|
نویسنده: فاروق مظلومی

نگاهی به دو اثر نقاشی از مهسا طریقی در بوستان قرآن شهرداری تبریز

آبستره صرفا نداشتن شکل آشنا نیست

دانشگاه و کلاس‌های آموزشی با تزریق ذهنیت‌های از پیش تعیین‌شده مثل سبک‌ها و تاریخ هنر، در بیشتر مواقع نقاش را به سمت نقاشی‌های خودآگاه سوق می‌دهند و اغلب اشاره نمی‌کنند که آموزش‌ها برای آن است که در دست و چشم ذخیره شود و نه ذهن. و مهسا طریقی خوش‌شانس است که وارد دانشگاه هنر نشده است و فقط در کلاس‌های آزاد هنر شرکت کرده است. چون معلوم نبود که بتواند اسیر آکادمی نشود و آموخته‌هایش را در لحظه نقاشی فراموش کند و ناخودآگاه نقاشی کند.

آبستره صرفا نداشتن شکل آشنا نیست

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

اولین چیزی که با دیدن نقاشی‌های مبتنی بر رنگ و بافت با فرم‌های نامشخص سوال می‌شود این است که این فضا و ترکیب‌بندی عامدانه [خودآگاه] است یا ناخودآگاه.

دانشگاه و کلاس‌های آموزشی با تزریق ذهنیت‌های از پیش تعیین‌شده مثل سبک‌ها و تاریخ هنر، در بیشتر مواقع نقاش را به سمت نقاشی‌های خودآگاه سوق می‌دهند و اغلب اشاره نمی‌کنند که آموزش‌ها برای آن است که در دست و چشم ذخیره شود و نه ذهن. و مهسا طریقی خوش‌شانس است که وارد دانشگاه هنر نشده است و فقط در کلاس‌های آزاد هنر شرکت کرده است. چون معلوم نبود که بتواند اسیر آکادمی نشود و آموخته‌هایش را در لحظه نقاشی فراموش کند و ناخودآگاه نقاشی کند. در حالت خودآگاه هنرمند فقط انتقال دهنده است و هیچ گونه دگردیسی وجود ندارد. در حالت انتقال از طریق ذهن، یک موضوع روی بوم نقاشی [مثلا صحنه جنگ] منتقل می‌شود، بیننده هم یک ارتباط ذهنی با کمی احساسات تاثر دارد و به محض رویگرداندن از نقاشی همه چیز فراموش می‌شود.

آیا مهسا طریقی نقاش آبستره است؟ اول مفهوم آبستره را به شکل کوتاه بررسی کنیم.

اغلب نقاشی‌هایی که هیچ موضوع خارجی ندارند و صحنه یا روایت و یا موضوعاتی مثل اشیا، انسان و حیوانات را بازنمایی نمی‌کنند به آبستره معروف شده‌اند  که ترجمه نادرست آبستره واژه انتزاعی است. کلمه انتزاع که به معنی بریدن از زمان و مکان [ذهن خاموش] است برای نقاشی‌های حامل انرژی مناسب‌تر از آبستره است چون هنرمند در وضعیت بریده از زمان و مکان یعنی ناخودآگاه نقاشی می‌کند.  آیا نقاشی‌های خانم طریقی در مجموعه‌ای با عنوان (رنگ‌هایی که از آوار گذشته‌اند) آبستره‌اند؟ اگر این نقاشی‌ها در ژانر [قفسه] آبستره قرار می‌گیرند پس می‌توانند با فرمول‌های مبتنی بر نقاشی آبستره تولید شوند. می‌خواهم به اینجا برسم که اگر نقاشی ذهنی نباشد خوشبختانه در هیچ قفسه‌ای قرار نمی‌گیرد و حتی کلمه آبستره هم برایش درست نیست. قفسه مربوط به کالاست نه اثر هنری و مهم‌تر اینکه خوشبختانه آبستره، سبک یا مکتب نیست بلکه یک وضعیت شخصی برای هر هنرمند است.

