|

جنگ با ایران و نیاز به نفت سنگین، واشینگتن را به معامله‌ای بلندمدت با ونزوئلا رسانده است

قمار صدساله ترامپ

شرق: دولت ایالات متحده برای تبدیل نفت ونزوئلا به یک پشتوانه راهبردی برای خود، از نقش میانجی فراتر رفته و در آستانه ورود مستقیم به یک سرمایه‌گذاری نفتی در ونزوئلاست. توافق کم‌سابقه و صدساله واشینگتن و کاراکاس در واقع قماری است که هم امنیت انرژی را هدف گرفته و هم پرسش‌های حقوقی و سیاسی جدی ایجاد کرده است. ماه‌ها پس از آنکه دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا اعلام کرد کناررفتن نیکلاس مادورو می‌تواند نفت ونزوئلا را دوباره در دسترس آمریکا قرار دهد، مشکل اصلی در این میان دیگر سیاسی نبود؛ شرکت‌های بزرگ نفتی حاضر نمی‌شدند با سرعتی که کاخ سفید می‌خواست، میلیاردها دلار به صنعت نفت فرسوده و پرریسک ونزوئلا برگردانند. اکسون‌موبیل و کونوکو فیلیپس از جمله شرکت‌هایی بودند که دولت ترامپ برای بازگشت به میدان‌های نفتی، آنها را تحت فشار گذاشت، اما نگرانی درباره امنیت، وضعیت حقوقی قراردادها، فساد و عدم ثبات سیاسی در کاراکاس، بخش بزرگی از صنعت نفت آمریکا را در حاشیه نگه داشت. شورون استثنای اصلی بود؛ شرکتی که برخلاف بیشتر رقبایش در دهه‌های گذشته حضور خود را در ونزوئلا کاملا قطع نکرده است. پاسخ دولت ترامپ به این مقاومت شرکت‌های نفتی کم‌سابقه است: اگر بخش خصوصی به اندازه کافی مطمئن نیست، خود دولت مستقیم وارد ماجرا خواهد شد. توافقی که اخیرا اعلام شد، دولت آمریکا را از نقش تسهیل‌کننده سرمایه‌گذاری به یک ذی‌نفع مستقیم در صنعت نفت ونزوئلا تبدیل می‌کند. محور معامله شرکتی خصوصی به رهبری آلخاندرو بتانکور، بازرگان ونزوئلایی است که روابط نزدیکی با دلسی رودریگز، رئیس‌جمهور موقت ونزوئلا دارد. شرکت او با نام North American Blue Energy Partners، طی دو سال گذشته پس از شورون به دومین تولیدکننده خصوصی بزرگ نفت در ونزوئلا تبدیل شده است. بتانکور پیش‌تر در اسپانیا و سوئیس با تحقیقات درباره اتهام پول‌شویی روبه‌رو بوده، هرچند هیچ اتهام رسمی علیه او مطرح نشده است. با این حال، همین پیشینه در کنار ارتباط نزدیک او با حکومت کاراکاس، حساسیت سیاسی معامله را بیشتر کرده است. واشینگتن می‌خواهد از طریق دفتر سرمایه راهبردی پنتاگون وارد این ساختار شود؛ نهادی که اساسا برای حمایت مالی از صنایع مرتبط با امنیت ملی آمریکا ایجاد شده است. سرمایه‌گذاری قرار است با بهای بسیار پایین طراحی شود تا دولت بدون تزریق سنگین پول نقد، صاحب سهمی از شرکت شود. پنتاگون در نهایت سهم دولت و حقوق خرید نفت را در اختیار خواهد داشت. این تغییر نقش، قابل توجه است. وزارت دفاع آمریکا که مأموریت اصلی آن امنیت و جنگ است، حالا قرار است در شرکتی سرمایه‌گذاری کند که سودش مستقیم به استخراج نفت از ونزوئلا وابسته خواهد بود. ۶۵ میلیارد بشکه نفت ابعاد نفتی این معامله بسیار بزرگ است. شرکت مورد حمایت آمریکا امکان توسعه ۱۷ میدان نفتی را خواهد داشت که گفته می‌شود حدود ۶۵ میلیارد بشکه ذخیره اثبات‌شده دارند؛ نزدیک به یک‌پنجم ذخایر ۳۰۳ میلیارد بشکه‌ای ونزوئلا، کشوری که بزرگ‌ترین ذخایر اثبات‌شده نفت جهان را در اختیار دارد. حقوق بهره‌برداری نیز برای دوره‌ای صدساله طراحی شده است. اگر این ساختار حقوقی در برابر دولت‌های آینده ونزوئلا دوام بیاورد، واشینگتن عملا برای چند نسل به بخشی از منابع عظیم نفتی این کشور دسترسی ترجیحی پیدا خواهد کرد. شراینر پارکر از شرکت مشاوره رستاد انرژی که با وال‌استریت‌ژورنال گفت‌وگو کرده، معتقد است در صورت دوام توافق، ترامپ می‌تواند ذخایر راهبردی نفتی برای آمریکا فراهم کند