علی بیگدلی، کارشناس مسائل اروپا، در گفتوگو با «شرق» به تحلیل خشونتهای اعتراضات در فرانسه پرداخت
اعتراض زیر سایه «روسو»
گسترش اعتراضات خشونتآمیز در فرانسه و چند کشور اروپایی دیگر، بار دیگر بحرانهای اقتصادی و شکافهای اجتماعی این قاره را به کانون توجه آورده است؛
به گزارش گروه رسانهای شرق،
گسترش اعتراضات خشونتآمیز در فرانسه و چند کشور اروپایی دیگر، بار دیگر بحرانهای اقتصادی و شکافهای اجتماعی این قاره را به کانون توجه آورده است؛ بحرانی که به گفته کارشناسان، ریشههای آن را باید در فقر، بیکاری و نارضایتی گروههای مختلف اجتماعی جستوجو کرد. در این میان، تداوم اعتراضات میتواند بر معادلات سیاسی فرانسه و موقعیت امانوئل مکرون تأثیر بگذارد و زمینه را برای افزایش نفوذ جریانهای راستگرا، بهویژه مارین لوپن فراهم کند. با این حال، پرسش اصلی این است که آیا دولتهای اروپایی میتوانند پیش از گسترش دامنه ناآرامیها، پاسخی مؤثر به مطالبات معترضان بدهند؟در «شرق» با علی بیگدلی، کارشناس مسائل اروپا، درباره ریشههای بحران در فرانسه به گفتوگو نشستهایم.
ما در فرانسه و برخی دیگر از کشورهای اروپایی ازجمله اسپانیا، ایتالیا و بلژیک، شاهد اعتراضاتی هستیم که خیابانها را به تصرف درآورده و به خشونت کشیده شدهاند. علت و ریشه چنین اعتراضاتی با این وسعت چیست؟
ساختار سیاسی فرانسه بر اساس اندیشههای ژان ژاک روسو و ایده اراده جمعی او ایجاد شده است. به این معنا که هر دولت و حاکمیتی باید خود را با خواستههای عموم مردم هماهنگ کند. خود روسو این ایده را از یونانیها گرفته و بر همین اساس، دموکراسی فرانسه با دموکراسی لیبرال انگلیس و آمریکا متفاوت است. به همین دلیل است که ما شاهد اعتراضاتی از این دست در فرانسه هستیم.
موضوع دوم این است که در پاریس و فرانسه، حاشیهنشینی به دلیل مهاجرتها گسترش پیدا کرده است. آنها زندگی سختی دارند و با فقر و بیکاری دستوپنجه نرم میکنند. در فرانسه وقتی دانشآموزان و دانشجویان وارد اعتراضات میشوند، گروههای دیگر از جمله کارگران و سندیکاهای کارگری هم به آنها میپیوندند. در حال حاضر دیگر مسئله فقط دانشآموزان نیستند؛ معلمان، کارمندان دولت و کارگران نیز اعتراض کردهاند و وضعیت حتی از دوران جلیقهزردها و اعتراضاتشان که در سالهای ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹ اتفاق افتاد، بدتر است. معترضان همگی جوان هستند و در بین اینها خودکشی زیاد میشود. اعلامیه روز شنبه معترضان، خواستار استعفای مکرون شده و سال دیگر هم انتخابات انجام میشود. در این میان، خوش به حال مارین لوپن شده که راستگرا بوده و با هر نوع مهاجرتی مخالف است و میتواند با تکیه بر این وقایع، خواستههای خود را پیش ببرد.
یعنی با توجه به اتفاقات رخداده، ژان لوک ملانشن از میان چپهای فرانسه شانس چندانی در انتخابات سال آینده فرانسه در مقابل لوپن و راستگراها نخواهد داشت؟
به نظر من آقای ملانشن در این شرایط شانس چندان بالایی ندارد.
سؤال بعدی این است که دولت فرانسه یا بهتر است بگوییم بهطور کلی اروپا که حتی ما میبینیم این مشکل در ایتالیا که تحت نفوذ راستگراها اداره میشود نیز وجود دارد، آیا اروپا و رهبران فعلی اروپایی امکان کنترل این سبک از شورشها را دارند؟
ساختار سیاسی هریک از این کشورها با دیگری متفاوت است. برای معترضان دیگر کشورهای اروپایی، اعتراضان فرانسه فرصتی است تا هم اتحاد خود را با آنها نشان دهند و هم اعتراضشان را به مشکلات اقتصادی و سیاسی داخل کشور خودشان بیان کنند. اتحادیه اروپا با مشکلات اقتصادی فراوانی روبهرو است. بنابراین در کشورهای مختلف اروپایی، به دلایل گوناگونی معترضان پا به میدان گذاشتهاند. به غیر از دو، سه کشور در شمال اروپا مانند دانمارک، سوئد و... مشکلات اقتصادی و گرانی در اروپا جدی است.
