بازاری که هنوز بوی زندگی میدهد
کیسههای پیاز روی زمین چیده شدهاند، ماهیفروشی پشت میز زردرنگش ایستاده و زنانی با لباسهای محلی میان بساط فروشندگان رفتوآمد میکنند. در گوشهای دیگر قهوهفروشی تازهای باز شده و کمی آنطرفتر فروشندگان قدیمی همچنان محصولاتشان را روی زمین میچینند. این تصاویر از بازار روز بندرعباس گرفته شدهاند؛ بازاری با پیشینه چندصدساله که هنوز محل خریدوفروش و رفتوآمد مردم شهر است.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
شرق: کیسههای پیاز روی زمین چیده شدهاند، ماهیفروشی پشت میز زردرنگش ایستاده و زنانی با لباسهای محلی میان بساط فروشندگان رفتوآمد میکنند. در گوشهای دیگر قهوهفروشی تازهای باز شده و کمی آنطرفتر فروشندگان قدیمی همچنان محصولاتشان را روی زمین میچینند. این تصاویر از بازار روز بندرعباس گرفته شدهاند؛ بازاری با پیشینه چندصدساله که هنوز محل خریدوفروش و رفتوآمد مردم شهر است. حالا عکسهای این بازار در نمایشگاه «سه روایت از یک بازار» در خانه وارطان تهران به نمایش درآمدهاند. این نمایشگاه با آثار علی دولیخانی، هلیا اعتمادی و مبین مایلی افتتاح شد. در کنار عکسهای آنها تصاویری تاریخی از بندرعباس نیز دیده میشود؛ از گذرهای قدیمی تا بازارهایی که بخشی از زندگی مردم شهر در آنها گذشته است. بازار روز بندرعباس در محدودهای قرار دارد که زمانی به اسکله، تجارتخانهها و محله بازرگانان هندی راه داشت. نزدیکی آن به دریا و معبد هندوها، از موقعیت تاریخی این بازار حکایت میکند. با وجود تغییر چهره شهر، هنوز زنان محلی محصولاتشان را برای فروش به این بازار میآورند و خانوادههایی هستند که چند نسل در آن کار کردهاند. علی دولیخانی یکی از عکاسان نمایشگاه، میگوید بازار بندرعباس حدود ۴۰۰ سال قدمت دارد و از مهمترین ویژگیهای آن حضور زنان است؛ زنانی که میوه، سبزیجات و صنایعدستی خود را میفروشند. او معتقد است بازار به گروه خاصی تعلق ندارد و همین حضور آدمهایی از فرهنگها و نسلهای مختلف، آن را به فضایی اجتماعی تبدیل کرده است. در عکسهای مبین مایلی، آدمها اهمیت بیشتری دارند. بعضی از فروشندگانی که او از آنها عکاسی کرده، دیگر زنده نیستند. مایلی میگوید به دنبال داستان آدمها به بازار رفته و حالا بعضی از عکسهایش به یادگاری از کسانی تبدیل شدهاند که سالها در آن کار کردهاند. هلیا اعتمادی نیز از خلوتی هفت صبح تا ازدحام ظهر بازار را ثبت کرده است. او از حضور کودکان ۱۲ و ۱۳ساله در کنار فروشندگان سالخورده میگوید؛ نسلی که هنوز کار پدران و مادرانش را ادامه میدهد.
وقتی محله تغییر میکند، بازار هم تغییر میکند
اما بازارهای قدیمی چگونه رونق خود را حفظ میکنند و چرا بعضی از آنها بهتدریج خلوت میشوند؟ علی اعطا، مشاور وزیر راه و شهرسازی در امور اجتماعی و حقوق شهروندی، معتقد است پاسخ را باید در رابطه بازار با محلههای اطراف آن جستوجو کرد.
