تلاش برای شناسایی سارقی که هنگام فرار مرتکب قتل شد
شرق: تحقیقات برای دستگیری سارقی که هنگام فرار از صحنه جرم پسری جوان را به قتل رسانده بود، با دستگیری یک مظنون وارد مرحلهای تازه شد.
به گزارش خبرنگار ما، کارآگاهان جنایی تهران بعد از ظهر روز 27 آبان سال گذشته در جریان قتل پسری جوان در محدوده مهرآباد جنوبی قرار گرفتند و تحقیقات خود را آغاز کردند. آنها فهمیدند پسر جوان و پدرش مقابل درِ خانه خود در حال پنچرگیری خودرویشان بودند که ناگهان متوجه شدند دو سارق از خانه همسایه آنها بیرون آمدند. پدر و پسر سعی کردند دزدان را دستگیر کنند اما سارقان پا به فرار گذاشتند.
پسر جوان به تعقیب دزدان پرداخت و بعد از چند دقیقه توانست یکی از آنها را گیر بیندازد. در این لحظه همدست سارق به کمک او آمد و با چاقو ضربهای به پسر جوان زد و بعد از رهاشدن همدستش دو نفری گریختند.
پسر جوان که زخمی شده بود، بهسرعت به بیمارستان انتقال یافت و پزشکان تلاش خود را برای نجات جان او آغاز کردند اما اقدامات آنها بیاثر بود و این جوان بهدلیل خونریزی شدید جان باخت.
کارآگاهان بعد از پیبردن به این جزئیات تحقیقات را در شرایطی آغاز کردند که هیچ نشانهای از دزدان فراری وجود نداشت. مدتی بعد از این واقعه خانواده مقتول به پلیس مراجعه کردند و سرنخی تازه را در اختیار کارآگاهان قرار دادند. آنها گفتند یکی از زنان فامیل در محفلی زنانه از دیگران شنیده فردی به نام ناصر از ماجرای قتل اطلاع دارد و قاتل را میشناسد.
افسران جنایی تصمیم گرفتند از ناصر بازجویی کنند. این مرد هر چه را که شنیده بود برای پلیس تعریف کرد و گفت: من در یک قهوهخانه از فردی ملقب به رضاموش شنیدم که همراه دو نفر برای سرقت وارد خانهاي شده بودند اما دختر صاحبخانه از راه رسید و آنها بهناچار فرار کردند ولی حین فرار درگیری پیش آمد و آنها پسری جوان را با چاقو زدند.
این اطلاعات در پرونده ثبت و تجسسها برای یافتن رضاموش آغاز شد. مأموران پی بردند این مرد بهتازگی به اتهام سرقت لوازم خودرو بازداشت شده است اما هنگامی که از مراجع قضائی برای بازجویی از متهم کمک خواستند، فهمیدند رضاموش فراری شده است. در این مرحله مشخص شد متهم بعد از بازداشت به جرم سرقت در حالیکه لباس شخصی به تن داشت و دستانش با دستبند بسته بود، برای کسب دستور قضائی به دادسرا منتقل شد اما توانست دستبند را باز و فرار کند. به این ترتیب، تلاشهای گستردهای برای دستگیری دوباره رضاموش انجام شد تا اینکه بالاخره ردی از این مجرم فراری بهدست آمد و او بار دیگر به دام افتاد.
متهم بعد از انتقال به پلیس آگاهی ماجرای دخالت در قتل را انکار کرد و گفت: من قبل از اینکه به جرم سرقت لوازم خودرو دستگیر شوم، مدتی به اتهام دیگری در زندان بودم در آنجا از فردی به نام علی شنیدم که او این قتل را مرتکب شده و فرار کرده است. بعد از آزادی از زندان ماجرا را برای چند نفر تعریف کردم اما خودم در آن قتل هیچ نقشی نداشتم. از زمان آزادی هم در یک شابلنزنی کار میکردم تا اینکه دوباره مرا به اتهام سرقت خودرو بازداشت کردند که البته توانستم فرار کنم. بنا بر این گزارش، رضاموش اکنون در بازداشت بهسر میبرد و بررسی صحت و سقم اظهارات او ادامه دارد. کارآگاهان اکنون با دو احتمال مواجه هستند؛ اول اینکه همین فرد قاتل است و با دروغپردازی سعی دارد مسیر تحقیقات را منحرف کند و دوم آنکه او واقعیت را میگوید و فردی به نام علی این جنایت را انجام داده است. پلیس بهصورت همزمان سعی دارد دومین مظنون این پرونده را نیز دستگیر کند تا از این طریق قاتل پسر جوان شناسایی شود.
