به مناسبت صدمین سالگرد امضای پیمان دوستی
ایران و 2 پیمان تاریخساز ۱۹۲۱
سال 1921 برای ایران به لحاظ انعقاد پیمانهای تاریخساز با همسایگان سال مهمی تلقی میشود. از اولین ماههای سال 1921 به فاصله پنج ماه، مقامات رسمی کشور بر دو پیمان مودت و دوستی مهم صحه گذاردند که مناسبات نوین کشور ما را در قرن جدید با همسایه قدرتمند شمالی و همسایه همزبان شرقی شکل بخشید. این دو قرارداد از حیث اهمیت و فراگیری در صدساله اخیر ازجمله تأثیرگذارترین و مبناییترین قراردادهایی بودهاند که عملا روابط ایران با این دو کشور را ساماندهی کردهاند و جهت بخشیدهاند.
اولین قرارداد در اسفند 1299 هجری شمسی همزمان با کودتای سوم اسفند و چند سال بعد از انقلاب بلشویکی و استقرار دولت اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی منعقد شد؛ کشور جدیدالولادهای که از دل سرنگونی امپراتوری تزاری سر برآورد و در تلاطم جنگ در اقصانقاط کشور و مرزهای خود با کشورهای متخاصم و ضد انقلابیون روس معروف به روسهای سفید قرار داشت و بعد از کنگره 1920 باکو، جای پایی از نفوذ عقاید انقلابی خود را در قلوب ملل ستمدیده شرق و ازجمله ایران جستوجو میکرد و قرارداد 1921 را با احتساب ملاحظات استراتژیک جدید، قراردادی ضدامپریالیستی و ضد الگوی توسعهطلبانه تزارها در راستای منافع ایران برمیشمرد.
قرارداد دوم با افغانستان در تیرماه سال 1300 (1921) یا دومین سالگرد استقلال این کشور از انگلستان و سلطنت امانالله محقق شد. امانالله شاهی که بعد از ترور پدر با حمایت علما و رهبران اقوام در سال 1919 به تخت شاهی نشست و اعلام استقلال کرد؛ مرزهای امن کشور خود را در همسایگی ایران جستوجو میکرد که بعدها به مهمترین متحد این کشور نیز تبدیل شد و تعاملات رهبران دو کشور بستر بسیار مناسبی را برای تأمین اهداف دو کشور در ایجاد ثبات و توسعه در سایه همزیستی مسالمتآمیز و روابط دوستانه و برادرانه فراهم کرد.
هر دو پیمان در شرایط گذار در نظام بینالملل بعد از جنگ جهانی اول و استقرار نظم نوین جهانی و نیز در شرایط گذار در ساختار نظام سیاسی سه کشور ایران، افغانستان و اتحاد جماهیر شوروی منعقد شد. در واقع خاتمه جنگ جهانی اول و تضعیف قدرتهای مسلط جهانی و از جمله انگلستان که با امواج استقلالخواهی مستعمرات آغاز شد و در ایران نیز تضعیف مواضع استعمارگر پیر را به دنبال داشت که تبلور خود را در مخالفت مجلس دوره ششم مشروطه با قرارداد 1919 یافت و عملا مرگ قرارداد تحمیلی و یکجانبه کاکس ـ وثوقالدوله را رقم زد.
پیمانهای 1921 در زمانی منعقد شد که در هر سه کشور کم و بیش نسل جدیدی از سیاستمداران با خاستگاه، اهداف و رویکردهای متفاوت اداره کشور و نظام سیاسی آن را بر عهده گرفتند. این پیمانها همچنین نسل جدیدی از قراردادها در اوایل قرن بیستم با هدف تأمین منافع متقابل، حسن همجواری و همزیستی مسالمتآمیز، گسترش مراودات، حلوفصل اختلافات پیشین و چشماندازسازی را در مناسبات فیمابین با مسئولیت دولتهای نوین موجب شد. به نظر میرسد این دو پیمان گامهای اولیهای در شکلدهی به دولت - ملتهای نوین و تلاشهای قابلتوجهی در استقرار و تثبیت دولتهای توسعهگرایی است که روند توسعه و پیشرفت ملی را از مسیر صلحسازی، ایجاد امنیت و ثبات و پیوندهای عمیق منطقهای جستوجو کرده و به دنبال کاهش زمینههای اختلافات و بهویژه اختلافات تاریخی، ارضی و مرزی هستند. کشورهایی که بعد از دورههای متمادی جنگ و درگیری در آستانه فروپاشی، مجددا ققنوسوار سر برآورده و در سایه اراده ملتهای خود قدم در راه استقرار دولتهای نوین نهادهاند.
پیمان دوجانبه دو کشور ایران و افغانستان در سالهای بعد، الگو و طلیعه همکاریهای عمیقی میان دو ملت شد که نمونههایی از این پیمانها با دیگر همسایگان مانند ترکیه و عراق هم ظهور و بروز یافت. این یادداشت ضمن اذعان بر وجود موانع و بازدارندههای تعمیق روابط فیمابین و همگرایی تمدنی، بهویژه موانع و آسیبهای هیدروپلیتیک و تشتت رهبران همسو؛ اراده و سرنوشت مشترک دو ملت را در بهحاشیهرانی این تنگناها و آسیبها قطعی دیده و امیدوار است در چارچوب بصیرتی فرهنگی و تاریخی، همگرایی دو ملت و دو دولت تحقق یابد.
