پرورش قهرمان یا آموزش همکاری
کامران مهردوست . پژوهشگر اقتصادی
در شش ماه گذشته، فرصتی شد تا بعد از کار روزانه (عصرها) در کنار پسرم به تماشای کارتونهای تلویزیون بنشینم. سه مجموعه انیمیشن ورزشی ژاپنی با عناوین فوتبالیستها، آبشار سرنوشت و رکابزنان کوهستان را با هم دیدیم. برایم جالب بود که اینها به همین ترتیب زمانی ساخته شده بود. نکته مهمی که توجهم را جلب کرد، تمرکز عوامل تولیدکننده بر ویژگیهای قهرمانان این مجموعهها بود. شخصیت اصلی فوتبالیستها، پسرکی با استعداد به نام سوباسا، فردی توانمند، خوشفکر، با مهارتهای فردی خاص و قدرت بدنی قابل قبول است که توانایی دریبلزدن، دویدن با سرعت زیاد، فرار بدون توپ، انجام پرشهای بلند، ضربهزدن با سر، شوت برگردان، شوت چرخشی و... را دارد؛ در یک نگاه او یک اَبَرقهرمان است. همزمانی ساخت این مجموعه کارتونی با زمانی که فوتبال ژاپن حتی در سطح آسیا شناختهشده نبود، جالب است. به نظر میآید سازندگان این مجموعه سعی در تشویق و ترغیب کودکان و نوجوانان به ورزش فوتبال داشتهاند و با قهرمانپردازی و ساخت شخصیتهای متفاوت با قابلیتهای متنوع و اغلب عجیب و باورنکردنی، سعی در بهرهگیری از قوه خیالپردازی و همذاتپنداری کودکان و نوجوانان داشتهاند. شخصیتهای توانمند دیگری مانند کارکرو، تارو، واکی بایاشی، میزوگی، برادران تاچیبانا و... در کنار شخصیتهای شوخ و طنزی مثل ایشی زاکی به جذابیت این مجموعه کارتونی افزوده است؛ اما ویژگی همه این شخصیتها، قهرمانبودنشان است. توانمندی به معنای داشتن تخصص در یک ویژگی منحصربهفرد، بیش از سایر فوتبالیستها. در مجموعه آبشار سرنوشت، تیم والیبال یک مدرسه متشکل از یک مربی جوان، معدودی بازیکن خوب و باتجربه و چند بازیکن معمولی و پسرکی علاقهمند به نام هیناتا است که پس از تماشای یک بازی، به والیبال علاقهمند میشود. او در آغاز حتی توانایی کنترل صحیح توپ و ضربهزدن صحیح به توپ را ندارد که وارد مسابقات میشود. کلاغهای پرشکسته ابتدا، مسابقات را میبازند؛ اما با تلاش و پشتکار فراوان، تمرینهای مداوم و هماهنگشدن با هم و تقویت همکاری گروهی، بازی به بازی رشد میکنند؛ اما هیناتا با وجود قد کوتاه خود، یک تخصص ویژه دارد که مختص خود اوست. او قادر به دویدن سریع و بلندپریدن است؛ ولی نقطه ضعفی هم دارد. او در زمان آبشارزدن چشمانش را میبندد. معتقدم سازگان این مجموعه، چندان به قهرمانسازی و معرفی شخصیتی بسیار قدرتمند و با مهارتهای متنوع مثل سوباسا، توجه نداشتند؛ بلکه بیشتر به ترغیب کودکان و نوجوانان معمولی به کار گروهی، توجه و احترام به آموزههای مربی، تلاش شبانهروزی، در کنار توجه به قابلیتهای خاص و قابل رشد هر فرد، تلاش داشتهاند. در این مجموعه بسیار جذاب هیناتا سرانجام موفق میشود نقطه ضعف خود را برطرف کند و در زمان آبشارزدن نقطه هدف خود را ببیند و اینگونه موفق به کسب امتیازهای بیشتری میشود. در آخرین مسابقه، کلاغهای پرشکسته، نخست به حدی از تیم مقابل خود ترسیدهاند که خود را از پیش باخته پنداشتند؛ اما با ورود به بازی، کمکم ترس از وجودشان رخت برمیبندد و به ارائه یک بازی هوشمندانه و لذتبردن از مسابقه میپردازند و در نهایت قهرمان میشوند. سومین مجموعه