اما آبستره چیست و آیا می‌شود نقاشی آبستره را با داشتن یا نداشتن شکل تشخیص داد یا اینکه نه. آبستره یک وضعیت نامرئی از انرژی و نیرو و متعاقبا حس است و ربطی به داشتن یا نداشتن اشکال ناآشنا ندارد. به چند روایت در این خصوص اشاره می‌کنم. واسیلی کاندینسکی در کتاب Concerning the Spiritual in Art می‌گوید جوهر هنر در «ضرورت درونی» و تأثیر روحی/ حسی آن است، نه در شباهت ظاهری به اشیا. او انتزاع را بیشتر کیفیتی معنوی و ادراکی می‌دانست تا صرفا حذفِ موضوع. 

مارک روتکو بارها تأکید می‌کرد که نقاشی‌هایش درباره «رابطه‌های رنگی» نیستند بلکه درباره احساسات بنیادین انسانی‌اند؛ مثل تراژدی، سکوت، اضطراب و وجد.  ظاهرا آثار روتکو آبستره‌اند، اما خودش آن‌ها را تجربه‌های عاطفی می‌دانست نه بازی‌های متکی به فرم و شکل. 

بارنت نیومن می‌گفت هنر نباید «چیزی را تصویر کند» بلکه باید حضوری مستقیم و حسی ایجاد کند. برای او آبستره بودن به حذفِ موضوع تقلیل پیدا نمی‌کرد.

مجموعه خانم طریقی که از نهم الی شانزدهم اردیبهشت در بوستان قرآن شهرداری تبریز به نمایش گذاشته شده بود قابل نقد است و همین کافی است. نقد نه تعریف است نه تکذیب، بلکه بررسی حسی یک اثر است و هر چه هست نقاشی‌های خانم مهسا طریقی با گرایش اکسپرسیو  بیشتر بر «انرژی» و «حرکت» تکیه دارد تا بازنمایی مستقیم یک موضوع واقعی. حرکت در این دو اثر محصول بازنمایی یک شی متحرک یا نماد حرکت مثل  اسب دونده نیست بلکه از عدم تقارن آثار و رنگ‌آمیزی با فشار غیریکسان روی قلم یا هر وسیله دیگر نقاشی است. در این دو اثر مرکز تصویر متراکم و پرتنش است؛ بیشتر خطوط، لکه‌ها و فرم‌ها به سمت هسته میانی کشیده شده‌اند. خوشبختانه این وضعیت‌ها در نقاشی عامدانه نیست. البته به این معنی نیست که این وضعیت برای همه و در همه جا درست است و انرژی تولید می‌کند اما اینجا خیلی خوب کار کرده است.

 فضای سفیدِ اطراف ناخودآگاه خالی نگه داشته شده و این باعث می‌شود که تمرکز بیننده روی انفجار فرمیِ مرکز باقی بماند، انفجاری که به بیننده شوک وارد می‌کند. اثر نامتقارن است؛ سمت چپ وزن بصری بیشتری دارد، اما لکه‌های نارنجی و قهوه‌ای در راست، تصویر را متعادل می‌کنند.

نارنجی‌های درخشان نقش «ضربه‌های انرژی» را دارند و ریتم ایجاد می‌کنند. این لکه‌ها در نقاشی مثل شوکر عمل می‌کنند  و اغلب امری شهودی هستند که به شکل ذهنی از قبل طراحی نشده‌اند.

در کل این دو اثر نشان می‌دهند که مهسا طریقی چشم و دست نقاشی را دارد و می‌تواند با پشتکار و ممارست این چشم و دست را در حد یک نقاشی حرفه‌ای ارتقا دهد. نقاشی سفر با هواپیما نیست که زمان را از بین برد. سفر نقاشی نیازمند صرف زمان زیاد است، اما برای هنرمندانی مثل مهسا طریقی ادامه آموزش علمی و تجربی، طراحی و رنگ و ترکیب‌بندی مفید و ضروری است به شرطی که از این آموزش‌ها به عنوان فرمول و قانون استفاده نکنند،  بیاموزند و در چشم و دست خودشان ذخیره کنند و در حین نقاشی فراموش کنند.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.