چگونه جنگ و قطعی اینترنت نشان داد که مسئله اقتصاد دیجیتال ایران دیگر فقط رشد نیست
آزمون تابآوری
اقتصاد دیجیتال ایران حالا به جایی رسیده که دیگر نمیتوان آن را یک بخش حاشیهای از اقتصاد دانست. طی چند سال اخیر، سهم این اقتصاد از تولید ناخالص داخلی از ۴.۴۹ درصد در سال ۱۴۰۰ به ۷.۱۴ درصد در سال ۱۴۰۳ رسیده است؛ رشدی که شاید در نگاه اول خوشحالکننده و به نظر نویدبخش روزهای بهتر برای این حوزه باشد، اما بررسی بیشتر این سهم نشان میدهد که این رشد در لایه دوم و سوم آن و درواقع اقتصاد پلتفرمی و خدماتی رخ داده نه در هسته اصلی اقتصاد دیجیتال یعنی توسعه زیرساختها و سرمایهگذاری در آن. با این حال همین لایه دوم و سوم هم در سال ۱۴۰۴ با سه بار قطعی اینترنت و در سال ۱۴۰۵ با تقریبا دوماه قطعی اینترنت به خاطر جنگ و شرایط اجتماعی، آسیبهای زیادی دید.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
اقتصاد دیجیتال ایران حالا به جایی رسیده که دیگر نمیتوان آن را یک بخش حاشیهای از اقتصاد دانست. طی چند سال اخیر، سهم این اقتصاد از تولید ناخالص داخلی از ۴.۴۹ درصد در سال ۱۴۰۰ به ۷.۱۴ درصد در سال ۱۴۰۳ رسیده است؛ رشدی که شاید در نگاه اول خوشحالکننده و به نظر نویدبخش روزهای بهتر برای این حوزه باشد، اما بررسی بیشتر این سهم نشان میدهد که این رشد در لایه دوم و سوم آن و درواقع اقتصاد پلتفرمی و خدماتی رخ داده نه در هسته اصلی اقتصاد دیجیتال یعنی توسعه زیرساختها و سرمایهگذاری در آن. با این حال همین لایه دوم و سوم هم در سال ۱۴۰۴ با سه بار قطعی اینترنت و در سال ۱۴۰۵ با تقریبا دوماه قطعی اینترنت به خاطر جنگ و شرایط اجتماعی، آسیبهای زیادی دید.
درواقع جنگ و قطعی اینترنت برای اقتصاد دیجیتال فقط خاموششدن صفحه یک اپلیکیشن یا دشوارشدن دسترسی کاربران به یک پلتفرم نبود. اختلال اینترنت زنجیرهای از فعالیتهای اقتصادی را تحت تأثیر قرار داد؛ از تبلیغات و فروش آنلاین تا حملونقل و پرداخت گرفته تا گردشگری، سرمایهگذاری، بازار کار، تجارت اجتماعی و خدمات ابری.
در برخی بازارها نیز جنگ و قطعی اینترنت، رفتار متفاوتی در بین کاربران ایجاد کرد؛ خرید طلای آنلاین و رمزارزها با کمترین مشکل ادامه داشت، ترافیک استفاده از برخی سرویسهای داخلی (حتی به اجبار) مانند پیامرسانهای بومی افزایش پیدا کرد، خرید کالای اولیه از سوپرمارکتهای آنلاین با شیب سریعی پیش رفت و... .
در یک کلام میتوان گفت، جنگ برای اقتصاد دیجیتال یک «آزمون طبیعی» و البته ناخواسته بود؛ آزمونی که نشان داد کدام بخشها به زیرساختهای جهانی وابستهاند، کدام کسبوکارها توان تطبیق سریع دارند و مهمتر از همه، میان رشد تقاضای دیجیتال و ظرفیت زیرساختی کشور چه شکافی ایجاد شده است. حال همین اقتصاد در ۴۰ روز جنگ و در کنارش قطعی ۸۸روزه اینترنت با پرسشی اساسی روبهرو شد: اقتصادی که با سرعت به سمت دیجیتالشدن پیش میرود، آیا به همان اندازه برای ادامه فعالیت در شرایط بحران نیز آماده است؟
هستهای که هنوز کوچک مانده
اهمیت ۷.۱۴ درصد سهم اقصاد دیجیتال از GDP در سال۱۴۰۳ فقط در بزرگی عدد آن نیست. این عدد در اقتصادی به دست آمده که سالها با رشد تقریبا متوقفشده، تورم، محدودیت سرمایهگذاری، نااطمینانی و ابهام به آینده دستوپنجه نرم کرده است. برآوردهای موجود نشان میدهد ارزش افزوده اقتصاد دیجیتال در سال ۱۴۰۳ حدود ۷۰۰ هزار میلیارد تومان بوده است؛ رقمی که البته نباید با حجم معاملات یا فروش شرکتهای دیجیتال اشتباه گرفته شود. اما پشت این رشد یک تناقض مهم پنهان است؛ اقتصاد دیجیتال ایران بزرگتر شده، اما بخش پایهای آن یعنی «هسته دیجیتال»، همپای لایههای کاربردی رشد نکرده است.