زیبا و دیدنی ورزشی که دیدم، انیمیشن زیبای رکابزنان کوهستان با ترانههای زیبایی در آغاز برنامه است که ارزش شنیدن هرروزه را دارد. اونادا، پسربچهای علاقهمند به کارتون، پوستر و اسباببازی است. او با یک دوچرخه ساده، کوهستان را به سمت اکیبا، بازارچه مورد علاقهاش طی میکند، بهگونهای دوچرخهسواری در خونش هست؛ اما او نمیداند. در طی داستان حوادث ساده و پیشپاافتادهای، سبب میشود او بتواند استعداد نهفته خود را کشف کند و با وجود سال اولی بودن، با تلاش فراوان بهعنوان یک کوهپیما وارد تیم دوچرخهسواری مدرسه میشود. او از رقابت لذت میبرد، در سختیها میخندد، خیرخواه است، دوستدار همکاری تیمی است و بودن در کنار تیمش را دوست دارد. اطاعت و فرمانبرداری از رهبر گروه را موجب رشد گروه میداند. با وجود ضعف جسمی با تکیه بر روحیه شکستناپذیر خود، قهرمان مسابقات روز سوم میشود و تیم مدرسهاش را قهرمان مسابقات مقدماتی میکند. او یک فرد عادی است. مثل سوباسا قهرمان نیست، مثل هیناتا توانمندی منحصربهفرد و ویژهای ندارد. یک آماتور است که مثل هر انسان دیگری استعداد ویژهای دارد و موفق به کشف استعداد خودش میشود. پرتلاش است و با تلاش فراوان قلههای موفقیت را یکییکی فتح میکند. او با تمام توان برای تیمش تلاش میکند و این تلاش ارزشمند است. شاید سازندگان این مجموعه در گذر زمان به این نتیجه رسیدهاند که اگرچه جامعه به قهرمان نیاز دارد و افرادی با استعدادهای ویژه نیز میتوانند کارهای بزرگی بکنند؛ اما بیشک رشد و توسعه مداوم جامعه، نیازمند توجه، شناسایی و پرورش استعدادهای کشفنشده کودکان، نوجوانان و جوانان عادی است.
در شش ماه گذشته، فرصتی شد تا بعد از کار روزانه (عصرها) در کنار پسرم به تماشای کارتونهای تلویزیون بنشینم. سه مجموعه انیمیشن ورزشی ژاپنی با عناوین فوتبالیستها، آبشار سرنوشت و رکابزنان کوهستان را با هم دیدیم. برایم جالب بود که اینها به همین ترتیب زمانی ساخته شده بود. نکته مهمی که توجهم را جلب کرد، تمرکز عوامل تولیدکننده بر ویژگیهای قهرمانان این مجموعهها بود. شخصیت اصلی فوتبالیستها، پسرکی با استعداد به نام سوباسا، فردی توانمند، خوشفکر، با مهارتهای فردی خاص و قدرت بدنی قابل قبول است که توانایی دریبلزدن، دویدن با سرعت زیاد، فرار بدون توپ، انجام پرشهای بلند، ضربهزدن با سر، شوت برگردان، شوت چرخشی و... را دارد؛ در یک نگاه او یک اَبَرقهرمان است. همزمانی ساخت این مجموعه کارتونی با زمانی که فوتبال ژاپن حتی در سطح آسیا شناختهشده نبود، جالب است. به نظر میآید سازندگان این مجموعه سعی در تشویق و ترغیب کودکان و نوجوانان به ورزش فوتبال داشتهاند و با قهرمانپردازی و ساخت شخصیتهای متفاوت با قابلیتهای متنوع و اغلب عجیب و باورنکردنی، سعی در بهرهگیری از قوه خیالپردازی و همذاتپنداری کودکان و نوجوانان داشتهاند. شخصیتهای توانمند دیگری مانند کارکرو، تارو، واکی بایاشی، میزوگی، برادران تاچیبانا و... در کنار شخصیتهای شوخ و طنزی مثل ایشی زاکی به جذابیت این مجموعه کارتونی افزوده است؛ اما ویژگی همه این شخصیتها، قهرمانبودنشان است. توانمندی به معنای داشتن تخصص در یک ویژگی منحصربهفرد، بیش از سایر فوتبالیستها. در مجموعه آبشار