باوری میان تحلیلگران داخل کشور وجود دارد به این مفهوم که حضور آفریقاییه-ا، حالا خاورمیانهایها و رنگینپوستان، بهطور کلی یکی از عللی است که چنین اتفاقات خشونتآمیزی میافتد. ولی ما میبینیم خود فرانسویها هم در خیابانها هستند و در اعتراضات خشونتآمیز حضور دارند. مشکلات واقعی چه و چقدر مرتبط هستند با اینکه مهاجران در آنجا حضور دارند؟
البته مهاجران مشکلاتی برای فرانسویها به وجود آوردهاند. فرانسه اگر بخواهد شش میلیون مهاجر را اخراج کند، بازار تونس، مراکش و الجزایر را از دست خواهد داد. فرانسویها برای مثال الجزایر را هرگز رها نکردند؛ چون نمیخواهند بازار را از دست بدهند و میخواهند این امتیاز را برای خود حفظ کنند. اضافه بر این، دستمزد کارگران مهاجر مورد دیگری است که فرانسه ترجیح میدهد مهاجران را حفظ کند.
دولت مکرون راهی برای برونرفت از این وضعیت دارد؟ زمزمههایی وجود دارد که از او درخواست میکنند استعفا بدهد، ولی چنین اقدامی در شرایط فعلی به نظر نمیآید بتواند اوضاع را بهبود ببخشد.
مکرون قبول کرده کوتاهی کرده است و میخواهد مقداری جلوی تظاهرات را بگیرد که نتیجه نداشته است. از سوی دیگر، امکانات فرانسه در حال حاضر این اجازه را به دولت نمیدهد که به خواسته همه این گروههای معترض شامل دانشآموزان، کارگران، کارمندان و مهاجران پاسخ مثبت دهد. فرانسه بازارهای خود را از دست داده و از نظر اقتصادی در بحران است. بنابراین پاریس باید تغییری اساسی در سیاستهای خود ایجاد کند که برخی امیدوارند با پیروزی احتمالی لوپن این اتفاق بیفتد.
واقعا با آمدن لوپن این اتفاق میافتد؟
ما نمیدانیم چه اتفاقی میافتد، اما از آنجایی که سیاست اصلی او مخالفت با مهاجران بوده و ممکن است لوپن برخی از آنها را بیرون کند، فرانسه هم بازار خود را از دست خواهد داد و هم با بحران نیروی کار ارزان روبهرو میشود.
به عنوان سؤال آخر، از شما بپرسم این شرایط فعلی به نسل «زد» هم نسبت داده میشود. ما شاهد این بودیم که این نسل در آسیا و حالا در اروپا کارهایی میکند و خواستههایی دارد که نسل قبلی به آنها نمیپرداخت. آیا این نسل در فرانسه و اروپا در موقعیتی قرار دارد که بتواند سیاستهای این کشورها را به شکلی اساسی تغییر بدهد؟
تظاهرات و نارضایتی در فرانسه سابقه طولانی دارد. حتی ژنرال دوگل که محبوبیت داشت و فرانسه را آزاد کرد، در یکی از سخنرانیها اعلام کرد من پیشنهاد میکنم دوره ریاستجمهوری به ۱۰ سال برسد. اعتراضات گسترده و اعتصابات سر گرفت و نشان داد بههیچوجه حاضر نیستند زیر بار مسائلی از این دست بروند. در واقع گروه فعلی از دیگر معترضان خطرناکتر است؛ چون چیزی برای از دست دادن ندارد و اغلب فاقد شغل بوده و شکمش گرسنه است.
من گفتم سؤال آخر، اما یک سؤال دیگر هم بپرسم. در وضعیتی که دربارهاش صحبت کردیم، کشورهای دیگر در اروپا چه وضعیتی پیدا خواهند کرد؟ به قول شما در فرانسه این اعتراضات عادی است، ولی در اسپانیا و ایتالیا هرچند سنت اعتراض وجود دارد، به شکل فرانسوی آن وجود ندارد.
در کشورهای دیگر هم فقر اقتصادی میتواند چنین مشکلاتی را به وجود آورد. در کشورهای جنوبی و کشورهای لاتین، ایتالیا، پرتغال و... حتما شورشها گسترش پیدا خواهد کرد که علت اصلی آن فقر است.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.