|

درس‌های تاریخی برای احیای نقش ایران در راه جدید ابریشم

شناخت هر پدیده‌ تاریخی نیازمند بازنگری دقیق در مبانی و موانع معرفت‌شناختی آن است. تاریخ بشر سرشار از پدیده‌هایی است که با گذر زمان، لایه‌های معنایی تازه‌ای یافته‌اند و برداشت‌های سطحی یا یک‌جانبه، مانع از درک صحیح آنها شده است.

شناخت هر پدیده‌ تاریخی نیازمند بازنگری دقیق در مبانی و موانع معرفت‌شناختی آن است. تاریخ بشر سرشار از پدیده‌هایی است که با گذر زمان، لایه‌های معنایی تازه‌ای یافته‌اند و برداشت‌های سطحی یا یک‌جانبه، مانع از درک صحیح آنها شده است. یکی از این پدیده‌ها، «جاده ابریشم» است؛ مسیری که بیش از 17 قرن نقش مهمی در پیوند اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی جوامع مختلف ایفا کرده است. امروز که چین با ابتکار جهانی «یک کمربند – یک راه» (BRI) در پی احیای اندیشه جاده ابریشم است، شناخت عمیق و جامعی از پیشینه این مسیر بیش از هر زمان دیگری ضرورت دارد. زیرا هرگونه خطای ادراکی در فهم کارکرد تاریخی جاده ابریشم می‌تواند بر جایگاه کنونی کشورهایی چون ایران – که در قلب این شاهراه تاریخی قرار دارند – تأثیر منفی بگذارد. مقاله حاضر که حاصل مشاهدات میدانی و مطالعات منابع تاریخی است، با نگاهی تحلیلی به تاریخ جاده ابریشم، تلاش می‌کند باورهای رایج اما ناصحیح درباره این مسیر را بازبینی کند و نشان دهد که چگونه می‌توان از این بازنگری تاریخی شبکه راه‌های ابریشم، برای ترسیم نقشی فعال و مؤثر برای ایران در پروژه «یک کمربند – یک راه» بهره گرفت.

‌بازخوانی ماهیت چندبعدی جاده ابریشم

جاده ابریشم برخلاف تصور عمومی، صرفا یک مسیر تک‌بعدی تجاری برای انتقال ابریشم از چین به غرب نبوده است. این مسیر در طول حیات هفده‌قرنی خود ویژگی‌های متنوعی داشته است که شناخت آنها می‌تواند افق تازه‌ای در فهم جایگاه ایران بگشاید.

۱. چندمنظوره بودن راه ابریشم: این مسیر تاریخی نه‌تنها محل جابه‌جایی کالا، بلکه گذرگاهی برای تعاملات فرهنگی، هنری، دینی و اجتماعی میان شرق و غرب بوده است. آثار باستانی، نقش‌برجسته‌ها، سفال‌ها و دست‌نوشته‌های متعددی که در نقاط مختلف این مسیر یافت شده، نشان می‌دهد که تبادل فرهنگی به‌همان اندازه تبادلات اقتصادی اهمیت داشته است.

۲. تعاملی و دوسویه بودن: باور رایج این است که جاده ابریشم تنها برای ارسال کالا از مبدأ (چین) به مغرب‌زمین (اروپا) شکل گرفته است؛ درحالی‌که شواهد روشن تاریخی نشان می‌دهد این مسیر دوسویه عمل می‌کرده است. کالاها، اندیشه‌ها و فنون نه فقط از چین به غرب، بلکه از غرب و جنوب نیز به شرق و همه شهرهای مهم مسیر منتقل می‌شده‌اند.

۳. چندمسیره و متغیر بودن راه ابریشم: راه‌های ابریشم مسیر ثابت و واحدی نداشته است. بسته به شرایط اقلیمی، امنیتی و سیاسی، مسیرهای مختلفی برای آن شکل می‌گرفت. گاه شبکه‌ای از راه‌های متفاوت شمالی رونق داشتند و گاه مسیرهای جنوبی یا دریایی جایگزین می‌شدند.

