سکینه پاد: حادثه سقوط بالگرد شهید رئیسی را پرابهام میدانم
دستیار رئیس جمهور در دولت سیزدهم در بخش دیگری از صحبتهایش درباره اینکه ماجرای سفری که منجر به شهادت رئیسجمهور شد، همچنان با ابهامات جدی همراه است. اینکه آیا توطئه و دسیسهای از سوی عوامل داخلی یا خارجی در کار بوده است یا خیر، گفت: من به عنوان یک وکیل، این پرونده را بسیار پرابهام میدانم و آن روزِ سخت را فراموش نمیکنم.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
سکینه سادات پاد دستیار رئیسجمهور در دولت سیزدهم با اشاره به دومین سالگر شهادت رئیس دولت سیزدهم و تحولاتی که پس از آن حادثه در منطقه و جهان شاهد هستیم، عنوان کرد: ما عملاً درگیر جنگی هستیم که اصلِ وجود ایران را هدف قرار داده است؛ این دیگر یک مسئلهی عادی نیست. معتقدم حتی اگر آیتالله رئیسی هم در قید حیات دنیوی بودند، این وقایع رخ میداد. این موضوع ذاتاً به طرف مقابل بازمیگردد. اینگونه نبوده که ما بگوییم «اگر آیتالله رئیسی بود این اتفاق نمیافتاد»، بلکه با این سخن، خودمان، خود را پیشاپیش محاکمه کرده و نظام را محکوم نمودهایم؛ چراکه ما در واقع یک کشور مستقل با نظام سیاسی مستقل بودیم و راه خودمان را میرفتیم و به همین دلیل هم مورد حمله واقع شدیم.
وی ادامه داد: ما متحمل ناجوانمردانهترین حملات شدیم؛ این آخرین حمله و جنگ رمضان که در نهم اسفند علیه ما شد، یعنی هم حمله به دبستانِ کودکان ما بود که اتفاقاً تعداد پسران بیشتر از دختران است، ولی به هر دلیل کمتر نام برده میشود و با زمان کم یا هم زمان، رهبر ما را به شهادت رساندند، هیچ ربطی به دولت ندارد. اگر کسی بخواهد بگوید این حوادث به دولت مربوط است، من بهشدت با این نظر مخالفم و آن را مشکوک میدانم. اینطور نیست که دولتها در این ماجرا دخیل باشند؛ چرا که هدفِ حمله، خودِ کشور ایران بود، نه دولت خاصی.
وی درباره مهمترین چالشی که شهید رئیسی در دوران سهساله خدمتش بهعنوان رئیسجمهور با آن مواجه شد و نحوه برخورد با این چالشها، گفت: بهعنوان دانشآموخته حقوق و یکی از کمسابقهترین افراد در کل ساختار و دولت شهید رئیسی، ترجیح میدهم در این مورد اظهارنظری نکنم. به هر حال، ایشان فرصت کافی نداشتند تا چالشهای موجود را رفع کنند. البته دنیا هم به این سمت میرفت؛ یعنی بحث قضایای فلسطین و غزه و…. دنیا روی دورِ حماقتهای باند تبهکار اپستین و رژیم کودککش اسرائیل قرار گرفته بود و جهان به این سمت حرکت میکرد.
پاد تصریح کرد: بیشک با توجه به این اتفاقات، نمیتوانیم ادعا کنیم که کشوری هستیم که رخدادهای دنیا هیچ تأثیری بر آن ندارد. ما هم بخشی از جامعه بینالملل هستیم و بهعنوان یکی از اعضای فعال و مؤثر در سازمان ملل بزرگترین سازمان جهانی حضور داریم. اگر بخواهم از منظر تخصص و دیدگاه شخصی خود صحبت کنم، مسائل اقتصادی چالشهای جدی برای مردم محسوب میشدند. مسائل فرهنگی هم به همین ترتیب.
