ویژگیهای تحریمهای جدید آمریکا چیست؟ / عبور آمریکا از تحریمهای سنتی به سمت اختلال در شبکههای مالی، زنجیرههای تامین و مسیرهای درآمدی ایران
محمدشریفی، کارشناس و دانشیار گروه روابط بینالملل دانشگاه خوارزمی، در ارزیابی دور تازه تحریمها و فشارهای اقتصادی امریکا علیه ایران گفت: تحریمهای اعمالشده ازسوی دولت ترامپ، از نظر دامنه و سازوکار، با دورههای قبل تفاوت دارد. واشنگتن در این مرحله تلاش کرده علاوه بر هدفگرفتن مستقیم منابع درآمدی ایران، مشتریان نفت، طرفهای تجاری، شبکههای مالی، بانکهای تسهیلکننده مبادلات و شرکتهای تامینکننده کالا را نیز تحت فشار قرار دهد.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
تحریمهای جدید امریکا از الگوی سنتی عبور کرده و به سمت اختلال در شبکههای مالی، زنجیرههای تامین و مسیرهای درآمدی ایران حرکت کرده است. بدین معنا که واشنگتن با توسعه معماری تحریم فرامرزی تلاش میکند هزینه همکاری اقتصادی با ایران را برای بانکها، شرکتها و شرکای تجاری افزایش دهد.این راهبرد بر فرسایش احتمالی ظرفیت اقتصادی، محدودسازی دسترسیهای مالی و تغییر محاسبات راهبردی تهران از طریق فشار مستمر اقتصادی استوار است، هرچند نتیجه حاصل از آن قابل پیشبینی نیست. مجید محمدشریفی، کارشناس و دانشیار گروه روابط بینالملل دانشگاه خوارزمی، در ارزیابی دور تازه تحریمها و فشارهای اقتصادی امریکا علیه ایران گفت: تحریمهای اعمالشده ازسوی دولت ترامپ، از نظر دامنه و سازوکار، با دورههای قبل تفاوت دارد. واشنگتن در این مرحله تلاش کرده علاوه بر هدفگرفتن مستقیم منابع درآمدی ایران، مشتریان نفت، طرفهای تجاری، شبکههای مالی، بانکهای تسهیلکننده مبادلات و شرکتهای تامینکننده کالا را نیز تحت فشار قرار دهد.
این استاد دانشگاه افزود: این روند با تشدید محدودیتهای دریایی همراه شده و صادرات نفت، ورود مواد اولیه و تامین بخشی از کالاهای موردنیاز کشور از مسیر دریا را دشوارتر کرده است. محمدشریفی این سطح از فشار اقتصادی را «کمسابقه» توصیف کرد و آن را از حیث شدت با تحریمهای امریکا علیه عراق پس از سال ۱۹۹۰ قابل مقایسه دانست.این کارشناس روابط بینالملل ادامه داد: دولت ترامپ این رویکرد را بهصورت مرحلهای دنبال کرد؛ ابتدا با حملات نظامی تلاش کرد توان بازدارندگی ایران در برابر نیروها، پایگاهها و متحدان امریکا در منطقه را کاهش دهد و سپس با هدف قراردادن بنادر جنوبی، توان ایران برای اثرگذاری بر تردد دریایی در تنگه هرمز را محدود کند. محمدشریفی در ادامه خاطرنشان کرد: امریکا مدعی شده است مسیرهایی برای عبور کشتیها از تنگه هرمز فراهم کرده و کنترل این آبراه را دراختیار دارد. با این حال، به گفته این استاد دانشگاه، هدف اصلی واشنگتن از ترکیب فشارهای نظامی محدود و تحریمهای اقتصادی، حفظ وضعیت کنونی و افزایش فشار بر اقتصاد ایران است.دولت ترامپ امید دارد تداوم فشارهای اقتصادی، نارضایتیهای اجتماعی و اقتصادی را در داخل ایران افزایش داده و زمینه فشار بیشتر بر تهران را فراهم کند. محمدشریفی معتقد است واشنگتن ممکن است در صورت بروز ناآرامیهای داخلی، نسبت به دورههای گذشته رویکرد و شیوه حمایت متفاوتی در پیش بگیرد؛ با این حال، این بخش از سخنان او ناظر بر ارزیابی و احتمالسنجی است، نه وقوع قطعی چنین تحولی. این کارشناس روابط بینالملل ادامه داد: ترامپ با این محاسبه که توان بازدارندگی ایران را تضعیف کرده، احتمالا تا انتخابات میاندورهای کنگره در آبانماه، ضرورتی برای ورود به یک جنگ گسترده نمیبیند؛ مگر آنکه شرایط میدانی تغییر کند یا اقدامی پیشدستانه رخ دهد.
