتنها امروز بلکه چند سال است در فکر یافتن راهی برای توسعه متراکم شهری، بهخصوص در استانهای شمالی هستند. متأسفانه برخلاف جاهای دیگر دنیا، نه شهروندان ما اطلاعات زیادی از قوانین و جریانهای شهرسازی دارند، نه دولت ما اصراری دارد این اطلاعات پخش شود یا نظر و مشارکت مردم در تهیه طرحهای جدید شهر به کار گرفته شود. معمولا همه در مقابل عمل انجامشده قرار میگیریم.
آنچه مسلم است ضوابط عام بلندمرتبهسازی به عنوان سند «ضوابط استقرار ساختمانهای بلند شهر» بیش از پنج سال پیش، 1399، طی نامهای به تمامی استانداران کشور ابلاغ شده و ضرورت احداث ساختمانهای بلند در جهت حفاظت از اراضی کشاورزی اطراف شهرها به آنها تأکید و توصیه شده بود. همچنین مقرر شده بود که این مکانیابیهای ویژه با پایبندی به طرحهای جامع شهری، با توجه به ضوابط سلبی یا ایجابی طرح جامع و فقط در صورتی که ضرورت ساخت برج در برنامههای فرادست آمده باشد و با توجه به نیازسنجی و سقف مجاز جمعیتپذیری و نیز در انطباق با اصول توسعه مبتنی بر حملونقل عمومی TOD صورت پذیرد. همچنین در مصوبه هشت صفحهای شورایعالی شهرسازی تأکید شده است که احداث ساختمان بلند نباید منجر به افزایش جمعیتپذیری شود و صرفا به عنوان تغییر الگوی کالبدی در یک عرصه، ضمن تأمین سرانههای خدماتی پیشبینیشده در طرح جامع، ممکن خواهد بود.
از همینروست که مردم خطاب به پیجهای مسئولین دولتی و استانداری کامنتهای طعنهآمیز و نقادانه نوشتهاند: «شما از حفظ زمینهای کشاورزی میگویید، آنوقت پهنههای بلندمرتبهسازی پیشنهادشده عمدتا در جاده جنوب رشت روی اراضی کشاورزی قرار داده شدهاند. استانهای مازندران و گیلان دستخوش نفوذیهای الیگارش دلال هستند. این مسئولین که کمر به نابودی این دیار بستهاند، اهل کجا هستند؟ کجاست زیرساخت؟ کجاست حملونقل عمومی؟ این 12 اتوبوس فرسوده شهر رشت هنوز بلیت کاغذی دریافت میکنند. زمستانها بخاری ندارند، تابستانها کولر. خیابانها چاله بیداد میکنه.
تاکسی هم بعد 8 شب به خاطر ترافیک زیاد کار نمیکنه... شهردار فقط فکر ساختن پلهای هوایی بیفایده وسط شهره!/ یه سر به بابلسر بزنید و ببینید ساختمانهای بلند و بیبرنامه چطور بافت و اصالت شهر را به هم ریختهاند! تصمیم به صدور مجوز بلندمرتبهسازی باید در آخرین مرحله، پس از آمادهکردن زیرساختهای لازم گرفته شود. آیا برای برجسازی و افزایش جمعیت، خیابان پهن را دارید؟ بیآرتی و تراموا و تاکسی و ون و مسیر دوچرخه و پیادهاش را چطور؟ پارک بدون اراذل و اوباش معتاد و زباله انباشتهشده را چطور؟». اما اینها همه گلایه و شکایت است و احتمالا راه به جایی نمیبرد. آنچه مسلم است برای چنین تصمیماتی باید بیشتر مطالعه میشد. متأسفانه نگاه آمایشی در برنامهریزیهای ما جایش خالی است! هنوز هم به نظر من باید منتظر نتایج تحقیقات و پیشنهادهای طرح استانی بلندمرتبهسازی برای گیلان بمانیم که قراردادش تازه بسته شده است. در ضمن، مسلم است که با فنون امروزی جهان هر چیزی میتوان ساخت. اما آیا طبیعت رشت و روحیه مردمش با هر پیشنهادی سازگار است؟ فکرهای دیگری هم هستند. مثلا یکی از شهرسازان پیشکسوت ما، مهندس سهراب مشهودی، پارسال پیشنهاد جالبی برای تعدادی از شهرهای ایران، ازجمله رشت داده و برای شهردار رشت (قهرمان سازنده پلهای هوایی!) نیز فرستاده است. این طرح مبتکرانه دو شبکه کاملا مستقل، یکی فقط برای اتومبیلهای شخصی، و دیگری فقط برای حملونقل عمومی، و بدون برخورد با یکدیگر، را برای شهرها پیشنهاد میکند و باور دارد که اگر در کنار شبکه دوم (مخصوص اتوبوس، مترو، تاکسی، تراموا و...) برجهای بلند و متراکم ساخته شود، نهتنها هیچ آسیبی به ترافیک شهر نمیزند، بلکه مشکلات آن را حل نیز میکند. البته رفتن ماشینهای برجها به داخل پارکینگ از داخل شبکه زولبیایی رشت باید تماشایی باشد. این ایده شیک و لوکس فعلا در حد خیالباقی میماند، اما مسلم است که با تقویت و اصلاح شبکههای حملونقل عمومی و زیرساختهای دیگر (آب و فاضلاب و...) که در رشت و انزلی بسیار ضعیف و نامرئی هستند، خیلی ایدههای جدید میتواند با روند یک توسعه واقعی همراه شود و جان بگیرد. ازجمله حملونقل رودخانهای با قایق بر روی رودخانههای زرجوب و گوهررود، که ما مشتاق آن هستیم، چراکه نه؟ هیچ آرزویی محال نیست.