|

انتخابات آمریکا بر جنگ با ایران تاثیر ندارد + تحلیل

کنگره آمریکا ابزارهای قانونی در اختیار دارد که به قوّه مقننه اجازه می‌دهد تا در استفاده از نیروهای نظامی دولت را قانوناً وادار به خروج از مخاصمات کند. با این حال از زمان تصویب قطعنامه اختیارات جنگی در سال ۱۹۷۳ تا به امروز، بیش از نیم قرن است که کنگره هرگز نتوانسته‌است از این ابزار به شکل عملی برای وادار کردن رئیس جمهور به پایان جنگ استفاده کند.

انتخابات آمریکا بر جنگ با ایران تاثیر ندارد + تحلیل

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

کمتر از دو ماه به انتخابات میان‌دوره‌ای ۱۲ آبان در آمریکا باقی مانده‌است. در این انتخابات تکلیف ۴۷۰ کرسی کنگره آمریکا (شامل تمامی ۴۳۵ کرسی مجلس نمایندگان و ۳۵ کرسی از ۱۰۰ کرسی مجلس سنا) روشن خواهد شد. سقوط محبوبیت رئیس جمهور آمریکا به ۳۳ درصد و بحران معیشت و تورم باعث شده‌ تا جمهوری‌خواهان در معرض از دست دادن اکثریت خود در هر دو مجلس در پی این انتخابات باشند. اما آیا نتایج این انتخابات ممکن است تأثیر چشمگیری بر راهبرد تجاوزکارانه ایالات متحده آمریکا علیه ایران داشته‌باشد؟

 دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا بارها اعلام کرده‌است که نتایج انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره، تأثیری بر سیاست‌های او در قبال ایران ندارد. چهارشنبه هفته گذشته، ترامپ در دفتر کارش خطاب به خبرنگاران تأکید کرد که تحت تأثیر انتخابات قرار نمی‌گیرد.

ترامپ در پاسخ به سؤال خبرنگاران در مورد نتایج انتخابات گفت: «من تحت تأثیر انتخابات قرار نمی‌گیرم. اول از همه اینکه من نامزد نیستم، بلکه حزب من در انتخابات شرکت کرده‌است. من به حزبم کمک خواهم کرد. اما فکر می‌کنم که حزبم به این موضوع احترام می‌گذارد که ما اجازه نمی‌دهیم ایران به سلاح اتمی دست پیدا کند.»

این نخستین بار نیست که ترامپ در مورد بی‌تاثیر بودن انتخابات در مورد تصمیم‌گیری‌اش در خصوص جنگ ایران اظهار نظر می‌کند. خرداد ماه نیز، اندکی پیش از امضای تفاهم‌نامه اسلام‌آباد او در واکنش به این سؤال که ممکن است رهبران ایران انتظار داشته‌باشند در آستانه انتخابات، دولت آمریکا مواضعش را نرم‌تر کند، گفته‌بود که «هیچ اهمیتی به انتخابات میان‌دوره‌ای نمی‌دهم.»

دونالد ترامپ گفته‌است که هر چند از احتمال تأثیر جنگ بر نتایج انتخابات آگاه است، اما مساله جنگ ایران را مساله امنیت ملی می‌داند و نه مساله سیاست‌گذاری داخلی. اما رسانه‌ها، از جمله رویترز و اکسیوس در گزارش‌هایی جداگانه به نقل از منابع آگاه در کاخ سفید ادعا کرده‌اند که دولت ترامپ قصد دارد برای کاهش آثار جنگ بر سیاست داخلی، دست کم تا پیش از برگزاری انتخابات تجاوز نظامی علیه ایران را نسبتاً محدود نگه دارد و هرگونه اقدام نظامی وسیع‌تر را به پس از انتخابات موکول کند.

کنگره چه اهرم‌هایی برای جلوگیری از جنگ دارد؟

کنگره آمریکا ابزارهای قانونی در اختیار دارد که به قوّه مقننه اجازه می‌دهد تا در استفاده از نیروهای نظامی دولت را قانوناً وادار به خروج از مخاصمات کند. با این حال از زمان تصویب قطعنامه اختیارات جنگی در سال ۱۹۷۳ تا به امروز، بیش از نیم قرن است که کنگره هرگز نتوانسته‌است از این ابزار به شکل عملی برای وادار کردن رئیس جمهور به پایان جنگ استفاده کند.