سرنوشت، تیم والیبال یک مدرسه متشکل از یک مربی جوان، معدودی بازیکن خوب و باتجربه و چند بازیکن معمولی و پسرکی علاقهمند به نام هیناتا است که پس از تماشای یک بازی، به والیبال علاقهمند میشود. او در آغاز حتی توانایی کنترل صحیح توپ و ضربهزدن صحیح به توپ را ندارد که وارد مسابقات میشود. کلاغهای پرشکسته ابتدا، مسابقات را میبازند؛ اما با تلاش و پشتکار فراوان، تمرینهای مداوم و هماهنگشدن با هم و تقویت همکاری گروهی، بازی به بازی رشد میکنند؛ اما هیناتا با وجود قد کوتاه خود، یک تخصص ویژه دارد که مختص خود اوست. او قادر به دویدن سریع و بلندپریدن است؛ ولی نقطه ضعفی هم دارد. او در زمان آبشارزدن چشمانش را میبندد. معتقدم سازگان این مجموعه، چندان به قهرمانسازی و معرفی شخصیتی بسیار قدرتمند و با مهارتهای متنوع مثل سوباسا، توجه نداشتند؛ بلکه بیشتر به ترغیب کودکان و نوجوانان معمولی به کار گروهی، توجه و احترام به آموزههای مربی، تلاش شبانهروزی، در کنار توجه به قابلیتهای خاص و قابل رشد هر فرد، تلاش داشتهاند. در این مجموعه بسیار جذاب هیناتا سرانجام موفق میشود نقطه ضعف خود را برطرف کند و در زمان آبشارزدن نقطه هدف خود را ببیند و اینگونه موفق به کسب امتیازهای بیشتری میشود. در آخرین مسابقه، کلاغهای پرشکسته، نخست به حدی از تیم مقابل خود ترسیدهاند که خود را از پیش باخته پنداشتند؛ اما با ورود به بازی، کمکم ترس از وجودشان رخت برمیبندد و به ارائه یک بازی هوشمندانه و لذتبردن از مسابقه میپردازند و در نهایت قهرمان میشوند. سومین مجموعه زیبا و دیدنی ورزشی که دیدم، انیمیشن زیبای رکابزنان کوهستان با ترانههای زیبایی در آغاز برنامه است که ارزش شنیدن هرروزه را دارد. اونادا، پسربچهای علاقهمند به کارتون، پوستر و اسباببازی است. او با یک دوچرخه ساده، کوهستان را به سمت اکیبا، بازارچه مورد علاقهاش طی میکند، بهگونهای دوچرخهسواری در خونش هست؛ اما او نمیداند. در طی داستان حوادث ساده و پیشپاافتادهای، سبب میشود او بتواند استعداد نهفته خود را کشف کند و با وجود سال اولی بودن، با تلاش فراوان بهعنوان یک کوهپیما وارد تیم دوچرخهسواری مدرسه میشود. او از رقابت لذت میبرد، در سختیها میخندد، خیرخواه است، دوستدار همکاری تیمی است و بودن در کنار تیمش را دوست دارد. اطاعت و فرمانبرداری از رهبر گروه را موجب رشد گروه میداند. با وجود ضعف جسمی با تکیه بر روحیه شکستناپذیر خود، قهرمان مسابقات روز سوم میشود و تیم مدرسهاش را قهرمان مسابقات مقدماتی میکند. او یک فرد عادی است. مثل سوباسا قهرمان نیست، مثل هیناتا توانمندی منحصربهفرد و ویژهای ندارد. یک آماتور است که مثل هر انسان دیگری استعداد ویژهای دارد و موفق به کشف استعداد خودش میشود. پرتلاش است و با تلاش فراوان قلههای موفقیت را یکییکی فتح میکند. او با تمام توان برای تیمش تلاش میکند و این تلاش ارزشمند است. شاید سازندگان این مجموعه در گذر زمان به این نتیجه رسیدهاند که اگرچه جامعه به قهرمان نیاز دارد و افرادی با استعدادهای ویژه نیز میتوانند کارهای بزرگی بکنند؛ اما بیشک رشد و توسعه مداوم جامعه، نیازمند توجه، شناسایی و پرورش استعدادهای کشفنشده کودکان، نوجوانان و جوانان عادی است.