در تقسیمبندی اقتصاد دیجیتال، هسته شامل ارتباطات، زیرساخت، سختافزار، نرمافزار و خدمات پایه فناوری است؛ لایه دوم اقتصاد پلتفرمی و خدماتی مانند تجارت الکترونیکی، حملونقل آنلاین و خدمات مالی دیجیتال را دربرمیگیرد و لایه سوم به دیجیتالیشدن سایر بخشهای اقتصاد مربوط است. مسئله ایران این است که بخش قابلتوجهی از رشد اقتصاد دیجیتال آن در سالهای اخیر از دو لایه دوم و سوم بوده، نه از هسته. بر اساس دادههای رسمی از سوی وزارت ارتباطات، متوسط سهم هسته اقتصاد دیجیتال از کل اقتصاد دیجیتال در سالهای اخیر حدود ۱۲.۵ درصد بوده است، که این سهم از حدود ۱۸ درصد در سال ۱۴۰۰ به حدود ۱۰ درصد در سال ۱۴۰۳ کاهش یافته است.
احسان چیتساز، معاون سیاستگذاری، برنامهریزی توسعه فاوا و اقتصاد دیجیتال، نیز در گفتوگو با همین شماره «فنزی» در توصیف این وضعیت تأکید کرده است که رشد اقتصاد دیجیتال ایران بیش از آنکه حاصل توسعه هسته سخت فناوری باشد، از گسترش خدمات پلتفرمی و کاربردهای دیجیتال در سایر بخشهای اقتصاد آمده است. از نگاه او، همین مسئله میتواند به یک عدم توازن ساختاری تبدیل شود: تقاضا و استفاده از خدمات دیجیتال با سرعت بیشتری از زیرساخت و سرمایهگذاری پایه رشد کردهاند.
به زبان سادهتر، ایرانیها دیجیتالیتر شدهاند، اما اقتصاد دیجیتال ایران الزاما به همان اندازه زیرساختش رشد نکرده است. کاربران بیشتری آنلاین خرید میکنند، تاکسی اینترنتی میگیرند، پرداخت دیجیتال انجام میدهند، محتوای آنلاین میببینند و خدمات خود را از پلتفرمها دریافت میکنند؛ اما شبکه، مراکز داده، خدمات ابری، امنیت، سرمایهگذاری و ظرفیت پردازشی مورد نیاز برای پاسخگویی به این تقاضا با همان سرعت رشد نمیکند.
قطعی اینترنت فقط یک عدد نیست
در روزهای بحران، آسیب اینترنت به روان شهروندان و کسبوکارها را نمیتوان فقط با تعداد ساعت یا روز قطعی اندازه گرفت. اینترنت در اقتصاد دیجیتال همان معنایی را میدهد که جاده، برق و شبکه بانکی برای اقتصاد سنتی؛ زیرساختهایی که اختلال در آن بهسرعت به سایر بخشها منتقل میشود.
وقتی دسترسی به اینترنت مختل میشود، مسئله فقط این نیست که افراد نمیتوانند به یک شبکه اجتماعی متصل شوند، بلکه کسبوکار ممکن است نتواند به سرویس ابری، ابزارهای تبلیغاتی، نرمافزارهای خارجی، درگاهها و APIها یا خدمات مورد نیاز خود دسترسی پیدا کند. یک راننده تاکسی اینترنتی به دنبال اختلال GPS و نقشه با مشکل مواجه میشود؛ فروشگاه آنلاین با کاهش تقاضا یا اختلال در زنجیره تأمین روبهرو میشود؛ شرکت تبلیغاتی بازار خود را از دست میدهد؛ پلتفرم گردشگری با لغو سفرها مواجه میشود و استارتاپی که برای توسعه محصول خود به سرویسهای جهانی وابسته است، حتی اگر سایتش همچنان در دسترس باشد، ممکن است عملا نتواند فعالیت عادی خود را ادامه دهد. به همین دلیل است که خسارت اقتصاد دیجیتال را نمیتوان فقط با افت فروش چند پلتفرم محاسبه کرد. هزینه اصلی گاهی در جایی ایجاد میشود که در صورتهای مالی یک کسبوکار با عنوان «خسارت قطعی اینترنت» قابل مشاهده نیست: هزینه توقف، بیاعتمادی، تأخیر در سرمایهگذاری، ازدسترفتن مشتری، دشوارشدن برنامهریزی و ابهام از آینده.