که اهمیت آنها از انقلاب نفت شیل هم فراتر رود. اما او هم‌زمان روی مشکل اصلی دست می‌گذارد: وجود نفت در زیر زمین یک چیز است و تبدیل آن به میلیون‌ها بشکه تولید روزانه چیزی دیگر. درباره ساختار دقیق مالکیت نیز هنوز ابهام وجود دارد. یک روایت منتشرشده از توافق می‌گوید دولت آمریکا ۳۵ درصد سهم غیرفعال در شرکت NABEP خواهد داشت و حق ترجیحی خرید ۲۰ درصد تولید را با قیمت تمام‌شده به دست می‌آورد. روایت دیگری به نقل از یک مقام کاخ سفید از سهم ۵۵درصدی آمریکا در یک سرمایه‌گذاری مشترک تازه و سهم ۴۵درصدی طرف ونزوئلایی سخن می‌گوید. هنوز توضیح عمومی روشنی برای این تفاوت ارائه نشده و همین مسئله نشان می‌دهد جزئیات حقوقی معامله کاملا شفاف نشده است. مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، توافق را «یک پیروزی بزرگ» خوانده و گفته نفت ارزان در نیم‌کره غربی می‌تواند قیمت سوخت برای آمریکایی‌ها را پایین بیاورد. رودریگز نیز تصویر بزرگ‌تری ارائه کرده است: بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری، بیش از ۲۰۹ میلیارد دلار درآمد مالیاتی و هزاران شغل برای اقتصادی که صنعت نفت آن سال‌هاست با کمبود سرمایه و فرسودگی زیرساخت روبه‌روست. تأثیر جنگ با ایران پشت این چرخش دولت ترامپ، فقط ونزوئلا و تحولات این کشور نیست. جنگ ایران معادله انرژی آمریکا را تغییر داده است. اختلال در صادرات نفت خلیج فارس، حدود یک‌پنجم عرضه معامله‌شده جهانی نفت را تحت تأثیر قرار داده و آمریکا را بیش از گذشته در موقعیت تأمین‌کننده نفت و فرورده‌هایی مانند گازوئیل و سوخت جت برای بازارهای دیگر قرار داده است. هم‌زمان دولت ترامپ برای مهار فشار قیمت‌ها بخشی از ذخایر راهبردی نفت آمریکا را مصرف کرده و سطح این ذخایر به پایین‌ترین میزان از سال ۱۹۸۲ رسیده است. در چنین شرایطی، ونزوئلا مزیتی دارد که صرفا به حجم ذخایرش مربوط نیست. آمریکا بزرگ‌ترین تولیدکننده نفت خام جهان و در مجموع صادرکننده خالص نفت و فراورده‌های آن است، اما بخش زیادی از نفت تولیدی آن سبک و شیرین است. نفت ونزوئلا در مقابل سنگین و ترش است؛ همان نوع نفتی که بسیاری از پالایشگاه‌های آمریکایی برای فراوری آن طراحی شده‌اند و برای تولید گازوئیل، سوخت جت، روغن‌های صنعتی و آسفالت مناسب است. این پیوند تاریخی هنوز در زیرساخت پالایش آمریکا باقی مانده است. بسیاری از پالایشگاه‌های این کشور در دهه ۱۹۷۰ زمانی ساخته یا تنظیم شدند که ونزوئلا یکی از تأمین‌کنندگان اصلی نفت آمریکا بود. واردات نفت ونزوئلا امسال بیش از چهار برابر شده و به حدود ۶۰۰ هزار بشکه در روز رسیده است؛ بالاترین میزان از زمان اعمال تحریم‌های دوره نخست ترامپ در سال ۲۰۱۹. ونزوئلا اکنون پس از کانادا دومین منبع نفت خام وارداتی آمریکاست. به همین دلیل جنگ ایران برای کاخ سفید به عامل شتاب‌دهنده تبدیل شده است. مقام‌های درگیر در مذاکرات می‌گویند دولت می‌خواست پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر نشان دهد منبع بلندمدتی از نفت در نیم‌کره غربی پیدا کرده که می‌تواند آمریکایی‌ها را تا حدی از هزینه آشفتگی خاورمیانه مصون نگه دارد. اما فاصله میان اعلام سیاسی و بشکه واقعی همچنان زیاد است. چالش زمان برای تولید ونزوئلا امروز فقط حدود ۱.۱ تا ۱.۲ میلیون بشکه در روز نفت تولید می‌کند؛ رقمی بسیار پایین‌تر از حدود ۳.