از این رو، محتملتر آن است که واشنگتن فشار اقتصادی را حفظ کند و در صورت نیاز، به اقدامات محدود و موردی نظامی روی آورد، نه آغاز یک کارزار فراگیر.محمدشریفی در ادامه افزود: حتی پس از انتخابات نیز امریکا احتمالا آثار فشارهای اقتصادی بر فضای داخلی ایران را ارزیابی خواهد کرد. در مجموع، به باور او، اتکای اصلی دولت ترامپ بر تداوم فشار اقتصادی و بهرهگیری سیاسی از پیامدهای داخلی آن قرار دارد.
لازم به تاکید است که کارشناسان زیادی اعتقاد دارند که فشار تحریمهای جدید امریکا و همچنین محاصره دریایی نمیتواند آثار تعیینکنندهای بر کشور داشته باشد. در این بین برخی از کارشناسان نیز از موضع دلسوزانه تبعات احتمالی استمرار بیش از حد این وضعیت را بیان میکنند
ائتلاف اقتصادی جبهه فراگیرتر جهت فشار بر ایران
مجید محمدشریفی، در پاسخ به پرسش «اعتماد» مبنی بر اینکه آیا واشنگتن بهدنبال شکلدهی ائتلافی علیه ایران است، گفت: ائتلافی که اکنون درباره آن صحبت میشود، بیش از آنکه ماهیتی نظامی داشته باشد، یک «ائتلاف اقتصادی» است. به گفته او، برخلاف ائتلاف نظامی که مشارکت کشورها در آن آشکار و پرهزینه است، دولتها ممکن است آسانتر به فشارهای اقتصادی، محدودیتهای تجاری و تحریمهای امریکا بپیوندند. او افزود: در ائتلاف اقتصادی، ابزارهایی وجود دارد که الزاما آشکار یا تحریکآمیز نیستند و از این رو، امکان واکنش متقابل نظامی به آنها محدودتر است. همین ویژگی، زمینه همراهی شمار بیشتری از کشورها با فشارهای اقتصادی امریکا علیه ایران را فراهم میکند.این استاد دانشگاه ادامه داد: اروپا بهاحتمال زیاد در میان متحدان امریکا، آمادگی بیشتری برای پیوستن به این کارزار دارد. در سطح منطقه نیز امارات ازجمله کشورهایی است که تمایل بیشتری برای مشارکت در فشار اقتصادی علیه ایران نشان میدهد.محمدشریفی گفت: بسیاری از کشورها روابط اقتصادی خود با ایران را براساس محاسبات سود و زیان تنظیم میکنند و ممکن است تحت فشار امریکا، همکاریهای تجاری و مالی خود را محدود یا حتی متوقف کنند. به باور او، این روند میتواند کشورهایی مانند عراق، ترکیه، پاکستان و هند را نیز دربر بگیرد. از طرفی دیگر ممکن است با تداوم فشارها، شمار بیشتری از کشورها به این ائتلاف اقتصادی بپیوندند.محمدشریفی در پایان تاکید کرد: گستردگی تحریمهای کنونی کمسابقه است و میتواند فشار قابلتوجهی بر اقتصاد ایران وارد کند. به گفته او، امریکا نیز نشانههایی از عزم برای تداوم این کارزار اقتصادی بروز داده و باید پیامدهای آن را با دقت دنبال کرد.