از ۱۹۷۳ تا امروز، دولت‌های دموکرات و جمهوری‌خواه با تفسیر دلبخواهی از عبارت مخاصمات در قطعنامه اختیارات جنگی، از الزام ۶۰ روزه و نیاز به مجوز کنگره اجتناب کرده‌اند. بیل کلینتون در ۱۹۹۹ عملیات هوایی ناتو در کوزوو را بدون مجوز کنگره پیش برد؛ باراک اوباما در ۲۰۱۱ بمباران لیبی را ماه‌ها ادامه داد و استدلال کرد که این عملیات «مخاصمه» محسوب نمی‌شود، و همین منطق را بعداً در یمن و سوریه تکرار کرد؛ دونالد ترامپ نیز در ۲۰۲۶ تجاوز نظامی به ایران را بدون مجوز استفاده از نیروی نظامی (AUMF) جدید و با اتکا به اختیارات فرماندهی و تفسیر موسع از مجوزهای قانونی استفاده از نیروی نظامی که در پی عملیات ۱۱ سپتامبر در سال‌های ۲۰۰۱ و ۲۲۰ توسط کنگره تصویب شده‌بود، مدیریت کرده‌است. حتی در صورتی که کنگره به اکثریتی برای تصویب قطعنامه اختیارات جنگی برسد که رئیس جمهور را قانوناً موظف به خروج نظامیان آمریکایی از مخاصمه کند، باز هم این مصوبه توسط رئیس جمهور قابل وتو است.

با این حال کنگره آمریکا سه اهرم کنترلی دیگر برای فشار به دولت برای کاهش محدوده یا پایان تجاوز نظامی علیه ایران در اختیار دارد که البته کارایی آنها مورد تردید است.

نخستین اهرم کنگره برای فشار به کاخ سفید، لغو (Repeal) قانون مجوز استفاده از نیروی نظامی (AUMF) سال‌های ۲۰۰۱ و ۲۰۰۲ است که برای جنگ افغانستان و جنگ عراق اختیارات جنگی در اختیار رئیس جمهور قرار داد. در عین حال کنگره می‌تواند لایحه‌ای مصوب کند که این مجوزها برای جنگ ایران قابل استفاده نیستند. هر دو راهکار برای تبدیل شدن به قانون نیاز به امضای رئیس جمهور دارند. اگر چنین مصوبه‌هایی در کنگره تصویب شود، دونالد ترامپ به سادگی می‌تواند با اعلام مخالفت با آنها، آن را وتو کند. در چنین شرایطی مخالفان جنگ نیاز به دو سوم کرسی‌های کنگره دارند تا بتوانند این وتو را خنثی کنند.

مصوبات اختصاص بودجه کنگره می‌تواند دسترسی دولت ترامپ به بودجه را محدود کند. کنگره می‌تواند در لایحه‌های بودجه‌ای شرط بگذارد که «هیچ مبلغی برای عملیات نظامی علیه ایران جز با مجوز صریح کنگره قابل هزینه نیست» یا هزینه‌ها را به گزارش‌دهی و شفافیت مشروط می‌کند. هر چند برخی لوایح اختصاص بودجه ممکن است توسط رئیس جمهور وتو شود، اما گاهی برای جلوگیری از تعطیلی دولت، رئیس جمهور وادار به امضا مصوبات می‌شود. در چنین شرایطی کنگره می‌تواند دولت را از لحاظ محل تأمین بودجه جنگ تحت فشار قرار دهد. چنین مصوباتی به خودی خود باعث پایان جنگ نخواهد شد، بلکه می‌تواند دامنه جنگ را محدودتر کند.

نهایتا مهم‌ترین اقدام احتمالی کنگره آمریکا در صورت شکست جمهوری‌خواهان در انتخابات می‌تواند فشار به دولت از طریق برگزاری جلسات استماع و احضار وزرا باشد. چنین اقدام‌هایی به شکل جدی بر افکار عمومی اثر می‌گذارد و وزیران دولت را برای پاسخگویی در مورد دستاوردها و عملکرد در تجاوز نظامی به ایران تحت فشار قرار می‌دهد. با این حال چنین اقدام‌هایی به خودی خود نمی‌تواند تأثیری بر اراده کاخ سفید برای استمرار جنگ داشته‌باشد.

