ریشههای گرايش به دين
تاکنون تعاریف متعددی از روانشناسی دین ارائه شده است که نشانگر تنوع نظامهای روانشناختی دین است. از نظر ویلیام جیمز، دین عبارت است از تأثرات و احساسات و رویدادهایی که برای هر انسانی در عالم تنهایی و دور از همه بستگیها، روی میدهد بهطوریکه انسان از این مجموعه درمییابد که بین او و آنچه امر خدایی مینامد رابطهای برقرار است. یونگ معنای دین را متناسب با ریشه آن در زبان لاتین عبارت میدانست از تفکر از روی وجدان و با کمال توجه. شلایرماخر دین را با احساس و به طور جزئی با احساس وابستگی ربط میدهد. از نظر ساموئل کینگ دین عبارت است از ایمان به قوای ماوراءالطبیعه یا امر مرموزی که ناشی از احساس ترس و وحشت و پرستش است.
کتاب «روانشناسی و دین» از آثار جدید و نسبتا کامل در این زمینه است. نویسنده دادههای خود را عمدتا با اتکا بر پژوهشهای میدانی، آزمونهای شناختهشده روانشناسی و مطالعه مستقیم و غیرمستقیم کنشگران به دست آورده است. طی این پژوهشها موضوعات دینی در مورد افراد گروه کنترل و گروه آزمایش بررسی شده و براساس مشاهدات، نتایجی به دست آمده است. علاوه بر نظریات دانشمندان برجسته و سرشناس در حوزه روانشناسی، در این کتاب موضوعات دینی امروزیتر از جمله شکل و شیوه اجتماعیشدن، آثار ادعیه بر فرد و جهان و... بررسی شده است. آرگیل در تألیف این کتاب از آثار و نظریات دیگر روانشناسان بزرگ نیز نظیر یونگ و فروید استفاده کرده و آن موارد را به دقت ارجاع داده است. برخی مضامینی که در این کتاب میخوانیم عبارتند از: تعارضهای سنتی بین علم و دین، تعارضهای جدید بین روانشناسی و دین، اجتماعیشدن، تغییر کیش، تأثیرات تغییر کیش، دین در سنین مختلف، تفاوتهای جنسیتی در دین، تبیین تجربه دینی، کهنالگوها، شعائر و کاریزما، تأثیر دین بر رفتار، رابطه جنسی پیش از ازدواج، تطور تاریخی اخلاق و دین، بنیادگرایان، دینداری باطنی، تبیین دینداری آمریکایی، حضور
در کلیسا و...
مایکل آرگیل از مشهورترین روانشناسان علمی و دانشگاهی است که روانشناسی اجتماعی را به صورت علمی در دانشگاه آکسفورد بنیان نهاد. آثار او حوزههای روانشناسی دین، مهارتهای اجتماعی، روابط غیرکلامی و روانشناسی اجتماعی را شامل میشود. روانشناسی دین به بررسی وضعیتهای روانشناسانه در جامعه، وجدان گروهی و فردی که در ایجاد، توسعه، کارکرد و ازبینرفتن یک دین مؤثر است میپردازد. همچنین محتوای ساختار و جهتگیری این پدیدهها و جایگاه و نقششان در خود دین و زندگی خارج از دین موردعلاقه این علم است. کار اصلی روانشناسی دین، تعریف و توضیح جامعهشناسانه و روانشناسانه از پدیدههای دینی است. روانشناسی دین در ابتدای قرن بیستم و با کوششهای متفكراني همچون ویلهلم وونت، ویلیام جیمز و جیمز لوبا به وجود آمد. در این عرصه در غرب هر دو دیدگاه غیردینی و کلیسایی به وجود آمدند. پایههای فلسفی دیدگاه غیردینی را مکتبهایی همچون پراگماتیسم، پوزیتیویسم و پدیدهشناسی استوار کردند.
تاکنون تعاریف متعددی از روانشناسی دین ارائه شده است که نشانگر تنوع نظامهای روانشناختی دین است. از نظر ویلیام جیمز، دین عبارت است از تأثرات و احساسات و رویدادهایی که برای هر انسانی در عالم تنهایی و دور از همه بستگیها، روی میدهد بهطوریکه انسان از این مجموعه درمییابد که بین او و آنچه امر خدایی مینامد رابطهای برقرار است. یونگ معنای دین را متناسب با ریشه آن در زبان لاتین عبارت میدانست از تفکر از روی وجدان و با کمال توجه. شلایرماخر دین را با احساس و به طور جزئی با احساس وابستگی ربط میدهد. از نظر ساموئل کینگ دین عبارت است از ایمان به قوای ماوراءالطبیعه یا امر مرموزی که ناشی از احساس ترس و وحشت و پرستش است.
کتاب «روانشناسی و دین» از آثار جدید و نسبتا کامل در این زمینه است. نویسنده دادههای خود را عمدتا با اتکا بر پژوهشهای میدانی، آزمونهای شناختهشده روانشناسی و مطالعه مستقیم و غیرمستقیم کنشگران به دست آورده است. طی این پژوهشها موضوعات دینی در مورد افراد گروه کنترل و گروه آزمایش بررسی شده و براساس مشاهدات، نتایجی به دست آمده است. علاوه بر نظریات دانشمندان برجسته و سرشناس در حوزه روانشناسی، در این کتاب موضوعات دینی امروزیتر از جمله شکل و شیوه اجتماعیشدن، آثار ادعیه بر فرد و جهان و... بررسی شده است. آرگیل در تألیف این کتاب از آثار و نظریات دیگر روانشناسان بزرگ نیز نظیر یونگ و فروید استفاده کرده و آن موارد را به دقت ارجاع داده است. برخی مضامینی که در این کتاب میخوانیم عبارتند از: تعارضهای سنتی بین علم و دین، تعارضهای جدید بین روانشناسی و دین، اجتماعیشدن، تغییر کیش، تأثیرات تغییر کیش، دین در سنین مختلف، تفاوتهای جنسیتی در دین، تبیین تجربه دینی، کهنالگوها، شعائر و کاریزما، تأثیر دین بر رفتار، رابطه جنسی پیش از ازدواج، تطور تاریخی اخلاق و دین، بنیادگرایان، دینداری باطنی، تبیین دینداری آمریکایی، حضور
در کلیسا و...
مایکل آرگیل از مشهورترین روانشناسان علمی و دانشگاهی است که روانشناسی اجتماعی را به صورت علمی در دانشگاه آکسفورد بنیان نهاد. آثار او حوزههای روانشناسی دین، مهارتهای اجتماعی، روابط غیرکلامی و روانشناسی اجتماعی را شامل میشود. روانشناسی دین به بررسی وضعیتهای روانشناسانه در جامعه، وجدان گروهی و فردی که در ایجاد، توسعه، کارکرد و ازبینرفتن یک دین مؤثر است میپردازد. همچنین محتوای ساختار و جهتگیری این پدیدهها و جایگاه و نقششان در خود دین و زندگی خارج از دین موردعلاقه این علم است. کار اصلی روانشناسی دین، تعریف و توضیح جامعهشناسانه و روانشناسانه از پدیدههای دینی است. روانشناسی دین در ابتدای قرن بیستم و با کوششهای متفكراني همچون ویلهلم وونت، ویلیام جیمز و جیمز لوبا به وجود آمد. در این عرصه در غرب هر دو دیدگاه غیردینی و کلیسایی به وجود آمدند. پایههای فلسفی دیدگاه غیردینی را مکتبهایی همچون پراگماتیسم، پوزیتیویسم و پدیدهشناسی استوار کردند.