مطبوعات؛ صدایی که نباید خاموش شود
هفدهم مرداد فقط روز تبریکگفتن به خبرنگاران نیست؛ فرصتی است برای مرور حال و روز رسانههایی که سالها بار سنگین آگاهیبخشی، مطالبهگری و دفاع از منافع عمومی را بر دوش کشیدهاند اما امروز خود به یکی از فراموششدهترین بخشهای فرهنگ و جامعه تبدیل شدهاند.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
فردین کمانگر ، روزنامهنگار: هفدهم مرداد فقط روز تبریکگفتن به خبرنگاران نیست؛ فرصتی است برای مرور حال و روز رسانههایی که سالها بار سنگین آگاهیبخشی، مطالبهگری و دفاع از منافع عمومی را بر دوش کشیدهاند اما امروز خود به یکی از فراموششدهترین بخشهای فرهنگ و جامعه تبدیل شدهاند.
اگر رسانه را رکن چهارم مردمسالاری بدانیم، مطبوعات ستون اصلی این رکن هستند؛ رسانههایی که برخلاف شتابزدگی فضای مجازی، بر پایه مسئولیت، راستیآزمایی، اخلاق حرفهای و پاسخگویی شکل گرفتهاند. با این حال، واقعیت آن است که مطبوعات ایران، بهویژه نشریات محلی، سالهای دشوار و کمسابقهای را پشت سر میگذارند؛ سالهایی که بسیاری از فعالان این حوزه فقط با عشق به حرفه و احساس مسئولیت، چراغ رسانههای خود را روشن نگه داشتهاند. در استانی مانند کردستان که همواره به عنوان یکی از کانونهای فرهنگ، ادب، هنر و اندیشه شناخته شده است، تعداد نشریات چاپی به شکل محسوسی کاهش یافته و امروز فقط شمار اندکی از آنها همچنان منتشر میشوند. این آمار، صرفا یک عدد نیست، بلکه نشانهای از دشوارشدن ادامه حیات مطبوعات در شرایط اقتصادی امروز است. افزایش مداوم هزینههای چاپ و نشر، گرانی کاغذ، زینک، مرکب، خدمات چاپخانهای و توزیع، انتشار هر شماره از یک روزنامه یا هفتهنامه را به کاری پرهزینه و گاه زیانده تبدیل کرده است. در چنین شرایطی، بسیاری از رسانههای محلی دیگر نه بر پایه اقتصاد رسانه، بلکه بر پایه تعهد صاحبان امتیاز، مدیران مسئول و خبرنگارانی اداره میشوند که هنوز باور دارند جامعه بدون رسانه حرفهای، بخشی از توان خود برای نقد، اصلاح و پیشرفت را از دست خواهد داد. از سوی دیگر، سالهاست حمایتهای مؤثر از مطبوعات محلی کمرنگ شده است. یارانههای تخصصی مطبوعات و کاغذ که زمانی بخشی از هزینههای انتشار را جبران میکرد، دیگر نقشی تعیینکننده در تداوم فعالیت رسانههای محلی ندارد. هرچند توزیع آگهیهای دولتی از طریق سامانههای مربوطه، اقدامی قابل توجه است، اما این درآمدها فاصله زیادی با هزینههای واقعی اداره یک رسانه دارند و نمیتوانند جایگزین سیاستهای حمایتی پایدار شوند. شاید نگرانکنندهتر از مشکلات مالی، مهاجرت سرمایه انسانی رسانه باشد. طی سالهای اخیر، بسیاری از خبرنگاران، دبیران سرویس و روزنامهنگاران حرفهای، به دلیل نبود امنیت شغلی، درآمد ناکافی، مشکلات معیشتی و آینده نامعلوم این حرفه، ناچار شدهاند رسانه را ترک کنند و در حوزههای دیگر مشغول به کار شوند. این خروج آرام اما مستمر، خسارتی است که آثار آن در سالهای آینده بیشتر نمایان خواهد شد. خالیشدن تحریریهها از نیروهای باتجربه، راه را برای ورود افرادی باز کرده که گاه بدون آموزش حرفهای، بدون شناخت اصول روزنامهنگاری و بدون پایبندی به اخلاق رسانه وارد این عرصه میشوند. نتیجه چنین روندی، کاهش کیفیت تولید محتوا، تضعیف مرجعیت رسانههای رسمی و افزایش بیاعتمادی مخاطبان خواهد بود؛ مسئلهای که در عصر گسترش اخبار جعلی و اطلاعات نادرست، تهدیدی جدی برای جامعه محسوب میشود. از سوی دیگر، سالهاست نمایشگاه مطبوعات، به عنوان مهمترین رویداد رسانهای کشور، برگزار نمیشود و بسیاری از جشنوارههای تخصصی مطبوعات نیز یا متوقف شدهاند یا به دلیل کمبود اعتبارات، دیگر شور و اثرگذاری گذشته را ندارند. این رویدادها فقط محل تقدیر از خبرنگاران نبودند، بلکه فرصتی برای آموزش، تبادل تجربه، معرفی فناوریهای نوین و تقویت همبستگی جامعه رسانهای به شمار میرفتند. در کنار این مسائل، دغدغههای معیشتی خبرنگاران همچنان پابرجاست. بیمه، مسکن، امنیت شغلی، دستمزد متناسب با مسئولیت حرفهای و اجرای کامل قوانین حمایتی، هنوز از مهمترین مطالبات فعالان رسانه است. وعدههایی همچون تشکیل نظام صنفی رسانه نیز سالهاست مطرح میشود، اما هنوز به مرحله اجرا نرسیده است. با این همه، نباید فراموش کرد خاموششدن هر نشریه فقط تعطیلی یک بنگاه فرهنگی نیست، بلکه خاموششدن چراغ بخشی از حافظه اجتماعی، مطالبهگری مدنی و گردش آزاد اطلاعات است. رسانههای محلی، نزدیکترین رسانهها به مردم هستند. آنها مشکلات شهرها و روستاها را روایت میکنند، ظرفیتهای مناطق را معرفی میکنند، صدای اقشار کمتر شنیدهشده را به گوش مسئولان میرسانند و حلقه اتصال جامعه و حاکمیت هستند. در روزگاری که سرعت انتشار خبر بیش از هر زمان دیگری افزایش یافته، جامعه بیش از گذشته به رسانههای حرفهای نیاز دارد؛ رسانههایی که خبر را نه برای جلب مخاطب، بلکه برای آگاهی جامعه منتشر میکنند. حمایت از مطبوعات، هزینه نیست؛ سرمایهگذاری برای توسعه فرهنگی، افزایش اعتماد عمومی و تقویت سرمایه اجتماعی کشور است.
روز خبرنگار اگر قرار است فقط در حد پیامهای تبریک باقی بماند، تغییری در وضعیت رسانهها ایجاد نخواهد کرد. آنچه امروز مطبوعات به آن نیاز دارند، سیاستهای حمایتی پایدار، کاهش هزینههای تولید، تقویت اقتصاد رسانه، حمایت از خبرنگاران و توجه جدی به نقش رسانههای محلی در توسعه کشور است. نبض مطبوعات هنوز میتپد، اما تداوم این تپش، بیش از هر زمان دیگری به تصمیمهای مؤثر، حمایتهای عملی و نگاهی راهبردی به آینده رسانههای کشور وابسته است.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.