۵ میلیون بشکه در روز پیش از افول طولانی صنعت نفت این کشور. افزایش حدود ۱۵۰ هزار بشکه‌ای تولید از ابتدای سال نشانه بهبود است، اما برای بازگشت به ظرفیت تاریخی کافی نیست. لویسا پالاسیوس، رئیس پیشین سیتگو و مدیر مرکز سیاست انرژی جهانی دانشگاه کلمبیا، می‌گوید بازگرداندن تولید ونزوئلا به سطح گذشته به میلیاردها دلار سرمایه خارجی و دست‌کم یک دهه زمان نیاز دارد. زیرساخت‌های نفتی طی سال‌های طولانی حکومت هوگو چاوز و مادورو فرسوده شده‌اند و برخی بخش‌ها عملا باید از نو ساخته شوند. بنابراین توافق تازه نمی‌تواند آن‌طورکه در تبلیغات سیاسی ممکن است القا شود، در چند ماه قیمت بنزین در آمریکا را پایین بیاورد. راب تامل از شرکت تورتویس کپیتال نیز می‌گوید سرمایه‌گذاری در ونزوئلا باید با ده‌ها پروژه دیگر شرکت‌های بزرگ نفتی در جهان رقابت کند و احتمالا سال‌ها طول می‌کشد تا نفت اضافی قابل توجهی وارد بازار شود. کاخ سفید امیدوار است مشارکت مستقیم دولت بخشی از این تردید را کاهش دهد، اما همین نقطه یک تناقض هم ایجاد کرده است: دولت آمریکا از یک طرف از شرکت‌های خصوصی می‌خواهد وارد ونزوئلا شوند و از طرف دیگر، در حال ساختن رقیبی است که خود واشینگتن، پشت آن ایستاده و به بخش عظیمی از ذخایر نفتی دسترسی ترجیحی خواهد داشت. اد هیرس، اقتصاددان انرژی دانشگاه هیوستون، این پرسش را صریح مطرح کرده است: چرا دولت آمریکا باید با پول و اعتبار خود «یک رقیب بزرگ برای صنعت نفت آمریکا» بسازد؟ دردسرهای حقوقی ریسک بزرگ‌تر از اقتصاد، چالش‌های حقوقی و سیاسی این توافق است. قانون اساسی ۱۹۹۹ ونزوئلا ذخایر نفتی را متعلق به جمهوری بولیواری ونزوئلا می‌داند و فروش آنها را ممنوع می‌کند. مخالفان حکومت استدلال می‌کنند دولت غیرانتخابی کنونی اختیار حقوقی لازم برای واگذاری چنین حقوق بلندمدتی را ندارد و دولت آینده می‌تواند قرارداد را به چالش بکشد. طراحان معامله دقیقا از همین خطر آگاه بوده‌اند. به گفته افراد درگیر در مذاکرات، استفاده از یک شرکت خصوصی به‌جای قرارداد مستقیم دولت آمریکا با کاراکاس با این هدف انتخاب شده که لغو توافق برای حکومت‌های آینده دشوارتر شود. محاسبه آنها این است که مصادره یک شرکت خصوصی از نظر سیاسی و حقوقی سخت‌تر از لغو یک توافق دولتی خواهد بود. با این حال، همین طراحی در میان بخشی از ونزوئلایی‌ها واکنش منفی ایجاد کرده است. دیه‌گو آریا، وزیر و سفیر پیشین ونزوئلا که اکنون در آمریکا در تبعید زندگی می‌کند، معامله را غیرقانونی می‌داند و واشینگتن را متهم می‌کند در ازای دسترسی به نفت، به حکومتی غیرانتخابی مشروعیت می‌دهد. این واکنش یک تناقض سیاسی بزرگ‌تر را نشان می‌دهد. بسیاری از ونزوئلایی‌ها از عملیات آمریکا برای کنارزدن مادورو حمایت کردند، اما محبوبیت ترامپ با تقویت موقعیت رودریگز، معاون پیشین مادورو، کاهش یافته است. همان دولتی که واشینگتن زمانی بخشی از ساختار مادورو می‌دانست، اکنون شریک اصلی طرحی شده که ترامپ آن را دستاورد انرژی آمریکا معرفی می‌کند. برای مردم عادی ونزوئلا البته بحث حقوق مالکیت ۶۵ میلیارد بشکه نفت ممکن است بسیار دورتر از مشکلات روزانه باشد. ایرلیس سدنیو، بازنشسته ۶۵ساله‌ای در حومه کاراکاس گفته دغدغه او برق، آب، درآمد و هزینه زندگی است؛ اگر توافق نفتی بتواند این وضعیت را بهتر کند، از آن استقبال خواهد کرد. همین فاصله میان سیاست کلان و زندگی روزمره سرنوشت معامله را تعیین می‌کند. دولت ترامپ آن را راهی برای امنیت انرژی آمریکا می‌بیند و کاراکاس از سرمایه، مالیات و اشتغال سخن می‌گوید. صنعت نفت اما هنوز درباره امنیت سرمایه خود مطمئن نیست و مخالفان ونزوئلایی مشروعیت قرارداد را زیر سؤال می‌برند. نفت ونزوئلا زیر زمین فراوان است؛ مسئله دشوارتر این است که چه کسی حق استخراج آن را دارد، چه کسی پولش را می‌پردازد و آیا قراردادی که برای صد سال نوشته می‌شود، از تغییر دولت‌ها و بحران‌های سیاسی بعدی هم جان سالم به در خواهد برد؟

