بعد از امارات نوبت کیست؟ کیهان نوشت: بلایی که بر سر اماراتی آمد، میتواند بر سر دولت باکو و خط لولههای نفتی او هم بیاید
بلایی که بر سر شیخنشینهای اماراتی آمد، میتواند بر سر دولت باکو و خط لولههای نفتی او هم بیاید.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
افشای عمدی سفر سرّی نتانیاهو به ابوظبی، و تقلای امارات برای انکار و تکذیب آن، نمونهای عبرتآموز از سرنوشت شراکت خائنانه با اسرائیل است.
1) امارات، نقش محوری در به رسمیت شناختن این رژیم اشغالگر و جنایتکار داشت و در این خیانت، حتی از عربستان هم جلو زد. این کشور، پایگاههای جاسوسی و نظامی پنهان به اسرائیل داد، و ضمناً سعی داشت این خیانت را پنهان کند و تجارت پر سود با ایران را از دست ندهد. اما جنگ، شیخنشینها را وسط باتلاقی خودساخته انداخت. آنها میخواستند تجارتکده مهم منطقه و هاب گردشگری باشند. ولی چنین آرزوی بزرگی، نیازمند محیطی امن است که با هاب تروریسم شدن نمیسازد.
2) امارات در دهههای اخیر، یک ضلع سرمایهگذاری برای ترویج تروریسم و جنگ و تجزیه در منطقه بوده است. زیادهروی در خیانت موجب شد که امارات، به نزدیکترین شریک عربی، برای راهبرد توسعهطلبانه و جنایتکارانه رژیم صهیونیستی تبدیل شود. اسرائیل، از امارات برای شکاف انداختن در میان دولتهای عربی و وادار کردن آنها به امتیازدهی بیشتر استفاده کرد، تا جایی که چند بار صدای دولت سعودی را هم درآورد. یکی از خیانتها، اعلام خروج از اوپک بود.
3) اسرائیل همچنین با رندی، بخشی از پدافند خود را در امارات به عنوان خط مقدم دفاعی مقابل ایران مستقر کرد. امارات قبل از جنگ، عملاً به پایگاهی برای جاسوسی و اقدامات خرابکارانه و تروریستی تبدیل شده بود و در جنگ علیه ایران هم، سکوی حملات رژیم صهیونیستی و آمریکا شد. حمله به برخی اسکلهها و بنادر ایران حتی پس از جنگ توسط اسرائیل، از مبدأ امارات و به نام این شیخنشین انجام شد. امارات دوبار یک تأسیسات پتروشیمی در عسلویه و بار دیگر به پالایشگاهی در جزیره لاوان.
4) اما این حجم از خیانت به منطقه و خوش خدمتی به دشمن، نه تنها آوردهای برای شیخنشینها نداشت بلکه آنها را به گردابی بزرگ کشاند. جنگ، موجب نابودی ۱۲۰ میلیارد دلار در بورسهای ابوظبی و دبی شده است. سطح اشغال هتلها در دبی به ۱۵ تا ۲۰ درصد رسید، در حالی که در دو ماه اول امسال، ۸۴.۸ درصد بود. گردشگری دُبی عملاً فرو پاشید و افول سفرهای هوایی، موجب ۶۰۰ میلیون دلار خسارت روزانه شده است. صنایع نفت و گاز و آلومینیوم و برخی زنجیرههای تأمین در امارات هم در طول جنگ مورد حملات سنگین قرار گرفتند. ایران بنابر آمار Gulf Research Center، بالغ بر ۸۶۹۵ حمله موشکی و پهپادی در جنگ انجام داده که امارات با ۲۸۱۹ مورد، بیشترین تعداد حملات را متحمل شده و پس از آن، اسرائیل با ۱۳۵۷ قرار دارد.
5) خوش خدمتی به اسرائیل و خیانت به منطقه، مانع از خیانت اسرائیل نشد. امارات هم در جنگ قربانی شد و هم در پساجنگ، که صهیونیستها سفر نتانیاهو را لو دادند تا پلهای پشت سر ابوظبی را خراب کرده باشند!
به گزارش شبکه آی۲۴: «امارات پس از انتشار خبر سفر محرمانه نتانیاهو، اعتراض شدید خود را منتقل کرده است. اماراتیها بسیار خشمگین هستند».
