آبخوانداری نیاز حال و آینده کشور
شرایط اقلیمی و محیطی حاکم بر کشور با بارشهای کمتر از معدل جهانی، تبخیر بیش از متوسط دنیا، نوسانات و تغییرات اقلیمی، وقوع سیل و خشکسالی، تنگنای آب، برداشت بیش از ظرفیت از آبخوانهای زیرزمینی، فرونشست زمین در دشتهای مهم کشور و در نهایت چالش جدی بههمخوردن تعادل اکوسیستمهای طبیعی، همه و همه، ضرورت پرداختن به آبخوانداری در جهت افزایش بهرهوری نزولات جوی، نفوذ آب به درون زمین بهجای ذخیره آب در سطح زمین، در راستای کمک به حفظ پایداری آب در چرخه طبیعت و مرطوبسازی کام تشنه این سرزمین کهن، نه یک انتخاب، بلکه الزامی اجتنابناپذیر است. ایران چهارمین کشور سیلخیز دنیاست، بهنحویکه فقط چهار درصد آن سیلخیزی ناچیز دارد و باقی پهنه کشور در درجاتی از سیلخیزی قرار میگیرند و در این میان ۲۸ درصد کشور با سیلهای طغیانی و شدید مواجه است. در وضعیت کنونی ۴۵۰ شهر، هشتهزارو ۶۵۰ آبادی، دوهزارو ۵۰۰ کیلومتر جادههای مواصلاتی و بخشهای وسیعی از اراضی کشاورزی و تأسیسات زیربنایی کشور در معرض خطر سیل قرار دارند. در این شرایط نهتنها نیازمند مدیریت ریسک سیل، کاهش خطرپذیری و ایمنسازی مناطق کشور در مواجهه با سیلاب از طریق انجام
اقدامات پیشگیرانه در سطح حوضههای آبخیز هستیم، بلکه باید تهدید سیلاب را به فرصتی برای مدیریت خشکسالی و کمآبی کشور با اجرای برنامههای جامع آبخیزداری و آبخوانداری تبدیل کرد.
هرچند در سطح کشور فعالیتهای مختلف پیشگیری و کاهش خسارات سیل، چه در زمینههای سازهای و چه در شکل غیرسازهای انجام شده است و در حوضههای آبخیز تحت پوشش فعالیتهای پیشگیرانه، خسارات واردشده به شکل محسوسی کاهش یافته، اما آنچه دراینباره مشهود است، محدود و پراکندهبودن این فعالیتها در سطح کشور، ضرورت هماهنگی بیشتر دستگاههای اجرائی دولتی، نیمهدولتی و خصوصی است و توجه بیشتر به مقوله پیشگیری بهجای جبران خسارت در موضوع مدیریت سیلاب میتواند با هزینهای بهمراتب کمتر از خسارات مالی و تلفات جانی احتمالی ناشی از سیل جلوگیری کند.
رخداد پدیده سیلاب در دهههای اخیر در کشور شدت یافته و خسارات سنگینی را به بخشهای مختلف کشور وارد کرده است؛ بنابراین دیگر نباید سیلاب را یک «حادثه غیرمترقبه» در کشور تلقی کرد و باید با رویکرد جدید همزیستی با سیلاب، ایجاد آمادگی لازم، تدوین برنامه جامع مدیریت سیلاب و تأمین اعتبارات مورد نیاز، تهدید ناشی از سیلاب در کشور را تا حد زیادی کاهش داد و به فرصتی در راستای دستیابی به اهداف توسعه پایدار تبدیل کرد.
بررسی آمار سیل در کشور نشان میدهد که از سال ۱۳۳۰ تا پایان نیمه نخست سال ۱۳۹۷ در مجموع ششهزارو ۹۹۶ سیل بزرگ و کوچک در کشور رخ داده است که هزارو ۲۸۹ مورد آن مربوط به دهه ۹۰ است. آنچه در این میان تأملبرانگیز است، افزایش شدت بارندگیها بهویژه در دهه اخیر است که شاهد تکرار بارشهای بیش از صد میلیمتر و گاهی بیش از ۳۰۰ میلیمتر هستیم. نظیر آنچه در سیل مهرماه سال جاری در شمال کشور رخ داد و در غرب مازندران در ایستگاه میان لات حوضه صفارود رامسر بارندگی ۳۴۶ میلیمتر با شدت ۱۰۵ میلیمتر در سه ساعت موجب خسارات زیادی در شمال شد و حجم عظیمی از سیلاب از حوضههای آبخیز مناطق مختلف بدون بهرهبرداری از دسترس خارج شد.
