|

واپسين پرچم

به‌تازگي مجموعه‌داستاني از زكريا تامر با عنوان «رعد» با ترجمه غلامرضا امامي توسط نشر مرواريد به‌ چاپ رسيده است. زكريا تامر از نويسندگان معاصر جهان عرب است كه در سال 1931 در دمشق به دنيا آمد. او اولين داستانش را در سال 1985 در نشريه‌اي به چاپ رساند و به‌عنوان نويسنده مطرح شد. تامر با همان داستان‌هاي اولش نشان داد كه چندان در قيدوبند شيوه‌هاي سنتي داستان‌نويسي نيست و به دنبال راهي نو در قصه‌نويسي است. اين موضوع با واكنش سنت‌گراها روبه‌رو شد و البته تاثيري در روند داستان‌نويسي تامر نداشت. «رعد» مجموعه‌‌اي است كه حدود بيست داستان را دربر گرفته و عناوين داستان‌ها به اين ترتيب هستند: «زندان»، «باز»، «آن‌كه كشتي‌ها را به آتش كشيد»، «متهم»،‌ «ريش»، «فراموشي»، «بندگان خدا»، «ناپالم...ناپالم»،‌ «گرسنگي»، «پليس و اسب»، «عروسي شرقي»، «كودكان»،‌ «واپسين پرچم»، «سبز»، «شكست»، «دروغ»، «روزي شاد»، «رعد» و «فرار عبدالرحمن كواكبي». امامي در بخشي از درآمد كتاب درباره مجموعه‌داستان «رعد» نوشته: «در مجموعه رعد داستان‌هاي يك روز شاد و واپسين پرچم كارهايي بديع و درخشانند كه نويسنده در آنها از جريان سيال ذهن با تعبيرهاي تازه براي روايت ذهني آشفته بهره گرفته است. در داستان‌هاي متهم و آن‌که کشتی‌ها را به آتش كشيد،‌ سد زمان را در هم مي‌شكند؛ خيام و طارق بن زياد را از گذشته به حال مي‌آورد و به محاكمه‌اي مي‌نشاند كه قاضي محكوم‌شان مي‌كند. در داستان شكست مسخ انسان امروزه را مي‌نماياند. تامر با بهره‌گيري از سوررئاليسم، واقعيت و رويا را درهم ‌مي‌تند و به ناخودآگاه و روان انسان مي‌پردازد. داستان‌هاي نخست وي، رنگي مجازي و استعاري داشت اما در داستان‌هاي بعدي زباني خشن و احساسي را برگزید. تلاش تامر بر آن است كه از ميراث قصه‌گويي قديم عرب و داستان‌هاي عاميانه بهره برد و آن‌ها را با تكنيك‌ها و دستاوردهاي ادبي روز درهم‌ آميزد و قصه‌هايي بيافريند رها و آزاد از چنبره مكتب‌هاي ايدئولوژيك».
زكريا تامر به مناسبت ترجمه مجموعه‌داستانش به زبان فارسي، يادداشتي خطاب به غلامرضا امامي نوشته و سپس چند خطي را با عنوان «كبوتران از قفس پريده من»، درباره داستان‌هاي كوتاهش نوشته كه در آن مي‌خوانيم:‌ «دوست ندارم كه درباره قصه‌هاي كوتاهم سخن بگويم اما مايلم اين قصه‌ها را به‌عنوان كبوتراني آوازخوان بنامم. كبوتران من در جست‌وجوي سرزميني كه جانشان را امان دهد، همواره از جايي به جايي پرواز كرده‌اند و امروز آنان بر اين باورند كه در اين نقطه به مرادشان خواهند رسيد چراكه براي صاحبان اين سرزمين آزادي معنايي مقدس است. كبوتران من اميدوارند كه در اين نقطه دوستان تازه‌اي بيابند؛ دوستاني كه از آوازشان لذت مي‌برند و بر آن نيستند كه آزاد‌ي‌شان را در قفس كنند چراكه خود به خوبي آگاهند كه هركس براي كبوتران قفس بسازد، وسوسه مي‌شود كه براي انسان نيز قفس بسازد». زكريا تامر امروز از مشهورترين نويسندگان ادبيات معاصر عرب به‌شمار مي‌رود و آثارش به زبان‌هاي متعددي ترجمه شده‌اند و جوايز زيادي هم كسب كرده‌اند. در داستان‌هاي تامر هم مي‌توان رگه‌هايي از رئاليسم جادويي را ديد و هم ويژگي‌هاي سبك گوتيك را.