روزهای خوب سرویسهای بومی
اما روایت اقتصاد دیجیتال در جنگ، فقط روایت ضربه و خسارت نیست. بحران در برخی بازارها رفتار کاربران را تغییر داد و برخی کسبوکارها را به سمت مسیرهای تازهای برد. سرویسهای داخلی در بخشهایی مانند پیامرسان، ویدئو و برخی خدمات هوش مصنوعی فرصت بیشتری برای جذب کاربر پیدا کردند. بازار طلای آنلاین و برخی خدمات مالی و سرمایهای نیز در دوره نااطمینانی با تقاضای متفاوتی مواجه شدند.به باور بسیاری از کارشناسان اینجا باید میان «رشد» و «رشد پایدار» تفاوت گذاشت. اگر کاربر به دلیل قطع دسترسی به یک سرویس خارجی به گزینه داخلی مهاجرت کند، این الزاما به معنای آن نیست که سرویس داخلی توانسته در یک رقابت عادی بازار سهم بگیرد. ممکن است بخشی از این رشد، محصول اجبار شرایط باشد.
این سؤال برای آینده مهم است: آیا کاربران پس از بازگشت شرایط عادی همچنان در این سرویسها میمانند یا به انتخابهای قبلی خود برمیگردند؟ در ظاهر اینگونه است که بعد از اتصال اینترنت کاربران به سمت همان پیامرسانهای محبوب خود رفتهاند، اما احسان چیتساز، در گفتوگو با ما اعلام میکند که اتفاقا ترافیک این سرویسهای داخلی با اتصال اینترنت همچنان بالاست.
از مصرف دیجیتال تا بهرهوری
پارادوکس بزرگ اقتصاد دیجیتال ایران همینجاست. افزایش سهم اقتصاد دیجیتال از GDP اتفاق مهمی است، اما بهتنهایی نمیگوید این اقتصاد تا چه اندازه به رشد و بهرهوری کشور کمک کرده است. اقتصاد دیجیتال زمانی به موتور رشد تبدیل میشود که از «دیجیتالیکردن مصرف» عبور کند و به «دیجیتالیکردن تولید3.» برسد.
آنچه اهمیت دارد فقط این نیست که مردم بیشتر آنلاین خرید کنند. مسئله این است که یک بانک با داده و اعتبارسنجی دیجیتال بتواند خدماتش را سریعتر و ارزانتر ارائه کند؛ یک کارخانه با هوش مصنوعی هزینه توقف تولید را کاهش دهد؛ یک فروشگاه با تحلیل داده موجودی خود را بهینه کند یا یک پلتفرم حملونقل با الگوریتمهای بهتر، بدون افزایش تعداد خودروها سفر بیشتری انجام دهد.
در این نقطه، اقتصاد دیجیتال دیگر یک صنعت مجزا نیست؛ ابزار افزایش بهرهوری کل اقتصاد است. نیما نامداری، مدیرعامل کارنامه، در یادداشتی که برای «فنزی» در مورد آمارهای رشد اقتصاد نوشته، در تحلیل خود از وضعیت اقتصاد دیجیتال بر همین تمایز تأکید میکند: «افزایش سهم اقتصاد دیجیتال از ۴.۴۹ به ۷.۱۴ درصد به خودی خود به معنای ایجاد همین میزان رشد اقتصادی نیست. اهمیت واقعی زمانی آشکار میشود که دیجیتالشدن بتواند بهرهوری سایر بخشها را هم افزایش دهد». به همین دلیل، رشد اقتصاد دیجیتال ایران در سالهای اخیر را نمیتوان صرفا یک خبر خوب دانست. این رشد در حالی رخ داده که هسته دیجیتال، سرمایهگذاری و زیرساخت با سرعت کمتری حرکت کردهاند.
