|

راه‌های ورود علم جدید به ایران

نخستین‌های فیزیک ایران

محمد سلیمانی‌تبار

اگر علم را به‌عنوان یکی از عوامل اصلی و جدایی‌ناپذیر در ایجاد و تثبیت هر تمدنی بدانیم، چگونگی ورود این عامل مهم و کیفیت ادامه حیات آن در هر سرزمینی می‌تواند موضوع قابل‌توجهی با رویکردها و اهداف گوناگون باشد از جمله اصلاح روند گذشته و بهینه‌سازی تولیدات آینده. از آنجا که دوران حکومت قاجار را می‌توان دوره ورود و برخورد با دستاوردهای علمی و صنعتی غرب در پارادایم جدید آن (یعنی پس از انقلاب علمی قرون 16 و 17 میلادی) دانست، بنابراین توجه به این برهه زمانی کشور، از نگاه تاریخ علم و دیگر زمینه‌های پژوهشی حائزاهمیت است. هرچند قبل از این دوره، رساله‌هایی از علوم جدید به طور پراکنده وارد کشور شده بود، اما ورود یک علم جدید به‌همراه موضوعات مختلف آن به صورت جامع و در قالب یک شاخه علمی به کشور در عصر قاجار اتفاق افتاد. دراین‌بین، یکی از علوم واردشده به کشور، علم فیزیک جدید به معنای گالیله‌ای یا نیوتنی آن است که در این خصوص مسائل گوناگونی قابل‌بررسی هستند از جمله: برخورد و ارتباط آن با فلسفه طبیعی به‌عنوان آنچه که از گذشته باقی مانده و دارای موضوع مشترک با این علم است، مسیرهای ورود فیزیک جدید به کشور، نخستین معلمان و محصلان آن، نخستین تألیفات و ترجمه‌های صورت‌گرفته، مراکز آموزشی‌ای که این علم در بدو ورود در آنجا تدریس می‌شده است، جایگاه فیزیک جدید در میان دیگر علوم و نقش آن در نظام آموزشی در سال‌های اولیه و... . در مورد کتاب‌های فیزیک تألیف یا ترجمه‌شده پیش از سال 1300 ه.ق، می‌توان از کتاب جرالثقیل و علم حکمت طبیعی معروف به فیزیک نمساوی تألیف کریشش نمساوی (از اولین معلمان دارالفنون)، ترجمه میرزازکی مازندرانی، به‌عنوان نخستین کتاب در زمینه فیزیک جدید نام برد که سال 1274 ه.ق. چاپ و در مدرسه دارالفنون تدریس شده است. کتاب دیگر هم کتاب حکمت طبیعی اصول علم فیزیک، نوشته علیخان ناظم‌العلوم است که حدود 20 سال بعد توسط یک ایرانی تألیف شد و به‌عنوان دومین کتاب رسمی تدریس‌شده در این رشته علمی در دارالفنون به چاپ رسیده است. آثاری که در بازه زمانی میان دو اثر یادشده و اندکی بعد از آن در حوزه فیزیک نگاشته شده است (چه در قالب تألیف و چه در قالب ترجمه)، اغلب به صورت نسخه خطی و در مواردی تک‌نسخه بوده و در مدرسه دارالفنون به‌عنوان کتاب درسی به کار نرفته‌اند، بلکه با انگیزه‌های مختلف مانند اهدا به شخص پادشاه یا قائم‌مقام و دیگر شخصیت‌های حکومتی تألیف یا ترجمه شده‌اند. بنابراین با نظر به اینکه دو کتاب اشاره‌شده در دارالطباعه دارالفنون و دواخانه دولتی چاپ شده و به‌عنوان کتاب درسی تا مدتی در میان دانش‌آموزان رواج داشته‌اند و بیشترین گستردگی را در میان سایر آثار دارا هستند، بنابراین شناخت این دو اثر می‌تواند تا حدودی وضعیت فیزیک جدید و روند تغییرات آن را در برهه‌ای مشخص، بیان کند. آشنایی با هر اثر علمی علاوه بر موارد مربوط به تکوین آن، نیازمند ورود به متن اثر و تحلیل مسائل دیگری است از قبیل: ادبیات نگارش، به‌کارگیری لغات و اصطلاحات تخصصی، نحوه فصل‌بندی‌ها و عناوین موضوعات، مقایسه با دیگر متون هم‌دوره و ... . نگاهی به محتوا و در کنار آن احصاء عوامل پیرامونی به منظور دریافت هرچه‌بهتر تفاوت‌ها و تغییرات مشاهده‌شده میان این دو اثر موضوع مناسبی برای طرح و بررسی است.

