از میدان دفاع تا افق تدبیر
در روزگارِ آزمونهای سخت، صیانت از منافع ملی جز با همدلی، عقلانیت و حرمتگذاری به نهادها و سرمایههای انسانی ممکن نیست. کشور، همچون پیکرهای زنده، از ارکان و اجزایی تشکیل شده است که هر یک مأموریتی مشخص بر عهده دارند. نیروهای دفاعی، پاسدار امنیت و کیان وطناند و نهادهای سیاسی و اجرایی، عهدهدار تدبیر امور عمومی و هدایت مسیر حکمرانی. هرگاه این ارکان در مسیر همکاری، تکامل و همافزایی قرار گیرند، امکان عبور از بحرانها و حفظ منافع ملی با کمترین هزینه فراهم میشود.
در روزگارِ آزمونهای سخت، صیانت از منافع ملی جز با همدلی، عقلانیت و حرمتگذاری به نهادها و سرمایههای انسانی ممکن نیست.
کشور، همچون پیکرهای زنده، از ارکان و اجزایی تشکیل شده است که هر یک مأموریتی مشخص بر عهده دارند. نیروهای دفاعی، پاسدار امنیت و کیان وطناند و نهادهای سیاسی و اجرایی، عهدهدار تدبیر امور عمومی و هدایت مسیر حکمرانی. هرگاه این ارکان در مسیر همکاری، تکامل و همافزایی قرار گیرند، امکان عبور از بحرانها و حفظ منافع ملی با کمترین هزینه فراهم میشود.
در روزگاری که پیچیدگیهای امنیتی، سیاسی و رسانهای، آرامش جامعه را با چالش روبهرو ساخته است، بیش از هر زمان دیگر نیازمند بازگشت به منطق، انصاف و مسئولیتپذیری هستیم. نقد و نظر، اگر از سر خیرخواهی و دلسوزی بیان شود، میتواند راهگشا باشد؛ اما هنگامی که به تخریب، تقطیع و بیاعتنایی به جایگاه نهادها و متخصصان بینجامد، نهتنها گرهای از کار نمیگشاید، بلکه بر دامنه مشکلات نیز میافزاید.
امروز، سرمایههای فنی، علمی و تخصصی کشور، از مهمترین داراییهای ملی به شمار میآیند؛ داراییهایی که باید با احترام، اعتماد و نگاه راهبردی از آنها پاسداری کرد. برخورد سلیقهای یا تخریبی با این سرمایهها، در نهایت به تضعیف توان ملی منجر خواهد شد. از اینرو، حفظ حرمت نهادها، احترام به کارشناسان و پذیرش تنوع دیدگاهها در چارچوب منافع ملی، ضرورتی انکارناپذیر برای حکمرانی خردمندانه است.
«از میدان دفاع تا افق تدبیر» تنها یک عنوان نیست؛ بلکه دعوتی است به همبستگی ملی، عقلانیت جمعی و نگاهی مسئولانه به آینده. در این افق، دفاع و تدبیر نه در برابر یکدیگر، بلکه در امتداد هم معنا مییابند؛ دو رکن بنیادین برای پاسداری از ایران.