ترجمهای دیگر از کلیله و دمنه
شرق: ادبیات کلاسیک ایران و جهان انباشته از ذخایری است که مطالعه، شناخت و کشف و استخراج آنها میتواند شاعر و نویسنده امروز را نیز بهکار آید. چنین مطالعه و شناختی البته در صورتی منجر به کشف ظرفیتهای پویا و کارآمد از ادبیات کهن و کاربرد خلاقانه آنها در ادبیات امروز میشود که حینِ مطالعه چنین آثاری رویکردهای کلیشهای و عادتشده به این آثار را کنار بگذاریم و متون کهن را چنان دریابیم و بهجا آوریم که گویی متونی هستند متعلق به زمانه ما. چنین رویکردی البته مستلزم مجهزبودن به ابزارهای نوین نقد و شناخت زمانه خود نیز هست. در ادبیات داستانی ایران نویسندگانی که دغدغه نوآوری داشتهاند به این ذخایر نهفقط بیاعتنا نبودهاند بلکه آنها را با دقت خواندهاند و به جای برداشتهای کلیشهای جنبههای پویای ادبیات کهن را گرفتهاند و آنها را به سود داستان معاصر بهکار بستهاند، مثل زندهیاد هوشنگ گلشیری که در ادبیات کهن همواره نکاتی تازه کشف میکرد و در جستجوی شیوههای نو در روایتگری نهفقط به ادبیات مدرن غرب که به ادبیات کلاسیک ایران نیز نظر داشت. یکی از متون کهن که میتواند نویسنده امروز را بهکار آید و به داستان معاصر غنا
بخشد «کلیله و دمنه» است؛ کتابی که عنوان اصلی آن «پنچاتنتره»، به معنای پنج کتاب، است. «پنچاتنتره» که در ایران آن را با عنوان «کلیله و دمنه» میشناسیم از متون کهن ادبیات سنسکریت است که نخستینبار در دوران ساسانیان از هند به ایران آمده. این کتاب را بعدها ابنمقفع به عربی ترجمه کرده و آنچه در ایران با عنوان «کلیله و دمنه» از دوران کهن به دست ما رسیده ترجمههایی است از متن عربی ابنمقفع. معروفترین این ترجمهها ترجمه نصرالله منشی است اما به جز این ترجمه، ترجمهای دیگر هم از این کتاب موجود است با عنوان «داستانهای بیدپای» که مترجم آن محمدبن عبدالله بخاری است. این ترجمه هم تقریبا همزمان با ترجمه نصرالله منشی انجام شده اما نثری سادهتر دارد. گفتنی است که نثر ترجمه نصرالله منشی از «کلیلهودمنه» نیز مستقل از مضمون کتاب، اهمیتی بسیار در تاریخ نثر فارسی دارد. اما در دوران معاصر نیز ترجمههایی از «کلیله و دمنه» انجام شده که در این ترجمهها سعی بر این بوده که نثر فارسی کتاب برای مخاطب غیرمتخصص نیز قابل فهمتر باشد تا مخاطبی هم که به پیچ و خمهای نثر کهن آموخته نیست بتواند محتوای چنین کتابی را دریابد. یکی از این
ترجمهها چند سال پیش منتشر شد و مترجم آن محمدرضا مرعشیپور بود. مرعشیپور «کلیله و دمنه» را از زبان عربی به فارسی امروزی ترجمه کرد و مبنای او هم ترجمه ابنمقفع بود. امسال نیز ترجمهای دیگر از این کتاب به زبان فارسی امروزی منتشر شده که نه نام «کلیله و دمنه» بلکه عنوان اصلی کتاب، یعنی «پنچاتنتره» را بر خود دارد. «پنچاتنتره» را عبدالعلی براتی از متن انگلیسی کتاب به فارسی برگردانده و مبنای او ترجمهای بوده که از سنسکریت به انگلیسی انجام شده است. ترجمه عبدالعلی براتی از «پنچاتنتره» در نشر صدای معاصر به چاپ رسیده است. مترجم در مقدمه ترجمه فارسی «پنچاتنتره» ضمن اشاره به راز ماندگاری این کتاب ترجمههای قدیمی آن را نیز مرور و معرفی کرده و همچنین درباره ترجمه خود توضیح داده است. او در آغاز این مقدمه درباره راز ماندگاری آثاری نظیر «پنچاتنتره» مینویسد: «این آثار به ریشهایترین، عامترین، و همگانیبودن ویژهگیهای انسان پرداختهاند. تابع مرزهای جغرافیایی، رنگ و نژاد، مقاطع تاریخی، چهارچوبهای فرقهای و سنن بومی نیستند و انسان را با تمام ویژهگیهای عام او، خمیرمایه کنکاش ادبی خود قرار دادهاند. پنجاتنتره بیتردید
یکی از این آثار جاودان و ماندگار تاریخ ادبی انسان و یکی از کهنترین گنجینههایی است که به شیوهای کاملا بدیع و سرشار از ظرافت به کنشهای انسانی در بسیاری از عرصههای حیات اجتماعی پرداخته است.»