قمار صدساله ترامپ

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

شرق: دولت ایالات متحده برای تبدیل نفت ونزوئلا به یک پشتوانه راهبردی برای خود، از نقش میانجی فراتر رفته و در آستانه ورود مستقیم به یک سرمایه‌گذاری نفتی در ونزوئلاست. توافق کم‌سابقه و صدساله واشینگتن و کاراکاس در واقع قماری است که هم امنیت انرژی را هدف گرفته و هم پرسش‌های حقوقی و سیاسی جدی ایجاد کرده است. ماه‌ها پس از آنکه دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا اعلام کرد کناررفتن نیکلاس مادورو می‌تواند نفت ونزوئلا را دوباره در دسترس آمریکا قرار دهد، مشکل اصلی در این میان دیگر سیاسی نبود؛ شرکت‌های بزرگ نفتی حاضر نمی‌شدند با سرعتی که کاخ سفید می‌خواست، میلیاردها دلار به صنعت نفت فرسوده و پرریسک ونزوئلا برگردانند.

اکسون‌موبیل و کونوکو فیلیپس از جمله شرکت‌هایی بودند که دولت ترامپ برای بازگشت به میدان‌های نفتی، آنها را تحت فشار گذاشت، اما نگرانی درباره امنیت، وضعیت حقوقی قراردادها، فساد و عدم ثبات سیاسی در کاراکاس، بخش بزرگی از صنعت نفت آمریکا را در حاشیه نگه داشت. شورون استثنای اصلی بود؛ شرکتی که برخلاف بیشتر رقبایش در دهه‌های گذشته حضور خود را در ونزوئلا کاملا قطع نکرده است. پاسخ دولت ترامپ به این مقاومت شرکت‌های نفتی کم‌سابقه است: اگر بخش خصوصی به اندازه کافی مطمئن نیست، خود دولت مستقیم وارد ماجرا خواهد شد. توافقی که اخیرا اعلام شد، دولت آمریکا را از نقش تسهیل‌کننده سرمایه‌گذاری به یک ذی‌نفع مستقیم در صنعت نفت ونزوئلا تبدیل می‌کند. محور معامله شرکتی خصوصی به رهبری آلخاندرو بتانکور، بازرگان ونزوئلایی است که روابط نزدیکی با دلسی رودریگز، رئیس‌جمهور موقت ونزوئلا دارد. شرکت او با نام North American Blue Energy Partners، طی دو سال گذشته پس از شورون به دومین تولیدکننده خصوصی بزرگ نفت در ونزوئلا تبدیل شده است. بتانکور پیش‌تر در اسپانیا و سوئیس با تحقیقات درباره اتهام پول‌شویی روبه‌رو بوده، هرچند هیچ اتهام رسمی علیه او مطرح نشده است. با این حال، همین پیشینه در کنار ارتباط نزدیک او با حکومت کاراکاس، حساسیت سیاسی معامله را بیشتر کرده است. واشینگتن می‌خواهد از طریق دفتر سرمایه راهبردی پنتاگون وارد این ساختار شود؛ نهادی که اساسا برای حمایت مالی از صنایع مرتبط با امنیت ملی آمریکا ایجاد شده است. سرمایه‌گذاری قرار است با بهای بسیار