اجرای طرحهای آبخوانداری از طریق توسعه سامانههای آبگیر باران، اجرای سیستمهای پخش سیلاب بر عرصه آبخوانها، تورکینست، گوراب و امثالهم و همچنین بهرهگیری از دانش بومی استحصال آب باران در مناطق مختلف ایران و بهروزرسانی الگوهای سنتی در تلفیق با مدلهای نوین بهعلاوه اعمال سیاستهای درست مدیریتی در جهت حفاظت و احیای آبخیزها و مدیریت جامع حوضههای آبخیز کشور میتواند با استفاده بهینه از ظرفیت بارشها و سیلابها و ذخیره آن در درون زمین و هدایت به آبخوانهای زیرزمینی در شرایط کنونی به پایداری آب در سرزمین ایران کمک کند.
با تأکید بر اینکه ایران در یک منطقه خشک و نیمهخشک واقع شده، اولین و مهمترین راهکار خروج از بحران آب، پذیرش شرایط اقلیمی ایران است که باید در این زمینه فرهنگسازی صورت گیرد تا همه نسبت به آن احساس مسئولیت کنیم.
راه دوم برای خروج از بحران آب این است که تمام طرحهای توسعهای با توجه به رخداد پدیده تغییر اقلیم در ایران بازنگری شود و توان خرد اقلیم در طرحهای توسعهای مدنظر قرار گیرد که اگر یک منطقه توان بارگذاری جدید را ندارد، از اجرای طرحهای توسعهای نامتناسب و ناپایدار خودداری شود.
راهکار سوم پرداختن به روشهای مختلف کنترل سیلاب و آبخوانداری است. آبخوانداری در مقابله با این بحران از کارآیی و راندمان بسیار بالایی برخوردار است. نتایج ارزیابی نشان میدهد هر هکتار آبخوانداری و پخش سیلاب، هزار مترمکعب آب در هکتار در خاک ذخیره میکند. همچنین تجربه نشان میدهد در برخی مواقع با اجرای پروژههای آبخوانداری در حوضههای آبخیز، دبی پیک سیلابی صدساله به ۵۰ساله تقلیل مییابد و حجم سیلاب با دوره بازگشت صدساله را بهراحتی به دوره بازگشت ۲۵ساله میرساند. در شرایط کنونی بیش از نیمی از مجموع ۶۰۹ دشت کشور با بیلان منفی مواجه و در زمره آبخوانهای ممنوعه و بحرانی قرار دارند که در برخی از این دشتها، پدیده فرونشست زمین، آبخوان را با تهدید جدی مواجه کرده است. اجرای طرحهای آبخوانداری در حوضه آبخیز مشرف به دشتهای مهم کشور در کنار کنترل اضافه برداشتها گامی اساسی در جهت حفظ آبخوانها و پایداری آب در کشور به شمار میرود.
ازآنجاییکه عملیات آبخیزداری و آبخوانداری با طبیعت، اکوسیستم و محیط زیست هماهنگ است، با حداقل هزینه میتوان خطرات سیلاب و خشکسالی را به فرصتهای کاهش سیلاب و تخریب ناشی از آن تبدیل کرد و در پی آن شاهد تغذیه آبخوانهای زیرزمینی و تقویت آبدهی چاهها، چشمهها و قنوات باشیم. وجود ۲۲ میلیون هکتار نهشته کواترنر و ۹ میلیون هکتار اراضی مخروط افکنه با ۱۴ میلیون هکتار اراضی مستعد پخش سیلاب از ظرفیتهای فراوان آبخوانداری در کشور حکایت دارد.