شبکه ۱۲ اسرائیل هم درباره علت تکذیب اماراتی گزارش داد: مسئولان اماراتی میترسند به عنوان یک طرف در محور ضد ایران، ظاهر شوند. این هراس و تکذیب، مصداق همان ضربالمثل معروف است که میگوید: «اَدَّبَهُ العَصا. ضربه عصا، او را ادب کرد».
6) علاوه بر نتانیاهو، رئیس ستاد ارتش رژیم صهیونیستی، در زمان جنگ علیه ایران در ابوظبی با مقامات ارشد اماراتی از جمله محمد بن زاید، رئیس امارات، دیدار کرده است دیوید بارنیا، رئیس موساد نیز دوبار در جریان جنگ به امارات سفر کرده است؛ یکبار در ماه مارس و یکبار در ماهآوریل، تا هماهنگیهای لازم برای عملیات علیه ایران را انجام دهد.
7) زیو آگمون، رئیس دفتر پیشین نتانیاهو درباره سفر نتانیاهو خبر داد: «به عنوان کسی که امارات را به خوبی میشناسد و مدت زیادی در آنجا زندگی کرده و به عنوان کسی که نخستوزیر را در سفر تاریخی کاملاًً محرمانه همراهی کرده، میتوانم بگویم که او در ابوظبی به رسم پادشاهان مورد استقبال قرار گرفت! شیخ بن زاید، اعضای خانوادهاش و دیگر مقامات از ما استقبال کردند. او نخستوزیر را با ماشین شخصی خود از هواپیما به کاخ رساند».
8) «بن کسپیت»، تحلیلگر روزنامه معاریو، با اشاره به لو رفتن عمدی این سفر مینویسد: «نتانیاهو برای مصرف انتخاباتی و منحرف کردن افکار عمومی از بحرانهای داخلی، به متحد استراتژیک اسرائیل خیانت و او را قربانی کرد. امارات، به عنوان کشوری کوچک و در فاصلهای بسیار نزدیک، توان مقابله با ایران را ندارد. سفر نخستوزیر اسرائیل به آن کشور در جریان جنگ با ایران، اقدامی است که به خیانت نزدیک میشود. تأیید این سفر از سوی نتانیاهو باعث شد امارات تکذیب کند؛ آن هم در شرایطی که وزیر خارجه ایران، پیشتر تهدید کرده و درباره پیامدهای خطرناک این اقدام خیانتآمیز به امارات هشدار داده بود».
9) اسرائیل در مقابل همه اخاذیها، چیزی جز یک سامانه دفاعی محدود به امارات نداد که در جنگ به هیچ کار شیخنشینها نیامد. کار به جایی رسیده که در شیخنشین دوبی، شبکههای سیمی و فلزی بزرگ در اطراف برخی مراکز تولید و ذخایر نفتی کشیدهاند تا مثلاً در مقابل حملات پهپادی محافظت کند. شبیه این تورها در مرغداریها استفاده میشود. اماراتیها اگر اندکی تدبیر و استقلال رأی داشتند، میفهمیدند که با همسایه قدرتمند باید محترمانه رفتار کرد، خیانت را کنار گذاشت و عذرخواهی کرد. یا دستکم مثل عربستان ادعا کرد که در ادامه جنگ علیه شما نیستیم!
10) به امارات کوچک چنین القا شده بود که از طریق خیانت به منطقه میتواند قدرتی در تراز «اسرائیل دوم» باشد! اما حالا آن تجارتکده، ناامن و بیرونق شده است. اسرائیل جز سپر بلا قرار دادن امارات، هیچ کاری برای او نکرد. حالا خبرهایی مبنی بر احتمال جدا شدن برخی شیخنشینها از دولت ابوظبی شنیده میشود.
11) امارات، آینه عبرتی برای هر دولت کوچک نفتی و نیمه نفتی است که توهمپروری کند و سرگرم سواری دادن به رژیم صهیونیستی بهویژه علیه ایران باشد. این، آینه عبرتی برای جمهوری آذربایجان و دولت الهام علی اف است. بلایی که بر سر شیخنشینهای اماراتی آمد، میتواند بر سر دولت باکو و خط لولههای نفتی او هم بیاید. تأمین انرژی مورد نیاز رژیم صهیونیستی و واگذاری پایگاههای نظامی، جاسوسی و تروریستی در کنار مرزهای ایران، خیانتی نیست که قابل تداوم و تحمل باشد.