مترجم در بخشی دیگر از این مقدمه درباره دلیل اینکه این کتاب را بار دیگر به فارسی ترجمه کرده است مینویسد: «از آنجا که قصهها و حکمت نهفته در آنها پس از قرنها هنوز شیرینی و تازهگی خود را حفظ کرده است، مناسب دیدم که این اثر به نثری سادهتر و بیپیرایهتر در دسترس خواننده فارسیزبان قرار گیرد.»
کتاب همچنین با پیشگفتاری از بانو جی.ال.چاندیرامانی، مترجم «پنچاتنتره» از سنسکریت به انگلیسی، همراه است و با پیافزودی از پروفسور پاتریک اولیویه. در این پیافزود به تاریخچه و قدمت پنچاتنتره، هدف نگارش این کتاب و ساختار و محتوای آن پرداخته شده و همچنین فصلهای مختلف این کتاب، نسخههای بهجامانده از آن و ترجمههای آن در غرب مرور و معرفی شده است.
شرق: ادبیات کلاسیک ایران و جهان انباشته از ذخایری است که مطالعه، شناخت و کشف و استخراج آنها میتواند شاعر و نویسنده امروز را نیز بهکار آید. چنین مطالعه و شناختی البته در صورتی منجر به کشف ظرفیتهای پویا و کارآمد از ادبیات کهن و کاربرد خلاقانه آنها در ادبیات امروز میشود که حینِ مطالعه چنین آثاری رویکردهای کلیشهای و عادتشده به این آثار را کنار بگذاریم و متون کهن را چنان دریابیم و بهجا آوریم که گویی متونی هستند متعلق به زمانه ما. چنین رویکردی البته مستلزم مجهزبودن به ابزارهای نوین نقد و شناخت زمانه خود نیز هست. در ادبیات داستانی ایران نویسندگانی که دغدغه نوآوری داشتهاند به این ذخایر نهفقط بیاعتنا نبودهاند بلکه آنها را با دقت خواندهاند و به جای برداشتهای کلیشهای جنبههای پویای ادبیات کهن را گرفتهاند و آنها را به سود داستان معاصر بهکار بستهاند، مثل زندهیاد هوشنگ گلشیری که در ادبیات کهن همواره نکاتی تازه کشف میکرد و در جستجوی شیوههای نو در روایتگری نهفقط به ادبیات مدرن غرب که به ادبیات کلاسیک ایران نیز نظر داشت. یکی از متون کهن که میتواند نویسنده امروز را بهکار آید و به داستان معاصر غنا
بخشد «کلیله و دمنه» است؛ کتابی که عنوان اصلی آن «پنچاتنتره»، به معنای پنج کتاب، است. «پنچاتنتره» که در ایران آن را با عنوان «کلیله و دمنه» میشناسیم از متون کهن ادبیات سنسکریت است که نخستینبار در دوران ساسانیان از هند به ایران آمده. این کتاب را بعدها ابنمقفع به عربی ترجمه کرده و آنچه در ایران با عنوان «کلیله و دمنه» از دوران کهن به دست ما رسیده ترجمههایی است از متن عربی ابنمقفع. معروفترین این ترجمهها ترجمه نصرالله منشی است اما به جز این ترجمه، ترجمهای دیگر هم از این کتاب موجود است با عنوان «داستانهای بیدپای» که مترجم آن محمدبن عبدالله بخاری است. این ترجمه هم تقریبا همزمان با ترجمه نصرالله