از مجموع ۱۲۵ میلیون هکتار وسعت حوضههای آبخیز کشور تاکنون مطالعات شناسایی و توجیهی در سطح ۴۵ میلیون هکتار و مطالعات تفصیلی اجرائی در سطح ۲۶ میلیون هکتار انجام شده است. از مجموع حوضههای آبخیز مطالعهشده تاکنون عملیات اجرائی در سطح ۱۱ میلیون هکتار به اتمام رسیده و ۱۰ میلیون هکتار از حوضههای آبخیز در حال انجام فعالیتهای آبخیزداری و آبخوانداری است. ازجمله پروژههای شاخص آبخوانداری میتوان به ۲۴۱ پروژه پخش سیلاب اجراشده در سطح کشور بهعلاوه ۳۷ ایستگاه آبخوانداری، همچنین ۵۳ پروژه پخش سیلاب در دست اجرای سال جاری در ۲۰ استان کشور از محل اعتبارات ملی صندوق توسعه اشاره داشت.
در این میان نباید از ظرفیت سیلاب حوضههای آبخیز مرزی کشور غافل بود. گستره ۲۵ میلیون هکتار آبخیزهای مرزی در ۱۶ استان مرزی و ساحلی کشور که تاکنون فقط در دو میلیون هکتار آن مطالعه و اجرای فعالیت آبخیزداری و آبخوانداری انجام شده است و ۹۰ درصد باقیمانده حوضههای مرزی کشور بهمنظور بهرهبرداری از حقابه بارشی کشور در نوار مرزی و سهم ایران از منابع آبهای مشترک که از پهنه سرزمینی ایران خارج میشوند، با رعایت معیارهای هیدرولوژی فراسرزمینی لازم است تحت پوشش طرحهای کنترل سیلاب و آبخوانداری قرار گیرد.
شایانذکر است که با وجود فعالیتهای پراکنده انجامشده در سطح حوضههای آبخیز کشور، بهویژه اقدامات سال جاری سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور از محل اعتبارات صندوق توسعه ملی در ۶۴۹ حوضه آبخیز با شش هزارو ۸۴ نقطه جغرافیایی فعالیت، فاصله سطوح تحت پوشش فعالیتهای آبخیزداری و آبخوانداری با آنچه باید متناسب با نیاز کشور انجام شود، زیاد است. امید آنکه برنامهریزان و تصمیمگیران با عنایت به شرایط آبی کشور بیشازپیش به این مهم توجه کنند.
شرایط اقلیمی و محیطی حاکم بر کشور با بارشهای کمتر از معدل جهانی، تبخیر بیش از متوسط دنیا، نوسانات و تغییرات اقلیمی، وقوع سیل و خشکسالی، تنگنای آب، برداشت بیش از ظرفیت از آبخوانهای زیرزمینی، فرونشست زمین در دشتهای مهم کشور و در نهایت چالش جدی بههمخوردن تعادل اکوسیستمهای طبیعی، همه و همه، ضرورت پرداختن به آبخوانداری در جهت افزایش بهرهوری نزولات جوی، نفوذ آب به درون زمین بهجای ذخیره آب در سطح زمین، در راستای کمک به حفظ پایداری آب در چرخه طبیعت و مرطوبسازی کام تشنه این سرزمین کهن، نه یک انتخاب، بلکه الزامی اجتنابناپذیر است. ایران چهارمین کشور سیلخیز دنیاست، بهنحویکه فقط چهار درصد آن سیلخیزی ناچیز دارد و باقی پهنه کشور در درجاتی از سیلخیزی قرار میگیرند و در این میان ۲۸ درصد کشور با سیلهای طغیانی و شدید مواجه است. در وضعیت کنونی ۴۵۰ شهر، هشتهزارو ۶۵۰ آبادی، دوهزارو ۵۰۰ کیلومتر جادههای مواصلاتی و بخشهای وسیعی از اراضی کشاورزی و تأسیسات زیربنایی کشور در معرض خطر سیل قرار دارند. در این شرایط نهتنها نیازمند مدیریت ریسک سیل، کاهش خطرپذیری و ایمنسازی مناطق کشور در مواجهه با سیلاب از طریق انجام
اقدامات پیشگیرانه در سطح حوضههای آبخیز هستیم، بلکه باید تهدید سیلاب را به فرصتی برای مدیریت خشکسالی و کمآبی کشور با اجرای برنامههای جامع آبخیزداری و آبخوانداری تبدیل کرد.