برخی حامیان دولت رئیسی خود به عامل چالش تبدیل شدند
دستیار رئیسجمهور در دولت سیزدهم ادامه داد: با روی کار آمدن دولت شهید رئیسی کسانی که به ایشان رأی دادند، شاید انتظارات و توقعاتی داشتند که فکر میکردند برآورده نشده است. این افراد، خودشان هم چالشهای جدی برای دولت ایجاد میکردند. البته در حوزه تخصصی کار خودم و با نگاه تخصصی پاسخ شما را میدهم، شاید اصل چالشهای جدی توسط همان افرادی ایجاد میشد که خودشان را موثر در روی کار آمدن دولت سیزدهم میدانستند و طبیعتاً ایشان تحت فشار قرار میگرفتند. همانطور که اکنون هم مشاهده میکنیم، کماکان بعضی از این افراد در سکوهای ایرانی، اظهاراتی نادرست بیان میکنند؛ مثلا میگویند ما در دولتی که به تعبیر خودشان «انقلابی» نامیده میشد، بیشترین ضرر فرهنگی را متحمل شدیم. این مسائل، از دیدگاه من، چالشهای جدی بود که بیاعتمادی به مسئولین را تقویت و گستردهتر کرد.
پاد با بیان اینکه هرچند پس از شهادت حضرت آقا به برکت خون ایشان و بعد از جنگ رمضان، شکاف اجتماعی کمتر شده است و ما شاهد حضور مردم با نگاهها، سلیقهها و ظواهر متفاوت در خیابانها هستیم؛ گفت: حقیقت این است که بخشی از این شکاف از همان دوران توسط گروهی که لزوماً قصد سوء نداشتند، اما روشهای بسیار غلطی را در پیش گرفته بودند، ایجاد شد. این روشها چالشهای جدی برای دولت به وجود میآورد و بسیاری از مسائل دیگر را تحتالشعاع قرار میداد؛ بهگونهای که شاید گاهی نَفَسِ اقدامات دولت را در برخی زمینهها مختل میکرد. شما هر روز شاهد تجمعاتی در اطراف نهاد ریاستجمهوری بودید، صرفاً به دلیل یک مسئله خاص.
یکی از جدیترین چالشها در دولت سیزدهم را بحث گشت ارشاد میدانم
وی با اشاره به فوت مهسا امینی در دوره ریاست جمهوری شهید رئیسی گفت: فوت مرحوم خانم امینی هم مسئلهای بسیار بزرگ و جدی ایجاد کرد. البته من در آن زمان در دولت نبودم، اما آن رخداد در دوران دولت شهید رئیسی اتفاق افتاد و هنوز زمان زیادی از آغاز به کار دولت نگذشته بود. به هر حال، این موضوع بسیار جدی بود. یا مثلاً من یکی از جدیترین چالشها را خودِ بحث گشت ارشاد میدانم. من بدون تعارف، هم در همان زمان مخالف آن بودم و هم اکنون هم همان نظر را دارم و برای این مخالفت، استدلالهای خود را دارم. این مسئله، چالشی جدی میان مردم و دولت بود؛ چون مردم جامعه و دولتی که میخواست مجری برخی امور باشد و آنچه را که بهزعم خود باید اجرا میکرد، نتوانسته بودند به یک فهم مشترک برسند و این هم یک چالش بسیار بزرگ بود.
دستیار رئیس جمهور در دولت سیزدهم درباره نحوه مواجه شهید رئیسی با این چالشها ادامه داد: درباره نحوه برخورد شهید به عنوان کسی که منصوب مستقیم آقای رئیس جمهور بودم و طبیعتا جلساتی را مستقیم خدمت ایشان بودم میگویم؛ البته ممکن است مورد قبول و سلیقه عدهای نباشد اما آنچه آقای رئیسجمهور به من میگفت و همان چیزهایی بود که من هم عرض میکردم. اگر هم مخالفتی وجود داشت، به من ابراز و اعلام نشده بود.