به‌تازگي مجموعه‌داستاني از زكريا تامر با عنوان «رعد» با ترجمه غلامرضا امامي توسط نشر مرواريد به‌ چاپ رسيده است. زكريا تامر از نويسندگان معاصر جهان عرب است كه در سال 1931 در دمشق به دنيا آمد. او اولين داستانش را در سال 1985 در نشريه‌اي به چاپ رساند و به‌عنوان نويسنده مطرح شد. تامر با همان داستان‌هاي اولش نشان داد كه چندان در قيدوبند شيوه‌هاي سنتي داستان‌نويسي نيست و به دنبال راهي نو در قصه‌نويسي است. اين موضوع با واكنش سنت‌گراها روبه‌رو شد و البته تاثيري در روند داستان‌نويسي تامر نداشت. «رعد» مجموعه‌‌اي است كه حدود بيست داستان را دربر گرفته و عناوين داستان‌ها به اين ترتيب هستند: «زندان»، «باز»، «آن‌كه كشتي‌ها را به آتش كشيد»، «متهم»،‌ «ريش»، «فراموشي»، «بندگان خدا»، «ناپالم...ناپالم»،‌ «گرسنگي»، «پليس و اسب»، «عروسي شرقي»، «كودكان»،‌ «واپسين پرچم»، «سبز»، «شكست»، «دروغ»، «روزي شاد»، «رعد» و «فرار عبدالرحمن كواكبي». امامي در بخشي از درآمد كتاب درباره مجموعه‌داستان «رعد» نوشته: «در مجموعه رعد داستان‌هاي يك روز شاد و واپسين پرچم كارهايي بديع و درخشانند كه نويسنده در آنها از جريان سيال ذهن با تعبيرهاي تازه براي روايت ذهني آشفته بهره گرفته است. در داستان‌هاي متهم و آن‌که کشتی‌ها را به آتش كشيد،‌ سد زمان را در هم مي‌شكند؛ خيام و طارق بن زياد را از گذشته به حال مي‌آورد و به محاكمه‌اي مي‌نشاند كه قاضي محكوم‌شان مي‌كند. در داستان شكست مسخ انسان امروزه را مي‌نماياند. تامر با بهره‌گيري از سوررئاليسم، واقعيت و رويا را درهم ‌مي‌تند و به ناخودآگاه و روان انسان مي‌پردازد. داستان‌هاي نخست وي، رنگي مجازي و استعاري داشت اما در داستان‌هاي بعدي زباني خشن و احساسي را برگزید. تلاش تامر بر آن است كه از ميراث قصه‌گويي قديم عرب و داستان‌هاي عاميانه بهره برد و آن‌ها را با تكنيك‌ها و دستاوردهاي ادبي روز درهم‌ آميزد و قصه‌هايي بيافريند رها و آزاد از چنبره مكتب‌هاي ايدئولوژيك».
زكريا تامر به مناسبت ترجمه مجموعه‌داستانش به زبان فارسي، يادداشتي خطاب به غلامرضا امامي نوشته و سپس چند خطي را با عنوان «كبوتران از قفس پريده من»، درباره داستان‌هاي كوتاهش نوشته كه در آن مي‌خوانيم:‌ «دوست ندارم كه درباره قصه‌هاي كوتاهم سخن بگويم اما مايلم اين قصه‌ها را به‌عنوان كبوتراني آوازخوان بنامم. كبوتران من در جست‌وجوي سرزميني كه جانشان را امان دهد، همواره از جايي به جايي پرواز كرده‌اند و امروز آنان بر اين باورند كه در اين نقطه به مرادشان خواهند رسيد چراكه براي صاحبان اين سرزمين آزادي معنايي مقدس است. كبوتران من اميدوارند كه در اين نقطه دوستان تازه‌اي بيابند؛ دوستاني كه از آوازشان لذت مي‌برند و بر آن نيستند كه آزاد‌ي‌شان را در قفس كنند چراكه خود به خوبي آگاهند كه هركس براي كبوتران قفس بسازد، وسوسه مي‌شود كه براي انسان نيز قفس بسازد». زكريا تامر امروز از مشهورترين نويسندگان ادبيات معاصر عرب به‌شمار مي‌رود و آثارش به زبان‌هاي متعددي ترجمه شده‌اند و جوايز زيادي هم كسب كرده‌اند. در داستان‌هاي تامر هم مي‌توان رگه‌هايي از رئاليسم جادويي را ديد و هم ويژگي‌هاي سبك گوتيك را.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.