هرچند در سطح کشور فعالیتهای مختلف پیشگیری و کاهش خسارات سیل، چه در زمینههای سازهای و چه در شکل غیرسازهای انجام شده است و در حوضههای آبخیز تحت پوشش فعالیتهای پیشگیرانه، خسارات واردشده به شکل محسوسی کاهش یافته، اما آنچه دراینباره مشهود است، محدود و پراکندهبودن این فعالیتها در سطح کشور، ضرورت هماهنگی بیشتر دستگاههای اجرائی دولتی، نیمهدولتی و خصوصی است و توجه بیشتر به مقوله پیشگیری بهجای جبران خسارت در موضوع مدیریت سیلاب میتواند با هزینهای بهمراتب کمتر از خسارات مالی و تلفات جانی احتمالی ناشی از سیل جلوگیری کند.
رخداد پدیده سیلاب در دهههای اخیر در کشور شدت یافته و خسارات سنگینی را به بخشهای مختلف کشور وارد کرده است؛ بنابراین دیگر نباید سیلاب را یک «حادثه غیرمترقبه» در کشور تلقی کرد و باید با رویکرد جدید همزیستی با سیلاب، ایجاد آمادگی لازم، تدوین برنامه جامع مدیریت سیلاب و تأمین اعتبارات مورد نیاز، تهدید ناشی از سیلاب در کشور را تا حد زیادی کاهش داد و به فرصتی در راستای دستیابی به اهداف توسعه پایدار تبدیل کرد.
بررسی آمار سیل در کشور نشان میدهد که از سال ۱۳۳۰ تا پایان نیمه نخست سال ۱۳۹۷ در مجموع ششهزارو ۹۹۶ سیل بزرگ و کوچک در کشور رخ داده است که هزارو ۲۸۹ مورد آن مربوط به دهه ۹۰ است. آنچه در این میان تأملبرانگیز است، افزایش شدت بارندگیها بهویژه در دهه اخیر است که شاهد تکرار بارشهای بیش از صد میلیمتر و گاهی بیش از ۳۰۰ میلیمتر هستیم. نظیر آنچه در سیل مهرماه سال جاری در شمال کشور رخ داد و در غرب مازندران در ایستگاه میان لات حوضه صفارود رامسر بارندگی ۳۴۶ میلیمتر با شدت ۱۰۵ میلیمتر در سه ساعت موجب خسارات زیادی در شمال شد و حجم عظیمی از سیلاب از حوضههای آبخیز مناطق مختلف بدون بهرهبرداری از دسترس خارج شد.
اجرای طرحهای آبخوانداری از طریق توسعه سامانههای آبگیر باران، اجرای سیستمهای پخش سیلاب بر عرصه آبخوانها، تورکینست، گوراب و امثالهم و همچنین بهرهگیری از دانش بومی استحصال آب باران در مناطق مختلف ایران و بهروزرسانی الگوهای سنتی در تلفیق با مدلهای نوین بهعلاوه اعمال سیاستهای درست مدیریتی در جهت حفاظت و احیای آبخیزها و مدیریت جامع حوضههای آبخیز کشور میتواند با استفاده بهینه از ظرفیت بارشها و سیلابها و ذخیره آن در درون زمین و هدایت به آبخوانهای زیرزمینی در شرایط کنونی به پایداری آب در سرزمین ایران کمک کند.
با تأکید بر اینکه ایران در یک منطقه خشک و نیمهخشک واقع شده، اولین و مهمترین راهکار خروج از بحران آب، پذیرش شرایط اقلیمی ایران است که باید در این زمینه فرهنگسازی صورت گیرد تا همه نسبت به آن احساس مسئولیت کنیم.
راه دوم برای خروج از بحران آب این است که تمام طرحهای توسعهای با توجه به رخداد پدیده تغییر اقلیم در ایران بازنگری شود و توان خرد اقلیم در طرحهای توسعهای مدنظر قرار گیرد که اگر یک منطقه توان بارگذاری جدید را ندارد، از اجرای طرحهای توسعهای نامتناسب و ناپایدار خودداری شود.
