|

مروری بر عملکرد سردار سليماني در دفاع مقدس

سربازی از کرمان

شرق: 24 ساله بود که جنگ شروع شد. دو سال قبل به عضويت سپاه درآمده و از همان آغاز توانايي‌هايش آشکار شده بود. سردار سپهبد شهيد قاسم سليماني خود دراين‌باره گفته بود: «همه جوان بوديم و بايد به شکلي براي انقلاب فعاليت مي‌کرديم و اين‌گونه بود که وارد سپاه شدم». پيش از آن او پيشينه نظامي نداشت و در سازمان آب کرمان کار مي‌کرد. سردار سليماني البته در آغاز به عضويت «سپاه افتخاري» کرمان درآمد و هم‌زمان در سازمان آب کرمان هم مشغول به کار بود. جبهه‌هاي کردستان سرآغاز حرکت او در جبهه‌هاي نبرد بود که با شروع جنگ تحميلي ادامه پيدا کرد؛ فصلي جديد که با آموزش گردان‌هاي سپاه کرمان آغاز شد و به فرماندهي سپاه ثارالله کرمان و حضور مؤثر در ميدان‌هاي
دفاع مقدس انجاميد.
سوسنگرد؛ آغاز حضور در جبهه‌هاي دفاع مقدس
تابستان 59 جنگ هشت‌ساله ايران و عراق آغاز شد. سردار سليماني که پيش از اين به عضويت سپاه درآمده بود، به گفته هم‌رزمان، مسئوليت آموزش را برعهده داشت. گردان‌هايي که او آموزش داده بود راهي جبهه‌هاي جنوب مي‌شدند. پيش از اين اما سردار سليماني در کردستان در مقابل جدايي‌طلبان جنگيده بود. وقتي از مهاباد بازگشت، مسئوليت پادگان قدس سپاه در کرمان را برعهده گرفت. جنگ آغاز شده بود و سردار سليماني در اولين گام چندين گروه از نيروهاي کرماني را آموزش داد؛ نيروهايي که قرار بود عازم جبهه‌هاي جنوب شوند. کمي بعد يعني در سال 60 خود نيز عازم سوسنگرد شد و در محور مالکيه مقابل بعثي‌ها جنگيد. به نوشته «تسنيم»، او خود درباره اين دوران و نقش شهيد حسن باقري در ماندگاري خود در جبهه نبرد در دوران دفاع مقدس گفته بود: «اوايل سال 60 در جبهه سوسنگرد بودم که شهيد علي هاشمي جبهه‌اي را در حميديه تشکيل داد، من هم در خدمت ايشان بودم. زماني بود که گردان‌ها تشکيل شدند. عملياتي به‌ نام رجايي و باهنر طراحي شده بود. من در آن عمليات معاون گردان بودم. عمليات حساسي بود. مي‌خواستيم عراقي‌ها را در جاده سوسنگرد‌- حميديه دور بزنيم». سردار سليماني درباره شهيد باقري گفته: «حسن به جبهه‌ها سرکشي مي‌کرد... از احترامي که به او مي‌گذاشتند، با توجه به اينکه صورت حسن کم‌مو بود، فکر مي‌کردم پسر آقاي هاشمي‌رفسنجاني است.
تا اينکه در شب قبل از عمليات، جلسه‌اي گذاشته شد و فرماندهان گردان‌ها در سالن نمازخانه جمع شدند. در آنجا دانستم که مسئول اطلاعات ‌عمليات جنگ است». سردار سليماني گفته بود: «من از همان ابتداي سال 60، مجذوب حسن شدم. شايد يکي از عللي که باعث شد از رفتن صرف‌نظر کنم و در جنگ ماندگار شوم، شخصيت حسن بود». سردار سليماني گردان 41 ثارالله کرمان را بنيان‌گذاري کرد و پس از اين با همين گردان که بعدها به لشکر ارتقا پيدا کرد، در عمده عمليات‌هاي دفاع مقدس حضوری پررنگ داشت.