پاد با تاکید بر اینکه رئیسجمهور رئیسی حقیقتاً، نسبت به رعایت و مراقبت از حقوق مردم حساسیت بسیار زیادی داشتند، گفت: شاید در اولین نشستهایی که با ایشان داشتم، به ایشان عرض کردم: حاجآقا، من قانون اساسی را از زاویه نگاه شهید بهشتی فهمیدهام. من دانشآموخته حقوق عمومی هستم و قاعدتاً بیشترین تعامل من با قانون اساسی بوده است. از نگاه شهید بهشتی، قانون اساسی برای من دلنشین، قابلقبول و قابل تحقق بود. ایشان (رئیسجمهور) جمله کوتاهی بیان کردند: «من خودم را شاگرد شهید بهشتی میدانم و نگاه درست هم همان نگاه شهید بهشتی در مورد قانون اساسی است.» نگاه شهید بهشتی هم کاملاً شفاف، مشخص و روشن است. دیدگاه ایشان در خصوص حقوق مردم، عدالت، تبعیض و بسیاری مسائل دیگر، کاملاً مشخص بود. واقعیت این است که نگاه ایشان (رئیسجمهور) هم این بود و با همین دیدگاه عمل میکردند.
وی ادامه داد: من بارها این موضوع را مطرح کردهام و ایشان (شهید رئیسی) هم در جریان بودند. این موضوع قابل انکار نیست که در مورد گشت ارشاد، نظر صریح خود را بیان کردند. زمانی که از آقای رئیسجمهور سؤال شد، یادم نیست کدام یک از مجریان خانم در مقابل ایشان نشسته بودند؛ ایشان در پاسخ گفتند: «من معتقدم که گشت ارشاد خطای راهبردی است. اگر قرار است در وزارت کشور وجود داشته باشد، باید به وزارت ارشاد منتقل شود و باید گشت مسئولین راه اندازی شود.» این نظر و دیدگاه رئیسجمهور بود که بدون هیچگونه تحریف، تفسیر یا ترجمهای، به زبان فارسی سلیس بیان شد. بنابراین، نگاه ایشان کاملاً مشخص است و نیازی به توضیح بنده نیست.
روایتهای نادرستی به نام شهید رئیسی منتشر میشود
دستیار رئیس جمهور در دولت سیزدهم گفت: شاید «حجاب معاصرت» باعث شود که بسیاری از مسائل بهدرستی مورد توجه قرار نگیرند، اما همین معاصرت کمک میکند تا فرد دیدگاهها را بهتر درک کند. با یک جستجو این سخنان را خواهید دید، کلیپ سخنان آقای رئیسجمهور هنوز حذف نشده و در گوگل هم موجود است. حرفهای ایشان نیاز به تفسیر یا تحلیل ما ندارد. نگاهشان شفاف و مشخص بود. گاهی ممکن است مواردی پیش بیاید که افراد دو یا سه نکته را عنوان کنند و بگویند رئیسجمهور در فلان مورد متفاوت صحبت کرده است. اما از نظر من، این تفاوتها وجود نداشت؛ دلایل متعددی برای تبیین این موضوع وجود دارد. برخی اظهارات را میتوان با توجه به شرایط و تخصیص، تعدیل کرد؛ اما آنچه خلاف مسیر عقلانیت است، این است که ما به اعم تخصیص بدهیم. یعنی عموم را تخصیص بزنیم، که این بسیار نامطلوب است.
پاد تصریح کرد: نگاه کلان آقای رئیسجمهور، شهید آیتالله رئیسی، کاملاً مشخص بود. چه زمانی که در قوه قضائیه بودند، نوع تعامل ایشان با مردم و در نظام قضایی، و نگاه قضایی خاص ایشان به حقوق مردم، قابل توجه بود. حتی در دوران مسئولیت در قوه قضائیه، نظارت مستقیم ایشان بر احیای بسیاری از کارخانهها، نشاندهنده توجه به حقوق مردم، حق بر معیشت، رفاه عمومی و حقوق کارگران بود. ایشان همواره در میدان حضور داشتند و مواجهه مستقیم ایشان با مسائل و لمس آنها به منظور حل آنها مشهود بود.
وی ادامه داد: من به هیچ وجه قصد ندارم در اینجا مقایسهای بین دولتها انجام دهم یا بگویم که دولت سیزدهم چگونه بود یا نبود هیچ نکتهای در مورد دولت نمیگویم بلکه سخنانم صرفاً در مورد شخص آقای رئیسی است، تا کسانی که این مصاحبه را میخوانند، دچار تناقض یا استناد به اطلاعات متناقض نشوند. من در حال بیان نگاه و دیدگاه آقای رئیسی هستم و به مناسبت دومین سالگرد شهادت ایشان، طرح این مباحث کاملاً بهجا است؛ بهویژه در شرایطی که برخی اصرار دارند این مسائل مستور بماند یا بیان نشود.