منبع: دیپلماسی ایرانی
سال 1921 برای ایران به لحاظ انعقاد پیمانهای تاریخساز با همسایگان سال مهمی تلقی میشود. از اولین ماههای سال 1921 به فاصله پنج ماه، مقامات رسمی کشور بر دو پیمان مودت و دوستی مهم صحه گذاردند که مناسبات نوین کشور ما را در قرن جدید با همسایه قدرتمند شمالی و همسایه همزبان شرقی شکل بخشید. این دو قرارداد از حیث اهمیت و فراگیری در صدساله اخیر ازجمله تأثیرگذارترین و مبناییترین قراردادهایی بودهاند که عملا روابط ایران با این دو کشور را ساماندهی کردهاند و جهت بخشیدهاند.
اولین قرارداد در اسفند 1299 هجری شمسی همزمان با کودتای سوم اسفند و چند سال بعد از انقلاب بلشویکی و استقرار دولت اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی منعقد شد؛ کشور جدیدالولادهای که از دل سرنگونی امپراتوری تزاری سر برآورد و در تلاطم جنگ در اقصانقاط کشور و مرزهای خود با کشورهای متخاصم و ضد انقلابیون روس معروف به روسهای سفید قرار داشت و بعد از کنگره 1920 باکو، جای پایی از نفوذ عقاید انقلابی خود را در قلوب ملل ستمدیده شرق و ازجمله ایران جستوجو میکرد و قرارداد 1921 را با احتساب ملاحظات استراتژیک جدید، قراردادی ضدامپریالیستی و ضد الگوی توسعهطلبانه تزارها در راستای منافع ایران برمیشمرد.
قرارداد دوم با افغانستان در تیرماه سال 1300 (1921) یا دومین سالگرد استقلال این کشور از انگلستان و سلطنت امانالله محقق شد. امانالله شاهی که بعد از ترور پدر با حمایت علما و رهبران اقوام در سال 1919 به تخت شاهی نشست و اعلام استقلال کرد؛ مرزهای امن کشور خود را در همسایگی ایران جستوجو میکرد که بعدها به مهمترین متحد این کشور نیز تبدیل شد و تعاملات رهبران دو کشور بستر بسیار مناسبی را برای تأمین اهداف دو کشور در ایجاد ثبات و توسعه در سایه همزیستی مسالمتآمیز و روابط دوستانه و برادرانه فراهم کرد.
هر دو پیمان در شرایط گذار در نظام بینالملل بعد از جنگ جهانی اول و استقرار نظم نوین جهانی و نیز در شرایط گذار در ساختار نظام سیاسی سه کشور ایران، افغانستان و اتحاد جماهیر شوروی منعقد شد. در واقع خاتمه جنگ جهانی اول و تضعیف قدرتهای مسلط جهانی و از جمله انگلستان که با امواج استقلالخواهی مستعمرات آغاز شد و در ایران نیز تضعیف مواضع استعمارگر پیر را به دنبال داشت که تبلور خود را در مخالفت مجلس دوره ششم مشروطه با قرارداد 1919 یافت و عملا مرگ قرارداد تحمیلی و یکجانبه کاکس ـ وثوقالدوله را رقم زد.
پیمانهای 1921 در زمانی منعقد شد که در هر سه کشور کم و بیش نسل جدیدی از سیاستمداران با خاستگاه، اهداف و رویکردهای متفاوت اداره کشور و نظام سیاسی آن را بر عهده گرفتند. این پیمانها همچنین نسل جدیدی از قراردادها در اوایل قرن بیستم با هدف تأمین منافع متقابل، حسن همجواری و همزیستی مسالمتآمیز، گسترش مراودات، حلوفصل اختلافات پیشین و چشماندازسازی را در مناسبات فیمابین با مسئولیت دولتهای نوین موجب شد. به نظر میرسد این دو پیمان گامهای اولیهای در شکلدهی به دولت - ملتهای نوین و تلاشهای قابلتوجهی در استقرار و تثبیت دولتهای توسعهگرایی است که روند توسعه و پیشرفت ملی را از مسیر صلحسازی، ایجاد امنیت و ثبات و پیوندهای عمیق منطقهای جستوجو کرده و به دنبال کاهش زمینههای اختلافات و بهویژه اختلافات تاریخی، ارضی و مرزی هستند. کشورهایی که بعد از دورههای متمادی جنگ و درگیری در آستانه فروپاشی، مجددا ققنوسوار سر برآورده و در سایه اراده ملتهای خود قدم در راه استقرار دولتهای نوین نهادهاند.
پیمان دوجانبه دو کشور ایران و افغانستان در سالهای بعد، الگو و طلیعه همکاریهای عمیقی میان دو ملت شد که نمونههایی از این پیمانها با دیگر همسایگان مانند ترکیه و عراق هم ظهور و بروز یافت. این یادداشت ضمن اذعان بر وجود موانع و بازدارندههای تعمیق روابط فیمابین و همگرایی تمدنی، بهویژه موانع و آسیبهای هیدروپلیتیک و تشتت رهبران همسو؛ اراده و سرنوشت مشترک دو ملت را در بهحاشیهرانی این تنگناها و آسیبها قطعی دیده و امیدوار است در چارچوب بصیرتی فرهنگی و تاریخی، همگرایی دو ملت و دو دولت تحقق یابد.
منبع: دیپلماسی ایرانی