|

مرثیه‌ای برای سکوت تاریک زمین چرا غار «سهولان» سبز می‌شود؟

غارها به‌عنوان موزه‌های زنده زمین‌شناختی و میراث طبیعی میلیون‌ساله، از حساس‌ترین و شکننده‌ترین اکوسیستم‌های سرزمین به شمار می‌روند. با این حال، در دهه‌های اخیر، هجوم مدیریت‌نشده گردشگری به این قلمروهای تاریک و اسرارآمیز، آسیب‌های جبران‌ناپذیری به بار آورده است.

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

ریحانه خرم‌رویی- دکترای معماری منظر: غارها به‌عنوان موزه‌های زنده زمین‌شناختی و میراث طبیعی میلیون‌ساله، از حساس‌ترین و شکننده‌ترین اکوسیستم‌های سرزمین به شمار می‌روند. با این حال، در دهه‌های اخیر، هجوم مدیریت‌نشده گردشگری به این قلمروهای تاریک و اسرارآمیز، آسیب‌های جبران‌ناپذیری به بار آورده است. یکی از نمونه‌های بارز این مداخلات غیرکارشناسی، وضعیت نورپردازی غار آبی «سهولان» در نزدیکی مهاباد و بوکان (منطقه تاریخی مکریان) است؛ جایی که استفاده افراطی و اصولی‌نشده از نورهای مصنوعی، دیواره‌های کهن غار را به بستری برای هجوم جلبک‌ها تبدیل کرده و سیمای طبیعی این اثر ملی را به مخاطره انداخته است.

منظر طبیعی غارها، بر پایه تعادل زیستی ظریفی استوار است که «تاریکی مطلق» رکن اصلی آن را تشکیل می‌دهد. ورود نور به این محیط‌های تاریک، این تعادل را به‌طور کامل از بین می‌برد. در زیست‌شناسی غارها، پدیده‌ای به نام «بیماری چراغ» (Lampen flora) شناخته می‌شود. این پدیده زمانی رخ می‌دهد که نورپردازی‌های مصنوعی و مداوم در محیط‌های مرطوب درون غار، شرایط را برای رشد فوتواتوتروف‌ها از‌جمله جلبک‌ها، خزه‌ها و سیانوباکتری‌ها فراهم می‌کنند. در غار آبی سهولان، گردشگران با جداره‌هایی مواجه می‌شوند که به‌جای نمایش بافت زمین‌شناختی شگفت‌انگیز و اصیل خود، در زیر لایه‌ای از جلبک‌های سبز ناشی از نورپردازی غیراستاندارد دفن شده‌اند. این جلبک‌ها نه‌تنها منظر بصری غار را مخدوش و مصنوعی جلوه می‌دهند، بلکه با تولید اسیدهای آلی، فرایند فرسایش شیمیایی دیواره‌ها و استالاکتیک‌ها را سرعت بخشیده و در درازمدت ساختار فیزیکی غار را تخریب می‌کنند.

موضوع اساسی در نقد مدیریت منظر این اثر، فقدان نگاه «حفاظت‌محور علمی» و سیطره نگاه «سود‌محور گردشگری سنتی» است. متولیان امر بدون در نظر گرفتن ظرفیت برد اکولوژیک غار و بدون استفاده از فناوری‌های نوین نوری، اقدام به روشن‌کردن فضا کرده‌اند؛ گویی با یک تونل شهری یا یک شهربازی سرپوشیده مواجه هستند، نه یک ژئوسایت حساس و میراثی ملی. به‌طور کلی حفاظت از منظر طبیعی غارها در رویکردهای نوین آکادمیک و استانداردهای بین‌المللی (مانند انجمن بین‌المللی غارها‌- UIS)، بر اصول مشخصی استوار است که در سهولان نادیده گرفته شده‌اند:

۱. مدیریت طول موج نور: جلبک‌ها برای فتوسنتز نیاز به طیف‌های نوری خاصی (عمدتا آبی و قرمز) دارند. در طراحی علمی منظر غار، باید از لامپ‌های LED با طیف‌های نوری خاص (مانند نورهای سرد با پهنای باند باریک یا نورهای زرد زنبوری) استفاده شود که پتانسیل فتوسنتز را به حداقل می‌رسانند.

۲. سیستم‌های نوری هوشمند (سنسورهای حرکتی): دلیلی وجود ندارد که جداره‌های غار به‌طور مداوم و در ساعت‌های خالی از گردشگر روشن بمانند. نورپردازی باید به صورت موضعی، هوشمند و صرفا در حضور بازدیدکننده فعال شود تا دوره تاریکی غار حفظ شود.

 

۳. تاریکی به عنوان بخشی از منظر: در طراحی منظر مدرن، «تاریکی» خود یک عنصر زیبایی‌شناختی و هویتی برای غار است. عدم نورپردازی بخش‌های بزرگی از غار، علاوه بر حفظ زیستگاه خفاش‌ها و سایر گونه‌های غارزی، تجربه فضایی عمیق‌تر و اصیل‌تری برای گردشگر خلق می‌کند.

نتیجه‌گیری

تجربه غار سهولان نشان می‌دهد توسعه گردشگری اگر از منطق حفاظت و فهم علمی مکان جدا شود، به‌جای تقویت ارزش‌های میراثی، خود به عامل فرسایش و تخریب بدل می‌شود. از این رو، ضروری است رویکردهای توسعه در این‌ پهنه‌های حساس، از «توسعه‌محوری صرف» فاصله گرفته و به سمت توسعه مکان‌محور حرکت کند؛ رویکردی که در آن، تصمیم‌گیری‌ها نه بر اساس الگوهای کلی و مداخله‌های نمایشی، بلکه بر پایه ظرفیت‌های اکولوژیک، ساختار طبیعی، حساسیت زیست‌محیطی و هویت منحصربه‌فرد هر مکان صورت می‌گیرد. در این چارچوب، نورپردازی، مسیر بازدید، میزان مداخله انسانی و حتی نحوه روایتگری از فضا باید تابع منطق خودِ غار و ملاحظات حفاظتی آن باشد، نه صرفا خواست جذب بیشتر گردشگر. بنابراین، حفاظت از غارهای آبی و میراث طبیعی کشور، زمانی معنا پیدا می‌کند که توسعه گردشگری به‌جای «تغییردادن مکان»، در راستای فهمیدن، تقویت‌‌ و آشکارکردن ظرفیت‌های اصیل مکان پیش برود.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.