پایین طراحی شود تا دولت بدون تزریق سنگین پول نقد، صاحب سهمی از شرکت شود. پنتاگون در نهایت سهم دولت و حقوق خرید نفت را در اختیار خواهد داشت. این تغییر نقش، قابل توجه است. وزارت دفاع آمریکا که مأموریت اصلی آن امنیت و جنگ است، حالا قرار است در شرکتی سرمایه‌گذاری کند که سودش مستقیم به استخراج نفت از ونزوئلا وابسته خواهد بود.

۶۵ میلیارد بشکه نفت

ابعاد نفتی این معامله بسیار بزرگ است. شرکت مورد حمایت آمریکا امکان توسعه ۱۷ میدان نفتی را خواهد داشت که گفته می‌شود حدود ۶۵ میلیارد بشکه ذخیره اثبات‌شده دارند؛ نزدیک به یک‌پنجم ذخایر ۳۰۳ میلیارد بشکه‌ای ونزوئلا، کشوری که بزرگ‌ترین ذخایر اثبات‌شده نفت جهان را در اختیار دارد.

حقوق بهره‌برداری نیز برای دوره‌ای صدساله طراحی شده است. اگر این ساختار حقوقی در برابر دولت‌های آینده ونزوئلا دوام بیاورد، واشینگتن عملا برای چند نسل به بخشی از منابع عظیم نفتی این کشور دسترسی ترجیحی پیدا خواهد کرد. شراینر پارکر از شرکت مشاوره رستاد انرژی که با وال‌استریت‌ژورنال گفت‌وگو کرده، معتقد است در صورت دوام توافق، ترامپ می‌تواند ذخایر راهبردی نفتی برای آمریکا فراهم کند که اهمیت آنها از انقلاب نفت شیل هم فراتر رود. اما او هم‌زمان روی مشکل اصلی دست می‌گذارد: وجود نفت در زیر زمین یک چیز است و تبدیل آن به میلیون‌ها بشکه تولید روزانه چیزی دیگر. درباره ساختار دقیق مالکیت نیز هنوز ابهام وجود دارد. یک روایت منتشرشده از توافق می‌گوید دولت آمریکا ۳۵ درصد سهم غیرفعال در شرکت NABEP خواهد داشت و حق ترجیحی خرید ۲۰ درصد تولید را با قیمت تمام‌شده به دست می‌آورد. روایت دیگری به نقل از یک مقام کاخ سفید از سهم ۵۵درصدی آمریکا در یک سرمایه‌گذاری مشترک تازه و سهم ۴۵درصدی طرف ونزوئلایی سخن می‌گوید. هنوز توضیح عمومی روشنی برای این تفاوت ارائه نشده و همین مسئله نشان می‌دهد جزئیات حقوقی معامله کاملا شفاف نشده است. مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، توافق را «یک پیروزی بزرگ» خوانده و گفته نفت ارزان در نیم‌کره غربی می‌تواند قیمت سوخت برای آمریکایی‌ها را پایین بیاورد. رودریگز نیز تصویر بزرگ‌تری ارائه کرده است: بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری، بیش از ۲۰۹ میلیارد دلار درآمد مالیاتی و هزاران شغل برای اقتصادی که صنعت نفت آن سال‌هاست با کمبود سرمایه و فرسودگی زیرساخت روبه‌روست.

