وضعیت سارتری
در دهههای گذشته بیش از هر چیز بر مفهومِ «مردم» تأکید شده، طرفه آنکه در عمل همواره به آن بیاعتنایی شده است. با اینکه بارها و بارها از بسیاری شنیده شده که ثبات و اقتدار یک کشور به رضایت مردمِ آن بستگی دارد و توانِ مردم از هر سلاحی برای حفظ امنیت مؤثرتر است.
در دهههای گذشته بیش از هر چیز بر مفهومِ «مردم» تأکید شده، طرفه آنکه در عمل همواره به آن بیاعتنایی شده است. با اینکه بارها و بارها از بسیاری شنیده شده که ثبات و اقتدار یک کشور به رضایت مردمِ آن بستگی دارد و توانِ مردم از هر سلاحی برای حفظ امنیت مؤثرتر است. وقتی ما از مردم سخن میگوییم، منظورمان اکثریت و اقلیت نیست؛ «مردم» به معنای روح جمعی مدنظر است که بر سر مفهومی به نام «ایران» اجماع دارند. در این تلقی، هم طیفهایی از فرودستان وجود دارند و هم از فرادستان، با آرا و دیدگاههای متفاوت. اقلیت نیز از این مردم جدا نیستند و باید در کنار اکثریت احساس احترام و امنیت کنند و از بیانِ شخصیترین دیدگاههایشان واهمه نداشته باشند. مردم ایران سالهای سال در کنار یکدیگر اینگونه زندگی کردهاند، اگرچه گاه اکثریت اقلیت شده و برعکس، اما در رفتار آنان نسبت به یکدیگر تفاوت چشمگیری به وجود نیامده است. آنچه تفاوتها را به تعارضهای جدی تبدیل کرده، نوعی خوی خودخواهی است که بهصورت بالقوه در هر نهاد، جریان و اجتماع فرهنگی و اجتماعی وجود دارد. اگر به سابقه تاریخی این جماعت نگاه کنید، درخواهید یافت تشکلهای اجتماعی عمر چندانی نداشته و مدتی بعد از شکلگیری دچار انشعاب و انشقاق شده و به اهداف خود نرسیدهاند. در این میان میتوان از این خصلت فردی هم سخن به میان آورد؛ خوی برساختهای که شکلدهنده هویت ایرانیها شده است، در حالی که این خوی در میان ایرانیها اصالت نداشته و بهجرئت میتوان گفت همواره در طول تاریخ با آن سر مخالفت داشتهاند. مردم اهل تساهل و مدارا هستند و از هر رفتار غیر این در هر صورتی گریزانند، اما چگونه همین مردم میتوانند چنین تغییر رویکردی بدهند، بهگونهای که دیگر نه سخن کسی را بشنوند و نه در برابر منطقی سر فرود آوردند. چنین اتفاقی دلیلی جز بیاعتنایی به مردم ندارد. از مردمی که کرامت و شأن انسانیشان خدشهدار شده، بهسختی میتوان انتظار همدلی داشت. اینک ایران در لحظه تاریخی مهمی است و هر کس در هر سطحی مسئولِ اعمال خود است و نمیتواند تصمیمات اشتباه و دلبخواهی بگیرد، عقل را با احساس درآمیزد و در وضعیتهای متفاوت تصمیماتی یکدست بگیرد. امروز انفعال و کنشگری هر ایرانی معنا و اثر خاص خودش را دارد و هر کس در آینده باید پیش وجدانش پاسخگوی اعمال خود و اِعمال قدرتش باشد. هرکسی با انفعال یا کنشگریاش میتواند آیندهای را رقم بزند که خود در آن آینده حضور دارد. امروز هر ایرانی جزئی از تاریخ است و در این وضعیتِ آشوبناک هرکسی مسئول کردار خود است. این برهه خطیری است، این لحظه به وضعیتِ اگزیستانسیالیستیِ سارتری بیارتباط نیست: سربازی که از سارتر میپرسد مادر پیر و تنهایی در خانه دارد و باید به جنگ برود، در این شرایط باید چه کند؟ و سارتر میگوید این لحظه انتخابِ تو است. وضعیت ما بیشباهت به این لحظه نیست که هر فرد جزئی از یک لحظه تاریخی است و در آینده پاسخگوی انتخابش خواهد بود، اینکه چه میکند و کجا میایستد فقط به خودش بستگی دارد، حتی اگر کسی از او پاسخی نخواهد.آنچه اکنون مهم است باید به ایران و آینده ایران اندیشید .
آخرین مقالات منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.