دستیار رئیس جمهور در دولت سیزدهم گفت: در واقع، خودم هشت روایت بسیار خوب از ایشان استخراج کرده بودم که قرار بود به صورت کتاب منتشر شود. اما احساس کردم در زمانه پرفتنه کنونی، شاید هنوز زمان مناسبی نباشد و همچنین خود من هم تمایلی به درگیر شدن در حواشی نداشتم؛ بنابراین آن روایات را منتشر نکردم. امیدوارم در آینده، این مهم به سرانجام برسد تا حداقل آن حقایقی که شاید بسیاری از آن بیاطلاعاند، مشخص شود. به نام ایشان، متأسفانه، روایتهای نادرستی منتشر میشود. نه فقط من، بلکه افراد دیگری نیز هستند که میتوانند پاسخ این سؤال شما را بدهند. حتی در دستگاه قضا، شواهد و فکتهای ملموسی وجود دارد که مردم با درک بهتری میتوانند آنها را دریابند. اما در حال حاضر، غلبه با روایتگریای است که صرفاً تلاش میکند رئیسجمهور شهید را به اندازه فهم، بضاعت و منافع سیاسی خود تقلیل دهد. این، شاید بزرگترین خیانت به آقای رئیسی باشد که رهبر معظم انقلاب در مورد ایشان فرمودند «رئیسجمهورِ جامعُ الاطراف» اگر تنها یک قرائت از رئیسجمهور شهید ارائه دهیم، در واقع تعریف رهبری را زیر سؤال بردهایم. بنابراین، بنیادی مانند «بنیاد شهید» تکلیف دارد که در مورد این مباحث تعیین تکلیف کند.
شهید رئیسی قائل به این بود که نمایندگانی از تفکرات گوناگون در دولت حضور داشته باشند
پاد در بخش دیگری از صحبتهایش در خصوص تلاشهای شهید آیتالله رئیسی برای ایجاد همگرایی میان تمامی جناحها و جریانهای فکری و سیاسی موجود در کشور، گفت: نخست آنکه، همانطور که حضرت آیتالله خامنهای (ره) در زمان شهادت ایشان فرمودند، رئیسجمهور شهید گاهی گلایههایی از برخی افراد داشتند، اما به منظور جلوگیری از بروز اختلاف و دامن زدن به آن، هرگز این گلایهها را مطرح نمیکردند. ایشان گاهی این موارد را با بنده در میان میگذاشتند. این رویکرد، خود اولین تلاش ایشان در جهت جلوگیری از علنی شدن اختلافات و آزار مردم بود.
وی ادامه داد: علاوه بر این، در دولت خود از افراد با دیدگاههای متفاوت بهره گرفته بودند؛ حتی از من که شاید بعد از شهادت ایشان بعضی تلاش کردند کلا منکر من شوند تا دیگران که نگاههای متفاوتی با دیدگاه خودشان داشتند. پس از شهادت شهید رئیسی، شخصیتهایی همچون خانم خزعلی در مصاحبههای متعدد، روایتهایی را بیان کردند که تایید کننده دیدگاه اینجانب بود. ایشان در خصوص مسائل حوزه زنان، بحث حجاب، موتورسواری و بسیاری موارد دیگر، مسائلی را مطرح کردند که پس از شهادت آقای رئیسی بیان شد و تایید کننده دیدگاه بنده بود.
