|

میوت؛ حق نشنیدن

گروه خانوادگی را با گزینه میوت خاموش کردیم، اما گاهی به آن سر می‌زنیم. گروه همکاران را هم همین‌طور، اما نمی‌توانیم از چیزهایی که ممکن است بی‌خبر بمانیم، دور شویم. اگر به چند سال پیش برگردیم، به خاطر می‌آوریم نشنیدن صدای دیگری به تصمیم ما وابسته نبود و حتی هزینه داشت. برای نشنیدن، باید از جمع فاصله می‌گرفتیم؛ یا تلفن را جواب نمی‌دادیم یا در شلوغی شهر خود را پنهان می‌کردیم. یعنی با ایجاد فاصله، سکوت ایجاد می‌شد. اما زندگی پلتفرمی به ما این امکان را داده که در جمع باشیم و با میوت‌کردن، دل‌مان هرجا می‌خواهد باشد.

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

محمد آقاسی:‌ گروه خانوادگی را با گزینه میوت خاموش کردیم، اما گاهی به آن سر می‌زنیم. گروه همکاران را هم همین‌طور، اما نمی‌توانیم از چیزهایی که ممکن است بی‌خبر بمانیم، دور شویم. اگر به چند سال پیش برگردیم، به خاطر می‌آوریم نشنیدن صدای دیگری به تصمیم ما وابسته نبود و حتی هزینه داشت. برای نشنیدن، باید از جمع فاصله می‌گرفتیم؛ یا تلفن را جواب نمی‌دادیم یا در شلوغی شهر خود را پنهان می‌کردیم. یعنی با ایجاد فاصله، سکوت ایجاد می‌شد. اما زندگی پلتفرمی به ما این امکان را داده که در جمع باشیم و با میوت‌کردن، دل‌مان هرجا می‌خواهد باشد.

میوت به‌ظاهر قابلیت ساده فناورانه‌ای مثل سایر قابلیت‌ها برای مدیریت روابط در شبکه‌های اجتماعی است. پلتفرم‌ها هم‌زمان که ما را به ارتباط دائمی دعوت می‌کنند، امکان در دسترس نبودن را نیز فراهم می‌آورند. این یعنی شکل جدید تنظیم روابط با دیگران صورت بگیرد. ما می‌توانیم بدون آشکار‌شدن، یعنی بدون خروج از گروه‌ یا بدون توضیح و حتی بدون آنکه دیگران متوجه شوند، صدای یک رابطه را خاموش کنیم. در عین حال که عضویت حفظ می‌شود، شنیدن الزامی نیست.

در جهان آکنده از صدا و سرشار از نمادهای اعلان و درخواست توجه، سخن‌گفتن از حق نشنیدن‌ دارای اهمیت است. دسترسی به انسان‌ها دائمی شده‌؛ در حالی که توان توجه انسان، بسیار محدود است. هیچ‌کس نه می‌تواند و نه باید در تمام ساعات روز‌ پذیرای شنیدن از دیگران باشد. میوت، مرزی کوچک و ضروی‌ میان مطالبه فرد و مطالبات بی‌وفقه محیط اجتماعی است؛ فرصتی برای داشتن خلوت و بازیابی توان ذهنی‌. اما هر حقی طرف دیگری هم دارد. یادداشت «آخرین بازدید» به ما نشان داد دیگران می‌توانند غیاب ما را بسنجند و محدود کنند. میوت وارونه آن است؛ چرا‌که این بار ما حضور دیگری را محدود می‌کنیم. به این تفاوت هم توجه باید کرد. کسی که میوت شده، نمی‌داند؛ هنوز می‌نویسد، ویس می‌فرستد، خبر تازه‌ای را با اشتیاق تعریف می‌کند و منتظر می‌ماند. شاید حتی ببیند پیامش «ارسال شد» و دلش گرم شود که کسی آن‌ سو هست.

اهمیت جامعه‌شناختی میوت‌کردن‌ در فراگیری و تکرار آن است. ممکن است گروهی را میوت کنیم، چون پیام‌هایش بیش از اندازه زیاد است، اما واقعیت آن باشد که صدای آن را خاموش کنیم، چون تحمل اختلاف‌نظر در آن دشوار شده است. گاهی نمی‌خواهیم در معرض چیزی قرار بگیریم که آرامش، باورها یا تصویرمان از خودمان را به هم می‌زند. صدالبته این حکم عمومی نیست. وقتی امکان خاموش‌کردن صداها به بخشی عادی از زندگی جمعی تبدیل می‌شود، باید پرسید روابط ما چگونه با حدود تازه شنیدن و شنیده‌شدن سازگار می‌شوند؟

زندگی جمعی پلتفرمی، به تحمل صداهای شکایت، تردید، اختلاف و سخن تکراری دیگران وابسته است‌ که شنیدن آن‌ را انتخاب نکرده‌ایم. این مسئله در سطح احساسات جمعی نیز اهمیت دارد. خشم، اندوه، ترس و حتی شادی، در روابط اجتماعی گردش می‌کنند و از طریق شنیده‌شدن، پاسخ‌گرفتن و به‌ رسمیت‌ شناخته‌شدن شکل می‌گیرند. وقتی افراد به‌طور فزاینده‌ای در معرض صداهای انتخاب‌شده قرار می‌گیرند، مسیر گردش احساسات تغییر می‌کند. برخی صداها مجال تکرار و تقویت پیدا می‌کنند و برخی دیگر، پیش از آنکه به تجربه‌ای مشترک تبدیل شوند، در سکوت باقی می‌مانند. میوت به‌تنهایی چنین وضعیتی را ایجاد نمی‌کند، اما بخشی از مجموعه ابزارهایی است که رابطه ما با صداهای جمعی را دگرگون می‌کند. میوت به ما اجازه می‌دهد صدا را خاموش کنیم، بی‌آنکه الزاما رابطه را قطع کنیم. اما هیچ دکمه‌ای نمی‌تواند تعیین کند کدام صدا را باید نشنید و کدام صدا، هرچند ناخوشایند، برای ادامه زندگی جمعی اهمیت دارد. فناوری امکان سکوت را فراهم می‌کند، اما تشخیص نسبت میان سکوت، خلوت و حذف دیگری همچنان بر عهده انسان است. حالا باید ملاحظه کرد در میان انبوه صداهایی که امکان خاموش‌کردن‌ آنها را داریم، چه چیزی را برای شنیدن انتخاب کرده‌ایم.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.