آزمون جنگ چه چیزی را آشکار کرد؟
جنگ ۴۰روزه و قطعی ۸۸روزه اینترنت، بیش از آنکه فقط اندازه خسارت اقتصاد دیجیتال را نشان دهد، نقطه ضعف اصلی مدل رشد آن را نیز آشکار کرد. اقتصاد دیجیتال ایران شرایط رشد خود را ساخته است؛ کاربر دارد، بازار دارد و پلتفرمهایی دارد که توانستهاند رفتار مصرفکننده را تغییر دهند. آنچه هنوز به اندازه کافی ساخته نشده، ظرفیت زیرساختی و سرمایهای لازم برای پشتیبانی از این رشد است.
چیتساز هم از همین منظر نسبت به کاهش سهم هسته دیجیتال هشدار داده و تأکید کرده است که حدود ۶۰ درصد از سهم لایه هسته تحت تأثیر زیربخش ارتباطات قرار دارد؛ بنابراین هرگونه سرکوب قیمتی، کاهش سرمایهگذاری، فرسودگی شبکه، عدم تناسب تعرفهها با تورم عمومی و ضعف در سازوکارهای اقتصادی این بخش، مستقیما ظرفیت رشد اقتصاد دیجیتال را محدود میکند. او کاهش رشد ارزش افزوده زیربخش ارتباطات از حدود ۲۵ درصد در سال ۱۴۰۰ به حدود ۹ درصد در سال ۱۴۰۳ را یکی از مهمترین نشانههای آسیبپذیری اقتصاد زیرساخت دیجیتال عنوان میکند و تأکید دارد که بدون اقتصاد سالم ارتباطات، اقتصاد دیجیتال پایدار شکل نمیگیرد.
این اعداد در کنار تجربه جنگ معنای مهمی پیدا میکنند: اگر تقاضا برای خدمات دیجیتال رشد کند اما شبکه، مراکز داده، خدمات ابری، امنیت سایبری و ظرفیت پردازشی متناسب با آن توسعه پیدا نکنند، اقتصاد دیجیتال در ظاهر بزرگتر میشود اما در برابر شوکها شکنندهتر باقی میماند. بنابراین مسئله بعدی اقتصاد دیجیتال ایران دیگر فقط «رشد» نیست؛ تابآوری رشد است.
مسئله بعد از جنگ
سؤال مهمتر در مورد وضعیت اقتصاد دیجیتال در روزهای جنگ نیست؛ مربوط به روزهای بعد از جنگ است. آیا سرمایهگذار میتواند برای پنج سال آینده روی یک کسبوکار دیجیتال برنامهریزی کند؟ آیا شرکتی که بخش مهمی از فعالیتش به اینترنت بینالملل وابسته است، میتواند با اطمینان سرمایهگذاری کند؟ آیا زیرساخت ارتباطی کشور میتواند پاسخگوی تقاضایی باشد که هر سال دیجیتالیتر میشود؟ و آیا سیاستگذاری قرار است همچنان اقتصاد دیجیتال را مجموعهای از استارتاپها و پلتفرمها ببیند یا آن را بخشی از زیرساخت رشد اقتصادی کشور تلقی کند؟ علی تهرانینصر، از فعالان قدیمی سرمایهگذاری اقتصاد دیجیتال در گفتوگو با این شماره «فنزی» تأکید میکند که پیش از جنگ هم حوزه سرمایهگذاری در اکوسیستم دیجیتال دچار خشکسالی بود و حالا با جنگ و قطعی اینترنت و بعد هم سایه جنگ سرمایهگذاری در این بخش نسبتا متوقف شده است. او همچنین تأکید میکند، جنگ و ابهام از آینده باعث شده بسیاری از شرکتهای سرمایهگذاری خطرپذیر فعلا از سرمایهگذاری خودداری کنند و از طرفی همین شرایط باعث شده استارتاپ جدیدی شکل نگیرد.
سهم اقتصاد دیجیتال ایران از تولید ناخالص داخلی امروز حدود هفت درصد است؛ اما هنوز فاصله زیادی میان اندازه آن و ظرفیت واقعیاش برای ایجاد رشد وجود دارد. به باور کارشناسان و مدیران که در همین شماره «فنزی» با آنها صحبت کردهایم، اگر این فاصله با سرمایهگذاری، زیرساخت، ثبات در مقرراتگذاری و افزایش بهرهوری پر شود، اقتصاد دیجیتال میتواند از یک بخش روبهرشد به یکی از موتورهای اصلی رشد اقتصادی تبدیل شود، اقتصادی که این روزها حال خوبی ندارد. اما اگر هسته دیجیتال همچنان کوچک بماند و زیرساخت از تقاضا عقب بیفتد، رشد فعلی میتواند به سقفی برسد که عبور از آن دشوار باشد.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.