لشکري که بنيان گذاشت و فرمانده‌اش بود
لشکر 41 ثارالله، لشکر پياده‌نظام سپاه پاسداران انقلاب اسلامي بود که از نيروهاي استان کرمان تشکيل مي‌شد. اين لشکر سال 59 در قالب يک گردان شکل گرفت و يک سال بعد به تيپ ارتقا پيدا کرد و سال 61 باز هم گسترش يافت و با ۳ تيپ و يک گردان زرهي، به‌عنوان لشکر ۴۱ ثارالله به فعاليت ادامه داد. سردار سليماني که از بنيان‌گذاران اين لشکر بود، تا سال 76 فرماندهي آن را برعهده داشت. لشکر ۴۱ ثارالله در طول جنگ ايران و عراق در عمليات‌هاي نصر ۴، نصر 5، کربلاي ۱، کربلاي ۴، کربلاي ۵، بدر، خيبر، والفجر ۱، والفجر ۳ و والفجر ۴، عمليات رمضان، بيت‌المقدس و بيت‌المقدس ۷، فتح‌المبين و طريق‌القدس حضور داشت. عمليات طريق‌القدس عمليات مشترک سپاه و ارتش در آزادسازي بستان بود که از 20 آبان تا 15 آذر 1360 انجام شد. فتح‌المبين، عمليات آزادسازي غرب دزفول و دهلران و محافظت از انديمشک، شوش، دزفول و جاده انديمشک- دزفول اواخر سال 60 و اوايل سال 61، خيبر، عمليات تهديد بصره سال 1360، کربلاي پنج عمليات اشغال سليمانيه و پيشروي به سوي بصره سال 64 از جمله عمليات‌هايي بودند که سردار سليماني به همراه لشکر 41 ثارالله در آنها حضور داشت. در عمليات نصر 5 نيز که بعد از نصر‌4 و در خرداد و تير سال 66 انجام شد، يگان تحت فرماندهي سردار سليماني مورد حمله شيميايي قرار گرفت. عمليات بيت‌المقدس 4 که در فروردين 67 براي تصرف بلندي‌هاي شاخ شميران و شاخ سومر انجام شد، ديگر ميداني بود که سردار سليماني در هشت سال ‌دفاع مقدس در آن جنگيد. فرمانده لشکر 41 ثارالله در دو عمليات فاو و مجنون سال 67 نيز حضور داشت. سردار سليماني کمتر اهل مصاحبه بود و به‌همين‌دليل خاطره‌هاي زيادي از حضور او در جبهه‌ها در دست نيست. او خود در خاطره درباره عمليات کربلاي 5 مي‌گويد: ««يك وقت در شلمچه بوديم، ما مي‌خواستيم عمليات بكنيم. قبل از اين عمليات كربلاي 5، شايد يك‌سال‌و‌نيم قبل از اين، خب آنجا ما براي اينكه دشمن متوجه نشود، نيروهاي اطلاعات عمليات ما مشخص كرده بوديم مستقر كرده بوديم جلوي ما آب بود. آن روز دو تا از بچه‌هاي ما به نام صادقي و موسايي‌پور رفتند براي شناسايي، برنگشتند، يك برادري داشتيم خيلي عارف بود، نوجوان مدرسه‌اي بود، دانش‌آموز، اما خيلي عارف بود يعني شايد در عرفان عملي كم مثلش پيدا مي‌شد، به درجه‌اي رسيده بود كه بعضي از اوليا و در واقع بزرگان اين جايگاه، جايگاه عرفان بعد از مثلا مدت طولاني 70 سال، 80 سال مي‌رسيدند، او رسيده بود...».
دفاع مقدس حالت مادر دارد
سردار سليماني سال‌هاي بعد از پايان جنگ نيز در محورهاي مقاومت جنگيد. از برجسته‌ترين اين جنگ‌ها جنگ 33 روزه لبنان با رژيم اسرائيل بود که سردار سليماني در اولين و آخرين مصاحبه مطبوعاتي خود با دفتر حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبري از حضور کامل خود در مدت اين جنگ در لبنان سخن گفت. او اين جنگ را چنين توصيف کرد: «يک نکته مهمي که وجود دارد، در مسئله جنگ و يک ضربه حزب‌الله مشابه ضربه آقا اميرالمؤمنين در جنگ خندق بود در به‌زمين‌زدن عمر بن عبدود که پيامبر فرمودند اين ضربه اميرالمؤمنين مساوي است با همه عبادت جن و انس. چرا؟ چون ناجي اسلام شد. حزب‌الله در ضرباتي که طراحي مي‌کرد، بعضي از ضرباتش يک مرتبه يک ساختار کامل رژيم را از دور خارج مي‌کرد». او در اين مصاحبه از فرمانده ارشد حزب‌الله لبنان در اين جنگ عماد مغنيه که دو سال بعد يعني سال 2008 به شهادت رسيد نيز به‌عنوان سردار واقعي ياد مي‌کند. سليماني در سال‌هاي جنگ هم‌رزمان زيادي را از دست داده بود و به‌همين‌دليل همواره آرزوي شهادت داشت و از هم‌رزمان خود با اندوه بسيار ياد مي‌کرد. او در ادامه مصاحبه با دفتر حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبري درباره جنگ 33 روزه لبنان از دوران دفاع مقدس اين‌طور ياد مي‌کند: «[دفاع مقدس] نسبت به همه دفاع‌هاي مقدس ديگري كه وجود دارد، يك حالت مادر دارد، محوريت و قدسيت دارد، نمي‌توانيم بگوييم كه اگر دفاع مقدس وجود نداشت، يعني اين نوع دفاعي كه در دفاع ما اتفاق افتاد كه موضوعات معنوي در اعلي‌ترين شكلش بروز داده شد، تبليغات ديني در اعلي‌ترين شكلش بروز داده شد، موضوعات اعتقادي، عبادي در اعلي‌ترين شكلش بدون ذره‌اي انحراف نمايش داده شد، ايثار، جهاد و شهادت در اعلي‌ترين شكلش نشان داده شد، مديريت و در رابطه در واقع مدير و زيرمجموعه، دقيقا اگر بخواهيم تطبيق بدهيم با نادرترين صحنه‌هاي صدر اسلام قابل تطبيق است؛ بنابراين دفاع مقدس در همه موضوعات يك قله‌اي بود؛ اينها سلسله‌جبل اين قله‌اند. شما اين جبل البرز طولش بيش از هزار كيلومتر است اما معرفش قله دماوند است، قله دماوند آن نقطه مرتفع اساسي است، دفاع مقدس به نسبت همه اين دفاع‌ها نسبت اين قله دماوند را به يك سلسله‌جبل طولاني البرز دارد يك ارتفاعي دارد مرتفع‌تر از همه اينهاست، اينها دامنه‌هاي او هستند، سلسله‌قلل آن هستند. بخواهيم واقعا تشبيه بكنيم اين را بايد بگوييم». او در ادامه مي‌گويد:‌ «ما خيلي از اين صحنه‌ها در دفاع مقدسمان ديديم و هميشه مي‌گويم از عوامل برحق‌بودن خودمان در جنگ من آن روحياتي كه از رزمندگانمان بروز مي‌كرد كه بيشتر شباهت داشت به يك حالت سير و سلوك، به برداشتن حجاب‌ها سخناني مي‌گفتند وراي حجاب‌ها، وراي پرده‌ها».

شرق: 24 ساله بود که جنگ شروع شد. دو سال قبل به عضويت سپاه درآمده و از همان آغاز توانايي‌هايش آشکار شده بود. سردار سپهبد شهيد قاسم سليماني خود دراين‌باره گفته بود: «همه جوان بوديم و بايد به شکلي براي انقلاب فعاليت مي‌کرديم و اين‌گونه بود که وارد سپاه شدم». پيش از آن او پيشينه نظامي نداشت و در سازمان آب کرمان کار مي‌کرد. سردار سليماني البته در آغاز به عضويت «سپاه افتخاري» کرمان درآمد و هم‌زمان در سازمان آب کرمان هم مشغول به کار بود. جبهه‌هاي کردستان سرآغاز حرکت او در جبهه‌هاي نبرد بود که با شروع جنگ تحميلي ادامه پيدا کرد؛ فصلي جديد که با آموزش گردان‌هاي سپاه کرمان آغاز شد و به فرماندهي سپاه ثارالله کرمان و حضور مؤثر در ميدان‌هاي
دفاع مقدس انجاميد.
سوسنگرد؛ آغاز حضور در جبهه‌هاي دفاع مقدس
تابستان 59 جنگ هشت‌ساله ايران و عراق آغاز شد. سردار سليماني که پيش از اين به عضويت سپاه درآمده بود، به گفته هم‌رزمان، مسئوليت آموزش را برعهده داشت. گردان‌هايي که او آموزش داده بود راهي جبهه‌هاي جنوب مي‌شدند. پيش از اين اما سردار سليماني در کردستان در مقابل جدايي‌طلبان جنگيده بود. وقتي از مهاباد بازگشت، مسئوليت پادگان قدس سپاه در کرمان را برعهده گرفت. جنگ آغاز شده بود و سردار سليماني در اولين گام چندين گروه از نيروهاي کرماني را آموزش داد؛ نيروهايي که قرار بود عازم جبهه‌هاي جنوب شوند. کمي بعد يعني در سال 60 خود نيز عازم سوسنگرد شد و در محور مالکيه مقابل بعثي‌ها جنگيد. به نوشته «تسنيم»، او خود درباره اين دوران و نقش شهيد حسن باقري در ماندگاري خود در جبهه نبرد در دوران دفاع مقدس گفته بود: «اوايل سال 60 در جبهه سوسنگرد بودم که شهيد علي هاشمي جبهه‌اي را در حميديه تشکيل داد، من هم در خدمت ايشان بودم. زماني بود که گردان‌ها تشکيل شدند. عملياتي به‌ نام رجايي و باهنر طراحي شده بود. من در آن عمليات معاون گردان بودم. عمليات حساسي بود. مي‌خواستيم عراقي‌ها را در جاده سوسنگرد‌- حميديه دور بزنيم». سردار سليماني درباره شهيد باقري گفته: «حسن به جبهه‌ها سرکشي مي‌کرد... از احترامي که به او مي‌گذاشتند، با توجه به اينکه صورت حسن کم‌مو بود، فکر مي‌کردم پسر آقاي هاشمي‌رفسنجاني است.