شرق: تحقیقات برای دستگیری سارقی که هنگام فرار از صحنه جرم پسری جوان را به قتل رسانده بود، با دستگیری یک مظنون وارد مرحلهای تازه شد.
به گزارش خبرنگار ما، کارآگاهان جنایی تهران بعد از ظهر روز 27 آبان سال گذشته در جریان قتل پسری جوان در محدوده مهرآباد جنوبی قرار گرفتند و تحقیقات خود را آغاز کردند. آنها فهمیدند پسر جوان و پدرش مقابل درِ خانه خود در حال پنچرگیری خودرویشان بودند که ناگهان متوجه شدند دو سارق از خانه همسایه آنها بیرون آمدند. پدر و پسر سعی کردند دزدان را دستگیر کنند اما سارقان پا به فرار گذاشتند.
پسر جوان به تعقیب دزدان پرداخت و بعد از چند دقیقه توانست یکی از آنها را گیر بیندازد. در این لحظه همدست سارق به کمک او آمد و با چاقو ضربهای به پسر جوان زد و بعد از رهاشدن همدستش دو نفری گریختند.
پسر جوان که زخمی شده بود، بهسرعت به بیمارستان انتقال یافت و پزشکان تلاش خود را برای نجات جان او آغاز کردند اما اقدامات آنها بیاثر بود و این جوان بهدلیل خونریزی شدید جان باخت.
کارآگاهان بعد از پیبردن به این جزئیات تحقیقات را در شرایطی آغاز کردند که هیچ نشانهای از دزدان فراری وجود نداشت. مدتی بعد از این واقعه خانواده مقتول به پلیس مراجعه کردند و سرنخی تازه را در اختیار کارآگاهان قرار دادند. آنها گفتند یکی از زنان فامیل در محفلی زنانه از دیگران شنیده فردی به نام ناصر از ماجرای قتل اطلاع دارد و قاتل را میشناسد.
افسران جنایی تصمیم گرفتند از ناصر بازجویی کنند. این مرد هر چه را که شنیده بود برای پلیس تعریف کرد و گفت: من در یک قهوهخانه از فردی ملقب به رضاموش شنیدم که همراه دو نفر برای سرقت وارد خانهاي شده بودند اما دختر صاحبخانه از راه رسید و آنها بهناچار فرار کردند ولی حین فرار درگیری پیش آمد و آنها پسری جوان را با چاقو زدند.
این اطلاعات در پرونده ثبت و تجسسها برای یافتن رضاموش آغاز شد. مأموران پی بردند این مرد بهتازگی به اتهام سرقت لوازم خودرو بازداشت شده است اما هنگامی که از مراجع قضائی برای بازجویی از متهم کمک خواستند، فهمیدند رضاموش فراری شده است. در این مرحله مشخص شد متهم بعد از بازداشت به جرم سرقت در حالیکه لباس شخصی به تن داشت و دستانش با دستبند بسته بود، برای کسب دستور قضائی به دادسرا منتقل شد اما توانست دستبند را باز و فرار کند. به این ترتیب، تلاشهای گستردهای برای دستگیری دوباره رضاموش انجام شد تا اینکه بالاخره ردی از این مجرم فراری بهدست آمد و او بار دیگر به دام افتاد.
متهم بعد از انتقال به پلیس آگاهی ماجرای دخالت در قتل را انکار کرد و گفت: من قبل از اینکه به جرم سرقت لوازم خودرو دستگیر شوم، مدتی به اتهام دیگری در زندان بودم در آنجا از فردی به نام علی شنیدم که او این قتل را مرتکب شده و فرار کرده است. بعد از آزادی از زندان ماجرا را برای چند نفر تعریف کردم اما خودم در آن قتل هیچ نقشی نداشتم. از زمان آزادی هم در یک شابلنزنی کار میکردم تا اینکه دوباره مرا به اتهام سرقت خودرو بازداشت کردند که البته توانستم فرار کنم. بنا بر این گزارش، رضاموش اکنون در بازداشت بهسر میبرد و بررسی صحت و سقم اظهارات او ادامه دارد. کارآگاهان اکنون با دو احتمال مواجه هستند؛ اول اینکه همین فرد قاتل است و با دروغپردازی سعی دارد مسیر تحقیقات را منحرف کند و دوم آنکه او واقعیت را میگوید و فردی به نام علی این جنایت را انجام داده است. پلیس بهصورت همزمان سعی دارد دومین مظنون این پرونده را نیز دستگیر کند تا از این طریق قاتل پسر جوان شناسایی شود.