بررسی سناریوهای نتایج انتخابات و تأثیر آن بر جنگ ایران

با توجه به اینکه انتخابات میان‌دوره‌ای سال جاری آمریکا برای یک سوم از کرسی‌های مجلس سنا (۳۳ کرسی برای دوره ۶ ساله و ۲ کرسی برای تعیین تکلیف زمان باقیمانده از دوره نمایندگی مارکو روبیو، سناتور پیشین فلوریدا و جی دی ونس، سناتور پیشین اوهایو) و همچنین کلیه کرسی‌های دارای حق رأی و بدون حق رأی مجلس نمایندگان برگزار می‌شود، چهار سناریو برای نتایج انتخابات قابل پیش‌بینی است.

در حال حاضر جمهوری‌خواهان در هر دو مجلس آمریکا اکثریت شکننده‌ای در اختیار دارند. در مجلس نمایندگان جمهوری‌خواهان با ۲۱۸ کرسی به اضافه یک نماینده مستقل همسو، ۵ رأی بیشتر از دموکرات‌ها با ۲۱۴ کرسی در اختیار دارند. در سنا نیز جمهوری‌خواهان با ۵۳ کرسی در مقابل ۴۵ کرسی دموکرات‌ها به اضافه دو کرسی مستقل همسو با دموکرات‌ها، اکثریت دارند. در هر دو مجلس حزب دموکراتیک در صورت کسب ۴ کرسی خالص می‌توانند اکثریت را به نام خود بزنند.

محتمل‌ترین سناریو برای انتخابات این است که دموکرات‌ها فقط در انتخابات مجلس نمایندگان بتوانند اکثریت را به دست بیاورند، اما در مجلس سنا فقط اختلاف کرسی‌ها را کاهش دهند. در چنین شرایطی هرگونه تلاش دموکرات‌ها برای فشار به دولت برای پایان جنگ، از جمله استفاده از اختیارات بودجه‌ای یا صدور قطعنامه‌های اختیارات جنگی، با سد اکثریت جمهوری‌خواهان در سنا مواجه خواهد شد. هر چند تعدادی از جمهوری‌خواهان در ماه‌های گذشته در همراهی با اقلیت دموکرات در سنا به قطعنامه‌های اختیارات جنگی رأی مثبت داده‌بودند، اما در شرایطی که مجلس نمایندگان در اختیار دموکرات‌ها باشد، به احتمال زیاد جمهوری‌خواهان وحدت بیشتری برای حمایت از ترامپ در سنا نشان می‌دهند. هر چند حتی اگر سنا هم به قطعنامه‌های اختیارات جنگی یا مصوبه‌های اختصاص بودجه رأی مثبت دهد، آنگاه باید با وتوی رئیس جمهوری مواجه شود.

سناریوی کمتر محتمل کسب اکثریت دموکرات‌ها در هر دو مجلس از طریق برگرداندن ۴ کرسی جمهوری‌خواه فعلی سنا به نفع حزب دموکراتیک است. دموکرات‌ها برای رسیدن به ۵۱ کرسی باید همه کرسی‌های فعلی خود را حفظ کنند (از جمله میشیگان، جورجیا و نیوهمپشایر) و چهار کرسی جمهوری‌خواه را تصاحب کنند: آلاسکا، مین، اوهایو و کارولینای شمالی. از همین حالا دموکرات‌ها در ایالت‌هایی مانند میشیگان ممکن است برای حفظ کرسی با مشکل مواجه باشند و در عین حال رقابت در آلاسکا که در دوره‌های گذشته همواره به جمهوری‌خواه رأی داده‌است و مین که سالیان درازی است به سوزان کالینز جمهوری‌خواه اعتماد کرده‌است، برای دموکرات‌ها بسیار مشکل است. احتمال بسیار ناچیزی هم برای پیروزی دموکرات‌ها در ایالت‌های عمدتاً قرمز (جمهوری‌خواه) تگزاس و آیووا وجود دارد. در چنین شرایطی مسیر برای تصویب هر قانون یا قطعنامه‌ای علیه جنگ ایران هموار می‌شود. دموکرات‌ها می‌توانند از طریق لوایح اختصاص بودجه و صدور قطعنامه‌های اختیارات جنگی، دولت را تحت فشار قرار دهند. اما در این شرایط هم وتوی رئیس جمهور می‌تواند هر مصوبه‌ای را خنثی کند و اکثریت شکننده احتمالی دموکرات‌ها نمی‌تواند وتوی رئیس جمهور را خنثی کند.