دستیار رئیس جمهور در دولت سیزدهم گفت: آقای ضرغامی (که از وزرای ایشان بودند) هم روایتهایی را بیان کردهاند. استقلال نظر شخصی و مدیریتی که آقای رئیسجمهور به وزرای خود میدادند، ناشی از اعتقاد ایشان به وجود دیدگاههای متفاوت و متنوع در میان ملت بود. ایشان قائل به این بودند که باید نمایندگانی از تفکرات گوناگون در دولت حضور داشته باشند تا مردم بتوانند بازتابی از دیدگاههای خود را در ساختار دولت مشاهده کنند و صرفاً به سخنان آقای رئیسی بسنده نشود. انتظار میرود که هر فردی وظایف تخصصی خود را انجام دهد؛ به طور مثال توقع از یک نویسنده نوشتن و از سخنران سخنرانی کردن است. اما رئیسجمهور به عنوان نماد اجرایی کشور، باید تجسم عملی دیدگاهها و رویکردهای خود باشد. لذا اگر ایشان از ایران برای همه ایرانیان حرف میزدند توقع این بود سلایق مختلف ایرانیان در دولتش نماینده داشته باشند و ایشان صادقانه تلاش داشتند این را محقق کنند.
پاد تصریح کرد: در تجسم عملی، اگر رئیسجمهور پیشنهاد و نهایتا تصمیم به ایجاد جایگاهی برای مراقبت از آزادیهای اجتماعی را مطرح میکند، اما در عمل فردی را منصوب میکند که رویکردی کاملاً متفاوت با برخی وزرای ایشان و همکارانشان دارد، این تفاوت دیدگاه تا بدان حد است که برخی وزرا و مسئولان نتوانستهاند با این رویکرد و ابتکار مدیریتی رئیسجمهور هماهنگ شوند و آن را بپذیرند. علت این عدم پذیرش، از دیدگاه آنها، ممکن بود ناشی از این باشد که نگرش خود را صحیحتر از نگرش رئیسجمهور میدانستند، نه اینکه لزوماً قائل باشند که نگرش رئیسجمهور اشتباه بوده باشد.
وی ادامه داد: اینکه پرسیده میشود «پس چرا فلانی منصوب شد؟»، بیانگر این است که رئیسجمهور تلاش کرد تا با بهرهگیری از افراد با گرایشهای مختلف، وحدت ملی را تقویت کند. ایشان تلاش کردند تا با گرد هم آوردن تمامی فرزندان ایران، اعم از کسانی که نماینده طیفها و نگاههای مختلف در جامعه هستند، در قالب نظام جمهوری اسلامی، به یک دیدگاه کلان مدیریتی دست یابند. این تلاشها، اگرچه شاید به دلیل پایان یافتن عمر دولت، کامل نگردید، اما نشاندهنده عزم ایشان برای تحقق این هدف بود.
دستیار رئیس جمهور در دولت سیزدهم همچنین درباره اینکه برخی از افراد که تندروی دارند و علی الظاهر خود را با آقای رئیسی در یک طیف سیاسی میدانند این روزها گاهی اوقات، از تریبونهایی که در اختیار دارند به ایجاد دو قطبی در جامعه دامن میزنند، از نظر شما چرا چنین اتفاق میافتد و این افراد آیا در زمان شهید رئیسی هم همینطور برخورد میکردند، گفت: باید توجه داشت که این افراد، لزوماً همان کسانی نیستند که خود را «طرفدار شهید رئیسی» معرفی میکنند و شبیه ایشان هستند یا ادعا دارند که تنها ادامهدهنده مسیر ایشان هستند. بنده چنین اعتقادی ندارم. بارها هم با صراحت گفتهام و همچنان بر این باورم که این افراد، دستکم در حوزه حقوق و آزادیهای اجتماعی، شباهتی به سیره و رویکرد شهید رئیسی ندارند. بهنظر من، آقای پزشکیان در این زمینهها به شهید رئیسی نزدیکتر است. بنابراین، اعتقاد من این است که باید این افراد را از شهید رئیسی تفکیک کرد.
