عکاس بزرگ، خانواده ایرانی را تنها گذاشت
محسن راستانی عکاس شناختهشده، درگذشت
بیماری آن چیزی بود که «محسن راستانی» را به آغوش مرگ کشاند. عکاس صاحبنام ایرانی که نامش در کنار عکاسی از فیلمهای سینمایی، اتفاقات اجتماعی و جنگ میدرخشید، پس از مدتها بیماری درگذشت. سیفالله صمدیان، عکاس و فیلمساز، خبر داد و نوشت که «محسن راستانی، خانواده ایرانی را ترک کرد
به گزارش گروه رسانهای شرق،
بیماری آن چیزی بود که «محسن راستانی» را به آغوش مرگ کشاند. عکاس صاحبنام ایرانی که نامش در کنار عکاسی از فیلمهای سینمایی، اتفاقات اجتماعی و جنگ میدرخشید، پس از مدتها بیماری درگذشت. سیفالله صمدیان، عکاس و فیلمساز، خبر داد و نوشت که «محسن راستانی، خانواده ایرانی را ترک کرد؛ ساعت ۷:۳۰ سوم آبان ۱۴۰۵».این جمله کوتاه، اشارهای معنادار به پروژه عکاسی راستانی، «خانواده ایرانی» دارد. محسن راستانی سالها خانوادههای ایرانی را در برابر دوربین خود نشانده بود تا تصویری از جامعه و روزگارشان ثبت کند. راستانی ۶۸ سال داشت. او در خرمشهر به دنیا آمده بود و نخستین تجربههای حرفهایاش با جنگ گره خورد. راستانی در طول فعالیتش از ویرانیهای ایران و بوسنی عکاسی کرد و بعدها با پرترههای مردم عادی، تصویری متفاوت از جامعه ایرانی ارائه داد.
محسن راستانی در سال ۱۳۳۷ در خرمشهر متولد شد؛ در دانشگاه تهران عکاسی خواند و فعالیت حرفهای خود را در سالهای آغاز جنگ شروع کرد. در شهریور ۱۳۵۹، زمانی که ارتش عراق به ایران حمله کرد، خرمشهر در فاصله کوتاهی به صحنه مقاومت، آوارگی و ویرانی بدل شد و برای عکاسان خبری، این روزها آغاز ثبت یکی از مهمترین دورههای تاریخ معاصر ایران بود. او در آغاز فعالیتش فقط به ثبت عملیات نظامی، تجهیزات جنگی یا تصاویر رسمی نبرد محدود نشد؛ به آدمها نیز توجه داشت. او در طول فعالیتش نشان داد که میتوان جنگ را از دریچه زندگی کسانی روایت کرد که معمولا در حاشیه روایتهای رسمی قرار میگیرند.
سالها پس از آغاز جنگ ایران و عراق، راستانی دوربین خود را به جغرافیای دیگری برد و این بار نه خرمشهر و آبادان، بلکه بوسنی سوژه بود؛ راستانی در میانه دهه ۱۹۹۰ از بوسنی عکاسی کرد و تصاویری از پیامدهای انسانی این جنگ به جا گذاشت. حاصل بخشی از این تجربه بعدها در کتاب «زمان سخت» منتشر شد. به گزارش آوش، در گفتوگویی که مجله «انسل» در سال ۱۴۰۵ منتشر کرد، مسیر عکاسی او از جنگ ایران و عراق تا لبنان و بوسنی مورد توجه قرار گرفت. در شماره ۱۸۶ «پاریس ریویو» که در پاییز ۲۰۰۸ منتشر شد، مجموعه «خانواده ایرانی» به مخاطبان بینالمللی معرفی شد و در توضیح این مجموعه آمده بود که راستانی طی 15 سال به نقاط مختلف ایران سفر کرده و از خانوادهها پرتره گرفته است.
راستانی در کنار «خانواده ایرانی»، پروژه «تیپهای اجتماعی شهر تهران» را نیز دنبال کرد و این مجموعه، امتداد همان علاقه به شناخت جامعه از طریق چهرههای انسانی بود، اما این بار شهر و تنوع اجتماعی آن در مرکز توجه قرار داشت. فعالیت راستانی به ایران محدود نماند و آثار او در نمایشگاهها و رویدادهای بینالمللی مختلف، ازجمله دوسالانه سائوپائولو در سال ۱۹۹۸، دوسالانه ونیز در سال ۲۰۰۳ و دوسالانه گوانگجو در سال ۲۰۰۶ ارائه شد. آثارش همچنین در نهادهای هنری بینالمللی به نمایش درآمد. ماههای پایانی زندگی محسن راستانی با بیماری و درمان سپری شد و مدتی به دلیل بیماری پیشرفته روده در بیمارستانی در شهر فورت، نزدیک نورنبرگ آلمان، بستری بود. در آن روزها، موضوع حضور خانوادهاش در کنار او نیز رسانهای شد. الین، همسر آلمانی راستانی، از او مراقبت میکرد، اما او خواستار حضور دختر و نوهاش، رایحه و دانیال نیز بود. سرانجام راستانی در مرداد ۱۴۰۵ به ایران بازگشت و در بابلسر، نزد دخترش ساکن شد و درمان او در ایران نیز ادامه یافت. مسعود زندهروح کرمانی، عکاس و از چهرههای شناختهشده این حوزه، صبح سوم آبان در گفتوگو با خبرگزاری مهر از آخرین تماس تلفنی خود با راستانی خبر داد و گفت که شب پیش از درگذشت با راستانی صحبت کرده و دوستش درد داشته است.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.