منشی انجام شده اما نثری سادهتر دارد. گفتنی است که نثر ترجمه نصرالله منشی از «کلیلهودمنه» نیز مستقل از مضمون کتاب، اهمیتی بسیار در تاریخ نثر فارسی دارد. اما در دوران معاصر نیز ترجمههایی از «کلیله و دمنه» انجام شده که در این ترجمهها سعی بر این بوده که نثر فارسی کتاب برای مخاطب غیرمتخصص نیز قابل فهمتر باشد تا مخاطبی هم که به پیچ و خمهای نثر کهن آموخته نیست بتواند محتوای چنین کتابی را دریابد. یکی از این
ترجمهها چند سال پیش منتشر شد و مترجم آن محمدرضا مرعشیپور بود. مرعشیپور «کلیله و دمنه» را از زبان عربی به فارسی امروزی ترجمه کرد و مبنای او هم ترجمه ابنمقفع بود. امسال نیز ترجمهای دیگر از این کتاب به زبان فارسی امروزی منتشر شده که نه نام «کلیله و دمنه» بلکه عنوان اصلی کتاب، یعنی «پنچاتنتره» را بر خود دارد. «پنچاتنتره» را عبدالعلی براتی از متن انگلیسی کتاب به فارسی برگردانده و مبنای او ترجمهای بوده که از سنسکریت به انگلیسی انجام شده است. ترجمه عبدالعلی براتی از «پنچاتنتره» در نشر صدای معاصر به چاپ رسیده است. مترجم در مقدمه ترجمه فارسی «پنچاتنتره» ضمن اشاره به راز ماندگاری این کتاب ترجمههای قدیمی آن را نیز مرور و معرفی کرده و همچنین درباره ترجمه خود توضیح داده است. او در آغاز این مقدمه درباره راز ماندگاری آثاری نظیر «پنچاتنتره» مینویسد: «این آثار به ریشهایترین، عامترین، و همگانیبودن ویژهگیهای انسان پرداختهاند. تابع مرزهای جغرافیایی، رنگ و نژاد، مقاطع تاریخی، چهارچوبهای فرقهای و سنن بومی نیستند و انسان را با تمام ویژهگیهای عام او، خمیرمایه کنکاش ادبی خود قرار دادهاند. پنجاتنتره بیتردید
یکی از این آثار جاودان و ماندگار تاریخ ادبی انسان و یکی از کهنترین گنجینههایی است که به شیوهای کاملا بدیع و سرشار از ظرافت به کنشهای انسانی در بسیاری از عرصههای حیات اجتماعی پرداخته است.»
مترجم در بخشی دیگر از این مقدمه درباره دلیل اینکه این کتاب را بار دیگر به فارسی ترجمه کرده است مینویسد: «از آنجا که قصهها و حکمت نهفته در آنها پس از قرنها هنوز شیرینی و تازهگی خود را حفظ کرده است، مناسب دیدم که این اثر به نثری سادهتر و بیپیرایهتر در دسترس خواننده فارسیزبان قرار گیرد.»
کتاب همچنین با پیشگفتاری از بانو جی.ال.چاندیرامانی، مترجم «پنچاتنتره» از سنسکریت به انگلیسی، همراه است و با پیافزودی از پروفسور پاتریک اولیویه. در این پیافزود به تاریخچه و قدمت پنچاتنتره، هدف نگارش این کتاب و ساختار و محتوای آن پرداخته شده و همچنین فصلهای مختلف این کتاب، نسخههای بهجامانده از آن و ترجمههای آن در غرب مرور و معرفی شده است.