به گفته او، بازارها زمانی مشتریان ثابتشان را از خانوادههایی داشتند که در همان محله زندگی میکردند. با تبدیل خانهها به انبار و محل کار و خروج ساکنان، بخشی از این مشتریان نیز از دست رفتند. او میگوید تغییر مسیرهای رفتوآمد، دشواری دسترسی و جابهجایی مراکز فعالیت شهری هم بر رونق بازارها تأثیر میگذارد. مردم فقط به دلیل قدمت و خاطرات یک بازار برای خرید به آن مراجعه نمیکنند؛ راحتی دسترسی، شرایط آبوهوایی و امکان حمل خرید نیز برایشان اهمیت دارد. اعطا بر نقش کسبه نیز تأکید دارد. اعتباری که یک فروشنده در طول سالها به دست آورده و اعتمادی که میان او و مشتریان شکل گرفته، بخشی از دارایی بازار است. به اعتقاد او، ممکن است ساختمان یک بازار باقی بماند، اما با رفتن کسبه قدیمی و قطع ارتباط نسلها، بخش مهمی از زندگی آن از میان برود. برای همین مرمت ساختمان و کفسازی بهتنهایی نمیتواند بازار را دوباره رونق دهد.
بازارهای قدیمی با مشاغل تازه
فریدون باباییاقدم، تغییر مشاغل را بخشی از تاریخ بازارها میداند. او یادآوری میکند بسیاری از بازارهای قدیمی زمانی محل خرید ابزار کشاورزی، نعل اسب و دیگر نیازهای روستاییان بودند، اما با تغییر شیوه زندگی و تولید، این حرفهها کمکم مشتریانشان را از دست دادند. به گفته او، بازارهایی مانند قیصریه لار با وجود قدمت طولانی، همچنان فعالیت دارند و مشاغلشان متناسب با نیاز مردم تغییر کرده است. باباییاقدم همچنین یادآوری میکند براساس ماده ۵۵ قانون شهرداری، تأمین و ساماندهی فضاهای عرضه مایحتاج روزانه مردم در حوزه وظایف مدیریت شهری قرار دارد. محمدسعید ایزدی نیز بر حفظ ویژگیهای بومی بازارها تأکید میکند. او معتقد است در بعضی طرحهای نوسازی، فضاهای قدیمی به دلیل ظاهر نامناسبشان تخریب میشوند، در حالی که همان مکانها ممکن است از مهمترین محلهای ارتباط اجتماعی مردم باشند. ایزدی با اشاره به تجربههایی در رشت، گرگان و بوشهر میگوید میتوان با بهبود خدمات و شرایط محیطی، بدون حذف فعالیتهای محلی، به رونق دوباره این فضاها کمک کرد. به اعتقاد او، در بندرعباس نیز بناهای باقیمانده، خاطرات مردم و رویدادهای گذشته میتوانند مبنایی برای احیای بخشهایی از شهر باشند.
بندری بزرگ، شهری با محلههای ناکارآمد
عبدالرضا گلپایگانی از زاویه دیگری به بازار بندرعباس نگاه میکند. او میگوید این بازار زمانی در کنار اسکله شکل گرفت و رونق تجارت دریایی به گسترش شهر کمک میکرد، اما امروز ارتباط اقتصاد بندر با زندگی شهری بهاندازه گذشته نیست. گلپایگانی با اشاره به اینکه به گفته او بیش از ۶۰ درصد بافت بندرعباس ناکارآمد است، معتقد است شهری که یکی از مهمترین بنادر تجاری کشور را در اختیار دارد، باید سهم بیشتری از درآمد و فعالیتهای اقتصادی بندر ببرد. او احیای ارتباط میان بندر و شهر را یکی از مسائل اصلی بازآفرینی بندرعباس میداند. شهابالدین ارفعی، معمار، نیز هنگام بازدید از نمایشگاه به ارزش اسنادی عکسهای تاریخی اشاره میکند. به گفته او، بعضی از تصاویر قدیمی امکان شناسایی مکانها و مقایسه آنها با وضعیت امروز بندرعباس را فراهم میکنند. ارفعی همچنین معتقد است برگزاری چنین نمایشگاههایی میتواند زمینه گفتوگوی بیشتر هنرمندان، متخصصان و نهادهای شهری را فراهم کند. در عکسهای نمایشگاه، بازار بندرعباس هنوز شلوغ است. زنان محصولاتشان را میفروشند، ماهیفروشان پشت بساط نشستهاند و قهوهفروشی در کنار مشاغل قدیمی فعالیت میکند. تصویر بازاری است که با وجود تغییر نسلها و شکل تجارت، همچنان محل کار و خرید مردم است؛ همان چیزی که در بحث احیای بازارهای قدیمی گاهی زیر سایه مرمت بناها و تغییر ظاهر شهر قرار میگیرد.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.