پاد گفت: این افراد را میتوان ذیل گفتمان بزرگ اصولگرایی قرار داد، اما من اصلاً نمیخواهم از واژه «انقلاب اسلامی» برای انحصار استفاده کنم؛ زیرا در میان اصلاحطلبان نیز افراد انقلابی وجود دارند. از اینرو، اینکه تنها اصولگرایان خود را صاحب عنوان «انقلابی» بدانند، نوعی مصادره به مطلوب است. برای نمونه، بسیاری از اصلاحطلبان را میتوان دید که در عمل، مواضعی انقلابیتر از برخی افراد وابسته به جریانهای مدعی انقلابیگری بعد از جنگ رمضان داشتند و دارند. اخیراً نیز مصاحبهای از آقای شمسالواعظین دیدم که بسیار خوب و بهغایت انقلابیتر از برخی افرادی بود که در ظاهر، در جریانهای موسوم به انقلابی قرار دارند. همانگونه که حضرت آقا نیز در بیانات خود فرمودهاند، هر کسی که حاضر باشد برای ایران فداکاری کند، بسیجی است؛ حتی اگر کارت مقاومت بسیج، نداشته باشد. امروز ما به «جانفدایی برای ایران» نیاز داریم و این مفهوم، حتی فراتر از جمهوری اسلامی نیز معنا پیدا میکند، زیرا دشمن با ما وارد یک جنگ وجودی شده است.
وی گفت: هر شخصی که بخواهد این اتحاد را بر هم بزند، فارغ از اینکه ذیل کدام گفتمان سیاسی قرار میگیرد، مرتکب کار نادرستی شده است. در اینجا ضرورت وجود احزاب بهطور جدی احساس میشود؛ زیرا اگر حزب و تشکیلات سیاسیِ پاسخگو وجود داشته باشد، دیگر هر کسی نمیتواند صرفاً بر اساس سلیقه شخصی بگوید: «من انقلابیام» یا «من فلان جریان را نمایندگی میکنم» و بر همان اساس، هرگونه سخنی را مجاز بداند. در چنین فضایی، حتی ممکن است برخی از افراد ناخواسته از چارچوبهای تعیینشده توسط رهبر انقلاب نیز عبور کنند، بیآنکه متوجه باشند.
نمیشود هم از مقاومت و نفی مطلق مذاکره بگوییم و هم مسئولیت پیامدهای آن را نپذیریم
دستیار رئیس جمهور در دولت سیزدهم تصریح کرد: بیتردید، هر کسی که بخواهد چنین شکافی ایجاد کند، چه در خیابان و چه از طریق تریبونهای مختلف، از جمله صداوسیما، در واقع به انسجام ملی آسیب میزند. بنده شخصاً بهشدت با چنین رویکردی مخالفم و آن را در شأن ایران نمیدانم. در شرایط بسیار حساسی که ما تجربه میکنیم، شرایطی که میتوان آن را نوعی جنگ وجودی دانست و با توجه به اینکه با طرفی مواجهایم که به هیچ اصل اخلاقی پایبند نیست و به تعبیر دقیقتر، ذاتاً بهدنبال نقض عهد و بیاعتنایی به اصول است، باید با نهایت دقت سخن گفت. تاریخ روابط ما با آمریکا هم این واقعیت را نشان میدهد. قراردادهایی مانند قرارداد الجزایر، که در شرایط پس از ماجرای گروگانگیری و در اوج تحولات انقلاب و همزمان با آغاز جنگ منعقد شد، نشان میدهد که ما از ابتدا با ماهیت واقعی آمریکا آشنا بودهایم. بنابراین، جای این پرسش وجود دارد که چرا برخی تصور میکنند میتوانند ماهیت چنین طرفی را نادیده بگیرند یا آن را متفاوت از واقعیت جلوه دهند.
پاد تاکید کرد: در عین حال، مطالبهگری حق مردم است و نقد هم حق مردم است؛ اما نقد، همانگونه که مرحوم دهخدا نیز تعریف میکند، باید منصفانه باشد؛ یعنی همانقدر که خوبیها گفته میشود، کاستیها هم بیان شود. بر اساس همین منطق، نقدی که صرفاً به تخریب منجر شود، دیگر نقد سازنده نیست. حضرت آقا نیز در بیانات خود، همین معنا را مورد تأکید قرار دادهاند. از این رو، اگر کسی میخواهد انتقاد کند، اشکالی ندارد؛ حتی اگر بخواهد با صراحت بگوید که مواضعش در قبال آمریکا بسیار سختگیرانهتر از دولت است و مثلا به رویکرد دولت و مسئولان نقد دارد، میتواند این موضع را بیان کند. نباید بهگونهای سخن گفت که عنصر داخلی و مسئولان کشور که در حال تلاش برای مدیریت امور هستند، هدف قرار بگیرند و برای دشمن، خوراک تبلیغاتی فراهم شود.