راهکار سوم پرداختن به روشهای مختلف کنترل سیلاب و آبخوانداری است. آبخوانداری در مقابله با این بحران از کارآیی و راندمان بسیار بالایی برخوردار است. نتایج ارزیابی نشان میدهد هر هکتار آبخوانداری و پخش سیلاب، هزار مترمکعب آب در هکتار در خاک ذخیره میکند. همچنین تجربه نشان میدهد در برخی مواقع با اجرای پروژههای آبخوانداری در حوضههای آبخیز، دبی پیک سیلابی صدساله به ۵۰ساله تقلیل مییابد و حجم سیلاب با دوره بازگشت صدساله را بهراحتی به دوره بازگشت ۲۵ساله میرساند. در شرایط کنونی بیش از نیمی از مجموع ۶۰۹ دشت کشور با بیلان منفی مواجه و در زمره آبخوانهای ممنوعه و بحرانی قرار دارند که در برخی از این دشتها، پدیده فرونشست زمین، آبخوان را با تهدید جدی مواجه کرده است. اجرای طرحهای آبخوانداری در حوضه آبخیز مشرف به دشتهای مهم کشور در کنار کنترل اضافه برداشتها گامی اساسی در جهت حفظ آبخوانها و پایداری آب در کشور به شمار میرود.
ازآنجاییکه عملیات آبخیزداری و آبخوانداری با طبیعت، اکوسیستم و محیط زیست هماهنگ است، با حداقل هزینه میتوان خطرات سیلاب و خشکسالی را به فرصتهای کاهش سیلاب و تخریب ناشی از آن تبدیل کرد و در پی آن شاهد تغذیه آبخوانهای زیرزمینی و تقویت آبدهی چاهها، چشمهها و قنوات باشیم. وجود ۲۲ میلیون هکتار نهشته کواترنر و ۹ میلیون هکتار اراضی مخروط افکنه با ۱۴ میلیون هکتار اراضی مستعد پخش سیلاب از ظرفیتهای فراوان آبخوانداری در کشور حکایت دارد.
از مجموع ۱۲۵ میلیون هکتار وسعت حوضههای آبخیز کشور تاکنون مطالعات شناسایی و توجیهی در سطح ۴۵ میلیون هکتار و مطالعات تفصیلی اجرائی در سطح ۲۶ میلیون هکتار انجام شده است. از مجموع حوضههای آبخیز مطالعهشده تاکنون عملیات اجرائی در سطح ۱۱ میلیون هکتار به اتمام رسیده و ۱۰ میلیون هکتار از حوضههای آبخیز در حال انجام فعالیتهای آبخیزداری و آبخوانداری است. ازجمله پروژههای شاخص آبخوانداری میتوان به ۲۴۱ پروژه پخش سیلاب اجراشده در سطح کشور بهعلاوه ۳۷ ایستگاه آبخوانداری، همچنین ۵۳ پروژه پخش سیلاب در دست اجرای سال جاری در ۲۰ استان کشور از محل اعتبارات ملی صندوق توسعه اشاره داشت.
در این میان نباید از ظرفیت سیلاب حوضههای آبخیز مرزی کشور غافل بود. گستره ۲۵ میلیون هکتار آبخیزهای مرزی در ۱۶ استان مرزی و ساحلی کشور که تاکنون فقط در دو میلیون هکتار آن مطالعه و اجرای فعالیت آبخیزداری و آبخوانداری انجام شده است و ۹۰ درصد باقیمانده حوضههای مرزی کشور بهمنظور بهرهبرداری از حقابه بارشی کشور در نوار مرزی و سهم ایران از منابع آبهای مشترک که از پهنه سرزمینی ایران خارج میشوند، با رعایت معیارهای هیدرولوژی فراسرزمینی لازم است تحت پوشش طرحهای کنترل سیلاب و آبخوانداری قرار گیرد.
شایانذکر است که با وجود فعالیتهای پراکنده انجامشده در سطح حوضههای آبخیز کشور، بهویژه اقدامات سال جاری سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور از محل اعتبارات صندوق توسعه ملی در ۶۴۹ حوضه آبخیز با شش هزارو ۸۴ نقطه جغرافیایی فعالیت، فاصله سطوح تحت پوشش فعالیتهای آبخیزداری و آبخوانداری با آنچه باید متناسب با نیاز کشور انجام شود، زیاد است. امید آنکه برنامهریزان و تصمیمگیران با عنایت به شرایط آبی کشور بیشازپیش به این مهم توجه کنند.