تنگه هرمز؛ کارتی برای مذاکره
مجید محمدشریفی، در پاسخ به این پرسش که ایران، فراتر از تنگه هرمز، چه ابزارهایی برای تعدیل فشارها و افزایش بازدارندگی دراختیار دارد، گفت: از نگاه واقعبینانه، تنگه هرمز همچنان میتواند به عنوان یک «کارت بازی» در مذاکرات مورد استفاده قرار گیرد.او افزود: تهران میتواند درباره بازگشت وضعیت تنگه هرمز به شرایط پیش از جنگ گفتوگو و در برابر آن، امتیازهایی مطالبه کند. بالاخص آنکه امریکا نیز خواهان عادیشدن تردد دریایی و جریان صادرات نفت است. این استاد دانشگاه ادامه داد: در کوتاهمدت، تنگه هرمز میتوانست به عنوان ابزاری اثرگذار عمل کند؛ اما در میانمدت و بلندمدت، شکلگیری مسیرهای جایگزین صادرات انرژی و تلاش کشورها برای متنوعکردن راههای انتقال نفت، ظرفیت این شاهراه را میتواند تحتتاثیر قرار دهد، از همین رو در شرایط کنونی، ابزارهای اقتصادی ایران بهدلیل فشارهای موجود محدود است و ظرفیتهای نظامی، بخش مهمی از توان بازدارندگی کشور را تشکیل میدهد. با این حال، تکیه بر اقدام نظامی گسترده برای شکستن فشار اقتصادی، میتواند پیامدهای «خطرناک و پیشبینیناپذیر» داشته باشد.
نوعی چند صدایی در بلوک شرق حاکم است
مجید محمدشریفی، در ارزیابی رویکرد چین، هند و روسیه در برابر تحریمهای امریکا علیه ایران نیز به «اعتماد» گفت: انتظار از این سه کشور برای مقاومت موثر در برابر فشارهای واشنگتن، چندان امیدوارکننده نیست، زیرا هر یک محاسبات و محدودیتهای خاص خود را دارند.او افزود: چین به دلیل حجم بالای روابط تجاری با امریکا، اروپا، کشورهای منطقه و وابستگی به این پیوندهای اقتصادی، بعید است منافع گسترده خود را به خاطر روابط محدودتر اقتصادی با ایران به خطر بیندازد. به باور محمدشریفی، پکن ممکن است در مواضع سیاسی خود از تحریمها یا اقدام نظامی علیه ایران انتقاد کند، اما در عمل رویکردی محتاطانهتر در پیش میگیرد. از منظر این استاد دانشگاه هند نیز وضعیت مشابهی دارد. دهلینو در عین حفظ ارتباط با ایران، روابط اقتصادی، امنیتی و راهبردی مهمی با امریکا دارد و تحولات تنگه هرمز را مغایر با منافع انرژی و تجارت خود میبیند. بنابراین، به باور او، هند نیز ممکن است در مقایسه با گذشته، همراهی بیشتری با محدودیتهای امریکا علیه ایران داشته باشد. محمدشریفی در ادامه افزود: روسیه، اگرچه از نظر سیاسی ممکن است مواضعی نزدیکتر به ایران اتخاذ کند، اما به دلیل فشارهای اقتصادی و تحریمی گسترده علیه خود، توان محدودی برای کمک اقتصادی یا مقابله عملی با تحریمهای امریکا علیه تهران دارد. مسکو در هر مذاکرهای برای کاهش تحریمها، پیش از هر چیز منافع خود را پیگیری خواهد کرد.این استاد دانشگاه در ادامه تاکید کرد: در مجموع، چین، هند و روسیه نه توان و نه اراده کافی برای مقاومت جدی و عملی در برابر تحریمهای امریکا علیه ایران ندارند. از این رو، با گسترش کارزار تحریمی، احتمال همراهی کشورهای بیشتری با فشارهای واشنگتن وجود دارد.