تأثیر جنگ با ایران

پشت این چرخش دولت ترامپ، فقط ونزوئلا و تحولات این کشور نیست. جنگ ایران معادله انرژی آمریکا را تغییر داده است. اختلال در صادرات نفت خلیج فارس، حدود یک‌پنجم عرضه معامله‌شده جهانی نفت را تحت تأثیر قرار داده و آمریکا را بیش از گذشته در موقعیت تأمین‌کننده نفت و فرورده‌هایی مانند گازوئیل و سوخت جت برای بازارهای دیگر قرار داده است. هم‌زمان دولت ترامپ برای مهار فشار قیمت‌ها بخشی از ذخایر راهبردی نفت آمریکا را مصرف کرده و سطح این ذخایر به پایین‌ترین میزان از سال ۱۹۸۲ رسیده است.

در چنین شرایطی، ونزوئلا مزیتی دارد که صرفا به حجم ذخایرش مربوط نیست. آمریکا بزرگ‌ترین تولیدکننده نفت خام جهان و در مجموع صادرکننده خالص نفت و فراورده‌های آن است، اما بخش زیادی از نفت تولیدی آن سبک و شیرین است. نفت ونزوئلا در مقابل سنگین و ترش است؛ همان نوع نفتی که بسیاری از پالایشگاه‌های آمریکایی برای فراوری آن طراحی شده‌اند و برای تولید گازوئیل، سوخت جت، روغن‌های صنعتی و آسفالت مناسب است. این پیوند تاریخی هنوز در زیرساخت پالایش آمریکا باقی مانده است. بسیاری از پالایشگاه‌های این کشور در دهه ۱۹۷۰ زمانی ساخته یا تنظیم شدند که ونزوئلا یکی از تأمین‌کنندگان اصلی نفت آمریکا بود. واردات نفت ونزوئلا امسال بیش از چهار برابر شده و به حدود ۶۰۰ هزار بشکه در روز رسیده است؛ بالاترین میزان از زمان اعمال تحریم‌های دوره نخست ترامپ در سال ۲۰۱۹. ونزوئلا اکنون پس از کانادا دومین منبع نفت خام وارداتی آمریکاست. به همین دلیل جنگ ایران برای کاخ سفید به عامل شتاب‌دهنده تبدیل شده است. مقام‌های درگیر در مذاکرات می‌گویند دولت می‌خواست پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر نشان دهد منبع بلندمدتی از نفت در نیم‌کره غربی پیدا کرده که می‌تواند آمریکایی‌ها را تا حدی از هزینه آشفتگی خاورمیانه مصون نگه دارد. اما فاصله میان اعلام سیاسی و بشکه واقعی همچنان زیاد است.

چالش زمان برای تولید

ونزوئلا امروز فقط حدود ۱.۱ تا ۱.۲ میلیون بشکه در روز نفت تولید می‌کند؛ رقمی بسیار پایین‌تر از حدود ۳.۵ میلیون بشکه در روز پیش از افول طولانی صنعت نفت این کشور. افزایش حدود ۱۵۰ هزار بشکه‌ای تولید از ابتدای سال نشانه بهبود است، اما برای بازگشت به ظرفیت تاریخی کافی نیست. لویسا پالاسیوس، رئیس پیشین سیتگو و مدیر مرکز سیاست انرژی جهانی دانشگاه کلمبیا، می‌گوید بازگرداندن تولید ونزوئلا به سطح گذشته به میلیاردها دلار سرمایه خارجی و دست‌کم یک دهه زمان نیاز دارد. زیرساخت‌های نفتی طی سال‌های طولانی حکومت هوگو چاوز و مادورو فرسوده شده‌اند و برخی بخش‌ها عملا باید از نو ساخته شوند. بنابراین توافق تازه نمی‌تواند آن‌طورکه در تبلیغات سیاسی ممکن است القا شود، در چند ماه قیمت بنزین در آمریکا را پایین بیاورد. راب تامل از شرکت تورتویس کپیتال نیز می‌گوید سرمایه‌گذاری در ونزوئلا باید با ده‌ها پروژه دیگر شرکت‌های بزرگ نفتی در جهان رقابت کند و احتمالا سال‌ها طول می‌کشد تا نفت اضافی قابل توجهی وارد بازار شود.