سناریوی کمتر محتمل دیگر، حفظ اکثریت دو مجلس توسط جمهوری‌خواهان است. هر چند جمهوری‌خواهان برای حفظ سنا شانس بیشتری دارند، اما پیش‌بینی‌ها و نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد که بخت جمهوری‌خواهان برای حفظ مجلس نمایندگان بسیار پایین است. پیش‌بینی‌ها شانس موفقیت جمهوری‌خواهان در حفظ اکثریت را بین ۱۱ تا ۳۰ درصد ارزیابی می‌کنند. در ۷۰ سال گذشته حزب رئیس جمهور وقت صرفاً در دو انتخابات میان‌دوره‌ای (۱۹۹۸ و ۲۰۰۲) توانسته‌است کرسی‌های خود را بیشتر کند و در بقیه انتخابات‌ها حزب رئیس جمهور به طور متوسط ۲۵ کرسی را از دست داده‌است. اما حفظ اکثریت برای جمهوری‌خواهان در هر دو مجلس برای ترامپ یک پیروزی بزرگ خواهد بود و او را تشویق به ادامه جنگ به شکل گسترده‌تر خواهد کرد. چنین نتیجه‌ای باعث می‌شود که ترامپ به این باور برسد که جنگ ایران در میدان سیاست داخلی نه تنها باعث کاهش محبوبیت او و حزبش نشده‌است، بلکه فرصتی برای حفظ قدرت سیاسی برای او فراهم کرده‌است، در نتیجه این نتیجه ترامپ را برای پافشاری بر سیاست‌هایش تشویق می‌کند.

دور از ذهن‌ترین سناریو برای انتخابات نیز کسب اکثریت مطلق (دو سوم آرا) توسط حزب دموکرات در هر دو مجلس است. دموکرات‌ها برای رسیدن به ۲۹۰ کرسی در مجلس نمایندگان باید ۷۵ کرسی جدید به دست بیاورند و برای رسیدن به ۶۷ کرسی در سنا باید ۲۰ کرسی جدید سنا را نیز تصاحب کنند. هر چند در انتخابات جاری روی کاغذ چنین احتمالی ممکن است، اما رسیدن به این نقطه در شرایط دو قطبی سیاسی فعلی آمریکا کاملاً دور از ذهن به نظر می‌رسد. چنین نتیجه‌ای در انتخابات، تنها نتیجه‌ای است که می‌تواند دولت را وادار به توقف جنگ از طریق اصرار قوّه مقننه کند. اکثریت مطلق دموکرات‌ها و داشتن دو سوم کرسی‌های دو مجلس به آنها اجازه می‌دهد که نه تنها مصوبات وتو شده توسط رئیس جمهور را به قانون تبدیل کنند، بلکه این فرصت را به آنها می‌دهد که رئیس جمهور و وزاریش را استیضاح و برکنار کنند.

بررسی سناریوهای مختلف در مورد نتیجه انتخابات و اختیارات کنگره برای مقابله با تجاوز نظامی آمریکا علیه ایران نشان می‌دهد که کنگره آمریکا هر چند اختیار قانونی برای وادار کردن رئیس جمهور به خروج از مخاصمه نظامی خارجی دارد، اما به لحاظ عملی امکان استفاده از این اختیارات را هرگز پیدا نکرده‌است. پیچیدگی‌های حقوقی و تفسیرپذیری قطعنامه اختیارات جنگی و صدور مجوزهای قانونی سال ۲۰۰۱ و ۲۰۰۲ برای استفاده نیروی نظامی در خاورمیانه که مبنای تمامی جنگ‌های ۲۵ سال گذشته آمریکا در منطقه بوده‌است، باعث می‌شود که امکان منع قانونی ترامپ از ادامه جنگ ایران ناممکن شود. در عین حال حتی در صورت کسب اکثریت ساده توسط دموکرات‌ها در هر دو مجلس آمریکا، باز هم سد وتوی رئیس جمهور در مقابل هر مصوبه‌ای از سوی کنگره قرار دارد.

در عین حال ابزارها نظارتی و بودجه‌ای کنگره آمریکا برای تحت فشار قرار دادن دولت، فقط می‌توانند ابزارهایی برای افزایش فشار افکار عمومی و کنترل دامنه جنگ باشند، اما نهایتا آنچه تعیین کننده ادامه جنگ خواهد بود، پایداری و مقاومت ایران در مقابل تجاوز نظامی آمریکا و استمرار اراده کاخ سفید برای ادامه فرو رفتن بیشتر در باتلاق جنگ یا توقف آن است.

منبع: ایرنا

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.