تغییر محاسبات شرقی درقبال تحریمها
این استاد دانشگاه در ادامه این گفتوگو و در پاسخ به موضع احتمالی روسیه خاطرنشان کرد: با این حال روسیه از اختلال در تردد انرژی از تنگه هرمز میتواند منفعت اقتصادی ببرد، زیرا افزایش ریسک در بازار انرژی ممکن است امکان فروش نفت روسیه با قیمت بالاتر را فراهم کند، اما از منظر محمدشریفی، مسکو نیز تمایل چندانی ندارد که تنگه هرمز به اهرم فشار ایران برای پیشبرد خواستههایش تبدیل شود.این کارشناس روابط بینالملل گفت: روسیه توان و اراده زیادی برای مخالفت موثر با تحریمهای امریکا علیه ایران ندارد و منافع خود را در اولویت قرار میدهد.هند نیز احتمالا در سطح سیاسی بر ضرورت حلوفصل مسالمتآمیز اختلافها و مذاکره تاکید میکند، اما در عرصه عملی و در چارچوب ائتلاف اقتصادی امریکا، ممکن است نسبت به گذشته همراهی بیشتری با تحریمها علیه ایران داشته باشد. این کارشناس در ادامه ارزیابی خود از راهبرد امریکا علیه ایران خاطرنشان کرد: به نظر میرسد مهمترین هدف واشنگتن در مقطع کنونی، تشدید فشارهای اقتصادی، شکلدهی به ائتلافی گسترده و هدفگرفتن منابع درآمدی ایران است.او افزود: امریکا امیدوار است فشار اقتصادی، در کنار حفظ تهدید نظامی، بر شرایط داخلی ایران اثر بگذارد و زمینه بروز نارضایتی، شکافهای سیاسی و فشار بیشتر بر تهران را فراهم کند. به گفته محمدشریفی، واشنگتن تا زمان انتخابات، بر تشدید این کارزار اقتصادی تمرکز خواهد داشت.این استاد دانشگاه ادامه داد: در عین حال، امریکا احتمالا تهدید نظامی را به عنوان یک ابزار فشار حفظ میکند، اما مگر در صورت تغییر جدی در شرایط میدانی یا وقوع اقدامی پیشدستانه، وارد یک کارزار نظامی گسترده نخواهد شد.
امریکا مایل نیست به تفاهم اسلامآباد بازگردد
مجید محمدشریفی، در پاسخ به این پرسش که آیا امکان آغاز دور تازهای از گفتوگوها در میانه تنشهای حاکم وجود دارد یا نه، به «اعتماد» گفت: اگر در آینده مذاکرهای شکل بگیرد، ممکن است بر پایه شرایط و خواستههای تازه امریکا مطرح شود. اما در مقطع کنونی، امریکا نه تمایل جدی برای مذاکره دارد و نه ضرورتی برای آن احساس میکند؛ مگر آنکه بتواند خواستههای حداکثری خود را تامین کند، بنابراین، فشار اقتصادی و تحریمی همچنان ابزار اصلی واشنگتن برای افزایش قدرت چانهزنی در برابر ایران باقی میماند.
انتخابات میاندورهای متغیری کماثر برای تغییر راهبرد واشنگتن
محمدشریفی در ارزیابی اثر انتخابات میاندورهای امریکا و انتخابات پارلمانی اسراییل بر رویکرد دوطرف گفت: سرمایهگذاری تحلیلی بیش از اندازه بر این انتخابات، درست نیست، زیرا مساله ایران در انتخابات امریکا نقشی تعیینکننده ندارد و حتی تغییر احتمالی در ترکیب کنگره نیز لزوما سیاست دولت ترامپ درقبال ایران را تغییر نمیدهد. او افزود: ممکن است انتخابات اسراییل به دلیل جایگاه موضوع ایران در رقابتهای سیاسی این کشور، اثر بیشتری داشته باشد؛ اما این متغیر نیز بهتنهایی تعیینکننده مسیر سیاست تلآویو درقبال تهران نیست. از نگاه محمدشریفی، حتی وقوع سناریوهای مطلوب ایران در این دو انتخابات، الزاما به تغییر جدی در رویکرد امریکا و اسراییل منجر نخواهد شد. این استاد دانشگاه در جمعبندی گفت: امریکا به این نتیجه رسیده که شرایط برای تداوم همزمان کارزار تحریمی و فشار اقتصادی، در کنار حفظ گزینه و تهدید نظامی، فراهم است. به باور او، واشنگتن از این ترکیب برای افزایش فشار بر ایران و اثرگذاری بر محاسبات داخلی تهران استفاده میکند.به باور این استاد دانشگاه، امریکا خود را برای واکنش به سناریوهای مختلف، ازجمله احتمال اقدام پیشدستانه ایران، آماده کرده است. با این حال، این ارزیابی به معنای قطعیبودن گسترش جنگ نیست، بلکه نشاندهنده تداوم فضای پرتنش و محدودبودن گزینههای پیش روی طرفین است.او در پایان تاکید کرد: شرایط کنونی دشوار است و راهحلهای ساده یا نسخههای نظری آماده، الزاما پاسخگوی آن نیست. از نگاه او، عبور از این وضعیت به تصمیمگیری راهبردی، سنجش دقیق هزینهها و منافع و توان مدیریت فشارهای داخلی و خارجی نیاز دارد.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.