وی با اشاره به اقدامات دولت چهاردهم در ایام جنگ رمضان گفت: من صمیمانه از دولت بهخاطر مدیریت مسائل معیشتی مردم و موضوعاتی که مستقیماً با زندگی روزمره آنان مرتبط است، تشکر میکنم. حضرت آقا نیز در پیامهای نوروزی خود بهصراحت از شخص رئیسجمهور و دولت قدردانی کردند. در چنین شرایطی، بیانصافی است که این تلاشها نادیده گرفته شود. اگر قرار است مردم مقاوم بمانند و استقلال کشور حفظ شود، باید همه اقتضائات آن را نیز پذیرفت. نمیشود هم از مقاومت و به طور کلی نفی مطلق مذاکره بگویند حتی فراتر از تصمیمات نظام و از سوی دیگر، مسئولیت پیامدهای آن را نپذیرفت. همچنین، همه مسئولان از گرانی و فشارهای اقتصادی رنج میبرند؛ رئیس قوه قضائیه، رئیسجمهور، معاون اول رئیس مجلس و دیگران همگی نسبت به این مسئله حساساند. اما این واقعیت، مجوزی برای آن نیست که موضوع بهگونهای مطرح شود که به ابزار تبلیغاتی دشمن تبدیل شود؛ دشمنی که از امکانات رسانهای گسترده و خطرناک برخوردار است و درصدد بهرهبرداری از هر شکاف داخلی است.
توهینها بیشتر به ادبیات ترامپی و ماکیاولیستی نزدیک است
دستیار رئیس جمهور در دولت سیزدهم با اشاره به عملکرد این افراد تندرو در در دوره شهید رئیسی گفت: قطعاً در زمان دولت آقای رئیسی هم چنین رفتارهایی برای ایشان آزاردهنده بود. در ظاهر فقدان ایشان، ضایعهای بزرگ و غصهای عمیق بود و هست. دوست دارم روزی حق مطلب در خصوص ایشان ادا شود و ایشان به صورت واقعی روایت شوند در قالب نقد بیان شوند، نقد کردن نهتنها اشکالی ندارد، بلکه ضروری است؛ اما شرط آن این است که نقد، فاخر، منصفانه و همراه با گفتوگوی محترمانه باشد، نه اینکه به ادبیات مبتذل و تخریبی آلوده شود.
پاد با اشاره به برخی سخنان ناروا که در فضای مجازی نسبت به دولت و یا تیم مذاکرهکننده منتشر میشود گفت: یکی از مشکلات جدی، آثار فرهنگی این نوع ادبیات در جامعه است. وقتی این شیوه سخن گفتن در فضای عمومی تکرار میشود، بهویژه در شرایطی که همه کودکان و نوجوانان ما با تلفن همراه در معرض آن هستند، نتیجهاش فقط یک جدل سیاسی نیست، بلکه به فرسایش روحی و تغییرات فرهنگی جامعه منجر میشود. ما حق نداریم با چنین رفتاری، فرهنگ خودمان را تخریب کنیم. برای نمونه، من شخصاً نسبت به برخی روشها موضع انتقادی جدی دارم مثل اینترنت پرو و خطهای سفید چون معتقدم اگر مسئلهای امنیتی یا ارزشی است، نباید آن را با پول و امتیاز حلوفصل کرد. این نگاه را درباره برخی موضوعات دیگر، از جمله مسئله حجاب هم مطرح کردهام: اگر چیزی واقعاً یک ارزش اسلامی است، چرا باید سازوکار حل آن بر پایه پول و امتیاز باشد؟ اینها چالشهای واقعی و مهمی هستند که باید دربارهشان گفتوگوی جدی و محترمانه شکل بگیرد.