تا اينکه در شب قبل از عمليات، جلسه‌اي گذاشته شد و فرماندهان گردان‌ها در سالن نمازخانه جمع شدند. در آنجا دانستم که مسئول اطلاعات ‌عمليات جنگ است». سردار سليماني گفته بود: «من از همان ابتداي سال 60، مجذوب حسن شدم. شايد يکي از عللي که باعث شد از رفتن صرف‌نظر کنم و در جنگ ماندگار شوم، شخصيت حسن بود». سردار سليماني گردان 41 ثارالله کرمان را بنيان‌گذاري کرد و پس از اين با همين گردان که بعدها به لشکر ارتقا پيدا کرد، در عمده عمليات‌هاي دفاع مقدس حضوری پررنگ داشت.
لشکري که بنيان گذاشت و فرمانده‌اش بود
لشکر 41 ثارالله، لشکر پياده‌نظام سپاه پاسداران انقلاب اسلامي بود که از نيروهاي استان کرمان تشکيل مي‌شد. اين لشکر سال 59 در قالب يک گردان شکل گرفت و يک سال بعد به تيپ ارتقا پيدا کرد و سال 61 باز هم گسترش يافت و با ۳ تيپ و يک گردان زرهي، به‌عنوان لشکر ۴۱ ثارالله به فعاليت ادامه داد. سردار سليماني که از بنيان‌گذاران اين لشکر بود، تا سال 76 فرماندهي آن را برعهده داشت. لشکر ۴۱ ثارالله در طول جنگ ايران و عراق در عمليات‌هاي نصر ۴، نصر 5، کربلاي ۱، کربلاي ۴، کربلاي ۵، بدر، خيبر، والفجر ۱، والفجر ۳ و والفجر ۴، عمليات رمضان، بيت‌المقدس و بيت‌المقدس ۷، فتح‌المبين و طريق‌القدس حضور داشت. عمليات طريق‌القدس عمليات مشترک سپاه و ارتش در آزادسازي بستان بود که از 20 آبان تا 15 آذر 1360 انجام شد. فتح‌المبين، عمليات آزادسازي غرب دزفول و دهلران و محافظت از انديمشک، شوش، دزفول و جاده انديمشک- دزفول اواخر سال 60 و اوايل سال 61، خيبر، عمليات تهديد بصره سال 1360، کربلاي پنج عمليات اشغال سليمانيه و پيشروي به سوي بصره سال 64 از جمله عمليات‌هايي بودند که سردار سليماني به همراه لشکر 41 ثارالله در آنها حضور داشت. در عمليات نصر 5 نيز که بعد از نصر‌4 و در خرداد و تير سال 66 انجام شد، يگان تحت فرماندهي سردار سليماني مورد حمله شيميايي قرار گرفت. عمليات بيت‌المقدس 4 که در فروردين 67 براي تصرف بلندي‌هاي شاخ شميران و شاخ سومر انجام شد، ديگر ميداني بود که سردار سليماني در هشت سال ‌دفاع مقدس در آن جنگيد. فرمانده لشکر 41 ثارالله در دو عمليات فاو و مجنون سال 67 نيز حضور داشت. سردار سليماني کمتر اهل مصاحبه بود و به‌همين‌دليل خاطره‌هاي زيادي از حضور او در جبهه‌ها در دست نيست. او خود در خاطره درباره عمليات کربلاي 5 مي‌گويد: ««يك وقت در شلمچه بوديم، ما مي‌خواستيم عمليات بكنيم. قبل از اين عمليات كربلاي 5، شايد يك‌سال‌و‌نيم قبل از اين، خب آنجا ما براي اينكه دشمن متوجه نشود، نيروهاي اطلاعات عمليات ما مشخص كرده بوديم مستقر كرده بوديم جلوي ما آب بود. آن روز دو تا از بچه‌هاي ما به نام صادقي و موسايي‌پور رفتند براي شناسايي، برنگشتند، يك برادري داشتيم خيلي عارف بود، نوجوان مدرسه‌اي بود، دانش‌آموز، اما خيلي عارف بود يعني شايد در عرفان عملي كم مثلش پيدا مي‌شد، به درجه‌اي رسيده بود كه بعضي از اوليا و در واقع بزرگان اين جايگاه، جايگاه عرفان بعد از مثلا مدت طولاني 70 سال، 80 سال مي‌رسيدند، او رسيده بود...».