کاخ سفید امیدوار است مشارکت مستقیم دولت بخشی از این تردید را کاهش دهد، اما همین نقطه یک تناقض هم ایجاد کرده است: دولت آمریکا از یک طرف از شرکت‌های خصوصی می‌خواهد وارد ونزوئلا شوند و از طرف دیگر، در حال ساختن رقیبی است که خود واشینگتن، پشت آن ایستاده و به بخش عظیمی از ذخایر نفتی دسترسی ترجیحی خواهد داشت.

 اد هیرس، اقتصاددان انرژی دانشگاه هیوستون، این پرسش را صریح مطرح کرده است: چرا دولت آمریکا باید با پول و اعتبار خود «یک رقیب بزرگ برای صنعت نفت آمریکا» بسازد؟

دردسرهای حقوقی

ریسک بزرگ‌تر از اقتصاد، چالش‌های حقوقی و سیاسی این توافق است. قانون اساسی ۱۹۹۹ ونزوئلا ذخایر نفتی را متعلق به جمهوری بولیواری ونزوئلا می‌داند و فروش آنها را ممنوع می‌کند. مخالفان حکومت استدلال می‌کنند دولت غیرانتخابی کنونی اختیار حقوقی لازم برای واگذاری چنین حقوق بلندمدتی را ندارد و دولت آینده می‌تواند قرارداد را به چالش بکشد. طراحان معامله دقیقا از همین خطر آگاه بوده‌اند. به گفته افراد درگیر در مذاکرات، استفاده از یک شرکت خصوصی به‌جای قرارداد مستقیم دولت آمریکا با کاراکاس با این هدف انتخاب شده که لغو توافق برای حکومت‌های آینده دشوارتر شود. محاسبه آنها این است که مصادره یک شرکت خصوصی از نظر سیاسی و حقوقی سخت‌تر از لغو یک توافق دولتی خواهد بود.

با این حال، همین طراحی در میان بخشی از ونزوئلایی‌ها واکنش منفی ایجاد کرده است. دیه‌گو آریا، وزیر و سفیر پیشین ونزوئلا که اکنون در آمریکا در تبعید زندگی می‌کند، معامله را غیرقانونی می‌داند و واشینگتن را متهم می‌کند در ازای دسترسی به نفت، به حکومتی غیرانتخابی مشروعیت می‌دهد. این واکنش یک تناقض سیاسی بزرگ‌تر را نشان می‌دهد. بسیاری از ونزوئلایی‌ها از عملیات آمریکا برای کنارزدن مادورو حمایت کردند، اما محبوبیت ترامپ با تقویت موقعیت رودریگز، معاون پیشین مادورو، کاهش یافته است. همان دولتی که واشینگتن زمانی بخشی از ساختار مادورو می‌دانست، اکنون شریک اصلی طرحی شده که ترامپ آن را دستاورد انرژی آمریکا معرفی می‌کند. برای مردم عادی ونزوئلا البته بحث حقوق مالکیت ۶۵ میلیارد بشکه نفت ممکن است بسیار دورتر از مشکلات روزانه باشد. ایرلیس سدنیو، بازنشسته ۶۵ساله‌ای در حومه کاراکاس گفته دغدغه او برق، آب، درآمد و هزینه زندگی است؛ اگر توافق نفتی بتواند این وضعیت را بهتر کند، از آن استقبال خواهد کرد. همین فاصله میان سیاست کلان و زندگی روزمره سرنوشت معامله را تعیین می‌کند. دولت ترامپ آن را راهی برای امنیت انرژی آمریکا می‌بیند و کاراکاس از سرمایه، مالیات و اشتغال سخن می‌گوید. صنعت نفت اما هنوز درباره امنیت سرمایه خود مطمئن نیست و مخالفان ونزوئلایی مشروعیت قرارداد را زیر سؤال می‌برند. نفت ونزوئلا زیر زمین فراوان است؛ مسئله دشوارتر این است که چه کسی حق استخراج آن را دارد، چه کسی پولش را می‌پردازد و آیا قراردادی که برای صد سال نوشته می‌شود، از تغییر دولت‌ها و بحران‌های سیاسی بعدی هم جان سالم به در خواهد برد؟ 

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.