۴. تنوع و تطور کالاها: نامی که در قرن هفدهم میلادی بر این راه تاریخی گذاشته شد این تصور را منعکس می‌کند که ابریشم تنها یا اصلی‌ترین کالای تجاری این مسیر بوده است. اما دامنه وسیعی از کالاها همچون ادویه، کاغذ، چینی‌جات، سنگ‌های قیمتی، فرش ایرانی، فلزات و دانش‌های فنی و پزشکی و حتی شیوع تفکرات و ادیان بخشی از این مبادلات بودند.

 در حقیقت، هر منطقه در مسیر در خلق ارزش‌افزوده نقشی ایفا می‌کرد و تنها بازرگان نبود بلکه در ثبات، رونق و امنیت آن نیز می‌کوشیده است.

۵. اهمیت امنیت، تقاضا و فناوری: رونق جاده ابریشم همواره تحت تأثیر دو عامل اصلی بوده است:

• امنیت مسیرها (که وابسته به قدرت دولت‌ها و امپراتوری‌ها بود)

• تقاضا و توان اقتصادی و قدرت فناوری مبدأ و مقصد و مراکز مبادله.

راه‌های ابریشم همچون رودخانه‌ای که راه خود را در دامن طبیعت باز می‌کند، هرگاه ناامنی یا ضعف اقتصادی و افول فناوری در بخشی از مسیر به‌وجود می‌آمده مسیر خود را همواره در جست‌وجوی حیات تغییر می‌داده است.

‌جایگاه ایران در تاریخ جاده ابریشم

ایران به‌دلیل موقعیت تاریخی و جایگاه جغرافیایی منحصربه‌فرد خود، همواره در قلب جاده ابریشم قرار داشته است. فلات ایران نقطه اتصال شرق و غرب، شمال و جنوب بود. بسیاری از شهرهای ایران – از نیشابور و ری تا همدان و تبریز – ایستگاه‌های مهمی در این شبکه گسترده بودند. نقش ایران تنها به تجارت محدود نبود. در طول تاریخ (اشکانیان، ساسانیان و ایلخانی) تأمین امنیت و‌ زیرساخت‌های این مسیر نقش مهمی ایفا کردند. ایرانیان در حوزه‌های فرهنگی، علمی و هنری سهم چشمگیری در غنای جاده ابریشم داشتند. ترجمه آثار یونانی به فارسی و سپس انتقال آن به جهان اسلام و بعدها اروپا، نمونه‌ای از این تأثیرگذاری است. همچنین صنایع دستی ایرانی مانند فرش، چینی‌آلات، ابریشم، سفال و فلزکاری از کالاهای پرطرفدار در این مسیر بودند. نکته مهم‌تر آنکه ایرانیان در فراوری و ارزش‌افزایی بر کالاهایی که از مسیر می‌گذشتند تأثیر بسزایی داشتند.

* ابتکار «یک کمربند-یک راه» و بازتاب تاریخی آن

چین در سال ۲۰۱۳ با طرح ابتکار «یک کمربند – یک راه» تلاش کرد تا احیای مدرن جاده ابریشم را در قالب یک پروژه جهانی پیگیری کند. این طرح شامل دو بخش اصلی است:

1. کمربند اقتصادی جاده ابریشم (مسیر زمینی)

2. جاده ابریشم دریایی قرن ۲۱ (مسیر دریایی)

هدف این ابتکار، ایجاد شبکه‌ای از همکاری‌های اقتصادی، زیرساختی و فرهنگی میان آسیا، اروپا و آفریقاست. با وجود شباهت‌ها، باید توجه داشت که BRI نسخه مدرن جاده ابریشم است و تفاوت‌های زیادی با نمونه تاریخی دارد. در این نسخه، نقش دولت‌ها، سرمایه‌گذاری‌های عظیم، فناوری‌های نوین و نظام مالی جهانی اهمیت ویژه‌ای پیدا کرده است.