دفاع مقدس حالت مادر دارد
سردار سليماني سال‌هاي بعد از پايان جنگ نيز در محورهاي مقاومت جنگيد. از برجسته‌ترين اين جنگ‌ها جنگ 33 روزه لبنان با رژيم اسرائيل بود که سردار سليماني در اولين و آخرين مصاحبه مطبوعاتي خود با دفتر حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبري از حضور کامل خود در مدت اين جنگ در لبنان سخن گفت. او اين جنگ را چنين توصيف کرد: «يک نکته مهمي که وجود دارد، در مسئله جنگ و يک ضربه حزب‌الله مشابه ضربه آقا اميرالمؤمنين در جنگ خندق بود در به‌زمين‌زدن عمر بن عبدود که پيامبر فرمودند اين ضربه اميرالمؤمنين مساوي است با همه عبادت جن و انس. چرا؟ چون ناجي اسلام شد. حزب‌الله در ضرباتي که طراحي مي‌کرد، بعضي از ضرباتش يک مرتبه يک ساختار کامل رژيم را از دور خارج مي‌کرد». او در اين مصاحبه از فرمانده ارشد حزب‌الله لبنان در اين جنگ عماد مغنيه که دو سال بعد يعني سال 2008 به شهادت رسيد نيز به‌عنوان سردار واقعي ياد مي‌کند. سليماني در سال‌هاي جنگ هم‌رزمان زيادي را از دست داده بود و به‌همين‌دليل همواره آرزوي شهادت داشت و از هم‌رزمان خود با اندوه بسيار ياد مي‌کرد. او در ادامه مصاحبه با دفتر حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبري درباره جنگ 33 روزه لبنان از دوران دفاع مقدس اين‌طور ياد مي‌کند: «[دفاع مقدس] نسبت به همه دفاع‌هاي مقدس ديگري كه وجود دارد، يك حالت مادر دارد، محوريت و قدسيت دارد، نمي‌توانيم بگوييم كه اگر دفاع مقدس وجود نداشت، يعني اين نوع دفاعي كه در دفاع ما اتفاق افتاد كه موضوعات معنوي در اعلي‌ترين شكلش بروز داده شد، تبليغات ديني در اعلي‌ترين شكلش بروز داده شد، موضوعات اعتقادي، عبادي در اعلي‌ترين شكلش بدون ذره‌اي انحراف نمايش داده شد، ايثار، جهاد و شهادت در اعلي‌ترين شكلش نشان داده شد، مديريت و در رابطه در واقع مدير و زيرمجموعه، دقيقا اگر بخواهيم تطبيق بدهيم با نادرترين صحنه‌هاي صدر اسلام قابل تطبيق است؛ بنابراين دفاع مقدس در همه موضوعات يك قله‌اي بود؛ اينها سلسله‌جبل اين قله‌اند. شما اين جبل البرز طولش بيش از هزار كيلومتر است اما معرفش قله دماوند است، قله دماوند آن نقطه مرتفع اساسي است، دفاع مقدس به نسبت همه اين دفاع‌ها نسبت اين قله دماوند را به يك سلسله‌جبل طولاني البرز دارد يك ارتفاعي دارد مرتفع‌تر از همه اينهاست، اينها دامنه‌هاي او هستند، سلسله‌قلل آن هستند. بخواهيم واقعا تشبيه بكنيم اين را بايد بگوييم». او در ادامه مي‌گويد:‌ «ما خيلي از اين صحنه‌ها در دفاع مقدسمان ديديم و هميشه مي‌گويم از عوامل برحق‌بودن خودمان در جنگ من آن روحياتي كه از رزمندگانمان بروز مي‌كرد كه بيشتر شباهت داشت به يك حالت سير و سلوك، به برداشتن حجاب‌ها سخناني مي‌گفتند وراي حجاب‌ها، وراي پرده‌ها».

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.