اگر علم را به‌عنوان یکی از عوامل اصلی و جدایی‌ناپذیر در ایجاد و تثبیت هر تمدنی بدانیم، چگونگی ورود این عامل مهم و کیفیت ادامه حیات آن در هر سرزمینی می‌تواند موضوع قابل‌توجهی با رویکردها و اهداف گوناگون باشد از جمله اصلاح روند گذشته و بهینه‌سازی تولیدات آینده. از آنجا که دوران حکومت قاجار را می‌توان دوره ورود و برخورد با دستاوردهای علمی و صنعتی غرب در پارادایم جدید آن (یعنی پس از انقلاب علمی قرون 16 و 17 میلادی) دانست، بنابراین توجه به این برهه زمانی کشور، از نگاه تاریخ علم و دیگر زمینه‌های پژوهشی حائزاهمیت است. هرچند قبل از این دوره، رساله‌هایی از علوم جدید به طور پراکنده وارد کشور شده بود، اما ورود یک علم جدید به‌همراه موضوعات مختلف آن به صورت جامع و در قالب یک شاخه علمی به کشور در عصر قاجار اتفاق افتاد. دراین‌بین، یکی از علوم واردشده به کشور، علم فیزیک جدید به معنای گالیله‌ای یا نیوتنی آن است که در این خصوص مسائل گوناگونی قابل‌بررسی هستند از جمله: برخورد و ارتباط آن با فلسفه طبیعی به‌عنوان آنچه که از گذشته باقی مانده و دارای موضوع مشترک با این علم است، مسیرهای ورود فیزیک جدید به کشور، نخستین معلمان و محصلان آن، نخستین تألیفات و ترجمه‌های صورت‌گرفته، مراکز آموزشی‌ای که این علم در بدو ورود در آنجا تدریس می‌شده است، جایگاه فیزیک جدید در میان دیگر علوم و نقش آن در نظام آموزشی در سال‌های اولیه و... . در مورد کتاب‌های فیزیک تألیف یا ترجمه‌شده پیش از سال 1300 ه.ق، می‌توان از کتاب جرالثقیل و علم حکمت طبیعی معروف به فیزیک نمساوی تألیف کریشش نمساوی (از اولین معلمان دارالفنون)، ترجمه میرزازکی مازندرانی، به‌عنوان نخستین کتاب در زمینه فیزیک جدید نام برد که سال 1274 ه.ق. چاپ و در مدرسه دارالفنون تدریس شده است. کتاب دیگر هم کتاب حکمت طبیعی اصول علم فیزیک، نوشته علیخان ناظم‌العلوم است که حدود 20 سال بعد توسط یک ایرانی تألیف شد و به‌عنوان دومین کتاب رسمی تدریس‌شده در این رشته علمی در دارالفنون به چاپ رسیده است. آثاری که در بازه زمانی میان دو اثر یادشده و اندکی بعد از آن در حوزه فیزیک نگاشته شده است (چه در قالب تألیف و چه در قالب ترجمه)، اغلب به صورت نسخه خطی و در مواردی تک‌نسخه بوده و در مدرسه دارالفنون به‌عنوان کتاب درسی به کار نرفته‌اند، بلکه با انگیزه‌های مختلف مانند اهدا به شخص پادشاه یا قائم‌مقام و دیگر شخصیت‌های حکومتی تألیف یا ترجمه شده‌اند. بنابراین با نظر به اینکه دو کتاب اشاره‌شده در دارالطباعه دارالفنون و دواخانه دولتی چاپ شده و به‌عنوان کتاب درسی تا مدتی در میان دانش‌آموزان رواج داشته‌اند و بیشترین گستردگی را در میان سایر آثار دارا هستند، بنابراین شناخت این دو اثر می‌تواند تا حدودی وضعیت فیزیک جدید و روند تغییرات آن را در برهه‌ای مشخص، بیان کند. آشنایی با هر اثر علمی علاوه بر موارد مربوط به تکوین آن، نیازمند ورود به متن اثر و تحلیل مسائل دیگری است از قبیل: ادبیات نگارش، به‌کارگیری لغات و اصطلاحات تخصصی، نحوه فصل‌بندی‌ها و عناوین موضوعات، مقایسه با دیگر متون هم‌دوره و ... . نگاهی به محتوا و در کنار آن احصاء عوامل پیرامونی به منظور دریافت هرچه‌بهتر تفاوت‌ها و تغییرات مشاهده‌شده میان این دو اثر موضوع مناسبی برای طرح و بررسی است.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.