‌ درس‌هایی برای ایران از بازنگری تاریخ جاده ابریشم

ایران برای آنکه در ابتکار «یک کمربند – یک راه» جایگاهی فعال و مؤثر داشته باشد، می‌تواند از تجربه‌های تاریخی جاده ابریشم درس‌های مهمی بگیرد:

۱. تقویت امنیت و ثبات داخلی: همان‌طورکه تاریخ نشان داده، امنیت شاهراه‌ها شرط نخست رونق آنهاست. ایران باید ثبات سیاسی، امنیت مرزی و شبکه‌های ارتباطی امن خود را به‌گونه‌ای تقویت کند که سرمایه‌گذاران و شرکای خارجی، ایران را به‌عنوان مسیری مطمئن بپذیرند.

۲. نگاه فراتر از تجارت: ایران نباید صرفا به‌عنوان گذرگاه کالا در BRI دیده شود. همان‌طورکه در گذشته با خلق ارزش‌افزوده در صنایع دستی و علمی نقش‌آفرینی می‌کرد، امروز نیز می‌تواند با ایجاد مراکز لجستیکی، صنعتی و فناورانه بخشی از زنجیره تولید جهانی شود.

۳. بهره‌گیری از تنوع مسیرها: با توجه به تحولات ژئوپلیتیکی، مسیرهای جاده‌های ابریشم مدام تغییر می‌کردند. ایران نیز باید از این تجربه بیاموزد، از فرصت‌های ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک منطقه‌ای حداکثر استفاده را کرده و خود را به‌عنوان مسیر جایگزین و متنوع در برابر دیگر رقبا و مسیرهای منطقه‌ای معرفی کند.

۴. توجه به تبادل فرهنگی: جاده ابریشم تنها مسیر تجارت کالا نبود، بلکه بستری برای تعامل فرهنگی و تمدنی بود. ایران می‌تواند از ظرفیت فرهنگی و تاریخی خود – از زبان و ادبیات تا گردشگری و میراث جهانی – به‌عنوان سرمایه‌ای نرم در این ابتکار بهره گیرد.

۵. سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های مدرن: ثبات و امنیت منطقه‌ای پیش‌شرط هرگونه تعامل با مسیر راه ابریشم است. امروزه خطوط ریلی پرسرعت، بنادر مدرن و کریدورهای هوشمند اصلی‌ترین جاذبه‌های جایگزین شده‌اند. ایران باید زیرساخت‌های خود را به‌روز کند تا بتواند نقشی پایدار در این پروژه ایفا کند.

۶. سیاست خارجی متوازن: جاده ابریشم تاریخی زمانی شکوفا بود که ایران با کشورهای مختلف روابط متوازن داشت. امروز نیز ایران باید از سیاست خارجی چندجانبه‌گرا استفاده کند تا نه‌تنها به چین، بلکه به اروپا، روسیه، آسیای میانه و کشورهای عربی متصل شود.

‌ نتیجه‌گیری

جاده ابریشم تاریخی به ما می‌آموزد که مسیرهای تجاری و فرهنگی تنها زمانی پایدار می‌مانند که همه بازیگران آن نقش فعال داشته باشند. ایران، با پیشینه تاریخی و موقعیت ژئوپلیتیکی خود، می‌تواند دوباره در مرکز این تحولات قرار گیرد؛ به شرطی که با نگاهی استراتژیک، تجربه‌های گذشته را به‌خوبی در سیاست‌های امروز خود به‌کار گیرد. احیای مدرن جاده ابریشم فرصتی استثنائی برای ایران است تا نه‌تنها در عرصه تجارت، بلکه در حوزه‌های فرهنگی، علمی و فناورانه نیز جایگاه شایسته‌ای بیابد. بازخوانی تاریخ به ما نشان می‌دهد که ایران زمانی بیشترین سود را از جاده ابریشم برد که فراتر از یک گذرگاه، به خالق ارزش‌افزوده و فرهنگ بدل شد. رهایی از ایده استقلال از طریق قطع ارتباط با محیط پیرامون، جای خود را به نیازمندکردن دیگران به تولیدات ایران در تعاملات و رقابت بازار داده است.

 

آخرین مقالات منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.