وی ادامه داد: در فضای فعلی، متأسفانه در برخی شبکههای اجتماعی نیز با چنین ادبیاتی مواجهیم؛ ادبیاتی که گاه انسان را متعجب میکند. حتی اگر کسی کمترین تربیت و آموزش را هم دیده باشد، باز هم نباید اجازه دهد با اینگونه زبان و فحاشی سخن بگوید. توهین، نه از نظر دینی مجاز است، نه از نظر اخلاقی، نه از نظر فرهنگی. اتفاقاً این نوع گفتار، بیشتر به ادبیات ترامپی و ماکیاولیستی نزدیک است؛ یعنی همان منطقی که در آن، برای پیشبرد هدف، دروغ و فریب نیز مجاز شمرده میشود. در حالیکه چنین چیزی، هیچ نسبتی با آموزههای اسلامی ندارد. در اخلاق اسلامی، هدف وسیله را توجیه نمیکند.
دستیار رئیس جمهور در دولت سیزدهم گفت: از سوی دیگر مگر میشود در نظامی که رهبر دارد، دولت و نهادها در یک چارچوب دیگر عمل کنند، آن هم در کارهای کلان کشور. یا اینکه برجام را مثال میزنند، در برجام باید محکمتر میگرفتیم اما الان آن تجربه در پیش روی ما قرار دارد و رهبر ما میگوید باید به تیم مذاکره کننده اعتماد کنیم. گاهی اوقات خستگی را در چهره این بندگان خدا میشود، دید.
پاد با اشاره به برخی اظهارنظرها و کارشکنیها درباره مذاکره در دولت شهید رئیسی گفت: در زمان شهید رئیسی آیا مگر آقای دکتر علی باقریکنی مسئول مذاکرات نبودند و اکنون هم در حوزههای دیپلماتیک حضور دارند. این نشان میدهد که سیاستهای نظام مشخص است و نباید هر کس با احساس مسئولیت شخصی، بخواهد روند کلان کشور را بههم بزند. در نهایت، ما حق نداریم فرهنگ خودمان را تخریب کنیم. حق نداریم نشان بدهیم که حتی در نقد کردن هم ناتوانیم. اگر اعتراضی داریم، اگر نقدی داریم، باید آن را درست، محترمانه و دقیق مطرح کنیم. این هم به نفع مردم است، هم به نفع کشور، و هم به نفع اعتبار فرهنگی و سیاسی ما.
وی گفت: مسئلهای که باید بهطور جدی به آن پرداخته شود، استاندارد دوگانه حتی در برخورد با اعتراضات مردمی است. زمانی که گروهی برای مسائل معیشتی خود اعتراض میکنند، عدهای آنها را «ضد انقلاب» یا «ضد نظام» قلمداد میکنند؛ اما چه کسی این حق را به آنها داده که چنین قضاوتی کنند و خود را مصون از خطا بدانند؟ در واقع، ما حتی از منظر تئوری نیز فضایی برای فعالیت مدنی شهروندان، بهخصوص آنهایی که با سختیهای زندگی دستوپنجه نرم میکنند و با تبعیض مواجهاند، در نظر نگرفتهایم. این تبعیض حتی در لایههای نقد نیز دیده میشود. یعنی بعضی صرفا حق نقد و اعتراض دارند، این احساس تبعیض را تقویت میکند.
دستیار رئیس جمهور در دولت سیزدهم در بخش دیگری از صحبتهایش درباره اینکه ماجرای سفری که منجر به شهادت رئیسجمهور شد، همچنان با ابهامات جدی همراه است. اینکه آیا توطئه و دسیسهای از سوی عوامل داخلی یا خارجی در کار بوده است یا خیر، گفت: من به عنوان یک وکیل، این پرونده را بسیار پرابهام میدانم و آن روزِ سخت را فراموش نمیکنم. در آن شرایط، وقتی انسان میخواهد حرف حق را بزند، ممکن است در شرایط نامتقارن حتی از جهت رسانهای و فضا مواجهه کلامش منعقد نشود ممکن است سکوت، در چنین شرایطی راه چاره بهتری به نظر برسد. شناخت من از آیتالله رئیسی، متفاوت از دیدگاه برخی دیگر است. شاید شناخت من با شناخت کسانی که در دولت با ایشان همکاری داشتند، فرق کند. ما ایشان را بیشتر به عنوان «حاج آقا» میشناختیم، نه صرفاً «آیتالله رئیسی». مخصوصا برای ما که شروع کار ما با ایشان در فضاهای کاری مشهد و جاهای دیگر، تجربهای متفاوت بود.